﻿1
00:00:06,048 --> 00:00:07,550
‫آنچه گذشت...

سرمووی مرجع دانلود فیلم و سریال
.:: SERMOVIE ::.

2
00:00:07,633 --> 00:00:08,926
‫اسلحه و نشان

3
00:00:09,009 --> 00:00:10,803
‫خودت این بازی رو شروع کردی،
‫وقتی گزارشم رو دادی

4
00:00:10,886 --> 00:00:13,597
‫تو قوم و خویشم نیستی.
‫فقط رفیقمی.

5
00:00:13,681 --> 00:00:15,307
‫یا رفیقم بودی

6
00:00:15,391 --> 00:00:17,643
‫حالا فقط یه یارویی هستی که قبلاً همکارم بود

7
00:00:17,727 --> 00:00:18,954
‫دو تا شاهد گفتن که

8
00:00:18,978 --> 00:00:20,521
‫دیردری نولان

9
00:00:20,604 --> 00:00:22,273
‫یه همدست داشته. از شما می‌خوام

10
00:00:22,356 --> 00:00:23,983
‫اسمش رو بهم بگید
‫[تو هنوز شماره‌ی یکم هستی]

11
00:00:24,066 --> 00:00:25,746
‫- نه! نه!
‫- حالت خوبه؟ انگار...

12
00:00:25,776 --> 00:00:27,462
‫- روح دیدی
‫- تو جان ازم پرسید

13
00:00:27,486 --> 00:00:28,588
‫آمار این یارو وایت میلک رو در بیارم،

14
00:00:28,612 --> 00:00:30,906
‫که شاید با رمزی صنمی داشته باشه.
‫هنوز توی فیلادلفیاست،

15
00:00:30,990 --> 00:00:32,230
‫فقط حالا اسمش شده «مایکل گریشام»

16
00:00:32,283 --> 00:00:33,885
‫باورم نمیشه که بالأخره موعدش شده

17
00:00:33,909 --> 00:00:34,970
‫نگران اون بُریدگی

18
00:00:34,994 --> 00:00:36,471
‫روی صورتت نباش.
‫به یکی میگم...

19
00:00:36,495 --> 00:00:37,597
‫درست‌حسابی واست ردیفش کنه

20
00:00:37,621 --> 00:00:39,582
‫شانون آخرین قربانی رمزی‌ـه

21
00:00:39,665 --> 00:00:41,101
‫- این دوستت کیه؟
‫- دوستم همونیـه که...

22
00:00:41,125 --> 00:00:43,461
‫- شاهدی که باهاش قراره گیرت بندازیم رو پیدا کرده
‫- شاهد؟

23
00:00:43,544 --> 00:00:44,795
‫شماها شاهد دارید؟

24
00:00:44,879 --> 00:00:45,880
‫- مطمئنی؟
‫- مامان...

25
00:00:47,000 --> 00:00:57,000


26
00:00:57,183 --> 00:00:59,101
‫خوش اومدید

27
00:00:59,185 --> 00:01:02,062
‫ایالت فلوریدا شما رو دعوت کرده که

28
00:01:02,146 --> 00:01:06,859
‫شاهد این اتفاق مهم و رسمی باشید،

29
00:01:06,942 --> 00:01:10,988
‫یعنی اعدام یک جنایتکار محکوم‌شده

30
00:01:11,071 --> 00:01:14,450
‫هدف این فیلم آشنا کردن شما

31
00:01:14,533 --> 00:01:17,787
‫با روندیـه که قراره امروز ببینید

32
00:01:17,870 --> 00:01:20,748
‫می‌دونم شاید دلتون نخواد اینجا باشید

33
00:01:20,831 --> 00:01:24,376
‫شاید دل‌تون به حال محکوم بسوزه

34
00:01:24,460 --> 00:01:27,588
‫فقط می‌تونم بهتون یادآوری کنم که ما در این
‫ایالت بزرگ، تحت حاکمیت قانون زندگی می‌کنیم

35
00:01:29,924 --> 00:01:32,218
‫با راهنمایی متخصصین پزشکی،

36
00:01:32,301 --> 00:01:35,930
‫ایالت پروتکلی برای تزریق کشنده ابداع کرده

37
00:01:36,013 --> 00:01:39,099
‫سه محلول شیمیایی به صورت متوالی به داخل

38
00:01:39,183 --> 00:01:41,227
‫یک رگ وریدی تزیق می‌شوند

39
00:01:41,310 --> 00:01:44,605
‫اولیش سدیم پنتاتول‌ـه

40
00:01:44,688 --> 00:01:47,608
‫یه مُسکن، برای راحتی محکوم

41
00:01:47,691 --> 00:01:51,612
‫بعدی پانکورونیم برومایده

42
00:01:51,695 --> 00:01:55,282
‫محلولی فلج‌کننده، برای بی‌تحرک کردن محکوم

43
00:01:55,366 --> 00:02:00,371
‫در نهایت، یک دُز از پتاسیوم کلراید تزیق میشه،

44
00:02:00,454 --> 00:02:02,039
‫که قلب رو از کار می‌ندازه

45
00:02:02,122 --> 00:02:05,334
‫پس از طی شدن زمان مناسب،

46
00:02:05,417 --> 00:02:09,255
‫یک متخصص پزشکی
‫اثربخشی روند رو تأیید می‌کنه

47
00:02:09,338 --> 00:02:12,049
‫ارائه و توضیحاتِ من به پایان رسید

48
00:02:12,132 --> 00:02:17,847
‫امیدوارم تا حدودی مفید واقع بشه
‫و
‫شاید مایه‌ی آرامش‌تون باشه

49
00:02:17,930 --> 00:02:20,182
‫ممنون که تماشا کردید،

50
00:02:20,266 --> 00:02:22,268
‫و خدا به همراه‌تون

51
00:02:28,000 --> 00:02:38,000


52
00:03:02,000 --> 00:03:12,000
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫AM1Я H1tmaN

53
00:03:12,651 --> 00:03:14,486
‫تقریباً ساعت 7 ـه

54
00:03:14,570 --> 00:03:16,214
‫باید بری کفش‌هات رو بپوشی و
‫واسه مدرسه حاضر شی

55
00:03:16,238 --> 00:03:17,615
‫- دیمون
‫- پوشیدم

56
00:03:19,241 --> 00:03:20,618
‫اونا رو نمیگم

57
00:03:20,701 --> 00:03:24,079
‫اونا رو باید بندازی این تو

58
00:03:24,163 --> 00:03:25,539
‫چی؟ چرا؟

59
00:03:25,623 --> 00:03:27,917
‫نمی‌خوام ملت خیال کنن
‫تو رو از سر راه پیدا کردیم

60
00:03:28,000 --> 00:03:29,811
‫- عجب!
‫- خیلی‌خب. ولی من مخالفم

61
00:03:29,835 --> 00:03:31,521
‫- یعنی اگه لازم باشه...
‫- دیمون

62
00:03:31,545 --> 00:03:34,715
‫اون قدیما سعی کردی منو هم مجبور کنی
‫کفش‌هامو بندازم دور

63
00:03:34,798 --> 00:03:37,051
‫- خدایی؟
‫- «سعی کردی» نه. انداختی‌شون دور

64
00:03:37,134 --> 00:03:38,469
‫آره

65
00:03:39,803 --> 00:03:42,932
‫آره، انداختم، ولی...

66
00:03:43,015 --> 00:03:45,392
‫همون روز بعدش از سطل آشغال نجاتش دادم و

67
00:03:45,476 --> 00:03:47,978
‫دو ماه دیگه هم پوشیدمش،
‫موقع‌هایی که حواسش نبود

68
00:03:48,062 --> 00:03:49,647
‫- اوه
‫- اوهوم

69
00:03:49,730 --> 00:03:53,359
‫ولی بعدش فهمید و
‫تا یه هفته نمی‌تونستم بشینم

70
00:03:59,239 --> 00:04:01,617
‫واسه تمرین امشب آماده‌ای؟

71
00:04:01,700 --> 00:04:03,285
‫گمونم

72
00:04:03,369 --> 00:04:06,956
‫پدر، میشه واسه تک‌نوازی
‫ساعت مامان رو دستم کنم؟

73
00:04:10,334 --> 00:04:12,503
‫اگه بود خیلی دوست داشت

74
00:04:12,586 --> 00:04:14,439
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫بهتره امشب موقع تمرین دستت کنیش

75
00:04:14,463 --> 00:04:16,674
‫تا عادت کنی موقع نوازیدن دستت باشه

76
00:04:16,757 --> 00:04:17,841
‫حالا عجله‌ای واسش نیست

77
00:04:17,925 --> 00:04:19,551
‫برو بالا و به خواهرت بگو

78
00:04:19,635 --> 00:04:22,221
‫بی‌معطلی بیاد پایین

79
00:04:22,304 --> 00:04:24,181
‫وگرنه واسه مدرسه دیرتون میشه

80
00:04:32,773 --> 00:04:34,775
‫آره

81
00:04:37,653 --> 00:04:41,949
‫خب، بعد اینکه رسوندی‌شون
‫قراره برگردی اینجا؟

82
00:04:42,032 --> 00:04:43,659
‫باید راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم

83
00:04:43,742 --> 00:04:46,495
‫الان وقت دارم

84
00:04:46,578 --> 00:04:48,998
‫با دوستت حرف زدم... کوالسکی؟

85
00:04:49,081 --> 00:04:51,208
‫دادستان فدرال کوالسکی؟

86
00:04:51,291 --> 00:04:54,503
‫- اومده بود که تو رو ببینه
‫- خب چرا با تو حرف زد؟

87
00:04:54,586 --> 00:04:55,963
‫چون می‌خواستم بدونم

88
00:04:56,046 --> 00:04:58,799
‫این همه دردسر زیر سر کیه

89
00:04:58,882 --> 00:05:00,467
‫و به جواب هم رسیدم

90
00:05:00,551 --> 00:05:03,053
‫ننه، این کارِ تو نیست

91
00:05:03,137 --> 00:05:05,723
‫می‌دونی، شاید یه روزی اومد که
‫اجازه دادم بهم بگی

92
00:05:05,806 --> 00:05:10,227
‫چی کارم هست و چی نیست،
‫ولی اون روز امروز نیست

93
00:05:10,310 --> 00:05:12,396
‫منو فرستاد که یه کارآگاه بازنشسته رو ببینم

94
00:05:12,479 --> 00:05:16,233
‫اسم یه مردی رو بهم داد، «پیتر لنکس»

95
00:05:16,316 --> 00:05:19,278
‫اگه تو و سمسون دست از این
‫مسخره‌بازی‌هاتون بردارید و

96
00:05:19,361 --> 00:05:21,238
‫مشکل‌تون رو حل کنید،

97
00:05:21,321 --> 00:05:24,074
‫باید برید پیتر رو ببینید،
‫قبل اینکه کسی صدمه ببینه

98
00:05:24,158 --> 00:05:27,161
‫اقلاً، کسی که برای من عزیزه

99
00:05:37,296 --> 00:05:39,298
‫سلام، چه خبرا، وگا؟

100
00:05:42,217 --> 00:05:43,594
‫ای کیر...

101
00:05:45,763 --> 00:05:47,473
‫کیر توش! کیر توش! کیر توش!

102
00:05:57,941 --> 00:06:01,236
‫الکس، وایسا.
‫شاهد به تلفنش جواب نمی‌داد.

103
00:06:01,320 --> 00:06:04,240
‫ماسی زنگ زد ببینه در چه وضعـه.
‫گشت اومد، جسد شاهد رو پیدا کرد.

104
00:06:04,323 --> 00:06:06,575
‫شلیک گلوله به سر

105
00:06:06,658 --> 00:06:08,952
‫گوش کن، کارآگاه، تو نباید اینجا باشی

106
00:06:09,036 --> 00:06:11,205
‫- ناسلامتی این کیر خر خونه‌ی امنـه
‫- می‌دونم

107
00:06:11,288 --> 00:06:13,499
‫باید روح باشی که بتونی
‫بدون دیده شدن وارد و خارج بشی

108
00:06:16,627 --> 00:06:19,171
‫جین و تونیک.
‫نه، فقط مشروب جین.

109
00:06:19,254 --> 00:06:20,839
‫حالت خوبه؟

110
00:06:20,923 --> 00:06:23,509
‫انگار روح دیدی

111
00:06:23,592 --> 00:06:25,594
‫یه روح

112
00:06:26,929 --> 00:06:28,263
‫آره

113
00:06:37,314 --> 00:06:38,857
‫یه خونه‌ی امن

114
00:06:38,941 --> 00:06:40,567
‫برنامه‌ی گشتی‌ها

115
00:06:40,651 --> 00:06:42,277
‫همچین اطلاعاتی رو داشتن، بُرش می‌خواد

116
00:06:42,361 --> 00:06:44,404
‫شاید پای یه مأمور بالا رده وسطـه.
‫ممکنه انگیزه‌اش پول باشه.

117
00:06:44,488 --> 00:06:46,490
‫رمزی گور به گور شده

118
00:06:49,576 --> 00:06:51,995
‫تابحال شده کسی به خودت پیشنهاد رشوه بده؟

119
00:06:52,079 --> 00:06:54,248
‫البته

120
00:06:54,331 --> 00:06:58,252
‫هیچ‌وقت نفهمیدم اگه قرار نیست درست
‫انجامش بدی، چرا باید این شغل رو قبول کنی

121
00:07:00,838 --> 00:07:02,923
‫می‌دونستم اینو میگی

122
00:07:03,006 --> 00:07:05,592
‫به محض اینکه باردار شدم، به آلیشا گفتم

123
00:07:05,676 --> 00:07:07,654
‫این آقا کوچولویی که توی شکممـه،
‫الگوی شخصیتی لازم داره

124
00:07:07,678 --> 00:07:10,139
‫یکی که نشونش بده یه مرد باید چطوری باشه

125
00:07:10,222 --> 00:07:13,183
‫امیدوار بودم اون شخص تو باشی، تو جان.

126
00:07:13,267 --> 00:07:15,185
‫تو پدرخوانده‌اش میشی؟

127
00:07:18,397 --> 00:07:19,940
‫چرا من؟

128
00:07:21,900 --> 00:07:25,404
‫روحت هم خبر نداره که آدمی
‫مثل تو لنگه‌اش سخت پیدا میشه، نه؟

129
00:07:25,487 --> 00:07:28,240
‫اگه بذاری با من بپلکه،
‫کلی چیزای ناجور می‌بینه

130
00:07:28,323 --> 00:07:31,160
‫همین رو می‌خوام

131
00:07:31,243 --> 00:07:33,287
‫خیلی‌خب

132
00:07:33,370 --> 00:07:34,913
‫ممنون

133
00:07:34,997 --> 00:07:38,709
‫نمی‌دونی چقدر بهم آرامش داد

134
00:07:41,795 --> 00:07:44,173
‫حالا، چطوری رمزی رو بگیریم؟

135
00:07:44,256 --> 00:07:46,508
‫اولین کاری که باید بکنیم
‫اینـه که دایره‌ی تردید رو ببندیم

136
00:07:46,592 --> 00:07:48,844
‫باید فقط افراد مورد اعتمادمون سر این قضیه باشن

137
00:07:48,927 --> 00:07:52,222
‫پس احتمالاً به صلاحـه که اندرسون...

138
00:07:53,307 --> 00:07:55,726
‫خبردار نشه

139
00:07:55,809 --> 00:07:57,644
‫احتمالاً

140
00:07:59,813 --> 00:08:01,481
‫- Untranslated Line -

141
00:08:01,565 --> 00:08:04,109
‫و اگه چیزی دستگیرت شد...
‫هر چیزی...

142
00:08:04,193 --> 00:08:06,278
‫- به من خبر بده
‫- حتماً

143
00:08:22,502 --> 00:08:24,504
‫- حالا، گوش کن...
‫- بله...

144
00:08:41,104 --> 00:08:42,272
‫آهای

145
00:08:43,232 --> 00:08:44,566
‫بیا بیرون!

146
00:08:45,859 --> 00:08:47,945
‫می‌خواستی با من حرف بزنی.
‫راجع به رمزی‌ـه.

147
00:08:48,987 --> 00:08:50,197
‫من مشکلی ندارم

148
00:08:51,865 --> 00:08:53,909
‫هیچکس در خطر نیست

149
00:08:53,992 --> 00:08:55,285
‫یه لحظه تنهامون بذارید

150
00:08:55,369 --> 00:08:58,747
‫قول میدم، موریس، مشکلی نیست

151
00:09:03,126 --> 00:09:05,837
‫فرض می‌کنم علت اینجا اومدنت

152
00:09:05,921 --> 00:09:07,756
‫بدجور مهم بوده

153
00:09:07,839 --> 00:09:10,550
‫من یه شاهد پیدا کردم که می‌تونست
‫اد رمزی رو به جرم قتل محکوم کنه

154
00:09:11,635 --> 00:09:14,012
‫جدی؟ کی؟

155
00:09:14,096 --> 00:09:16,431
‫مهم نیست. اون مُرده

156
00:09:16,515 --> 00:09:19,476
‫یکی وارد خونه‌ی امن پلیس شده و
‫یه گلوله کاشته وسط سرش

157
00:09:19,559 --> 00:09:22,312
‫چرا اومدی اینجا؟

158
00:09:22,396 --> 00:09:26,149
‫به این فکر می‌کردم که رمزی باید تا کجا
‫بُرش داشته باشه که دستش به اون شاهد برسه،

159
00:09:26,233 --> 00:09:29,361
‫داشتم به دوستاش فکر می‌کردم،
‫برام سؤال بود که

160
00:09:29,444 --> 00:09:32,948
‫چی باعث شد توی مهمونی رمزی
‫در اون حد شوکه بشی،

161
00:09:33,031 --> 00:09:35,659
‫انگار که روح دیده باشی

162
00:09:35,742 --> 00:09:37,953
‫ولی شرط می‌بندم روح نبوده؛ مگه نه؟

163
00:09:38,036 --> 00:09:40,664
‫مطمئن نیستم منظورت چیه

164
00:09:40,747 --> 00:09:41,957
‫یه چیزی خورده بودم...

165
00:09:42,040 --> 00:09:44,167
‫بازی در نیار. نه، نه، نه، امروز نه

166
00:09:44,251 --> 00:09:45,711
‫می‌دونم افسارت دست رمزی‌ـه و

167
00:09:45,794 --> 00:09:49,381
‫قسم می‌خورم، خانم رئیس مجلس،
‫پته‌ات رو می‌ریزم روی آب

168
00:09:51,216 --> 00:09:52,426
‫برو بیرون

169
00:09:53,510 --> 00:09:54,761
‫همین الان

170
00:09:59,266 --> 00:10:03,437
‫اینو می‌پرسی چون خیال می‌کنی
‫می‌تونی رمزی رو بگیری؟

171
00:10:03,520 --> 00:10:05,689
‫بله. و شانون رو نجات بدم

172
00:10:07,065 --> 00:10:08,483
‫من چی؟

173
00:10:08,567 --> 00:10:10,694
‫لامصب شوخیت گرفته...

174
00:10:15,198 --> 00:10:18,118
‫ببین، یه چیزی بهم بگو که
‫واسه نجات شانون به کارم بیاد

175
00:10:18,201 --> 00:10:20,996
‫قسم می‌خورم اسمی ازت نمی‌برم

176
00:10:24,082 --> 00:10:27,461
‫من هر شب می‌بینمش

177
00:10:27,544 --> 00:10:29,087
‫که داره از دستش فرار می‌کنه

178
00:10:30,839 --> 00:10:33,133
‫می‌خواستم باور کنم یه چیز دیگه‌ست

179
00:10:33,216 --> 00:10:35,677
‫هر چیزی

180
00:10:35,761 --> 00:10:37,554
‫بعدش خون رو دیدم

181
00:10:37,637 --> 00:10:40,015
‫خون؟

182
00:10:40,098 --> 00:10:42,184
‫یه لحظه‌ای پیش اومد

183
00:10:42,267 --> 00:10:45,020
‫که اون فهمید نمی‌تونه فرار کنه

184
00:10:45,103 --> 00:10:48,106
‫صورتش رو جر داد

185
00:10:55,405 --> 00:10:58,116
‫چه چشمای سبز خوشگلی

186
00:11:00,452 --> 00:11:01,870
‫چشمای آیلین قهوه‌ای بود

187
00:11:03,121 --> 00:11:05,040
‫برو درت رو بذار

188
00:11:05,123 --> 00:11:08,168
‫می‌تونم این کار رو بکنم،
‫یا می‌تونم بذارم یه زنگ بزنی

189
00:11:08,251 --> 00:11:11,713
‫به پدر و مادرت، تا خداحافظی کنی

190
00:11:13,882 --> 00:11:15,509
‫دلت می‌خواد؟

191
00:12:06,560 --> 00:12:08,145
‫تولدت مبارک، آیلین

192
00:12:08,228 --> 00:12:10,355
‫تماس تلفنیم رو می‌خوام

193
00:12:14,734 --> 00:12:17,946
‫همیشه فکر می‌کردم «سیبی که
‫از وسط نصفش کردن» اصطلاح عجیبیـه،

194
00:12:18,029 --> 00:12:21,408
‫بعدش فهمیدم قبلاً و در اصل
‫«سیب به درختش میره» بوده،

195
00:12:21,491 --> 00:12:25,245
‫طوری که انگار تصویر
‫پدر یا مادر رو منعکس می‌کنه

196
00:12:25,328 --> 00:12:27,038
‫حالا معنیش رو می‌فهمم

197
00:12:29,040 --> 00:12:31,334
‫گمونم تو بهترین اثرم هستی، آیلین

198
00:12:31,418 --> 00:12:33,879
‫- گوه بخور
‫- قهوه بهتر نیست؟

199
00:12:41,136 --> 00:12:42,679
‫بیا

200
00:12:42,762 --> 00:12:45,098
‫این آخرین وعده‌ی غذایی آیلین بود،
‫یه فنجون قهوه

201
00:12:45,182 --> 00:12:47,100
‫پس خیلی برام مهمـه که بخوریش

202
00:12:47,184 --> 00:12:49,269
‫مورد داشتیم طرف رو مجبور کردم
‫هفت وعده غذا بخوره،

203
00:12:49,352 --> 00:12:51,396
‫پس مجبورت می‌‌کنم این قهوه رو بخوری

204
00:12:51,480 --> 00:12:55,317
‫سؤال اینـه که از راه آسونش یا سختش؟

205
00:13:02,908 --> 00:13:05,076
‫اینم از تصویری که می‌خواستی

206
00:13:10,290 --> 00:13:13,585
‫می‌دونی، هر روز دیگه‌ای بود،

207
00:13:13,668 --> 00:13:15,837
‫این کارت بدجور عصبانیم می‌کرد

208
00:13:17,047 --> 00:13:18,882
‫ولی امروز نه

209
00:13:58,880 --> 00:14:02,092
‫زیباست، مگه نه؟

210
00:14:40,338 --> 00:14:42,757
‫وقتشـه جشن بگیریم

211
00:14:42,841 --> 00:14:44,777
‫- گمونم باید یه نگاهی به این بندازم
‫- فکر خوبیـه

212
00:14:44,801 --> 00:14:45,802
‫بفرمایید

213
00:14:45,885 --> 00:14:47,220
‫- ممنون
‫- خواهش

214
00:14:51,558 --> 00:14:52,892
‫- سلام
‫- سلام

215
00:14:52,976 --> 00:14:54,776
‫- ممنون که اومدید
‫- شوخیت گرفته؟

216
00:14:54,853 --> 00:14:57,939
‫چیلی رستوران بن و گرفتن رمزی؟
‫این که حال میده

217
00:14:58,023 --> 00:15:00,734
‫تازه از کلمه‌ی «حلقه‌ی
‫افراد مورد اعتماد» استفاده می‌کنی

218
00:15:00,817 --> 00:15:03,028
‫احساس خاص بودن به آدم دست میده

219
00:15:03,111 --> 00:15:04,738
‫چه معیار اعتماد درِ پیتی

220
00:15:04,821 --> 00:15:07,532
‫- من اومدم
‫- آره، چون من ضمانتت رو کردم

221
00:15:07,616 --> 00:15:10,577
‫ببینید، همگی اینجایید چون
‫اینجا لازمتون دارم، خب؟

222
00:15:10,660 --> 00:15:13,830
‫فارغ از احساسات شخصیم،
‫به تک‌تک‌تون اعتماد دارم،

223
00:15:13,913 --> 00:15:15,790
‫وقتی بحث کار وسط باشه

224
00:15:15,874 --> 00:15:19,377
‫ولی نباید به کسی بگید کجایید یا
‫چیکار دارید می‌کنید

225
00:15:19,461 --> 00:15:21,671
‫- همگی با این قضیه اوکی‌اید؟
‫- اوهوم

226
00:15:21,755 --> 00:15:24,591
‫خیلی‌خب. برگشتیم سر خونه‌ی اول با رمزی

227
00:15:24,674 --> 00:15:27,844
‫تنها راهی که می‌تونیم پیداش کنیم اینـه که
‫بفهمیم شانون رو کجا قایم کرده

228
00:15:27,927 --> 00:15:30,805
‫اینطوری ظاهر قربانی‌هاش رو دستکاری می‌کنه،
‫لابد داره نزدیک میشه

229
00:15:30,889 --> 00:15:32,724
‫داشت نزدیک می‌شد.
‫ولی به مانع خورد.

230
00:15:32,807 --> 00:15:35,060
‫شانون توی مهمونی صورتش رو برید

231
00:15:35,143 --> 00:15:36,686
‫با یکی که شاهد ماجرا بود حرف زدم

232
00:15:36,770 --> 00:15:38,480
‫خب، می‌خوای بگی اون کیه، تخم سگ؟

233
00:15:38,563 --> 00:15:39,749
‫یا قراره این اطلاعات رو پیش خودت نگه داری؟

234
00:15:39,773 --> 00:15:43,109
‫خیلی‌خب، خانم‌ها،
‫جفت‌تون خیلی باهوش و خوشگل هستید

235
00:15:43,193 --> 00:15:44,694
‫میشه ادامه بدیم؟ زمان داره می‌گذره

236
00:15:44,778 --> 00:15:48,365
‫نکته اینـه که رمزی اونو
‫با صورتِ زخمی نمی‌کُشه

237
00:15:48,448 --> 00:15:49,991
‫اون‌موقع با آیلین هم‌خوانی نداره

238
00:15:50,075 --> 00:15:53,328
‫- واسه خودش زمان خریده
‫- چقدر گنگستری عمل کرده

239
00:15:53,411 --> 00:15:55,121
‫واسه ما هم زمان خریده

240
00:15:55,205 --> 00:15:58,500
‫وگا، دلاکنر، ازتون می‌خوام
‫رمزی رو تعقیب کنید، خب؟

241
00:15:58,583 --> 00:16:00,377
‫و نذارید شما رو قال بذاره

242
00:16:00,460 --> 00:16:01,795
‫اول باید پیداش کنیم

243
00:16:01,878 --> 00:16:03,338
‫- من می‌تونم کمک کنم
‫- خیلی‌خب

244
00:16:03,421 --> 00:16:04,839
‫بریم؟

245
00:16:09,177 --> 00:16:11,304
‫تو بمون

246
00:16:12,931 --> 00:16:14,974
‫مهارتت رو روی این پیاده کن

247
00:16:15,058 --> 00:16:16,351
‫خودت قراره چیکار کنی؟

248
00:16:16,434 --> 00:16:18,704
‫خب، درست گفتی که
‫یه خائن دیگه توی پلیس هست،

249
00:16:18,728 --> 00:16:19,789
‫و من هم نمی‌تونم تحمل کنم، پس...

250
00:16:19,813 --> 00:16:21,398
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اندرسون باشه

251
00:16:21,481 --> 00:16:23,775
‫- گمونم با عقل جور در میاد
‫- آره، مطمئن نیستم

252
00:16:24,859 --> 00:16:26,236
‫نه؟

253
00:16:27,946 --> 00:16:29,674
‫از همون اول چوب لای چرخ تحقیقات می‌ذاشت

254
00:16:29,698 --> 00:16:31,050
‫می‌دونیم که با رمزی دوستـه

255
00:16:31,074 --> 00:16:33,094
‫اون موقعیتِ خونه‌ی امن رو می‌دونه،

256
00:16:33,118 --> 00:16:34,661
‫وقفه‌های بین گشت‌ها

257
00:16:34,744 --> 00:16:36,430
‫تنها مشکل اینـه،
‫در رابطه با سوابق دیشب،

258
00:16:36,454 --> 00:16:38,748
‫بررسی‌شون کردم و اون خونه بود

259
00:16:38,832 --> 00:16:40,166
‫چون کار اون نبوده

260
00:16:40,250 --> 00:16:42,752
‫اگه همین الان نگی چی توی سرتـه...

261
00:16:43,837 --> 00:16:47,090
‫وقتی بوکس رو شروع کرده بودیم، یادت میاد
‫مربی کلر راجع به ضربه خوردن چی گفت؟

262
00:16:47,173 --> 00:16:51,386
‫بدترین دردها مالِ ضرباتی هستن
‫که توقعش رو نداری

263
00:16:51,469 --> 00:16:53,054
‫مطمئنم همدستش هر کی که هست

264
00:16:53,138 --> 00:16:55,223
‫همونیـه که فیلم من رو درز داد، تو جان

265
00:16:55,306 --> 00:16:58,435
‫این کار فقط از دو نفر بر میاد

266
00:16:58,518 --> 00:17:01,271
‫دو نفر

267
00:17:01,354 --> 00:17:03,189
‫و می‌دونم که کار تو نبوده

268
00:17:13,491 --> 00:17:15,410
‫- جناب
‫- بله؟

269
00:17:15,493 --> 00:17:17,537
‫باید باهاتون صحبت کنم

270
00:17:20,081 --> 00:17:23,418
‫بابی تری اومد دیدنم

271
00:17:23,501 --> 00:17:25,336
‫پلیس فدرال پولش رو مسدود کردن

272
00:17:25,420 --> 00:17:27,338
‫چطور...

273
00:17:27,422 --> 00:17:28,673
‫بیخیال

274
00:17:28,757 --> 00:17:30,067
‫بهش بگو بعداً یه سر بیاد خونه،

275
00:17:30,091 --> 00:17:31,843
‫کاری می‌کنم پولش رو بگیره

276
00:17:32,844 --> 00:17:35,597
‫وایسا. موبایلت رو بده من

277
00:17:35,680 --> 00:17:37,348
‫- چه نیازی بهش...
‫- فقط قفلش رو باز کن

278
00:17:44,647 --> 00:17:46,357
‫خیلی نزدیکـه

279
00:17:46,441 --> 00:17:49,152
‫باورم نمیشه بالأخره داره اتفاق میفته

280
00:17:50,236 --> 00:17:51,863
‫کمک کن جابجاش کنم

281
00:18:00,955 --> 00:18:02,582
‫همه‌مون رازهایی داریم

282
00:18:02,665 --> 00:18:04,626
‫من آماده‌ام که رازهام رو برملا کنم

283
00:18:04,709 --> 00:18:07,480
‫هر کدوم از اون قربانی‌ها رو
‫به شکل یه قاتل سریالی در آورده

284
00:18:07,504 --> 00:18:09,422
‫اثر انگشت صفحه‌ی 26...

285
00:18:09,506 --> 00:18:11,233
‫به نظرت هواخواه
‫با این دیوونه‌ها تماس گرفته

286
00:18:11,257 --> 00:18:13,384
‫مشخصاتش به «هرب بائومیستر» می‌خوره

287
00:18:13,385 --> 00:18:15,385
‫« هرب بائومیستر »

288
00:18:15,804 --> 00:18:16,804
‫آیلین وورنوس

289
00:18:16,846 --> 00:18:18,726
‫توی چندین صفحه یادداشت وجود داره

290
00:18:19,390 --> 00:18:20,642
‫«مرد شنی»

291
00:18:20,725 --> 00:18:21,893
‫حاضرم هر کاری بکنم

292
00:18:21,976 --> 00:18:23,704
‫که تنها پسرش باشم

293
00:18:24,813 --> 00:18:26,439
‫اوه

294
00:18:26,523 --> 00:18:28,066
‫متأسفم

295
00:18:28,149 --> 00:18:30,568
‫نمی‌خواستم مزاحمت بشم

296
00:18:30,652 --> 00:18:32,529
‫نه، نه، مشکلی نیست

297
00:18:33,863 --> 00:18:35,031
‫اون آهنگ

298
00:18:35,114 --> 00:18:37,116
‫چیه؟

299
00:18:37,200 --> 00:18:39,244
‫♪ واو، آره ♪

300
00:18:39,327 --> 00:18:41,371
‫لوئیس آرمسترانگ

301
00:18:41,454 --> 00:18:44,541
‫آهنگ اصلیـه، بازخوانی نیست

302
00:18:49,754 --> 00:18:52,515
‫دوست‌دخترت تو رو می‌بره
‫مهمونی تولد یه قاتل سریالی؟

303
00:18:56,010 --> 00:18:57,220
‫بیخیال، الکس

304
00:18:57,303 --> 00:18:59,138
‫تولدمـه

305
00:19:01,891 --> 00:19:04,435
‫می‌دونی، این تولد واسم خیلی مهمـه

306
00:19:05,000 --> 00:19:07,000
‫« امیر گودسپید
‫تاریخ فوت: 28 ژانویه‌ی 2024 »

307
00:19:07,001 --> 00:19:09,001
‫« تاریخ تولد: 28 ژانویه »

308
00:19:11,002 --> 00:19:13,202
‫« تاریخ تولد: 29 فوریه 1956 »

309
00:19:14,203 --> 00:19:16,203
‫« آیلین ورونوس »

310
00:19:17,574 --> 00:19:19,200
‫گوه توش

311
00:19:27,000 --> 00:19:31,296
‫می‌تونی واسه کاهش استرست
‫دیازپام مصرف کنی

312
00:19:31,379 --> 00:19:33,006
‫می‌خوای؟

313
00:19:34,841 --> 00:19:36,551
‫می‌خوام تا حد ممکن حواس‌جمع باشم

314
00:19:38,553 --> 00:19:40,179
‫هرطور راحتی

315
00:20:22,180 --> 00:20:24,182
‫♪ تو زیبایی ♪

316
00:20:25,934 --> 00:20:28,061
‫♪ شکی در این نیست ♪

317
00:20:29,896 --> 00:20:33,691
‫♪ هیچ‌وقت، هرگز محو نمیشی ♪

318
00:20:33,775 --> 00:20:36,027
‫♪ تو دوست‌داشتنی هستی ♪

319
00:20:37,278 --> 00:20:39,364
‫♪ ولی مطمئن نیستم که ♪

320
00:20:41,824 --> 00:20:47,121
‫♪ من تا ابد عوض نشم ♪

321
00:20:47,205 --> 00:20:50,500
‫♪ من مثل یه پرنده‌ام ♪

322
00:20:50,583 --> 00:20:53,378
‫♪ فقط پرواز می‌کنم میرم ♪

323
00:20:54,754 --> 00:20:58,758
‫♪ نمی‌دونم روحم کجاست ♪

324
00:20:58,841 --> 00:21:01,844
‫♪ نمی‌دونم خونه‌ام کجاست ♪

325
00:21:03,680 --> 00:21:04,823
‫- خوشمزه‌ست؟
‫- آره

326
00:21:04,847 --> 00:21:05,908
‫- یکم می‌خوای؟
‫- نه

327
00:21:05,932 --> 00:21:08,142
‫امروز. قراره امروز بکُشتش

328
00:21:08,226 --> 00:21:09,894
‫اون‌وقت تو از کجا می‌دونی؟

329
00:21:09,978 --> 00:21:11,896
‫ببینید، هواخواه، سال‌هاست که
‫مشغول جنایت بوده و

330
00:21:11,980 --> 00:21:13,982
‫ما حتی یه سرنخ هم نداشتیم

331
00:21:14,065 --> 00:21:16,109
‫ولی الان که پرونده‌ی امیر هنوز بازه،

332
00:21:16,192 --> 00:21:17,193
‫یه قربانی دیگه رو می‌دزده؟

333
00:21:17,276 --> 00:21:20,780
‫کم‌کم به هر کار خطرناکی دست می‌زنه
‫تا باعث گیر افتادنش بشه؟ چرا؟

334
00:21:20,863 --> 00:21:22,549
‫- چون بالأخره آیلینش رو پیدا کرد
‫- و...

335
00:21:22,573 --> 00:21:24,134
‫می‌تونست شش ماه دیگه هم
‫صبر کنه و بعد اونو بدزده،

336
00:21:24,158 --> 00:21:26,160
‫و ما همچنان از وجودش باخبر نمی‌شدیم

337
00:21:26,244 --> 00:21:28,997
‫- ولی باید الان انجامش بده
‫- اوهوم، و همه‌ی قربانی‌ها،

338
00:21:29,080 --> 00:21:30,516
‫درست قبل از تولد قاتل‌های سریالی‌ای که

339
00:21:30,540 --> 00:21:32,291
‫باهاشون تطابق داشتن، غیبشون زده

340
00:21:32,375 --> 00:21:34,002
‫- پس...
‫- وای، گوه توش

341
00:21:34,085 --> 00:21:36,671
‫- چیه؟
‫- امروز تولد آیلین‌ـه

342
00:21:36,674 --> 00:21:38,506
‫29 فوریه. سال کبیسه‌ست
‫[ماه فوریه همیشه 28 روز داره، جز سال کبیسه]

343
00:21:38,589 --> 00:21:40,651
‫اگه امروز اونو نکُشه،
‫باید چهار سال دیگه صبر کنه

344
00:21:40,675 --> 00:21:42,569
‫واسه همین داره ریسک‌هایی می‌کنه که
‫تابحال نکرده بود

345
00:21:42,593 --> 00:21:43,678
‫وایسا ببینم

346
00:21:43,761 --> 00:21:48,099
‫اون می‌خواد که دختره بی‌نقص باشه و
‫تو گفتی که اون صورتش رو بُریده

347
00:21:48,182 --> 00:21:50,685
‫- خب چطوری میشه؟
‫- می‌دونم با عقل جور در نمیاد...

348
00:21:50,768 --> 00:21:52,687
‫در میاد. ناسلامتی رمزی‌ـه ها

349
00:21:52,770 --> 00:21:56,482
‫او از بقیه آدما واسه حل مشکلش استفاده می‌کنه،
‫پس یکی رو پیدا می‌کنه که وضع دختره رو درست کنه

350
00:21:56,566 --> 00:21:59,444
‫- یه آرایش ساده کار رو در نمیاره
‫- صحیح

351
00:21:59,527 --> 00:22:00,713
‫یه جراح پلاستیک لازم داره

352
00:22:04,949 --> 00:22:06,826
‫چی... چی شد؟

353
00:22:20,214 --> 00:22:21,424
‫چیزی دستت رو گرفت؟

354
00:22:23,426 --> 00:22:25,029
‫گمونم می‌دونم شانون رو کجا قایم کرده

355
00:22:25,053 --> 00:22:27,263
‫جدی میگی؟

356
00:22:27,346 --> 00:22:29,474
‫- دیگه کی می‌دونه؟
‫- فقط خودم

357
00:22:29,557 --> 00:22:32,393
‫خوبه. به کسی نگو تا مطمئن بشی

358
00:22:32,477 --> 00:22:35,396
‫- به نظرت کجاست؟
‫- قبل اینکه به اون برسیم، من...

359
00:22:36,814 --> 00:22:38,524
‫فقط باید بدونم روالش چطوریه

360
00:22:38,608 --> 00:22:40,735
‫بهش زنگ می‌زنی؟

361
00:22:40,818 --> 00:22:42,653
‫پیامک میدی؟

362
00:22:42,737 --> 00:22:44,822
‫صبر می‌کنی من برم؟

363
00:22:44,906 --> 00:22:46,324
‫یا وایسا، نه. احتمالاً...

364
00:22:46,407 --> 00:22:49,202
‫می‌دونی چیه؟ یا شاید جلوی من بهش خبر بدی

365
00:23:02,590 --> 00:23:05,635
‫لابد واست سؤاله که چه آتویی ازم داره

366
00:23:05,718 --> 00:23:07,553
‫چون رازها نقطه‌ضعف‎‌مون هستن

367
00:23:07,637 --> 00:23:10,348
‫همه‌مون رازهایی داریم که ازشون خجالت می‌کشیم

368
00:23:10,431 --> 00:23:13,559
‫آدمایی مثل من و تو،
‫بیشتر از همه راز داریم

369
00:23:13,643 --> 00:23:18,231
‫واسه اون، ما فقط عروسک خیمه‌شب‌بازی
‫هستیم برای رسیدن به اهدافش

370
00:23:19,398 --> 00:23:23,486
‫ولی فوتِ کوزه‌گری، پیدا کردن نقطه‌ضعف
‫این عروسک‌های خیمه‌شب‌بازیـه

371
00:23:24,529 --> 00:23:26,155
‫رؤیای زندگیت رو میاره جلوی چشمت

372
00:23:26,239 --> 00:23:29,701
‫و بزرگ‌ترین رؤیاهات توی دنیا

373
00:23:29,785 --> 00:23:32,537
‫بدتر به خاک سیاه می‌نشوننت

374
00:23:32,620 --> 00:23:34,956
‫یه بچه

375
00:23:37,583 --> 00:23:41,087
‫من و آلیشیا از همه‌ی پس‌اندازها و
‫مزایامون استفاده کردیم

376
00:23:41,170 --> 00:23:43,131
‫حتی این خونه هم دیگه مال خودمون نیست

377
00:23:43,214 --> 00:23:45,216
‫- هیچ‌وقت قرار نبود بچه‌دار شیم
‫- اون از کجا فهمید؟

378
00:23:45,299 --> 00:23:46,425
‫خودت می‌دونی دیگه

379
00:23:46,509 --> 00:23:49,887
‫فقط با یه زنگ، نشسته بودیم توی یه کلینیک

380
00:23:49,971 --> 00:23:53,516
‫با یه مترجم، پیش بهترین
‫متخصص باروری دنیا

381
00:23:53,599 --> 00:23:56,602
‫و دکتر فقط یه چیز رو به انگلیسی گفت:

382
00:23:56,686 --> 00:23:59,230
‫«می‌تونم بهتون قول یه بچه رو بدم»

383
00:24:00,731 --> 00:24:02,275
‫و برای این، حاضری یکی رو بکُشی؟

384
00:24:02,358 --> 00:24:05,111
‫با چیزای کوچیک شروع شد

385
00:24:05,194 --> 00:24:08,614
‫اشتباه بود، ولی راحتـه که
‫فکر کنی ارزشش رو داشته

386
00:24:09,699 --> 00:24:12,702
‫و موقعی که ازت می‌خواد کاری رو بکنی که
‫از اون خط قرمزی که

387
00:24:12,785 --> 00:24:15,913
‫خیال می‌کردی رد میشه...

388
00:24:15,997 --> 00:24:19,125
‫تازه می‌فهمی دیگه کار از کار گذشته

389
00:24:19,208 --> 00:24:22,020
‫آره، و تنها راه لاپوشونی کردن
‫یه چیز بد، انجام یه کارِ بدتره

390
00:24:22,044 --> 00:24:23,504
‫درسته؟

391
00:24:25,923 --> 00:24:28,801
‫لازم نیست بابت این بیفتم زندان، جان

392
00:24:28,885 --> 00:24:30,178
‫پسرم به من نیاز داره

393
00:24:30,261 --> 00:24:32,197
‫- بس کن. بس کن. نه
‫- و هر باری که چشمام رو می‌بندم

394
00:24:32,221 --> 00:24:34,307
‫- تقاص جرایمم رو پس میدم
‫- تقاص پس ندادی! تقاصش رو پس ندادی!

395
00:24:34,390 --> 00:24:36,142
‫تقاصش رو امیر گودسپید پس داد

396
00:24:36,225 --> 00:24:38,561
‫مادر گودسپید هنوز داره تقاصش رو پس میده

397
00:24:38,644 --> 00:24:40,021
‫شانون ویتمر تقاصش رو پس داد

398
00:24:40,104 --> 00:24:42,273
‫من، کراس، تاوانش رو ما پس دادیم

399
00:24:42,356 --> 00:24:43,900
‫تو چُس مثقال هم تقاص پس ندادی

400
00:24:43,983 --> 00:24:47,153
‫اون کسشعرهایی که گفتی، راجع به
‫اینکه من پدرخونده‌ی بچه‌ات بشم...

401
00:24:47,236 --> 00:24:48,946
‫اون واقعی بود. بازیت نمی‌دادم

402
00:24:49,030 --> 00:24:50,966
‫چطور توقع داری حرفات رو باور کنم الان؟

403
00:24:50,990 --> 00:24:53,284
‫ازت خواستم که

404
00:24:53,367 --> 00:24:57,955
‫کنار آلیشا و این بچه باشی،
‫چون می‌دونستم خودم قراره نباشم

405
00:24:59,832 --> 00:25:03,502
‫ازت خواستم و تو گفتی باشه

406
00:25:03,586 --> 00:25:06,297
‫باید سر قولت بمونی

407
00:25:06,380 --> 00:25:08,507
‫خواهش می‌کنم

408
00:25:11,427 --> 00:25:12,845
‫حق با توئـه

409
00:25:14,472 --> 00:25:16,224
‫باید سر قولم بمونم

410
00:25:56,681 --> 00:25:59,016
‫شما حق دارید سکوت اختیار کنید

411
00:25:59,100 --> 00:26:01,703
‫هر چیزی که بگید می‌تونه در دادگاه
‫علیه‌تون استفاده بشه

412
00:26:01,727 --> 00:26:04,230
‫شما حق دارید وکیل داشته باشید

413
00:26:04,313 --> 00:26:06,333
‫اگه نتونید از پس هزینه‌هاش بر بیاید،
‫دادگاه یه وکیل تسخیری به شما میده

414
00:26:06,357 --> 00:26:08,484
‫این حقوقی براتون گفتم رو متوجه شدید؟

415
00:26:11,000 --> 00:26:21,000


416
00:26:23,708 --> 00:26:25,459
‫دکتر دین

417
00:26:25,543 --> 00:26:28,337
‫کارآگاه کراس.
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

418
00:26:28,421 --> 00:26:31,507
‫می‌تونی بهم بگی که چرا داری به اد رمزی
‫کمک می‌کنی که شانون ویتمر رو شکنجه کنه

419
00:26:31,590 --> 00:26:33,592
‫چی؟

420
00:26:33,676 --> 00:26:35,970
‫- من همچین کاری نکردم، من...
‫- کسشعر نگو

421
00:26:43,853 --> 00:26:48,649
‫من... نمی‌خواستم کمکش کنم، قسم می‌خورم

422
00:26:48,733 --> 00:26:50,877
‫- اون فقط یه مراجع مثل بقیه بود و...
‫- حق انتخاب داشتی

423
00:26:50,901 --> 00:26:53,029
‫می‌تونستی زنگ بزنی پلیس ولی نزدی

424
00:26:53,112 --> 00:26:56,032
‫نه، ولی هر کاری از دستم برمی‌اومد
‫کردم تا کمکش کنم

425
00:26:56,115 --> 00:26:59,618
‫من زخمش رو تمیز کردم،
‫سلامتیش رو بهش برگردوندم

426
00:26:59,702 --> 00:27:01,787
‫خب، بگو که این هم یه ارزشی داره

427
00:27:03,289 --> 00:27:04,999
‫چه آتویی ازت داره؟

428
00:27:06,959 --> 00:27:10,379
‫نه. نه، من نمی‌تونم، من...

429
00:27:10,463 --> 00:27:12,423
‫تو درک نمی‌کنی

430
00:27:12,506 --> 00:27:16,260
‫اگه طشت رسوایی‌م بیفته،
‫خدایا، نمی‌تونم تو روی مادرم نگاه کنم

431
00:27:16,344 --> 00:27:19,055
‫مجبور میشم نقل مکان کنم،
‫پروانه‌ی طبابتم رو از دست میدم

432
00:27:19,138 --> 00:27:20,598
‫تو یه زن ربوده شده رو مُثله کردی

433
00:27:20,681 --> 00:27:23,142
‫تا مجبور نشی آدرس عوض کنی؟

434
00:27:25,019 --> 00:27:29,106
‫من خیلی متأسفم. خیلی... متأسفم

435
00:27:31,108 --> 00:27:33,486
‫کارهایی که مجبورم کرد بکنم...

436
00:27:33,569 --> 00:27:36,989
‫آهای. هر چی که ازت می‌دونه،
‫من می‌تونم حلش کنم

437
00:27:37,073 --> 00:27:39,450
‫اگه کمکم کنی پیداش کنم

438
00:27:40,493 --> 00:27:41,786
‫من می‌دونم کجاست

439
00:27:43,496 --> 00:27:47,917
‫ولی اون مکان،
‫کارهایی که اونجا می‌کنه...

440
00:27:48,000 --> 00:27:51,712
‫بهم بگو تا تمومش کنم

441
00:27:51,796 --> 00:27:55,591
‫وای، ممنون. ممنون

442
00:27:55,674 --> 00:27:57,426
‫ممنون

443
00:28:06,519 --> 00:28:09,146
‫اد رمزی ازم اخاذی نمی‌کنه

444
00:28:11,399 --> 00:28:14,110
‫اون الهام‌بخش منـه

445
00:28:14,193 --> 00:28:15,611
‫اون یه هنرمنده

446
00:28:15,694 --> 00:28:18,531
‫یه آرمان‌گرا

447
00:28:18,614 --> 00:28:23,244
‫و هر کاری که از دستم بر بیاد می‌کنم
‫تا اون آرمان مُحقق بشه

448
00:28:23,327 --> 00:28:25,204
‫و با کمال میل هم انجامش میدم

449
00:28:30,626 --> 00:28:34,422
‫اگه به من بود،
‫الان مُرده بودی،

450
00:28:34,505 --> 00:28:37,925
‫ولی اون می‌خواد شاهد نمایشش باشی

451
00:28:38,008 --> 00:28:39,844
‫در نهایت

452
00:28:47,351 --> 00:28:49,145
‫شب بخیر

453
00:29:08,038 --> 00:29:10,791
‫می‌خواستم ازت بخوام که
‫آخرین حرف‌های آیلین رو تکرار کنی،

454
00:29:10,875 --> 00:29:14,170
‫ولی می‌دونم که این کار رو نمی‌کنی، پس...

455
00:29:14,253 --> 00:29:18,507
‫«بله، دلم می‌خواد بگم که من
‫با دل قرص، عازم این سفرم و

456
00:29:18,591 --> 00:29:22,219
‫برمی‌گردم، مثل روز استقلال،
‫با عیسی»

457
00:29:24,763 --> 00:29:28,184
‫برمی‌گردم مثل روز استقلال

458
00:29:28,267 --> 00:29:30,060
‫با عیسی

459
00:29:31,270 --> 00:29:32,897
‫انگار شعر گفته

460
00:29:38,235 --> 00:29:40,779
‫حاضری؟

461
00:29:40,863 --> 00:29:42,072
‫نکن

462
00:29:44,450 --> 00:29:47,661
‫اول آرامبخش تزریق میشه،
‫پس هیچی حس نمی‌کنی

463
00:29:48,913 --> 00:29:52,917
‫الان هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم جز اینکه بذاریم
‫طبیعت سِیر خودش رو طی کنه

464
00:29:53,000 --> 00:29:54,543
‫ازت متنفرم

465
00:29:54,627 --> 00:29:57,355
‫- ♪ بذار موج... ♪
‫- ♪ روزای بهتری میاد ♪

466
00:29:57,379 --> 00:30:01,634
‫♪ - منو با خودش ببره ♪
‫♪ - روزای بهتری میاد ♪

467
00:30:01,717 --> 00:30:03,511
‫♪ روزای بهتری میاد ♪

468
00:30:03,594 --> 00:30:06,055
‫♪ - بذار موج ♪
‫♪ - روزای بهتری میاد ♪

469
00:30:06,138 --> 00:30:07,699
‫♪ - منو بشوره و... ♪
‫♪ - روزای بهتری میاد ♪

470
00:30:07,723 --> 00:30:09,159
‫♪ - با خودش ببره ♪
‫♪ - روزای بهتری میاد ♪

471
00:30:10,226 --> 00:30:13,395
‫و حالا محلول فلج‌کننده،
‫دقیقاً مثل آیلین

472
00:30:13,479 --> 00:30:16,273
‫♪ من همین الانش هم... ♪

473
00:30:16,357 --> 00:30:18,359
‫♪ - زیرِ... ♪
‫♪ - روزای بهتری میاد ♪

474
00:30:18,442 --> 00:30:20,736
‫و بالأخره،

475
00:30:20,819 --> 00:30:24,698
‫ستاره‌ی مرگ چشمک می‌زنه

476
00:30:27,243 --> 00:30:28,869
‫♪ روزای بهتری میاد ♪

477
00:30:28,953 --> 00:30:34,792
‫♪ بذار موج منو با خودش ببره ♪

478
00:30:34,875 --> 00:30:37,253
‫پس اندرسون هیچی نگفت؟

479
00:30:37,336 --> 00:30:39,421
‫- چه حرفی واسه گفتن هست؟
‫- هر چی

480
00:30:39,505 --> 00:30:41,382
‫فقط خوشحال باشید که اونجا نبودید

481
00:30:41,465 --> 00:30:42,508
‫- آره
‫- خیلی‌خب

482
00:30:42,591 --> 00:30:44,218
‫لامصب

483
00:30:45,553 --> 00:30:47,221
‫خبر جدیدی ندارید؟

484
00:30:47,304 --> 00:30:49,723
‫ببین، امروز دیگه تحمل شنیدن
‫خبر جدیدی رو ندارم

485
00:30:49,807 --> 00:30:51,767
‫ماسی با اون عوضی دستش تو یه کاسه بوده

486
00:30:51,850 --> 00:30:53,870
‫لابد واسه همین فیلم‌های نظارتی
‫اون دکتر رو بهم نداد

487
00:30:53,894 --> 00:30:55,145
‫- اوهوم
‫- وایسا

488
00:30:55,229 --> 00:30:56,939
‫- کدوم دکتر؟
‫- دِین

489
00:30:57,022 --> 00:30:58,649
‫کراس می‌خواست تحت نظر باشه

490
00:30:58,732 --> 00:31:00,568
‫- ماسی از ماجرای دین خبر داشت؟
‫- آره

491
00:31:00,651 --> 00:31:02,778
‫- الان کراس کجاست؟
‫- نمی‌دونم

492
00:31:02,861 --> 00:31:05,114
‫- ♪ بذار موج... ♪
‫- ♪ روزای بهتری میاد ♪

493
00:31:05,197 --> 00:31:09,743
‫♪ منو با خودش ببره ♪

494
00:31:12,121 --> 00:31:14,415
‫خوش برگشتی

495
00:31:14,498 --> 00:31:16,875
‫چی شد؟

496
00:31:16,959 --> 00:31:19,920
‫بنا به دلایلی مواد شیمیایی درست عمل نکردن

497
00:31:23,966 --> 00:31:27,469
‫نه، نه، از اون لحاظ نه، شانون

498
00:31:27,553 --> 00:31:29,597
‫خطا و اشتباه نبود

499
00:31:29,680 --> 00:31:32,141
‫بلکه بخشی از اجرای مجدد اعدام بود

500
00:31:32,224 --> 00:31:34,184
‫واسه آیلین هم همین اتفاق افتاد

501
00:31:34,268 --> 00:31:37,896
‫ایالت فلوریدا اعدام اولی رو خراب کرد

502
00:31:39,315 --> 00:31:40,899
‫ولی نگران نباش

503
00:31:48,198 --> 00:31:49,825
‫این دفعه درست انجامش می‌دیم

504
00:32:05,090 --> 00:32:07,301
‫شوگر!

505
00:32:10,012 --> 00:32:11,388
‫چی شد؟

506
00:32:11,472 --> 00:32:13,575
‫- بهم آرامبخش زد
‫- وایسا، الان آمبولانس خبر می‌کنم

507
00:32:13,599 --> 00:32:15,309
‫نه، وقت نیست

508
00:32:17,394 --> 00:32:19,938
‫اون اپلیکیشن، ازش استفاده کن

509
00:32:20,022 --> 00:32:23,317
‫وقتی داشت می‌رفت پاچه‌اش رو گرفتم،
‫گوشیم رو انداختم توی کیفش

510
00:32:23,400 --> 00:32:25,361
‫اگه نفهمیده باشه...

511
00:32:25,444 --> 00:32:27,946
‫همینـه؟

512
00:32:28,030 --> 00:32:29,406
‫آره

513
00:32:36,080 --> 00:32:38,332
‫پیچیدیم خیابون پاتومیک؛
‫به سمت جنوب غربی

514
00:32:38,415 --> 00:32:40,584
‫ممکنه مقصدش اسکله باشه

515
00:32:40,668 --> 00:32:43,379
‫نه، داره میره «بازارد پوینت»

516
00:32:43,462 --> 00:32:45,297
‫لب تر کنید پشتیبانی هوایی رو جور می‌کنم

517
00:32:45,381 --> 00:32:47,442
‫نه. نمی‌دونم به کی میشه اعتماد کرد و
‫اصلاً ریسک نمی‌کنم

518
00:32:47,466 --> 00:32:48,509
‫فقط خودتون رو برسونید

519
00:32:52,096 --> 00:32:53,972
‫تو خوبی؟

520
00:32:54,056 --> 00:32:55,557
‫تقریباً به خودم اومدم باز

521
00:33:03,524 --> 00:33:07,319
‫در حال اتصال، حالا روی پخش زنده‌ایم

522
00:33:10,322 --> 00:33:13,117
‫28 سال پیش، هرب بائومیستر،

523
00:33:13,200 --> 00:33:15,953
‫قاتل خفه‌کننده‌ی وست‌فیلد، منو بیدار کرد

524
00:33:16,036 --> 00:33:19,915
‫باعث شد یه حسی بهم دست بده

525
00:33:19,998 --> 00:33:23,502
‫راز رو برام فاش کرد

526
00:33:24,461 --> 00:33:27,423
‫و موقعی که استخون‌ها رو از مزرعه‌اش پیدا کردن،

527
00:33:27,506 --> 00:33:31,885
‫مردم پرسیدن: «چطوری خدا
‫اجازه داد که همچین اتفاقی بیفته؟»

528
00:33:33,637 --> 00:33:36,515
‫و من گفتم: «کدوم خدا؟»

529
00:33:38,642 --> 00:33:42,479
‫من سال‌ها پیش ایمانم رو از دست دادم

530
00:33:42,563 --> 00:33:46,817
‫چون من هم مثل خیلی‌های دیگه
‫دروغ بزرگ رو باور کردم

531
00:33:46,900 --> 00:33:50,154
‫که توی دنیای امروزی،
‫هیچ جایی واسه ایمان نیست،

532
00:33:50,237 --> 00:33:53,157
‫چون توی این دنیا همه چی دیده میشه و
‫همه‌ی افراد شناخته میشن

533
00:33:53,240 --> 00:33:57,911
‫تقریباً باعث شدن که باور کنم...

534
00:33:57,995 --> 00:34:00,289
‫که هیچ معمایی باقی نمونده

535
00:34:00,372 --> 00:34:04,042
‫هیچ مکان مقدسی که خدا توش باشه نیست

536
00:34:04,126 --> 00:34:08,714
‫دیگه هیچ رازی نیست که
‫واسه کشف کردنش مشتاق باشیم

537
00:34:10,924 --> 00:34:12,426
‫رسیدیم. داریم می‌ریم داخل

538
00:34:12,509 --> 00:34:13,927
‫وایسا

539
00:34:17,681 --> 00:34:19,349
‫ولی یه راز باقی مونده

540
00:34:20,434 --> 00:34:21,852
‫اولیش

541
00:34:24,271 --> 00:34:29,735
‫تنها رازی که اهمیت داره

542
00:34:29,818 --> 00:34:31,528
‫مرگ

543
00:34:32,571 --> 00:34:36,200
‫یگانه حقیقتِ ناگزیر

544
00:34:36,283 --> 00:34:39,578
‫که اونقدر مردم رو می‌ترسونه که
‫خودشون رو به هر راهی می‌زنن

545
00:34:39,661 --> 00:34:41,455
‫تا ازش اجتناب کنن

546
00:34:41,538 --> 00:34:45,751
‫ولی هرب مجبورشون کرد باهاش روبرو بشن

547
00:34:45,834 --> 00:34:49,379
‫به چشم دیدم که جامعه به هر دری می‌زد تا

548
00:34:49,463 --> 00:34:52,299
‫از شر افساری که هرب
‫به گردن‌شون انداخته بود خلاص بشن

549
00:34:52,382 --> 00:34:53,926
‫ولی نمی‌تونستن

550
00:34:54,009 --> 00:34:56,970
‫و من فهمیدم کاری که اون می‌کرد

551
00:34:57,054 --> 00:35:01,600
‫صرفاً از سر قدرت نبود...

552
00:35:01,683 --> 00:35:02,851
‫هنر بود!

553
00:35:03,769 --> 00:35:07,105
‫و در اون لحظه، می‌دونستم...

554
00:35:09,233 --> 00:35:13,779
‫که من هم، می‌تونم یه هنرمند باشم

555
00:35:13,862 --> 00:35:16,114
‫می‌تونم به مردم یادآوری کنم که مرگ

556
00:35:16,198 --> 00:35:18,909
‫توی قطار کنارشون نشسته

557
00:35:18,992 --> 00:35:23,413
‫یا توی آپارتمان بغلی در کمین‌شونـه

558
00:35:23,497 --> 00:35:26,708
‫من هم می‌تونم یه شاهکار خلق کنم

559
00:35:26,792 --> 00:35:29,503
‫تا به مردم یادآوری کنم

560
00:35:29,586 --> 00:35:33,590
‫که خدایانی هستن

561
00:35:33,674 --> 00:35:36,635
‫که این معمای آخر رو درک می‌کنن،

562
00:35:36,718 --> 00:35:38,595
‫و با انجام این کار...

563
00:35:41,473 --> 00:35:44,393
‫خودم هم میشم یکی از این خدایان

564
00:35:47,938 --> 00:35:52,401
‫امروز، شاهکارم

565
00:35:52,484 --> 00:35:54,528
‫کامل شده

566
00:35:54,611 --> 00:35:56,113
‫نکن! دست‌ها بالا

567
00:35:56,196 --> 00:35:57,865
‫تو هم همینطور، جنده‌ی روانی

568
00:36:00,242 --> 00:36:01,451
‫ازش دور شو

569
00:36:05,414 --> 00:36:07,332
‫تکون نخورید

570
00:36:11,420 --> 00:36:13,088
‫من ترتیب شانون رو میدم

571
00:36:13,171 --> 00:36:15,340
‫تو برو اون مادرسگ رو پیدا کن

572
00:36:18,552 --> 00:36:22,264
‫- دست‌ها بالا! بندازش. بندازش!
‫- تکون نخور! تکون نخور سگ‌مصب!

573
00:36:25,100 --> 00:36:26,685
‫زنده‌ست!

574
00:37:37,297 --> 00:37:38,298
‫نه

575
00:37:38,382 --> 00:37:39,841
‫گوه توش!

576
00:37:42,427 --> 00:37:43,595
‫حالش چطوره؟

577
00:37:43,679 --> 00:37:46,473
‫- نبض داره و پایداره
‫- خوبه

578
00:37:46,556 --> 00:37:49,309
‫اون مادرسگ فرار کرد.
‫ممکنه هر جایی باشه.

579
00:37:52,312 --> 00:37:55,649
‫نه، نه هر جایی

580
00:38:18,797 --> 00:38:21,842
‫دست‌هات رو ببر بالا، همین الان

581
00:38:21,925 --> 00:38:25,721
‫تو واقعاً درونِ منو می‌بینی، الکس

582
00:38:25,804 --> 00:38:28,306
‫- خیلی ممنونم
‫- دست‌ها بالا!

583
00:38:32,978 --> 00:38:37,941
‫می‌دونی، یه عالمه حقیقت توی این اتاق هست

584
00:38:38,025 --> 00:38:39,443
‫رمزی، بندازش

585
00:38:39,526 --> 00:38:43,321
‫واسه همینـه باید اینجا اتفاق بیفته

586
00:38:46,658 --> 00:38:48,160
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

587
00:38:49,244 --> 00:38:50,620
‫تف توش

588
00:38:54,124 --> 00:38:56,251
‫- نه، نه، نه
‫- لعنتی

589
00:39:01,882 --> 00:39:03,633
‫بیخیال

590
00:39:03,717 --> 00:39:05,469
‫اون مُرده

591
00:39:48,512 --> 00:39:51,098
‫شما اون دختره رو پیدا کردید.
‫اخبار یه بند از همین میگه.

592
00:39:51,181 --> 00:39:53,517
‫ممنون. گمونم این یعنی مهمون شماییم

593
00:39:53,600 --> 00:39:55,143
‫می‌دونید چیه، آره امروز مهمون مایید

594
00:39:55,227 --> 00:39:56,853
‫خیلی مهربونی

595
00:39:56,937 --> 00:39:58,355
‫ممنون، تانا لی

596
00:40:00,941 --> 00:40:02,234
‫تو خوبی؟

597
00:40:02,317 --> 00:40:03,819
‫غذا خوب بود؟

598
00:40:03,902 --> 00:40:05,487
‫اوهوم

599
00:40:09,741 --> 00:40:11,576
‫واسه شانون نگهبان گذاشتیم؟

600
00:40:11,660 --> 00:40:13,829
‫شاید اون دکتر تنها طرفدار رمزی نباشه

601
00:40:13,912 --> 00:40:15,831
‫ترتیبش داده شده

602
00:40:15,914 --> 00:40:19,042
‫اخماتو وا کن

603
00:40:19,126 --> 00:40:21,336
‫الان دیگه مشکلی هست آخه؟

604
00:40:21,419 --> 00:40:23,964
‫قاتل مُرده، قربانی در امانـه،

605
00:40:24,047 --> 00:40:26,007
‫این بار به خواسته‌مون رسیدیم

606
00:40:26,091 --> 00:40:27,884
‫به نظرت این عدالت بود؟

607
00:40:30,595 --> 00:40:32,556
‫عدالتی که گیرمون اومد کم نبود

608
00:40:32,639 --> 00:40:35,267
‫حالا از چیزی که دنبالش بودی خلاص شدی

609
00:40:35,350 --> 00:40:37,602
‫- می‌خوای بهم بگی اون چیه؟
‫- حواس‌پرتی

610
00:40:37,686 --> 00:40:40,480
‫این پرونده نباشه، شاید بتونی
‫روی خودت کار کنی

611
00:40:42,649 --> 00:40:44,943
‫از ما گفتن بود

612
00:40:59,082 --> 00:41:01,877
‫خودسازی رو الکی زیاد گنده‌اش کردن، باور کن

613
00:41:01,960 --> 00:41:04,379
‫این چیه؟

614
00:41:04,462 --> 00:41:06,548
‫اون اسمی که بهمون دادی. پیتر لنکس

615
00:41:06,631 --> 00:41:10,719
‫هر چی ازش داریم همینـه،
‫از جمله آخرین آدرسش

616
00:41:20,478 --> 00:41:22,564
‫- خدا رو شکر
‫- سلام، ننه

617
00:41:22,647 --> 00:41:24,608
‫به دادم رسیدی

618
00:41:24,691 --> 00:41:28,612
‫یه فرشته لحظه‌ی آخری بهم زنگ زد و گفت

619
00:41:28,695 --> 00:41:31,656
‫بلیط بازی تیم «آل بلکس» رو داره

620
00:41:31,740 --> 00:41:34,201
‫می‌دونی اونا هر چند سال یه بار پیداشون میشه

621
00:41:34,284 --> 00:41:36,953
‫نه، نباید از دستش بدی.
‫خیلی چشم‌نوازه.

622
00:41:37,037 --> 00:41:39,080
‫خوشحالم تونستم کمکی بکنم

623
00:41:39,164 --> 00:41:43,418
‫آره خب، واسه دیمون فقط یه تمرینـه

624
00:41:43,501 --> 00:41:45,670
‫ولی واسه اجرای اصلیش خودم رو می‌رسونم

625
00:41:45,754 --> 00:41:46,963
‫مشکلی نیست

626
00:41:47,047 --> 00:41:49,841
‫میشه به خانم نانسی بگی که

627
00:41:49,925 --> 00:41:53,428
‫اون یه ساعت خاص دستش کرده،
‫ولی اگه مزاحمش شد،

628
00:41:53,511 --> 00:41:55,138
‫- می‌تونه درش بیاره
‫- حتماً

629
00:41:55,222 --> 00:41:58,892
‫ننه، فقط واسم سؤال شد،
‫دلیلی داره که خانم نانسی

630
00:41:58,975 --> 00:42:00,310
‫نتونست بچه‌ها رو برسونه؟

631
00:42:00,393 --> 00:42:03,021
‫البته که می‌تونست، ولی من...

632
00:42:03,104 --> 00:42:04,689
‫نه، با کمال میل این کار رو می‌کنم

633
00:42:04,773 --> 00:42:06,775
‫فقط واسم سؤال شد دلیل خاصی داره یا نه

634
00:42:06,858 --> 00:42:08,109
‫که از من خوستی

635
00:42:08,193 --> 00:42:09,736
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

636
00:42:09,819 --> 00:42:12,155
‫ما دوستای خوبی هستیم، مگه نه؟

637
00:42:12,239 --> 00:42:13,698
‫داری بهم لطف می‌کنی

638
00:42:13,782 --> 00:42:15,951
‫البته که هستیم. البته

639
00:42:16,034 --> 00:42:18,662
‫خیلی‌خب...

640
00:42:18,745 --> 00:42:20,080
‫یه لطف دیگه هم بهم بکن

641
00:42:20,163 --> 00:42:25,168
‫میشه نوه‌ام رو توی بدترین روزش قضاوت نکنی؟

642
00:42:27,796 --> 00:42:29,589
‫- خیلی‌خب. ممنون
‫- برو خوش بگذرون

643
00:42:29,673 --> 00:42:31,466
‫- آره
‫- نگران هیچی نباش

644
00:42:31,549 --> 00:42:33,093
‫- خیلی‌خب. ممنون عزیزم
‫- خب؟

645
00:42:33,176 --> 00:42:35,262
‫- خوش بگذره
‫- اوهوم

646
00:44:25,288 --> 00:44:26,706
‫آهای، وایسا. کی گل فرستاده؟

647
00:44:26,790 --> 00:44:29,000
‫نمی‌دونم. من فقط تحویل میدم

648
00:44:30,000 --> 00:44:32,003
‫گور بابای الکس کراس!

649
00:44:34,004 --> 00:44:36,004
‫« ماریا در حال مرگ »

650
00:44:36,005 --> 00:44:38,005
‫« قبر ماریا در گورستان گلن کریک »

651
00:45:14,295 --> 00:45:17,132
‫پیتر، فکر و ذکرم شده دیدار آخرمون

652
00:45:17,215 --> 00:45:19,300
‫ای‌کاش اینقدر نگرانم نبودی

653
00:45:19,384 --> 00:45:21,010
‫این تقصیر تو نیست

654
00:45:23,388 --> 00:45:27,934
‫دی‌دی، بگو کی این بلا رو سرت آورد

655
00:45:28,017 --> 00:45:29,853
‫برندا لیلند؟

656
00:45:33,106 --> 00:45:35,483
‫ولی هیچ کاری ازت برنمیاد.
‫اون منو می‌کُشه.

657
00:45:35,567 --> 00:45:37,527
‫افسار نگهبان‌های اینجا هم دستِ اونـه

658
00:45:37,610 --> 00:45:39,946
‫یجوری میرم سروقتش

659
00:45:40,029 --> 00:45:42,299
‫دفعه پیش که بهت گفتم،
‫نمی‌خوام کاری بکنی که

660
00:45:42,323 --> 00:45:43,616
‫تو رو به دردسر بندازه

661
00:45:43,700 --> 00:45:47,745
‫فقط برو زندگیت رو بکن، خب؟

662
00:45:47,829 --> 00:45:49,122
‫زندگی من که دیگه تمومـه

663
00:45:56,004 --> 00:45:57,731
‫نمی‌دونم چیکار کنم.
‫هیچ جایی واسه رفتن نیست.

664
00:45:57,755 --> 00:45:59,632
‫تقصیر منـه

665
00:45:59,716 --> 00:46:02,218
‫اینقدر اینو نگو، خب؟
‫تقصیر تو نیست

666
00:46:03,303 --> 00:46:05,221
‫میارمت بیرون

667
00:46:05,305 --> 00:46:08,683
‫این کار رو می‌کنم،
‫درت میارم

668
00:46:08,766 --> 00:46:12,645
‫و کاری می‌کنم که کراس تقاص پس بده

669
00:46:29,162 --> 00:46:31,414
‫دیمون دهن اون دختره رو سرویس می‌کنه

670
00:46:31,498 --> 00:46:33,541
‫خانم جین!

671
00:46:33,625 --> 00:46:37,462
‫گوش کن، این رقابت نیست،
‫فقط یه تمرینـه

672
00:46:37,545 --> 00:46:42,091
‫ولی حق با توئـه،
‫دیمون کارش رو می‌سازه

673
00:46:52,143 --> 00:46:54,979
‫این افتخار رو داشتم که اخیراً

674
00:46:55,063 --> 00:46:57,815
‫با خانواده‌ی این مرد جوان آشنا بشم،

675
00:46:57,899 --> 00:47:01,319
‫و باید بهتون بگم که
‫استعدادهاش جای تعجب نداره

676
00:47:01,402 --> 00:47:04,781
‫این استعدادها با عشق و محبت فراوان

677
00:47:04,864 --> 00:47:09,202
‫و یه مقدار نظم و انضباط
‫در مواقع ضروری، پرورش داده شدن

678
00:47:11,329 --> 00:47:15,333
‫لطفاً دیمون کراس رو تشویق کنید که روی استیج بیاد

679
00:47:17,919 --> 00:47:21,339
‫آره! ماشالا، دیمون!

680
00:47:52,954 --> 00:47:54,890
‫یه چیزی از قلم افتاده، کیلا

681
00:47:54,914 --> 00:47:57,250
‫یه چیزی از قلم افتاده.
‫یه قطعه‌ی دیگه از این پازل...

682
00:47:57,333 --> 00:47:59,961
‫- یه جایی همینجاهاست که نمی‌تونم پیداش کنم
‫- خیلی‌خب، آروم باش

683
00:48:00,044 --> 00:48:01,087
‫چی اونجا نیست؟

684
00:48:01,170 --> 00:48:02,856
‫جسمی نیست، انگیزشی‌ـه

685
00:48:02,880 --> 00:48:04,632
‫این یارو پر از عذاب وجدانـه

686
00:48:04,716 --> 00:48:07,218
‫خودش رو بابت اتفاقی که واسه
‫دیردره افتاد، سرزنش می‌کنه

687
00:48:07,302 --> 00:48:09,554
‫غریزه‌ات رو دنبال کن. مطمئنی؟

688
00:48:09,637 --> 00:48:13,808
‫نمی‌دونم. اینجا هیچی پیدا نکردم که
‫نشون بده اون کاری کرده

689
00:48:13,891 --> 00:48:15,018
‫یه کاری کرده

690
00:48:15,101 --> 00:48:16,227
‫رو چه حساب اینو میگی؟

691
00:48:16,311 --> 00:48:19,230
‫داری میگی وسط معبدی از نفرت ایستادی

692
00:48:19,314 --> 00:48:21,649
‫ساده‌ترین جواب، اینـه که نامه‌ها نشون میدن...

693
00:48:21,733 --> 00:48:23,735
‫اون به شدت عذاب وجدان داشته

694
00:48:23,818 --> 00:48:25,987
‫ممکنه احساس گناهِ بازمانده باشه

695
00:48:26,070 --> 00:48:28,406
‫خودش رو سرزنش می‌کنه که
‫زنده مونده ولی اون نه

696
00:48:28,489 --> 00:48:29,991
‫احساس گناه بازمانده بی‌آزاره

697
00:48:30,074 --> 00:48:33,244
‫باعث تمایل به خودکشی میشه،
‫نه که بقیه رو بکُشی

698
00:48:33,328 --> 00:48:37,040
‫اون یه کاری کرده و تنها راه جبرانش،
‫اینـه که یه اقدام دیگه‌ای بکنه

699
00:48:40,251 --> 00:48:43,713
‫- الکس، کجا رفتی؟
‫- همینی که گفتی

700
00:48:43,796 --> 00:48:48,384
‫دارم به ثمره‌ی یه عقده‌ی باورنکردنی نگاه می‌کنم

701
00:48:48,468 --> 00:48:49,552
‫آره

702
00:48:49,636 --> 00:48:51,346
‫سال‌ها تمرکز، سال‌ها

703
00:48:51,429 --> 00:48:53,014
‫نقشه کشیدن، برای...

704
00:48:53,097 --> 00:48:56,225
‫اون لذتی که به تعویق افتاده

705
00:48:56,309 --> 00:49:00,271
‫این تعریف فعال بودنـه

706
00:49:00,355 --> 00:49:03,733
‫آره

707
00:49:03,816 --> 00:49:08,613
‫همچین آدمی، هیچوقت کوتاه نمیاد

708
00:49:26,255 --> 00:49:29,592
‫آره!

709
00:49:35,723 --> 00:49:37,493
‫از سر راه برید کنار.
‫از سر راه برید کنار.

710
00:49:37,517 --> 00:49:38,517
‫لعنتی

711
00:49:41,437 --> 00:49:46,067
‫سرکار فارلی، شکلات داغ،
‫با شیر و شکلات اضافی

712
00:49:46,150 --> 00:49:48,319
‫خیلی به من لطف دارید، خانم ویتمر

713
00:49:48,403 --> 00:49:51,989
‫امروز دنیا به من لطف داشت

714
00:49:52,073 --> 00:49:56,619
‫مدتی بود که ازش دست شسته بودم،
‫ولی غافلگیرم کرد و

715
00:49:56,703 --> 00:49:58,955
‫دخترم رو بهم برگردوند

716
00:49:59,038 --> 00:50:01,708
‫گمونم همینطوره

717
00:50:13,000 --> 00:50:15,000
‫« اتاق 311، شانون ویتمر »

718
00:51:19,660 --> 00:51:21,621
‫هنوز روز موعود تموم نشده

719
00:51:41,000 --> 00:51:43,000
‫« نام بیمار: شانون ویتمر، اتاق 311 »

720
00:51:55,029 --> 00:51:57,281
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

721
00:52:23,891 --> 00:52:25,935
‫واقعاً اونی که داخله خودشـه؟

722
00:52:26,018 --> 00:52:28,396
‫آره. اصلاً فکرش رو نمی‌کردن زنده پیداش کنن

723
00:52:28,479 --> 00:52:30,064
‫من هم همینطور

724
00:52:30,147 --> 00:52:32,692
‫این اثبات می‌کنه که هرچقدر هم
‫اوضاع به نظر تخمی بیاد،

725
00:52:32,775 --> 00:52:35,278
‫بازم می‌تونی آخرش رو ختم به خیر کنی، نه؟

726
00:52:35,361 --> 00:52:37,280
‫یه لطفی بهم بکن، یه لحظه حواست به این باشه

727
00:52:37,363 --> 00:52:38,423
‫باید وضعیتش رو بررسی کنم

728
00:52:38,447 --> 00:52:40,116
‫فقط باید کارت شناسایی‌ت رو ببینم

729
00:52:40,199 --> 00:52:42,451
‫اصلاً مشکلی نیست. همینجاست.

730
00:52:52,670 --> 00:52:55,172
‫الان دیگه حالت خوبه

731
00:52:55,256 --> 00:52:58,467
‫بابایی رفت خونه تا اون پتویی که
‫مامان‌بزرگ واسه درست کرده بود رو بیاره

732
00:52:58,551 --> 00:53:00,970
‫ببخشید مزاحم شدم

733
00:53:01,053 --> 00:53:03,347
‫خیلی خوشحالم که اینجایید، دکتر

734
00:53:03,431 --> 00:53:05,433
‫حال بیمارمون چطوره؟

735
00:53:05,516 --> 00:53:09,312
‫هر از گاهی چشمش رو باز می‌کنه.
‫میگن هوشیاره،

736
00:53:09,395 --> 00:53:12,023
‫ولی هنوز نمی‌تون تکون بخوره یا حرف بزنه

737
00:53:12,106 --> 00:53:14,734
‫اون یکی دکتر گفت تنها کاری که ازمون برمیاد

738
00:53:14,817 --> 00:53:18,404
‫اینـه که صبر کنیم داروها از بدنش خارج بشن

739
00:53:18,487 --> 00:53:21,157
‫- و امیدوار باشیم
‫- یه خبر خوب دارم

740
00:53:21,240 --> 00:53:24,994
‫داشتم با تیم پزشکی راجع به
‫پرونده‌ی شانون حرف می‌زدم و...

741
00:53:25,077 --> 00:53:28,331
‫گمونم یه راهی بلدم که
‫به روند بهبودیش سرعت بدم

742
00:53:28,414 --> 00:53:31,083
‫اینطوری... اوه

743
00:53:31,167 --> 00:53:33,586
‫همه خیلی لطف کردن

744
00:53:33,669 --> 00:53:35,046
‫خوبه

745
00:53:35,129 --> 00:53:38,925
‫فقط یه لحظه بذارید... معاینه‌اش کنم

746
00:53:39,008 --> 00:53:41,218
‫اوه، باشه...

747
00:53:41,302 --> 00:53:43,888
‫- ممنون، دکتر
‫- خیلی ممنون

748
00:53:46,000 --> 00:53:56,000
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫AM1Я H1tmaN

749
00:54:04,909 --> 00:54:07,411
‫خب...

750
00:54:07,495 --> 00:54:08,913
‫عالیه

751
00:54:15,419 --> 00:54:19,423
‫حالا هیچکس فراموشت نمی‌کنه

752
00:54:23,177 --> 00:54:25,972
‫تموم شد، رمزی

753
00:54:28,599 --> 00:54:31,227
‫دلم می‌خواست اونی که
‫جلوم رو می‌گیره تو باشی، الکس

754
00:54:33,020 --> 00:54:34,230
‫من هم همینطور

755
00:54:37,000 --> 00:54:47,000


756
00:54:48,035 --> 00:54:49,996
‫سلام؟

757
00:54:50,079 --> 00:54:51,539
‫الکس؟

758
00:54:55,000 --> 00:55:05,000


759
00:55:27,783 --> 00:55:28,951
‫یالا!

760
00:55:32,538 --> 00:55:34,331
‫ولم کن!

761
00:55:37,877 --> 00:55:38,919
‫وای خدا

762
00:55:43,299 --> 00:55:44,341
‫در قسمتِ بعد «کراس»...

763
00:55:44,425 --> 00:55:45,426
‫خودشـه؟

764
00:55:45,509 --> 00:55:47,720
‫اگه این مرد رو دیدید،
‫جون‌تون رو بردارید و فرار کنید

765
00:55:49,472 --> 00:55:51,074
‫قضیه چیه؟
‫پیتر توی دردسر افتاده؟

766
00:55:51,098 --> 00:55:53,476
‫داره یه خانواده رو می‌ترسونه

767
00:55:53,559 --> 00:55:55,352
‫خانواده‌ی من رو

768
00:56:06,822 --> 00:56:09,617
‫به بچه‌هام صدمه نزن. شنیدی؟

