﻿1
00:00:00,657 --> 00:00:03,980
‫≡ سی‌نما تقدیم می‌کند ≡
‫ WwW.30nama.CoM

2
00:00:00,657 --> 00:00:03,990
‫{\an8}کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما در تلگرام
‫@CinamaSub

3
00:01:21,129 --> 00:01:25,560
‫مامان؟
‫مامان؟ مامان؟

4
00:01:26,274 --> 00:01:28,049
‫جونم، عزیزم؟
‫چی شده؟

5
00:01:28,240 --> 00:01:30,176
‫توش هیولا داره؟

6
00:01:30,200 --> 00:01:32,320
‫نه، عزیزم.
‫این یکی هیولا نداره.

7
00:01:33,400 --> 00:01:34,800
‫یه رازی رو بهت بگم؟

8
00:01:35,621 --> 00:01:37,984
‫هیولاها از من می‌ترسن.

9
00:01:38,363 --> 00:01:41,539
‫پس تا من رو داری،
‫از هیچی نترس، عشقم.

10
00:01:41,640 --> 00:01:44,576
‫من چی؟
‫از من هم محافظت می‌کنی؟

11
00:01:44,761 --> 00:01:47,881
‫نظرت چیـه؟
‫مراقب مامانی هم باشیم؟

12
00:01:49,005 --> 00:01:50,159
‫ای پدرسوخته.

13
00:01:50,531 --> 00:01:53,571
‫یه‌کم از اون پف‌وفیلی که
‫برات خریدم رو بده ببینم.

14
00:01:55,240 --> 00:01:57,760
‫چقدر شوره.
‫حالم بَد شد.

15
00:02:05,234 --> 00:02:10,756
‫{\an8}[ سینما ]

16
00:02:18,920 --> 00:02:21,182
‫من برم دست‌شویی.
‫پیش مامانی می‌مونی؟

17
00:02:21,680 --> 00:02:22,906
‫نگران نباش.

18
00:03:25,243 --> 00:03:26,664
‫سلام، کارآگاه.

19
00:03:28,321 --> 00:03:29,490
‫چی می‌خوای؟

20
00:03:34,592 --> 00:03:35,872
‫دخترتـه؟

21
00:03:41,840 --> 00:03:43,880
‫- شیرینی می‌خوری؟
‫- نمی‌خوره.

22
00:03:46,600 --> 00:03:48,186
‫شکر دندون رو خراب می‌کنه.

23
00:03:51,040 --> 00:03:52,336
‫عزیزم، حالم یه‌کم بَده.

24
00:03:52,360 --> 00:03:53,976
‫ببخشین، ولی مجبوریـم بریم.

25
00:03:54,000 --> 00:03:55,896
‫می‌خوام آخرش رو ببینم.

26
00:03:55,920 --> 00:03:58,600
‫- بعداً باز می‌آیم.
‫- بریم.

27
00:04:08,049 --> 00:04:09,969
‫دخترم رو ازم گرفتن، مونیکا.

28
00:04:13,600 --> 00:04:15,560
‫راستی چشم‌هاش به باباش رفته.

29
00:04:17,360 --> 00:04:18,760
‫مونیکا، ولش کن.

30
00:04:19,755 --> 00:04:21,731
‫لوسی رو ببر توی ماشین.
‫دَرها رو قفل کن.

31
00:04:22,802 --> 00:04:24,938
‫بریم، لوسی.
‫نگران نباش.

32
00:04:25,000 --> 00:04:29,080
‫نمی‌دونه یه دختر داره... مگه نه؟

33
00:04:33,240 --> 00:04:36,720
‫هیچی بَدتر از این نیست که
‫بچه‌ی یه مادر رو ازش بگیرن.

34
00:04:41,935 --> 00:04:46,311
‫بَدتر از اون هم هست.
‫مثلاً الان می‌کُشمت

35
00:04:46,440 --> 00:04:48,520
‫و یه جایی دفنت می‌کنم
‫که هیشکی پیدات نکنه.

36
00:04:50,784 --> 00:04:52,096
‫و دخترت هم

37
00:04:52,120 --> 00:04:54,216
‫تا آخر عمر به این
‫فکر می‌کنه که مادرش

38
00:04:54,240 --> 00:04:55,920
‫بهش اهمیت نداد و دنبالش نیومد.

39
00:05:24,231 --> 00:05:27,266
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

40
00:05:27,969 --> 00:05:30,380
‫لوسی درباره‌ی دیشب چیزی نگفت؟

41
00:05:30,480 --> 00:05:33,416
‫نه بابا، داره با خیال
‫راحت هویج می‌خوره.

42
00:05:33,440 --> 00:05:36,416
‫اون زنه از همون فرقه بود، نه؟

43
00:05:36,440 --> 00:05:39,856
‫- یه‌وقت با ما کاری نکنه؟
‫- توی این چیزها دخالت نکن.

44
00:05:39,880 --> 00:05:41,496
‫می‌خوام کمکت کنم.

45
00:05:41,520 --> 00:05:43,976
‫خودم هوای همه‌مون رو دارم.
‫نگران نباش.

46
00:05:44,104 --> 00:05:46,264
‫به هِیتلی می‌گم پیگیری کنه.

47
00:05:51,240 --> 00:05:54,176
‫- بگو.
‫- یه جسد توی کانلویینگ پیدا کردن.

48
00:05:54,247 --> 00:05:56,646
‫- کانلویینگ کجاست؟
‫- یه ساعت راهـه.

49
00:06:02,560 --> 00:06:03,897
‫الان می‌آم.

50
00:06:04,864 --> 00:06:06,710
‫کرافورد همینـه؟

51
00:06:08,190 --> 00:06:10,246
‫چه عجب یه همکار گرفتی.

52
00:06:10,280 --> 00:06:12,136
‫خیلی وقتـه تنها بودی.

53
00:06:12,499 --> 00:06:14,474
‫خوش‌تیپ که هست.

54
00:06:14,527 --> 00:06:15,633
‫بس کن.

55
00:06:19,280 --> 00:06:21,556
‫- حالا پرونده‌ت چی هست؟
‫- مامان.

56
00:06:21,611 --> 00:06:25,147
‫می‌دونم نمی‌تونی بگی.
‫ولی گفتم محض اطمینان بپرسم.

57
00:06:25,626 --> 00:06:26,859
‫خدافظ، عشقم.

58
00:06:27,958 --> 00:06:29,024
‫مماچ.

59
00:06:30,487 --> 00:06:31,706
‫خدافظ.

60
00:06:32,280 --> 00:06:34,456
‫یه روز برات خورش
‫مخصوصم رو درست می‌کنم.

61
00:06:34,480 --> 00:06:37,376
‫آویشن هم می‌زنم که
‫انگشت‌هات رو بخوری.

62
00:06:37,400 --> 00:06:39,176
‫دهنم آب افتاد.

63
00:06:39,200 --> 00:06:40,977
‫بی‌صبرانه منتظرم، آنجلا.

64
00:06:41,002 --> 00:06:42,361
‫اوه‌اوه، گیر افتادم.

65
00:06:44,680 --> 00:06:46,000
‫مادر باحالی داری.

66
00:06:46,095 --> 00:06:49,123
‫اون دختره که الان
‫باهاش بودی، «سوفی کار»ـه.

67
00:06:49,219 --> 00:06:51,256
‫چندین بار دستگیرش کردم.

68
00:06:51,280 --> 00:06:53,336
‫سابقه‌ش مثل اعتمادبه‌نفس تو زیاده.

69
00:06:53,360 --> 00:06:56,416
‫اگه بخوام سمت دخترهایی
‫که تو دستگیر کردی، نرم...

70
00:06:56,440 --> 00:06:58,097
‫توی این شهر تک‌وتنها می مونم.

71
00:07:20,040 --> 00:07:24,356
‫مطمئنـم خوش نداری
‫زیاد از خونه دور بشی.

72
00:07:24,601 --> 00:07:28,336
‫- چطور مگه؟
‫- هیچ مادری نمی‌خواد از بچه‌ش دور بشه.

73
00:07:28,388 --> 00:07:30,148
‫واسه درددل نیومدیم.

74
00:07:31,320 --> 00:07:34,800
‫سعی کن ذهنت رو خالی کنی
‫و برای پرونده آماده بشی.

75
00:07:59,093 --> 00:08:00,190
‫خدای بزرگ.

76
00:08:01,880 --> 00:08:03,200
‫حالا چرا اینجا؟

77
00:08:04,680 --> 00:08:07,720
‫مردم اینجا جسد دفن می‌کنن،
‫نه که به نمایش بذارن.

78
00:08:12,321 --> 00:08:14,097
‫کارول، اول تو پیداش کردی؟

79
00:08:14,160 --> 00:08:16,360
‫یه زمانی خواب‌وخوراکم
‫درست بود، مونیکا.

80
00:08:16,931 --> 00:08:18,507
‫ولی این شغل لامصب...

81
00:08:18,960 --> 00:08:21,920
‫فقط من و مهندسی که
‫پیداش کرد، اینجا بودیم.

82
00:08:22,944 --> 00:08:25,024
‫نمی‌خواستم مزاحم خواب بقیه بشم.

83
00:09:03,320 --> 00:09:06,000
‫فکر کنم... نهایتاً ۲۰ سالشـه.

84
00:09:08,040 --> 00:09:11,640
‫- چقدر از جاده فاصله داریم؟
‫- تقریباً ۸۰ متر.

85
00:09:12,840 --> 00:09:14,600
‫ردپایی نیست...

86
00:09:18,484 --> 00:09:20,860
‫رد کشیده‌شدنِ جسد هم نیست.

87
00:09:21,597 --> 00:09:25,373
‫وضعیت وحشتناکیـه،
‫ولی بدنش کثیف نشده.

88
00:09:25,502 --> 00:09:27,398
‫- زیادی تمیزه.
‫- پس یعنی...

89
00:09:27,441 --> 00:09:31,396
‫یه جای دیگه کُشته و تمیز شده
‫و تا اینجا آوردش؟

90
00:09:31,758 --> 00:09:33,616
‫می‌تونی یه جسد رو
‫تا اینجا حمل می‌کنی؟

91
00:09:33,687 --> 00:09:35,751
‫من که ورزشکارم بابا.

92
00:09:37,390 --> 00:09:39,398
‫آها، پس قاتل زورش زیاده.

93
00:09:39,480 --> 00:09:41,296
‫- و مذکره.
‫- مذکر؟

94
00:09:41,320 --> 00:09:42,440
‫آره.

95
00:09:45,680 --> 00:09:47,876
‫جسد با وسواس تنظیم شده.

96
00:09:48,240 --> 00:09:50,760
‫حالت دست‌هاش مثل دعاست.

97
00:09:51,798 --> 00:09:53,078
‫ولی چرا اینجا؟

98
00:09:58,333 --> 00:09:59,519
‫خیلی جَوونـه.

99
00:10:11,928 --> 00:10:13,572
‫بالاخره با تَمی قرار می‌ذاری؟

100
00:10:20,160 --> 00:10:21,360
‫خوش اومدی.

101
00:10:22,824 --> 00:10:24,692
‫باز پنجه‌هات رو خشک نکرد، آره؟

102
00:10:26,150 --> 00:10:28,440
‫ای بابا.
‫حداقل خوبـه بیرون می‌برت.

103
00:10:43,267 --> 00:10:45,405
‫{\an8}[ زراعت برای فراوانی ]

104
00:10:44,920 --> 00:10:45,425
‫{\an8}(شعار یکی از جنبش‌های ملی معروف بریتانیا در جنگ جهانی دوم)

105
00:10:52,394 --> 00:10:54,754
‫چیزه... من رفتم.

106
00:10:55,765 --> 00:10:58,142
‫دوست دارم یه‌کم با هم وقت بگذرونیم.

107
00:11:00,872 --> 00:11:02,402
‫بعدش جای دیگه‌ای نری.

108
00:11:03,150 --> 00:11:04,264
‫باشه.

109
00:11:15,865 --> 00:11:17,001
‫خط تلفن قطع شده.

110
00:11:17,063 --> 00:11:19,159
‫خرابی بعداز ساعت ۱۰ دیشب گزارش شده.

111
00:11:19,240 --> 00:11:21,480
‫- قاتل می‌خواسته جسد پیدا بشه.
‫- آره.

112
00:11:23,000 --> 00:11:25,535
‫یعنی توی تاریکی
‫از اون دکل بالا رفته.

113
00:11:25,630 --> 00:11:27,600
‫مرتیکه‌ی مریض.

114
00:11:28,544 --> 00:11:31,760
‫- بالاخره اومد. کارآگاه ایوان دیلون.
‫- صبح به‌خیر.

115
00:11:31,880 --> 00:11:33,576
‫سفر راحتی داشتی؟

116
00:11:33,600 --> 00:11:36,336
‫توی راه از منظره و موسیقی لذت بردی؟

117
00:11:36,360 --> 00:11:38,296
‫ببند، کانِر.
‫اینجاها رو بلد نیستم.

118
00:11:38,320 --> 00:11:40,656
‫مکان‌یابم من رو
‫از وسط چندتا مزرعه رد کرد.

119
00:11:40,680 --> 00:11:42,336
‫خب، چی‌کار کنم؟

120
00:11:42,368 --> 00:11:44,029
‫به‌جای مکان‌یاب،
‫کتابچه‌ی نقشه بخر.

121
00:11:45,096 --> 00:11:47,512
‫ساعت‌های ۱۰ شب،
‫قاتل سیم تلفن رو قطع کرده.

122
00:11:47,680 --> 00:11:50,056
‫هر ماشینی توی اون ساعت
‫اینجا بوده باشه، سریع لو می‌ره.

123
00:11:50,080 --> 00:11:52,599
‫پس دوربین‌ها بررسی بشه
‫و از مردم پرس‌وجو کنین.

124
00:11:55,720 --> 00:11:57,200
‫به روی چشم.

125
00:12:01,076 --> 00:12:02,974
‫به‌زودی خبرش همه‌جا می‌پیچه.

126
00:12:03,391 --> 00:12:06,031
‫تا نریختن سرمون، باید دست بجنبونیم.

127
00:12:09,240 --> 00:12:11,120
‫دوباره هم می‌کُشه، نه؟

128
00:12:29,840 --> 00:12:32,560
‫- ای وای.
‫- می‌شناسینش؟

129
00:12:34,120 --> 00:12:35,560
‫بله، می‌شناسمش.

130
00:12:37,478 --> 00:12:40,440
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

131
00:12:41,139 --> 00:12:43,954
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

132
00:13:29,697 --> 00:13:30,748
‫{\an8}[ ۱ پیام دریافت شد ]

133
00:13:30,792 --> 00:13:33,561
‫{\an8}[ ناشناس: «سلام، راب» ]

134
00:13:57,800 --> 00:13:58,904
‫شیر داشته باشه؟

135
00:14:04,805 --> 00:14:06,097
‫غذا چی میل دارین؟

136
00:14:11,520 --> 00:14:14,678
‫{\an8}[ «مامان، تویـی؟» ]

137
00:14:17,520 --> 00:14:18,640
‫رابرت.

138
00:14:20,320 --> 00:14:21,560
‫دیر کردی!

139
00:14:21,613 --> 00:14:24,426
‫بله... عع...
‫شرمنده‌ام.

140
00:14:24,760 --> 00:14:29,400
‫می‌گه شرمنده‌ام و همچنان
‫مثل مجسمه بهم خیره شده.

141
00:14:32,240 --> 00:14:34,015
‫آها، بله...

142
00:14:35,519 --> 00:14:36,765
‫رفتم.
‫شرمنده.

143
00:14:38,840 --> 00:14:41,176
‫ببین... مشتری آمریکایی داریم.

144
00:14:41,200 --> 00:14:42,856
‫عاشق لهجه‌ی اسکاتلندی‌هائـن.

145
00:14:42,899 --> 00:14:45,005
‫الکی بهشون گفتم
‫نِسی رو به چشم دیدم.

146
00:14:44,510 --> 00:14:45,015
‫{\an8}(هیولای «نِسی» توی فرهنگ اسکاتلندی‌ها یه نماد مشهور به حساب می‌آد که
‫گفته شده توی دریاچه‌ی لوخ‌نِس در هایلندز زندگی می‌کنه.)

147
00:14:48,584 --> 00:14:50,758
‫- برم انعام‌ها رو درو کنم.
‫- موفق باشی.

148
00:14:56,626 --> 00:14:58,104
‫چیزی نیاز ندارین؟

149
00:14:58,720 --> 00:15:00,800
‫همه‌چی عالیـه. ممنون.

150
00:15:06,107 --> 00:15:09,350
‫{\an8}[ آره، خودمـم. هر سؤالی داری، جواب می‌دم. ]

151
00:15:14,840 --> 00:15:17,376
‫اسم قربانی «جِیسون مورگان»ـه.

152
00:15:17,400 --> 00:15:19,976
‫مطمئنـی؟
‫منتظر تأییدیه نباشیم؟

153
00:15:20,000 --> 00:15:21,016
‫نه، مطمئنـم.

154
00:15:21,040 --> 00:15:23,136
‫پنج سال پیش، برادرش نیکول گم شد.

155
00:15:23,160 --> 00:15:24,496
‫من بازرس پرونده بودم.

156
00:15:24,520 --> 00:15:27,376
‫خدایا...
‫دوتا پسر از یه خونواده؟

157
00:15:27,400 --> 00:15:28,960
‫پیداش نکردی؟

158
00:15:30,360 --> 00:15:31,720
‫بپیچ راست.

159
00:15:37,080 --> 00:15:38,576
‫اون زمان شایعه شده بود

160
00:15:38,600 --> 00:15:41,176
‫که پدر ناتنی‌ش، بارکلی، اون رو کُشته...

161
00:15:41,200 --> 00:15:44,600
‫ولی شواهد نشون می‌داد
‫که نیکول فرار کرده.

162
00:15:53,569 --> 00:15:56,931
‫- نیروی پشتیبانی خبر کنیم؟
‫- از یه خونه می‌ترسی؟

163
00:16:12,625 --> 00:16:13,664
‫سلام!

164
00:16:16,495 --> 00:16:17,649
‫کسی نیست؟

165
00:16:22,720 --> 00:16:23,986
‫سلام، بارکلی.

166
00:16:32,834 --> 00:16:35,136
‫نیکول بالاخره از سوراخش دراومد؟

167
00:16:35,160 --> 00:16:37,506
‫واسه جیسون اومدم، نه نیکول.

168
00:16:38,200 --> 00:16:40,510
‫جیسون پسر خوبیـه.
‫مثل داداشش نیست.

169
00:16:41,308 --> 00:16:43,668
‫دلیلی نداره واسه اون اومده باشین.

170
00:16:45,710 --> 00:16:47,563
‫آخرین بار کِی دیدینش؟

171
00:16:49,116 --> 00:16:51,196
‫- چرا می‌پرسه؟
‫- ساکت.

172
00:16:56,114 --> 00:16:58,314
‫دفعه‌ی قبل که اومدی، حامله بودی.

173
00:16:59,718 --> 00:17:01,348
‫بچه به‌سلامتی دنیا اومد؟

174
00:17:03,691 --> 00:17:05,840
‫جسد یه پسر جَوون رو پیدا کردیم.

175
00:17:08,320 --> 00:17:09,736
‫- جیسون نیست.
‫- مطمئنـی؟

176
00:17:09,760 --> 00:17:11,457
‫- کاملاً.
‫- به نظرم جیسون‌ـه.

177
00:17:18,360 --> 00:17:21,376
‫- جسد نزدیک کانلویینگ بوده.
‫- امکان نداره.

178
00:17:21,400 --> 00:17:23,416
‫ببخشید، آخرین بار کِی جیسون رو دیدین؟

179
00:17:23,440 --> 00:17:24,445
‫جناب‌عالی؟

180
00:17:24,470 --> 00:17:26,535
‫کارآگاه کانر کرافورد هستم.

181
00:17:26,678 --> 00:17:29,536
‫ما دشمن شما نیستیم،
‫ولی تا جواب ندید، نمی‌ریم.

182
00:17:29,560 --> 00:17:31,961
‫دیروز دیدیمش.
‫شبش پیش دوستش موند.

183
00:17:32,266 --> 00:17:33,966
‫الان‌هاست که برگرده.

184
00:17:34,292 --> 00:17:36,115
‫و دیگه باهاش حرف نزدین؟

185
00:17:40,600 --> 00:17:42,256
‫همکارهام توی راهـن.

186
00:17:42,280 --> 00:17:45,416
‫باهاشون برین که هویت جسد تأیید بشه.

187
00:17:45,440 --> 00:17:46,616
‫اون جیسون نیست.

188
00:17:46,640 --> 00:17:48,253
‫- بارکلی، وایستا.
‫- توی اتاقشـه.

189
00:17:48,480 --> 00:17:50,376
‫- ای خدا.
‫- تا هویتش تأیید نشده...

190
00:17:50,400 --> 00:17:53,616
‫خانم مورگان، صبر کنید لطفاً...

191
00:17:53,640 --> 00:17:55,976
‫اتاقش باید دست‌نخورده بمونه.

192
00:17:56,000 --> 00:17:58,336
‫لطفاً آروم باش.
‫وایستا.

193
00:17:58,360 --> 00:17:59,880
‫تکون نخور!

194
00:18:01,080 --> 00:18:02,278
‫بهش زنگ بزن.

195
00:18:13,400 --> 00:18:15,896
‫جیسون. جیسون!

196
00:18:15,920 --> 00:18:17,759
‫- بارکلی، وایستا.
‫- جیسون!

197
00:18:25,920 --> 00:18:27,280
‫به هیچی دست نزنین.

198
00:18:28,920 --> 00:18:30,896
‫چرا گوشی‌ش رو نبرده؟

199
00:18:30,920 --> 00:18:33,481
‫- چه بلایی سرش اومده؟
‫- می‌خوام همین رو بفهمم.

200
00:18:33,506 --> 00:18:35,419
‫نه که واسه نیکول چیزی فهمیدی.

201
00:18:39,400 --> 00:18:41,000
‫کِنِدی، من چیز کنم...؟

202
00:18:42,426 --> 00:18:45,346
‫خانم مورگان، بریم پایین صحبت کنیم.

203
00:18:54,920 --> 00:18:56,240
‫زیادی تمیزه.

204
00:18:59,120 --> 00:19:00,480
‫همیشه این‌جوریـه؟

205
00:19:04,640 --> 00:19:07,536
‫هیچ‌وقت نمی‌ذاریم جیسون
‫با غریبه‌ها بمونه، آقای کارآگاه.

206
00:19:07,966 --> 00:19:09,665
‫اسم پسره «آنگوس»ـه.

207
00:19:12,040 --> 00:19:14,971
‫شماره‌ی این آنگوس رو دارین؟

208
00:19:19,480 --> 00:19:20,520
‫بِتانی؟

209
00:19:21,861 --> 00:19:24,037
‫جان؟
‫عع...

210
00:19:24,445 --> 00:19:26,405
‫بُرش بزرگ زدم؟

211
00:19:29,238 --> 00:19:31,096
‫چقدر دست‌وپاچلفتی‌ام.
‫ببخشین.

212
00:19:31,120 --> 00:19:32,136
‫نه بابا. مهم نیست.

213
00:19:32,160 --> 00:19:33,736
‫اشکال نداره.
‫خودم...

214
00:19:33,760 --> 00:19:35,120
‫کتری جوش اومد.

215
00:20:07,194 --> 00:20:09,010
‫عع... سگ هم دارین؟

216
00:20:09,698 --> 00:20:11,698
‫سگ؟
‫نه بابا.

217
00:20:12,979 --> 00:20:16,019
‫شماره‌ی آنگوس رو می‌خواستین؟

218
00:20:19,800 --> 00:20:22,301
‫دوتا شارژر واسه دوتا گوشی.

219
00:20:22,600 --> 00:20:24,080
‫می‌دونستین دوتا گوشی داره؟

220
00:20:26,400 --> 00:20:28,120
‫جیسون فقط یه گوشی داشت.

221
00:20:29,400 --> 00:20:32,519
‫تازگی رفتارش عجیب نشده بود؟

222
00:20:34,080 --> 00:20:35,560
‫بارکلی!

223
00:20:36,390 --> 00:20:40,966
‫فکر کنم افسر اومده که
‫برای تشخیص جسد ببرتون.

224
00:20:41,200 --> 00:20:43,040
‫بتانی لازم نیست بیاد.

225
00:21:01,537 --> 00:21:03,180
‫هر وقت تونستی، برام بفرست.

226
00:21:05,320 --> 00:21:07,960
‫باشه. خدافظ.

227
00:21:28,222 --> 00:21:31,081
‫ارائــ ـه از و بـ ـسـ ـایـ ـتِ سـ ـی نـ ـمـ ـا

228
00:21:32,151 --> 00:21:35,041
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

229
00:21:57,120 --> 00:22:00,262
‫- چی می‌خوری؟
‫- چیزه... پنیر.

230
00:22:00,291 --> 00:22:01,967
‫خدا رو شکر ماهی تُن برنداشتی.

231
00:22:02,472 --> 00:22:04,816
‫- من بیسکوییت برداشتم.
‫- ماهی تُن دوست نداری؟

232
00:22:04,840 --> 00:22:06,616
‫- کی دوست داره؟
‫- من.

233
00:22:06,640 --> 00:22:08,896
‫- ماهی‌های اینجا آشغالـه.
‫- اون که آره.

234
00:22:08,920 --> 00:22:10,856
‫منظورم ماهی تُن اینجا نبود.

235
00:22:10,880 --> 00:22:12,369
‫چرت‌وپرت بسـه.

236
00:22:12,435 --> 00:22:14,427
‫این رو بده به اون مَرده که بیرونـه.

237
00:22:14,480 --> 00:22:18,456
‫منظورتون... دون کامرون‌ـه؟

238
00:22:18,480 --> 00:22:21,640
‫حواست به اون لولوخورخوره باشه.
‫واسه پول آدم می‌کُشه.

239
00:22:23,240 --> 00:22:25,840
‫شوخی کردم بابا.
‫واسه لذتش می‌کُشه.

240
00:22:26,938 --> 00:22:28,792
‫بعداز این‌که
‫مخ‌زدنت تموم شد، بلند شو.

241
00:22:29,720 --> 00:22:31,000
‫توش هم نگاه نکنی.

242
00:22:45,635 --> 00:22:47,435
‫این رو باید به شما بدم؟

243
00:23:28,078 --> 00:23:29,280
‫یا خدا.

244
00:23:33,094 --> 00:23:35,830
‫آنگوس گفت جیسون ساعت ۱۰ رفته.

245
00:23:35,960 --> 00:23:37,576
‫والدینش هم تأیید کردن

246
00:23:37,852 --> 00:23:40,985
‫و توی دوربین جلوی خونه هم افتاده.

247
00:23:41,463 --> 00:23:43,411
‫جیسون دوتا گوشی داشت.

248
00:23:43,560 --> 00:23:45,704
‫پس یه زندگی مخفیانه هم داشته.

249
00:23:46,094 --> 00:23:48,362
‫به نظرت چیزی رو از ما مخفی می‌کنن؟

250
00:23:48,520 --> 00:23:50,238
‫زنه گفت سگ ندارن.

251
00:23:51,104 --> 00:23:52,342
‫ولی اونجا لونه‌ی سگـه.

252
00:23:53,232 --> 00:23:54,959
‫توی سطل زباله غذای سگ بود.

253
00:23:55,696 --> 00:23:57,616
‫قطعاً یه دروغی توی کارشون هست.

254
00:23:58,514 --> 00:24:00,690
‫فکر کنم بارکلی می‌دونه
‫گوشی دوم از کجا اومده.

255
00:24:00,771 --> 00:24:02,369
‫پس چرا هیچی نمی‌گه؟

256
00:24:06,440 --> 00:24:07,739
‫تعقیب‌شون می‌کنیم.

257
00:24:08,240 --> 00:24:11,024
‫بارکلی تا چند ساعت دیگه با افسرهاست.

258
00:24:11,840 --> 00:24:12,929
‫ولی زنش نه.

259
00:24:13,745 --> 00:24:15,665
‫مخفی می‌شیم
‫و زنش رو تعقیب می‌کنیم.

260
00:25:07,480 --> 00:25:09,916
‫هر زمان احساس تشویش کردید...

261
00:25:10,584 --> 00:25:14,440
‫می‌تونید با لبخندزن
‫خودتون رو آروم کنید.

262
00:25:14,560 --> 00:25:17,653
‫وقتی لبخند می‌زنید، یک سیگنال عصبی

263
00:25:17,840 --> 00:25:20,971
‫به مغزتون ارسال می‌شه که
‫بهتون احساس امنیت می‌ده

264
00:25:21,388 --> 00:25:26,084
‫و به آرامش بدن‌تون کمک می‌کنه.

265
00:25:26,280 --> 00:25:28,280
‫با تنفس صحیح...

266
00:25:33,760 --> 00:25:35,080
‫پدرش اومد.

267
00:25:40,160 --> 00:25:41,680
‫خب، راه افتاد.

268
00:26:06,440 --> 00:26:08,360
‫کجا می‌ری؟

269
00:26:12,120 --> 00:26:13,759
‫زیاد بهش نزدیک نشو.

270
00:26:15,718 --> 00:26:17,377
‫{\an8}[ بارکلی: «جسد جیسون‌ـه» ]

271
00:26:31,365 --> 00:26:34,501
‫- بفرمایید.
‫- جیسون مددکار اجتماعی داشت؟

272
00:26:34,640 --> 00:26:37,960
‫مددکار اجتماعی؟
‫بذارین نگاه کنم.

273
00:26:39,000 --> 00:26:40,120
‫این چه مرگشـه؟

274
00:26:41,600 --> 00:26:44,376
‫جیسون نداشته...

275
00:26:44,400 --> 00:26:48,096
‫ولی خونواده قبلاً
‫از مددکار نیکول شکایت کردن.

276
00:26:48,120 --> 00:26:51,376
‫- مایکل باک.
‫- آره... می‌شناسینش؟

277
00:26:51,400 --> 00:26:53,816
‫مددکار نیکول بود
‫و گزارش گم‌شدنش رو داد.

278
00:26:53,840 --> 00:26:57,280
‫- پس بین‌شون دشمنی هست.
‫- آره. ممنون، دیلون.

279
00:26:59,560 --> 00:27:01,480
‫فهمیدم مقصدش کجاست.

280
00:27:14,118 --> 00:27:16,958
‫- کدوم مسیر برم؟
‫- راست.

281
00:27:52,817 --> 00:27:55,344
‫{\an8}[ کارآگاه حامله ]

282
00:27:57,960 --> 00:27:59,416
‫لطفاً پیام بذارین.

283
00:27:59,440 --> 00:28:01,376
‫مایکل، کارآگاه مونیکا کِندی هستم.

284
00:28:01,400 --> 00:28:04,240
‫بازرس پرونده‌ی نیکول مورگان بودم.
‫بهم زنگ بزن.

285
00:28:05,400 --> 00:28:07,040
‫اینجا پیاده شده.

286
00:28:32,360 --> 00:28:34,840
‫- پشتیبانی مسلح خبر کن.
‫- کجا می‌ری؟

287
00:28:35,737 --> 00:28:37,013
‫می‌رم معطلش کنم.

288
00:28:48,400 --> 00:28:50,680
‫یک پیام جدید دارید.

289
00:28:54,360 --> 00:28:56,376
‫مایکل، کارآگاه مونیکا کِندی هستم.

290
00:28:56,400 --> 00:28:58,323
‫بازرس پرونده‌ی نیکول مورگان...

291
00:28:58,392 --> 00:29:01,152
‫گفتم از پسرم دور بمون!

292
00:29:03,520 --> 00:29:04,691
‫بتانی.

293
00:29:06,640 --> 00:29:07,800
‫این کار رو نکن.

294
00:29:11,680 --> 00:29:14,310
‫صدای شلیک اومد.
‫پشتیبانی بفرستین.

295
00:29:17,609 --> 00:29:20,969
‫قایم‌شدن فایده نداره.
‫بیا بیرون، مرتیکه‌ی ترسو!

296
00:29:32,021 --> 00:29:33,314
‫بتانی، نکن!

297
00:29:38,666 --> 00:29:39,869
‫برو کنار.

298
00:29:39,984 --> 00:29:43,359
‫نمی‌رم.
‫لطفاً تفنگ رو بذار کنار.

299
00:29:45,040 --> 00:29:46,847
‫اون نیکول رو گول زد.

300
00:29:47,160 --> 00:29:49,776
‫مغزش رو شست‌وشو داد
‫و کاری کرد من رو ترک کنه.

301
00:29:49,800 --> 00:29:51,729
‫حالا این کافی نبود...

302
00:29:52,600 --> 00:29:54,456
‫بچه‌ی دیگه‌م رو هم کُشته!

303
00:29:54,480 --> 00:29:56,616
‫- من همچین کاری نکردم!
‫- دروغ نگو!
‫- ساکت.

304
00:29:56,640 --> 00:29:58,005
‫دروغ می‌گه.

305
00:29:59,080 --> 00:30:02,828
‫یه روز جیسون اومد خونه
‫و سرتاپاش خیس بود.

306
00:30:03,160 --> 00:30:06,327
‫گفت با مددکار داشته شنا می‌کرده.

307
00:30:06,352 --> 00:30:08,016
‫- نه، بتانی...
‫- دروغ نگو!

308
00:30:08,040 --> 00:30:09,976
‫- برو کنار!
‫- اگه کار اون باشه، من ثابت می‌کنم.

309
00:30:10,000 --> 00:30:12,165
‫خب بعدش چی؟
‫می‌ره زندان؟

310
00:30:13,680 --> 00:30:15,348
‫این عدالتـه؟

311
00:30:15,484 --> 00:30:17,360
‫پدر من رئیس زندان بود.

312
00:30:18,091 --> 00:30:19,337
‫همیشه بهم می‌گفت:

313
00:30:19,375 --> 00:30:21,346
‫«تو دستگیرشون کن، مجازات‌شون با من.»

314
00:30:21,821 --> 00:30:23,496
‫اگه برم کنار و تو شلیک کنی...

315
00:30:23,520 --> 00:30:25,576
‫داری بهش لطفی می‌کنی

316
00:30:25,600 --> 00:30:27,416
‫که توی زندان نصیبش نمی‌شه.

317
00:30:27,563 --> 00:30:30,494
‫زندانی‌ها و نگهبان‌ها
‫زنده‌زنده می‌خورنش.

318
00:30:31,000 --> 00:30:33,120
‫آهسته و دردناک.

319
00:30:34,360 --> 00:30:38,560
‫من هم یه مادرم و می‌خوام
‫عدالت برای بچه‌ت اجرا بشه.

320
00:30:40,840 --> 00:30:42,280
‫به نیکول فکر کن.

321
00:30:43,680 --> 00:30:44,832
‫نیکول.

322
00:30:45,214 --> 00:30:47,030
‫هنوز زنده‌ست، درستـه بتانی؟

323
00:30:47,160 --> 00:30:49,280
‫هنوز باور داری نیکول زنده‌ست؟

324
00:30:51,864 --> 00:30:53,055
‫آره.

325
00:30:53,112 --> 00:30:55,096
‫- و حتماً برمی‌گرده خونه.
‫- آره.

326
00:30:55,120 --> 00:30:56,816
‫پس توی خونه منتظرش باش.

327
00:30:56,840 --> 00:30:59,119
‫تفنگ رو بذار زمین و برو.

328
00:31:01,271 --> 00:31:04,125
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

329
00:31:05,177 --> 00:31:08,005
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

330
00:31:08,382 --> 00:31:09,626
‫ای وای.

331
00:31:09,720 --> 00:31:12,683
‫ای وای... چیزیت شد؟

332
00:31:12,955 --> 00:31:14,595
‫کِندی... حالت خوبـه؟

333
00:31:15,996 --> 00:31:18,989
‫زنگ بزن اورژانس بگو توی
‫شریان بازوش شیشه رفته.

334
00:31:19,080 --> 00:31:20,536
‫- باشه.
‫- مثل مجسمه واینستا.

335
00:31:20,560 --> 00:31:21,576
‫کمربندت رو بده.

336
00:31:21,600 --> 00:31:23,616
‫- کمربندم؟
‫- الان جونت رو نجات دادم.

337
00:31:23,640 --> 00:31:25,376
‫سعی کن جبران کنی.
‫حوله‌ی تمیز هم بیار.

338
00:31:25,400 --> 00:31:27,856
‫- حوله؟
‫- می‌خوای حرف‌هام رو تکرار کنی؟

339
00:31:27,880 --> 00:31:29,616
‫یه پارچه‌ی تمیز بیار.
‫زود باش.

340
00:31:29,640 --> 00:31:31,776
‫- دارم می‌میرم؟
‫- ایشالا نه.

341
00:31:31,800 --> 00:31:33,059
‫بیا.

342
00:31:34,302 --> 00:31:36,536
‫باید به هر دوتون شلیک می‌کردم.

343
00:31:36,560 --> 00:31:38,680
‫بعداً ازم تشکر می‌کنی که نکردی.

344
00:31:40,880 --> 00:31:43,719
‫یه‌کم درد داره.
‫یک، دو، سه.

345
00:31:53,080 --> 00:31:54,600
‫پس جیسون مُرده؟

346
00:31:56,059 --> 00:31:57,624
‫آره، تأیید شده.

347
00:31:58,409 --> 00:32:01,572
‫خدای من... عجب خونواده‌ای.

348
00:32:02,040 --> 00:32:04,776
‫چرا فکر کرد کار تو بوده؟
‫تو که مددکار جیسون نبودی.

349
00:32:04,800 --> 00:32:06,801
‫خب دروغ می‌گن، کِندی.

350
00:32:07,126 --> 00:32:09,182
‫فکر نکنم حتی جیسون رو دیده باشم.

351
00:32:09,281 --> 00:32:11,576
‫شاید وقتی مددکار نیکول بودم،
‫یکی‌دو بار دیده باشمش...

352
00:32:11,600 --> 00:32:13,801
‫ولی اون هم می‌شه چند سال پیش.

353
00:32:14,556 --> 00:32:17,114
‫پس اون شناکردن‌های
‫یواشکی‌تون چی بوده؟

354
00:32:17,600 --> 00:32:19,496
‫دریاچه‌ی قشنگی هم داری.

355
00:32:19,520 --> 00:32:21,656
‫شاید برات خنده‌دار باشه...

356
00:32:21,690 --> 00:32:25,653
‫ولی من ترجیح می‌دم راهنمای
‫بچه‌ها باشم، نه که اینجا غرق‌شون کنم.

357
00:32:26,927 --> 00:32:29,256
‫تنها احمق‌هایی که حاضرن
‫توی این دریاچه شنا کنن...

358
00:32:29,280 --> 00:32:31,569
‫من هستم و پدرم.

359
00:32:32,378 --> 00:32:34,109
‫نمی‌فهمم منظور این زن چی بود.

360
00:32:37,484 --> 00:32:39,095
‫نباید ازم محافظت می‌کردی.

361
00:32:41,400 --> 00:32:43,380
‫خودت الان مادر شدی، درستـه؟

362
00:32:45,240 --> 00:32:47,723
‫تو مطمئن بودی که نیکول فرار نکرده.

363
00:32:49,430 --> 00:32:52,190
‫اون زمان آدم درستی نبودم.

364
00:32:56,120 --> 00:32:58,600
‫به نظر می‌آد عوض شدی.

365
00:33:01,760 --> 00:33:04,040
‫مگه تو هنوز مثل سابقـی؟

366
00:33:05,878 --> 00:33:08,312
‫واسه همین خونه‌ت
‫مثل داروخونه شده، نه؟

367
00:33:08,594 --> 00:33:10,093
‫خواب درست‌حسابی نداری.

368
00:33:13,434 --> 00:33:16,530
‫- احتمالاً باز بهت زنگ بزنم.
‫- شاید جواب ندم.

369
00:33:17,195 --> 00:33:18,502
‫جواب می‌دی.

370
00:33:33,486 --> 00:33:36,179
‫{\an8}[ تحقیقات پلیس درباره‌ی فرقه‌ی «نورِ سوزان» ]

371
00:33:38,120 --> 00:33:39,556
‫مامان، چیزی شده؟

372
00:33:39,760 --> 00:33:43,256
‫باز هم ایبوپروفن داری؟
‫واسه بچه می‌خوام.

373
00:33:43,280 --> 00:33:45,416
‫- مگه چی شده؟
‫- جوش نزن.

374
00:33:45,440 --> 00:33:47,136
‫من کاریش نکردم.

375
00:33:47,160 --> 00:33:48,776
‫فقط یه‌ذره تب کرده.

376
00:33:48,800 --> 00:33:51,420
‫- همین.
‫- توی قفسه‌ی دست‌شویی هست.

377
00:33:51,600 --> 00:33:53,896
‫اون رو که بهش دادم و تموم شد.

378
00:33:53,920 --> 00:33:56,200
‫احتمالاً تبش بخوابه.

379
00:33:57,600 --> 00:33:59,696
‫پس توی راه برگشت می‌خرم.

380
00:33:59,720 --> 00:34:01,960
‫- گوشی رو بده بهش.
‫- باشه.

381
00:34:07,040 --> 00:34:08,800
‫به کی دست تکون می‌دی؟

382
00:34:11,658 --> 00:34:13,178
‫به مامان سلام کن.

383
00:34:15,840 --> 00:34:18,776
‫- سلام، مامان.
‫- سلام، عشقم.

384
00:34:18,800 --> 00:34:20,720
‫حالت خوبـه؟

385
00:34:22,160 --> 00:34:25,520
‫گوشی دست منـه.
‫نگران نباش. چیز خاصی نیست.

386
00:34:32,457 --> 00:34:34,393
‫- سلام.
‫- سلام.

387
00:34:34,541 --> 00:34:36,502
‫- خوبـی؟
‫- آره. چطور بود؟

388
00:34:36,560 --> 00:34:37,980
‫باز ظرف‌ها رو ننداختی؟

389
00:34:38,080 --> 00:34:40,013
‫نمکدون.
‫اینجا رو ببین.

390
00:34:41,152 --> 00:34:42,403
‫خوشت اومد؟

391
00:34:42,840 --> 00:34:45,838
‫واسه دوتا بلیت سینما کافیـه.

392
00:34:46,806 --> 00:34:49,103
‫امشب... چطوره؟

393
00:34:52,720 --> 00:34:53,960
‫تَمی، من...

394
00:34:55,080 --> 00:34:56,576
‫موضوع اینـه که به بابام قول دادم.

395
00:34:56,600 --> 00:34:58,616
‫- به بابات؟
‫- آره.

396
00:34:58,677 --> 00:35:00,869
‫- می‌دونی که بابام تازگی...
‫- فهمیدم.

397
00:35:01,664 --> 00:35:03,907
‫عیب نداره.
‫مهم نیست.

398
00:35:21,410 --> 00:35:25,729
‫{\an8}[ معلومـه که به‌خاطر تو موندم، راب. دلم برات تنگ شده ]

399
00:36:45,821 --> 00:36:48,158
‫{\an8}[ راب، لطفاً بیا دیدنم ]

400
00:36:52,598 --> 00:36:54,417
‫{\an8}[ بابا ]

401
00:37:00,720 --> 00:37:02,977
‫اولین باری که
‫بتانی رو دیدم، حامله بودم.

402
00:37:03,731 --> 00:37:06,348
‫شاید اگه قبلش
‫لوسی به دنیا اومده بود...

403
00:37:06,462 --> 00:37:08,437
‫جور دیگه‌ای به پرونده می‌رسیدم.

404
00:37:08,880 --> 00:37:11,200
‫شاید غریزه‌ی مادرانه کمکم می‌کرد.

405
00:37:12,373 --> 00:37:13,820
‫اون موقع زندگی‌م...

406
00:37:14,360 --> 00:37:18,000
‫اصلاً روبه‌راه نبود.

407
00:37:19,120 --> 00:37:22,816
‫بابام تازه مُرده بود
‫و اوضاع عجیبی بود.

408
00:37:23,140 --> 00:37:26,198
‫تازه از یه پرونده‌ی بزرگ
‫خلاص شده بودم.

409
00:37:26,815 --> 00:37:29,720
‫فرقه رو می‌گی؟
‫فرقه‌ی نور سوزان؟

410
00:37:31,011 --> 00:37:33,627
‫مگه خبر داری؟
‫اون پرونده قبل‌از تو بوده‌ها.

411
00:37:33,782 --> 00:37:35,376
‫از همه‌ی پرونده‌هات خبر دارم.

412
00:37:35,400 --> 00:37:37,576
‫فکر کردی فقط به‌خاطر شخصیت دل‌نشینت

413
00:37:37,601 --> 00:37:39,408
‫درخواست دادم که باهات همکار بشم؟

414
00:37:40,880 --> 00:37:43,080
‫پس همکاری ما به‌خاطر تو بوده؟

415
00:37:44,443 --> 00:37:46,056
‫بابابزرگم همیشه می‌گفت:

416
00:37:46,080 --> 00:37:49,960
‫«اگه می‌خوای توی کارِت
‫پیشرفت کنی، با بهترین‌ها کار کن.»

417
00:37:52,434 --> 00:37:53,754
‫البته خودش دزد بود.

418
00:38:15,535 --> 00:38:16,735
‫شب به‌خیر.

419
00:38:34,120 --> 00:38:35,360
‫من برگشتم.

420
00:38:38,240 --> 00:38:41,160
‫- حالت خوبـه؟
‫- آره، خوبـم.

421
00:38:43,051 --> 00:38:44,371
‫فقط خسته‌ام.

422
00:39:10,122 --> 00:39:11,611
‫{\an8}[ زراعت برای فراوانی ]

423
00:39:48,800 --> 00:39:50,016
‫لوسی چطوره؟

424
00:39:50,040 --> 00:39:52,080
‫تبش از بین رفت.

425
00:39:53,200 --> 00:39:54,640
‫پرونده‌ی بَدیـه، نه؟

426
00:39:55,680 --> 00:39:57,653
‫دوست‌هام توی گروه
‫درباره‌ش حرف می‌زنن.

427
00:39:57,716 --> 00:39:59,796
‫می‌دونی که نمی‌تونم چیزی بگم.

428
00:40:03,184 --> 00:40:05,704
‫برات سوپ تره‌فرنگی و سیب‌زمینی
‫که دوست داری، درست کردم.

429
00:40:06,861 --> 00:40:09,061
‫- مامان؟
‫- جان؟

430
00:40:11,200 --> 00:40:12,561
‫امشب می‌مونی؟

431
00:40:14,920 --> 00:40:16,068
‫معلومـه.

432
00:40:29,797 --> 00:40:33,144
‫{\an8}[ می‌خوام ببینمت، مامان. کِی می‌تونی بیای؟ ]

433
00:40:41,040 --> 00:40:44,096
‫معاینه‌ی خارجی جیسون مورگان

434
00:40:44,120 --> 00:40:45,376
‫به پایان رسید.

435
00:40:45,931 --> 00:40:50,720
‫حالا می‌رم سراغ معاینه‌ی داخلی.

436
00:40:53,293 --> 00:40:55,349
‫مثانه دچار تورم شده

437
00:40:55,440 --> 00:40:59,856
‫که نشون می‌ده قبل‌از مرگ
‫نوشیدنی مصرف کرده.

438
00:40:59,880 --> 00:41:03,320
‫احتمال مسموم‌شدن وجود داره.

439
00:41:06,045 --> 00:41:07,493
‫به عبارت دیگه، چیزخور شده.

440
00:41:12,217 --> 00:41:14,131
‫در این صورت، وجود تورم مثانه

441
00:41:14,520 --> 00:41:17,319
‫و نبودِ زخمِ ناشی از حمله توجیه می‌شه.

442
00:41:22,700 --> 00:41:24,647
‫احتمالاً آروم‌آروم ناتوان شده

443
00:41:24,960 --> 00:41:26,685
‫و نمی‌تونسته تکون بخوره.

444
00:41:29,400 --> 00:41:31,260
‫قدرت تکلم نداشته...

445
00:41:31,640 --> 00:41:35,119
‫ولی به محیط اطرافش واقف بوده.

446
00:41:37,320 --> 00:41:41,359
‫همه‌چی رو می‌دیده
‫و ذره‌ذره خفه می‌شده.

447
00:41:55,529 --> 00:42:00,889
‫مونیکا، فقط یه هیولای
‫مریض همچین کاری می‌کنه.

448
00:42:24,459 --> 00:42:25,577
‫راب.

449
00:42:27,877 --> 00:42:28,961
‫من رو ببخش...

450
00:42:31,000 --> 00:42:33,360
‫بابت ماجرای مامانت.

451
00:42:37,415 --> 00:42:39,142
‫می‌خوای با هم حرف بزنیم؟

452
00:42:45,640 --> 00:42:48,120
‫اصلاً... باشه واسه فردا.

453
00:42:49,094 --> 00:42:50,103
‫لوید.

454
00:42:50,640 --> 00:42:52,657
‫بیا بریم، پسر.
‫وقت خوابـه.

455
00:42:53,160 --> 00:42:56,320
‫بدو، پسر.
‫زود باش.

456
00:43:08,838 --> 00:43:11,706
‫{\an8}[ الان! ]

457
00:43:51,404 --> 00:43:56,426
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

458
00:43:56,789 --> 00:44:01,293
‫≡ بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ≡
‫ WwW.30nama.CoM

459
00:44:01,683 --> 00:44:06,207
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫@OfficialCinama

