﻿1
00:00:00,714 --> 00:00:03,857
‫≡ سی‌نما تقدیم می‌کند ≡
‫ WwW.30nama.CoM

2
00:00:00,704 --> 00:00:03,866
‫{\an8}کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما در تلگرام
‫@CinamaSub

3
00:00:04,000 --> 00:00:08,216
‫- یه جسد توی کانلویینگ پیدا کردیم.
‫- اسم قربانی «جیسون مورگان»ـه.

4
00:00:08,240 --> 00:00:10,336
‫پنج سال پیش، برادرش «نیکول» گم شد.

5
00:00:10,360 --> 00:00:12,942
‫بازرس پرونده من بودم.
‫جسد یه پسر جَوون رو پیدا کردیم.

6
00:00:13,009 --> 00:00:15,216
‫- جیسون نیست.
‫- به نظرم هست.

7
00:00:15,240 --> 00:00:18,376
‫جیسون دوتا گوشی داشت.
‫یعنی یه زندگی مخفی هم داشته.

8
00:00:18,400 --> 00:00:20,880
‫- گفتم از پسرم دور بمون.
‫- این کار رو نکن.

9
00:00:21,924 --> 00:00:23,335
‫{\an8}[ سلام، راب ]

10
00:00:25,004 --> 00:00:26,004
‫چیزه...

11
00:00:26,720 --> 00:00:29,416
‫پولش واسه دوتا بلیت سینما کافیـه.
‫امشب چطوره؟

12
00:00:29,440 --> 00:00:31,056
‫- به بابام قول دادم که...
‫- به بابات؟

13
00:00:31,080 --> 00:00:32,776
‫چشم‌هاش به باباش رفته.

14
00:00:32,800 --> 00:00:36,504
‫الان می‌کُشمت و یه جایی
‫دفنت می‌کنم که هیشکی پیدات نکنه.

15
00:00:37,414 --> 00:00:38,835
‫من برگشتم.

16
00:00:40,320 --> 00:00:42,040
‫مونیکا.

17
00:00:43,120 --> 00:00:45,800
‫فقط یه هیولای
‫مریض همچین کاری می‌کنه.

18
00:01:52,632 --> 00:01:54,936
‫ساکت باش.
‫بذار بخوابه.

19
00:01:55,026 --> 00:01:56,431
‫بیا ببینم.

20
00:01:56,840 --> 00:01:59,400
‫بیا. ولش کن.
‫بیا بریم.

21
00:02:00,265 --> 00:02:01,728
‫بریم پایین، پسر.

22
00:02:06,520 --> 00:02:08,760
‫برو.
‫راحت تخلیه کن.

23
00:02:18,800 --> 00:02:22,120
‫راب!
‫من رفتم!

24
00:02:31,240 --> 00:02:34,280
‫راب!
‫بیداری؟

25
00:02:38,800 --> 00:02:39,866
‫راب؟

26
00:02:47,407 --> 00:02:48,647
‫راب!

27
00:03:29,851 --> 00:03:31,040
‫خدای بزرگ.

28
00:03:39,920 --> 00:03:43,440
‫- با پلیس تماس گرفتید.
‫- سلام... راب نیست...

29
00:03:44,560 --> 00:03:46,925
‫راب کیـه، جناب؟

30
00:03:47,598 --> 00:03:49,192
‫عذر می‌خوام.

31
00:03:50,320 --> 00:03:52,296
‫اسم پسرمـه.

32
00:03:52,320 --> 00:03:54,456
‫ببینید، شاید احمقانه باشه
‫که بهتون زنگ زدم.

33
00:03:54,480 --> 00:03:58,038
‫- ولی آخه پسرم رو پیدا نمی‌کنم.
‫- متوجه شدم.

34
00:03:58,452 --> 00:04:00,104
‫توی اتاقش نیست و...

35
00:04:00,977 --> 00:04:02,753
‫خب، راب چند سالشـه؟

36
00:04:02,920 --> 00:04:06,856
‫بچه‌ست.
‫۱۷ سالش نشده.

37
00:04:06,880 --> 00:04:08,136
‫این کارش طبیعی نیست.

38
00:04:08,160 --> 00:04:09,936
‫- متوجهـم.
‫- واسه همین بهتون زنگ زدم.

39
00:04:09,960 --> 00:04:11,576
‫از این کارها نمی‌کنه.

40
00:04:11,600 --> 00:04:14,936
‫- لطفاً آروم باشین.
‫- همچین... کاری نمی‌کنه.

41
00:04:14,960 --> 00:04:18,160
‫بسیار خوب. گوشی دست‌تون باشه.
‫الان همکارهام رو می‌فرستم.

42
00:04:26,057 --> 00:04:28,925
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

43
00:04:30,280 --> 00:04:36,144
‫قدرت تکلم نداشته،
‫ولی به محیط اطرافش واقف بوده.

44
00:04:36,400 --> 00:04:39,800
‫همه‌چی رو می‌دیده
‫و ذره‌ذره خفه می‌شده.

45
00:04:41,080 --> 00:04:45,720
‫مونیکا، فقط یه هیولای
‫مریض همچین کاری می‌کنه.

46
00:04:50,160 --> 00:04:51,840
‫چطوری، عشقم؟

47
00:04:53,261 --> 00:04:54,880
‫این رو دربیارم.

48
00:05:00,600 --> 00:05:02,000
‫خیلی وقتـه روی گوش‌هاتـه؟

49
00:05:04,080 --> 00:05:07,377
‫- امروز مدرسه دارم.
‫- بله.

50
00:05:07,800 --> 00:05:09,440
‫تو هم برو سر کارِت.

51
00:05:35,714 --> 00:05:37,131
‫{\an8}[ مرکز فرماندهی ]

52
00:05:42,735 --> 00:05:43,799
‫بگو.

53
00:05:44,423 --> 00:05:47,639
‫رئیس، یه گزارش گرفتیم
‫از گم‌شدن یه پسر جَوون.

54
00:05:47,720 --> 00:05:49,080
‫تعریف کن.

55
00:06:13,520 --> 00:06:15,289
‫آره.
‫باشه.

56
00:06:16,920 --> 00:06:19,000
‫می‌آم.
‫حتماً می‌آم.

57
00:07:01,240 --> 00:07:02,376
‫آقای رایت؟

58
00:07:02,400 --> 00:07:04,016
‫بله، خودم هستم.

59
00:07:04,040 --> 00:07:05,736
‫کارآگاه کِندی هستم.

60
00:07:05,902 --> 00:07:09,355
‫کـ... کارآگاه؟

61
00:07:10,211 --> 00:07:11,346
‫اجازه هست؟

62
00:07:12,384 --> 00:07:14,707
‫خواهش می‌کنم.
‫بفرمایید.

63
00:07:15,480 --> 00:07:17,811
‫از این‌طرف بفرمایید.

64
00:07:22,876 --> 00:07:25,137
‫- دونفری زندگی می‌کنین؟
‫- بله، مامانش ترک‌مون کرد.

65
00:07:25,432 --> 00:07:27,792
‫هیچ‌وقت جواب تماس‌هام رو نمی‌ده.

66
00:07:31,800 --> 00:07:34,176
‫چای میل دارین یا چیز دیگه...؟

67
00:07:34,200 --> 00:07:35,976
‫زحمت نکش، استیوِن.

68
00:07:36,152 --> 00:07:38,687
‫باشه.
‫پس چای نمی‌خورین.

69
00:07:39,310 --> 00:07:40,400
‫این راب‌ـه؟

70
00:07:41,415 --> 00:07:42,767
‫توی همایش علمی‌ـه.

71
00:07:43,240 --> 00:07:46,817
‫خیلی علاقه داره... به علوم و این‌ها.

72
00:07:47,950 --> 00:07:50,150
‫محل کارِت چوب‌بریِ
‫مک‌لینان هست، درستـه؟

73
00:07:53,038 --> 00:07:55,174
‫پس آخرین بار توی تخت‌خوابش دیدیش؟

74
00:07:55,664 --> 00:07:56,871
‫تخت‌خواب؟
‫بله.

75
00:07:57,677 --> 00:07:59,024
‫اتاقش کجاست؟

76
00:08:04,160 --> 00:08:06,176
‫به دوست‌هاش هم زنگ زدم،
‫ولی هیچی نمی‌دونن.

77
00:08:06,200 --> 00:08:08,976
‫اصلاً کجا می‌خواد بره؟
‫دوچرخه‌ش توی پارکینگـه.

78
00:08:09,000 --> 00:08:11,600
‫بدون دوچرخه‌ش جایی نمی‌ره.
‫تازه گوشی‌ش هم نبرده.

79
00:08:12,532 --> 00:08:13,652
‫گوشی‌ش کجاست؟

80
00:08:14,245 --> 00:08:16,366
‫اینجاست.
‫روی میزه.

81
00:08:16,640 --> 00:08:17,960
‫به چیزی دست نزدین؟

82
00:08:21,240 --> 00:08:22,296
‫سگ هم دارین؟

83
00:08:22,320 --> 00:08:25,440
‫- ای وای، فلوید.
‫- شما بمون لطفاً.

84
00:09:38,320 --> 00:09:41,221
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

85
00:09:42,082 --> 00:09:44,880
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

86
00:09:53,720 --> 00:09:56,720
‫بچه‌ست.
‫۱۷ سالش نشده.

87
00:09:57,800 --> 00:10:00,416
‫این کارش طبیعی نیست.
‫واسه همین بهتون زنگ زدم.

88
00:10:00,515 --> 00:10:05,204
‫از این کارها نمی‌کنه.
‫همچین... کاری نمی‌کنه.

89
00:10:05,480 --> 00:10:06,960
‫آخرین بار کِی دیدینش؟

90
00:10:08,360 --> 00:10:10,256
‫دیشب که از سر کار برگشت.

91
00:10:10,280 --> 00:10:11,496
‫محل کارش کجاست؟

92
00:10:11,520 --> 00:10:14,695
‫هتل تیسل‌مور.
‫اونجا پیشخدمتـه.

93
00:10:15,000 --> 00:10:19,616
‫- بسیار خوب. چه ساعتی برگشت خونه؟
‫- دیروقت بود.

94
00:10:19,640 --> 00:10:21,696
‫شیفتش ساعت ۶ تموم شد

95
00:10:21,720 --> 00:10:24,016
‫و نیم‌ساعت هم
‫با دوچرخه‌ش تا اینجا راهـه.

96
00:10:24,040 --> 00:10:27,456
‫ولی خب... وقتی رسید...

97
00:10:27,480 --> 00:10:28,815
‫ساعت تقریباً ۸ بود.

98
00:10:43,432 --> 00:10:44,880
‫من هم توی خونه بودم.

99
00:11:03,266 --> 00:11:04,882
‫مادرش...

100
00:11:05,040 --> 00:11:06,436
‫هنوز خبر نداره؟

101
00:11:07,018 --> 00:11:09,116
‫داریم سعی می‌کنیم باهاش تماس بگیریم.

102
00:11:11,920 --> 00:11:13,360
‫هیچ‌وقت این بچه رو نخواست.

103
00:11:17,480 --> 00:11:19,240
‫بتانی مورگان رو می‌شناسی؟

104
00:11:22,394 --> 00:11:23,530
‫مورگان؟

105
00:11:23,640 --> 00:11:25,440
‫بله. بتانی مورگان.

106
00:11:26,480 --> 00:11:31,000
‫اون هم توی چوب‌بری
‫با شما کار می‌کنه، درستـه؟

107
00:11:33,538 --> 00:11:34,813
‫استیون.

108
00:11:39,480 --> 00:11:42,617
‫مسئول تنظیم فیش‌های حقوقی‌مـه.

109
00:11:48,990 --> 00:11:50,200
‫ببخشین.

110
00:11:56,080 --> 00:11:57,800
‫دارن راب رو می‌آرن پایین.

111
00:11:58,960 --> 00:12:01,336
‫استیون، یکی از همکارهام
‫می‌برت ایستگاه

112
00:12:01,360 --> 00:12:03,080
‫تا یه جایی برای اقامتت پیدا کنیم.

113
00:12:06,840 --> 00:12:08,456
‫از اتاق‌خوابش دزدیدش.

114
00:12:08,480 --> 00:12:11,536
‫اتاق جیسون هم همین‌طوری بود.
‫پنجره نیمه‌باز بود.

115
00:12:11,560 --> 00:12:13,696
‫احتمالاً چیزخور هم شده.

116
00:12:13,720 --> 00:12:15,976
‫دیگه تابلوئـه
‫با قاتل سریالی طرفـیم...

117
00:12:16,000 --> 00:12:17,656
‫- یواش‌تر.
‫- بیخیال.

118
00:12:17,680 --> 00:12:20,976
‫همه به همین فکر می‌کنن
‫و اوضاع داره خیت می‌شه.

119
00:12:21,000 --> 00:12:23,920
‫مورد بعدی رو می‌خواد
‫بذاره جلوی پاسگاه؟

120
00:12:25,254 --> 00:12:27,048
‫امیدوارم به مورد بعدی نرسه.

121
00:12:34,422 --> 00:12:37,296
‫فکر نکنم سرنخی
‫از صحنه‌ی جُرم پیدا کنیم.

122
00:12:37,348 --> 00:12:38,732
‫علت مرگ خفگی بوده؟

123
00:12:39,360 --> 00:12:43,632
‫بله، آهسته و پیوسته
‫و البته یه جای دیگه.

124
00:12:44,055 --> 00:12:45,874
‫مثل جیسون که توی اتاقش نبود.

125
00:12:47,240 --> 00:12:49,554
‫- یعنی کجا خفه‌ش کرده؟
‫- توی یه وَن؟

126
00:12:49,979 --> 00:12:52,845
‫یه مکان جادار.
‫این‌طوری محدوده‌ی جست‌وجو کمتر می‌شه.

127
00:12:54,560 --> 00:12:56,296
‫ولی چرا اینجا به نمایش بذاره؟

128
00:12:56,320 --> 00:12:58,040
‫اینجا جلوی چشم پدرشـه.

129
00:12:59,076 --> 00:13:01,136
‫از این بَدتر نمی‌تونه عذابش بده.

130
00:13:01,600 --> 00:13:03,216
‫پس این‌طوری ارضا می‌شه.

131
00:13:03,240 --> 00:13:04,800
‫با عذاب بقیه؟

132
00:13:05,960 --> 00:13:09,240
‫و البته دوست داره... تماشا کنه.

133
00:13:18,520 --> 00:13:21,320
‫حتماً چند ساعت منتظر بوده
‫تا اثر هنری‌ش پیدا بشه.

134
00:13:24,560 --> 00:13:26,336
‫به دیلون بگو بره هتل تیسل‌مور

135
00:13:26,360 --> 00:13:28,576
‫و بفهمه راب دیروز چی‌کارها کرده.

136
00:13:28,600 --> 00:13:30,696
‫بعید می‌دونم قاتل تعقیبش نکرده باشه.

137
00:13:30,720 --> 00:13:33,959
‫- توی چوب‌بری می‌بینمت پس.
‫- نه، زحمت اون با خودت.

138
00:13:59,939 --> 00:14:02,216
‫لوسی تخیل پویایی داره
‫و ما ازش استقبال می‌کنیم.

139
00:14:02,240 --> 00:14:03,456
‫استقبال می‌کنین؟

140
00:14:03,480 --> 00:14:05,816
‫به نظرم دارین می‌گین
‫نوه‌م یه مریض روانیـه.

141
00:14:05,840 --> 00:14:08,416
‫- اصلاً منظورم...
‫- مگه چیـه که داستان‌های عجیب دوست داره؟

142
00:14:08,440 --> 00:14:10,376
‫خانم کِندی، لوسی داستان‌های شیرین

143
00:14:10,400 --> 00:14:12,536
‫از ارواح بامزه مثل کاسپِر نمی‌گه.

144
00:14:12,560 --> 00:14:14,262
‫پس چی می‌گه؟

145
00:14:16,720 --> 00:14:20,120
‫به یکی از دخترها...
‫یا شاید همه‌شون گفته که...

146
00:14:21,659 --> 00:14:24,179
‫می‌خواد بهشون سَم بده.

147
00:14:57,413 --> 00:14:59,527
‫- خانم مک‌لینان؟
‫- بله؟

148
00:14:59,742 --> 00:15:02,077
‫کارآگاه کانر کرافورد هستم.

149
00:15:02,727 --> 00:15:04,068
‫آها، بتانی.

150
00:15:04,746 --> 00:15:06,641
‫مرگ پسرش شما رو به اینجا کشونده؟

151
00:15:06,954 --> 00:15:08,635
‫اون هم هست، بله.

152
00:15:09,205 --> 00:15:10,795
‫جای بزرگیـه.

153
00:15:11,680 --> 00:15:14,379
‫- چندتا کارگر دارین؟
‫- تقریباً ۴۰ تا.

154
00:15:15,000 --> 00:15:17,382
‫یه فهرست از همه‌شون لازم دارم.

155
00:15:21,110 --> 00:15:22,696
‫این قضیه چه ربطی به کارگرهام داره؟

156
00:15:22,720 --> 00:15:25,234
‫کسی از بتانی کینه نداره؟

157
00:15:25,281 --> 00:15:27,120
‫از بتانی؟
‫نه بابا.

158
00:15:28,920 --> 00:15:30,501
‫استیون رایت چطور آدمیـه؟

159
00:15:31,443 --> 00:15:33,882
‫- استیون؟ راننده‌م؟
‫- بله.

160
00:15:35,047 --> 00:15:36,658
‫منظم. مؤدب.

161
00:15:37,264 --> 00:15:38,698
‫با بتانی صمیمیـه؟

162
00:15:39,240 --> 00:15:41,508
‫نمی‌دونم.
‫شاید بقیه بدونن.

163
00:15:43,914 --> 00:15:46,930
‫از کارگرها کسی
‫با استیون دشمنی نداره؟

164
00:15:47,040 --> 00:15:48,840
‫دشمنی؟
‫این سؤال‌ها چیـه؟

165
00:15:50,560 --> 00:15:52,320
‫نکنه بلایی سرش اومده؟

166
00:15:56,311 --> 00:15:58,516
‫جسد پسر استیون پیدا شده.

167
00:16:02,080 --> 00:16:03,216
‫منظورتون چیـه؟

168
00:16:03,240 --> 00:16:05,657
‫یعنی یکی داره بچه‌های
‫کارگرهام رو می‌کُشه؟

169
00:16:05,925 --> 00:16:07,816
‫از بقیه‌ی کارگرها
‫کسی پسر نوجَوون داره؟

170
00:16:07,840 --> 00:16:09,576
‫- بله، معلومـه.
‫- اسم‌شون رو می‌خوام.

171
00:16:09,600 --> 00:16:11,496
‫یعنی جون اون‌ها هم در خطره؟

172
00:16:11,520 --> 00:16:14,108
‫خانم مک‌لینان،
‫می‌خواین کمکم کنین یا نه؟

173
00:16:14,598 --> 00:16:17,854
‫پس لطفاً فهرست کارگرهای
‫فعلی و سابق رو برام بفرستین

174
00:16:18,040 --> 00:16:21,600
‫و جزئیات کسایی که پسر نوجَوون دارن.

175
00:16:27,851 --> 00:16:28,891
‫ممنون.

176
00:16:56,040 --> 00:16:57,160
‫چی می‌گفت؟

177
00:16:58,855 --> 00:17:00,296
‫پلیس بود، نه؟

178
00:17:03,264 --> 00:17:05,414
‫پسر استیون رایت کُشته شده.

179
00:17:09,000 --> 00:17:10,520
‫پس شد دو تا.

180
00:17:11,896 --> 00:17:13,856
‫- برو خونه چمدونت رو ببند.
‫- مادر.

181
00:17:19,760 --> 00:17:21,920
‫تا نیومدن سراغت، باید از اینجا بری.

182
00:17:27,760 --> 00:17:28,800
‫آب بخور.

183
00:17:33,611 --> 00:17:36,520
‫بتانی، استیون رایت رو می‌شناسی؟

184
00:17:39,960 --> 00:17:41,296
‫اینجا چی‌کار داری؟

185
00:17:41,320 --> 00:17:42,840
‫- سلام، بارکلی.
‫- سلام و زهرمار.

186
00:17:44,123 --> 00:17:45,899
‫- قاتل پسرم رو پیدا کردی؟
‫- نه.

187
00:17:46,000 --> 00:17:47,736
‫پس به‌جاش اومدی زنم رو اذیت کنی؟

188
00:17:48,065 --> 00:17:50,013
‫الان صدات رو شنیدم.

189
00:17:50,132 --> 00:17:53,588
‫- استیون رایت دیگه کیـه؟
‫- برات آشنا نیست؟

190
00:17:53,680 --> 00:17:57,400
‫شبیه اسم بقال سر کوچه‌ست.
‫حالا کی هست؟

191
00:17:59,520 --> 00:18:01,920
‫پسر استیون امروز صبح به قتل رسیده.

192
00:18:04,043 --> 00:18:05,963
‫استیون هم توی چوب‌بری کار می‌کنه.

193
00:18:09,219 --> 00:18:10,360
‫می‌شناسیش؟

194
00:18:12,298 --> 00:18:13,338
‫نه.

195
00:18:15,640 --> 00:18:19,800
‫اسمش رو می‌دونم، ولی خب
‫اسم همه‌ی کارگرها رو می‌دونم.

196
00:18:22,866 --> 00:18:24,835
‫اسم پسر استیون «راب» بود.

197
00:18:25,312 --> 00:18:26,930
‫راب رایت برام آشنا نیست.

198
00:18:26,974 --> 00:18:29,264
‫- پس جیسون و راب با هم دوست نبودن؟
‫- نه.

199
00:18:29,436 --> 00:18:31,192
‫من از همه‌چیز زندگی پسرم خبر دارم.

200
00:18:32,155 --> 00:18:35,173
‫اگه می‌خوای قاتل رو پیدا کنم،
‫باید قبول کنی این باورت اشتباهـه.

201
00:18:36,824 --> 00:18:38,216
‫فقط کس‌وشعر می‌گی.

202
00:18:38,240 --> 00:18:40,936
‫الان باید بری اون
‫مایکل بچه‌باز رو دستگیر کنی.

203
00:18:40,960 --> 00:18:43,893
‫مایکل علیه بتانی شکایت ثبت نکرد.

204
00:18:44,200 --> 00:18:47,096
‫گفت از اشتباه بتانی بگذریم.
‫به‌اندازه‌ی کافی عذاب کشیده.

205
00:18:47,120 --> 00:18:48,296
‫عذاب‌وجدان داره مثلاً؟

206
00:18:48,320 --> 00:18:50,816
‫اگه قاتل باشه، عذاب‌وجدان نداره.

207
00:18:50,840 --> 00:18:52,419
‫ریدم توی منطقت.
‫بلند شو بریم.

208
00:18:52,800 --> 00:18:54,416
‫دکترها هنوز مرخصش نکردن.

209
00:18:54,440 --> 00:18:55,736
‫ولی ما می‌ریم.

210
00:18:55,760 --> 00:18:58,040
‫جیسون از اتاق‌خوابش دزدیده شده.

211
00:19:02,320 --> 00:19:03,360
‫دزدیده شده؟

212
00:19:06,440 --> 00:19:07,800
‫- از اتاق‌خـ
‫- بله.

213
00:19:09,958 --> 00:19:11,464
‫نمی‌شه برین خونه.

214
00:19:11,880 --> 00:19:14,616
‫پزشکی قانونی داره
‫ملک‌تون رو بررسی می‌کنه.

215
00:19:14,640 --> 00:19:16,800
‫الان اونجا یه صحنه‌ی جُرم بزرگـه.

216
00:19:19,840 --> 00:19:21,480
‫از اتاق‌خوابش؟

217
00:19:24,560 --> 00:19:26,056
‫برو بیرون!

218
00:19:26,336 --> 00:19:27,616
‫بیرون!

219
00:19:28,571 --> 00:19:30,411
‫گُلت هم با خودت ببر.

220
00:19:54,952 --> 00:20:01,205
‫{\an8}[ عیسی به او گفت: «من رستاخیز و حیات هستم؛
‫هرکه به من ایمان آورَد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد.» ]

221
00:20:00,706 --> 00:20:01,211
‫{\an8}(این جمله‌ی معروف، آیه‌ی ۲۵ از فصل یازدهم انجیل یوحناست.
‫مخاطبِ این جمله مارتا، خواهر ایلعازر، هست که به حضرت عیسی می‌گه دیر اومده و برادر مریضش دیگه مُرده.
‫ولی عیسی در جواب مارتا، این آیه رو می‌گه و ایلعازر رو بعداز مرگ چهارروزه‌ش، دوباره زنده می‌کنه.)

222
00:20:30,120 --> 00:20:32,800
‫وایستین.
‫اونجاست.

223
00:20:38,497 --> 00:20:41,331
‫ارائــ ـه از و بـ ـسـ ـایـ ـتِ سـ ـی نـ ـمـ ـا

224
00:20:42,170 --> 00:20:44,946
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

225
00:20:46,880 --> 00:20:49,576
‫اتفاقاً برادرزاده‌هام خیلی دوست دارن.

226
00:20:49,600 --> 00:20:51,376
‫آره به خدا.

227
00:20:51,400 --> 00:20:53,656
‫کوهنوردی بهترین ورزشـه.

228
00:20:53,850 --> 00:20:55,939
‫رفیق، بعداً بهت زنگ می‌زنم.

229
00:20:56,040 --> 00:20:57,318
‫آره آره... خدافظ خدافظ...

230
00:20:59,360 --> 00:21:01,600
‫ببین کی اومده؛ مایکل.

231
00:21:02,986 --> 00:21:04,946
‫گفتم دیگه یادت رفته اداره کجاست.

232
00:21:06,396 --> 00:21:08,603
‫بیشتر شبیه سیرک شده.

233
00:21:09,880 --> 00:21:11,240
‫بامزه بود.
‫خندیدم.

234
00:21:12,506 --> 00:21:14,776
‫سیرک نیست، همچنان محل کارمونـه.

235
00:21:15,160 --> 00:21:17,736
‫ولی من ترجیح می‌دم
‫مراجع‌ها رو از نزدیک ملاقات کنم

236
00:21:17,760 --> 00:21:20,080
‫نه این‌که هرچی
‫پشت تلفن می‌گن، باور کنم.

237
00:21:21,099 --> 00:21:22,626
‫خوش‌حال شدم دیدمت، جِیمز.

238
00:21:22,836 --> 00:21:23,902
‫خب...

239
00:22:16,347 --> 00:22:18,141
‫{\an8}[ مایکل باک ]

240
00:22:20,680 --> 00:22:23,000
‫مایکل باک هستم.
‫پیام‌تون رو بذارین.

241
00:22:31,198 --> 00:22:32,856
‫مک‌لینان همکاری کرد.

242
00:22:32,880 --> 00:22:34,776
‫دیلون داره اسامی
‫فهرست رو بررسی می‌کنه.

243
00:22:34,800 --> 00:22:37,696
‫- تو به چیزی رسیدی؟
‫- حدس بزن کجا رفتم.

244
00:22:37,720 --> 00:22:40,336
‫با عشقت رفتی سر قرار؟

245
00:22:40,360 --> 00:22:43,256
‫آره، یه قرار عاشقانه‌ی
‫سه‌نفره با بتانی و بارکلی داشتم.

246
00:22:43,280 --> 00:22:45,936
‫اوه‌اوه!
‫بگو که حداقل به نتیجه رسیدی

247
00:22:45,960 --> 00:22:47,440
‫تا تصویرش از ذهنم پاک بشه.

248
00:22:49,185 --> 00:22:52,302
‫اگه بنزین لازم داری،
‫الان بزن که پمپ‌بنزین بعدی دوره.

249
00:22:53,091 --> 00:22:55,851
‫یعنی می‌گی قاتل از اینجا رد شده؟

250
00:22:56,975 --> 00:22:59,271
‫بالاخره قاتل‌ها هم بنزین می‌زنن.

251
00:22:59,352 --> 00:23:02,040
‫با این قیمت سوخت بهتره گازسوز کنیم.
‫دولت بی‌شرف.

252
00:23:05,160 --> 00:23:07,096
‫بی‌زحمت برام تخم‌مرغ عسلی می‌گیری؟

253
00:23:07,120 --> 00:23:08,560
‫نه، متأسفـم.

254
00:23:13,626 --> 00:23:15,226
‫دوربین‌تون کار می‌کنه؟

255
00:23:23,924 --> 00:23:26,379
‫{\an8}[ دکتر هانا حَدید: «کالبدشکافی رو شروع می‌کنم» ]

256
00:23:26,440 --> 00:23:30,376
‫یعنی به نظرتون
‫واسه اون حیوون بنزین زدم؟

257
00:23:30,772 --> 00:23:32,547
‫قاتل قطعاً از این مسیر می‌ره.

258
00:23:33,414 --> 00:23:35,648
‫هفت روز گذشته ضبط شده.

259
00:23:35,925 --> 00:23:37,160
‫ممنون.

260
00:23:39,232 --> 00:23:40,633
‫بیا این رو ببین.

261
00:23:41,200 --> 00:23:44,632
‫بین کارگرها مورد عجیبی نبود،
‫ولی دیلون این رو پیدا کرد.

262
00:23:45,080 --> 00:23:48,456
‫گلوریا نگفته بود که پسرش
‫به جُرم قتل غیرعمد محکوم شده.

263
00:23:48,480 --> 00:23:49,640
‫یه پسره رو خفه کرده.

264
00:24:46,706 --> 00:24:48,096
‫خرگوش‌ها رو بریزم توش؟

265
00:24:48,120 --> 00:24:51,571
‫نه، نمی‌خوام پلیس بیُفته دنبالم.

266
00:24:52,030 --> 00:24:54,840
‫پلیس به باغبونی
‫یا شکار غیرقانونی گیر نمی‌ده.

267
00:24:56,560 --> 00:24:59,520
‫نکنه منظورت چیز دیگه‌ای بود؟

268
00:25:01,880 --> 00:25:04,240
‫شرمنده، به من مربوط نیست.

269
00:25:12,772 --> 00:25:15,868
‫پروتئینـه.
‫واسه ماهیچه خوبـه.

270
00:25:16,086 --> 00:25:18,068
‫به‌جای این قرتی‌بازی‌ها، برو باشگاه.

271
00:25:24,400 --> 00:25:26,200
‫فردا با هم بریم شکار؟

272
00:25:28,000 --> 00:25:29,040
‫واقعاً؟

273
00:25:30,968 --> 00:25:32,248
‫صبح می‌آم دنبالت.

274
00:25:33,839 --> 00:25:34,879
‫مامانت هم هست؟

275
00:25:35,855 --> 00:25:37,167
‫که یواشکی نگاهمون کنه؟

276
00:25:37,668 --> 00:25:41,332
‫رفته فرانسه... دوباره...

277
00:25:41,680 --> 00:25:42,960
‫واسه کار.

278
00:25:46,528 --> 00:25:47,922
‫پس خونه تنهایـی؟

279
00:25:48,520 --> 00:25:50,480
‫بله، طبق معمول.

280
00:26:16,880 --> 00:26:19,720
‫یکی خونه‌ست.
‫این جگوار توی چوب‌بری بود.

281
00:26:20,720 --> 00:26:21,736
‫بگو.

282
00:26:21,760 --> 00:26:24,296
‫یه عکس جالب برات فرستادم، مونیکا.

283
00:26:24,398 --> 00:26:25,468
‫ایمیل رو ببین.

284
00:26:25,640 --> 00:26:27,576
‫کالبدشکافی جیسون تموم شد

285
00:26:27,600 --> 00:26:30,746
‫و یه سنگ سیاه کوچیک
‫توی معده‌ش پیدا کردم.

286
00:26:30,946 --> 00:26:33,816
‫عجیبـه، ولی عجیب‌ترش رو هم دیدم.

287
00:26:33,840 --> 00:26:35,096
‫یه بار سه تا تیله پیدا کردم.

288
00:26:35,120 --> 00:26:39,280
‫ولی جالبـه که توی مری راب هم...

289
00:26:40,394 --> 00:26:44,300
‫یه سنگ مشابه پیدا کردم.

290
00:26:44,760 --> 00:26:48,695
‫یعنی این سنگ‌ها به‌زور
‫به قربانی‌ها خورونده شده؟

291
00:26:49,120 --> 00:26:51,908
‫همیشه از صحبت‌هامون
‫لذت می‌برم، مونیکا.

292
00:26:52,061 --> 00:26:55,496
‫چون قضیه رو زود می‌گیری.
‫بله، به‌زور بوده.

293
00:26:55,548 --> 00:26:58,995
‫سنگش هم برام ناشناخته‌ست.
‫سطح صافی داره.

294
00:27:00,397 --> 00:27:02,213
‫و مثل ذات بعضی‌ها تاریکـه.

295
00:27:02,400 --> 00:27:04,062
‫ممنون، هانا.
‫خدافظ.

296
00:27:04,808 --> 00:27:05,904
‫خدایا.

297
00:27:14,274 --> 00:27:16,401
‫سلامی دوباره.

298
00:27:16,845 --> 00:27:18,616
‫خوب می‌دونی چرا اومدیم.

299
00:27:18,640 --> 00:27:19,976
‫پسرم کاری نکرده.

300
00:27:20,000 --> 00:27:24,200
‫واقعاً؟ پس مزاحم نمی‌شیم.
‫بریم؟

301
00:27:28,156 --> 00:27:30,681
‫شرمنده، ایشون کارآگاه کِندی هستن

302
00:27:30,843 --> 00:27:33,176
‫و سکوت‌شون علامت رضا نیست.

303
00:27:33,302 --> 00:27:34,696
‫براش پاپوش درست کردن.

304
00:27:34,720 --> 00:27:36,976
‫نیومدیم پسرت رو اذیت کنیم.

305
00:27:37,000 --> 00:27:39,216
‫فقط می‌خوایم قاتل
‫پسرهای جَوون رو پیدا کنیم.

306
00:27:39,240 --> 00:27:41,096
‫و الان شما داری
‫مانع اجرای قانون می‌شی.

307
00:27:41,120 --> 00:27:44,032
‫بچه‌ها واسه آدم
‫هم موهبتـن و هم نفرین.

308
00:27:44,605 --> 00:27:47,336
‫واسه‌شون چه کارها که نمی‌کنیم، مگه نه؟

309
00:27:47,752 --> 00:27:49,208
‫فقط می‌خوایم با اووِن حرف بزنیم.

310
00:27:49,739 --> 00:27:51,260
‫اینجا نیست.

311
00:27:51,655 --> 00:27:53,998
‫قرار نشد به شعور همدیگه توهین کنیم.

312
00:27:55,217 --> 00:27:56,513
‫حکم دارین؟

313
00:27:56,680 --> 00:27:59,656
‫توی اسکاتلند زیادن کسایی که
‫حکم بازداشت صادر می‌کنن.

314
00:27:59,680 --> 00:28:01,121
‫پس برین با حکم بیاین.

315
00:28:02,760 --> 00:28:04,176
‫باشه، می‌ریم.

316
00:28:04,200 --> 00:28:07,696
‫می‌ریم و با تأخیر زیاد برمی‌گردیم.

317
00:28:07,720 --> 00:28:10,696
‫ولی اتفاقی که این وسط می‌افته

318
00:28:10,720 --> 00:28:13,336
‫اینـه که خبر این
‫قتل‌های وحشیانه می‌پیچه...

319
00:28:13,369 --> 00:28:15,395
‫انگشت اتهام همه به‌سمت اووِن می‌ره...

320
00:28:15,720 --> 00:28:17,216
‫و آبرویی براتون نمی‌مونه.

321
00:28:17,324 --> 00:28:20,364
‫بهترین کار اینـه که بذاری اسم پسرت
‫از فهرست مظنون‌ها خط بخوره.

322
00:29:00,316 --> 00:29:01,836
‫صداش بزن.

323
00:29:08,526 --> 00:29:09,606
‫اووِن.

324
00:29:11,305 --> 00:29:13,356
‫اووِن، چیزی نیست.
‫بیا پایین.

325
00:29:23,868 --> 00:29:26,908
‫اووِن، من پلیسـم.
‫دارم می‌آم بالا.

326
00:29:34,320 --> 00:29:37,600
‫ای وای، کِندی.
‫بیا اینجا رو ببین.

327
00:29:47,906 --> 00:29:49,586
‫این دیگه واسه من جدیده.

328
00:29:50,186 --> 00:29:52,090
‫به نظرم کار همین پسره‌ست.

329
00:29:52,920 --> 00:29:56,000
‫مادرش هم واسه همین
‫داره وقت می‌خره که اون فرار کنه.

330
00:29:57,960 --> 00:29:59,120
‫نه اتفاقاً.

331
00:30:03,719 --> 00:30:08,535
‫سلام، اووِن. من مونیکا هستم.
‫می‌شه حرف بزنیم؟

332
00:30:08,560 --> 00:30:10,616
‫چیزی نگو تا به وکیل زنگ بزنم.

333
00:30:10,640 --> 00:30:11,720
‫تو برو.

334
00:30:39,065 --> 00:30:41,369
‫- مونیکا؟
‫- بله.

335
00:30:45,918 --> 00:30:47,280
‫می‌دونی واسه چی اومدم؟

336
00:30:48,152 --> 00:30:50,736
‫به‌خاطر راب و جیسون.
‫منطقیـه.

337
00:30:50,760 --> 00:30:52,776
‫والدین‌شون واسه شرکت ما کار می‌کردن.

338
00:30:52,800 --> 00:30:54,336
‫من هم که سابقه دارم.

339
00:30:54,630 --> 00:30:57,490
‫اگه ازم بازجویی نمی‌کردین،
‫به توانایی‌تون شک می‌کردم.

340
00:30:57,600 --> 00:30:59,336
‫راب یا جیسون رو می‌شناختی؟

341
00:30:59,360 --> 00:31:02,480
‫نه، اونجا جوب‌بریـه.
‫مهدکودک که نیست.

342
00:31:08,080 --> 00:31:09,120
‫اجازه هست؟

343
00:31:26,335 --> 00:31:28,695
‫می‌خوام درباره‌ی
‫قربانی‌ت «لوکا» بدونم.

344
00:31:30,480 --> 00:31:34,036
‫علت مرگش فشار به سرخرگ گردن بوده.

345
00:31:34,209 --> 00:31:37,292
‫یه جنایت وحشیانه.

346
00:31:37,840 --> 00:31:39,443
‫و هر روز دارم بهش فکر می‌کنم.

347
00:31:39,545 --> 00:31:41,336
‫با نقاشی به خودت یادآوری می‌کنی؟

348
00:31:45,777 --> 00:31:48,720
‫توی گزارش کالبدشکافی ننوشتن
‫لوکا چه پسر باحالی بود.

349
00:31:50,983 --> 00:31:53,539
‫ننوشتن من ساده‌لوح بودم
‫و ازش تأثیر گرفتم.

350
00:31:53,986 --> 00:31:56,922
‫ننوشتن لوکا مواد می‌ساخت
‫و به من هم می‌داد.

351
00:31:57,080 --> 00:31:59,376
‫و یه شب اون‌قدر بهم مواد خوروند

352
00:31:59,400 --> 00:32:01,594
‫که توهم زدم و فکر کردم لوکا شیطانـه.

353
00:32:04,813 --> 00:32:06,773
‫از اون موقع هر وقت
‫چشم‌هام رو می‌بندم...

354
00:32:08,510 --> 00:32:11,846
‫این تصاویر توی ذهنم ظاهر می‌شه.

355
00:32:11,974 --> 00:32:14,218
‫شاید اگه زیاد نقاشی کنم،
‫بالاخره غیب‌شون بزنه.

356
00:32:15,668 --> 00:32:17,428
‫من راب و جیسون رو نکُشتم.

357
00:32:22,640 --> 00:32:24,160
‫شما بچه نداری، نه؟

358
00:32:27,266 --> 00:32:28,506
‫خیر.

359
00:32:30,537 --> 00:32:33,226
‫و با این کارهات
‫مصمم‌تر شدم که بچه نیارم.

360
00:32:35,234 --> 00:32:37,034
‫این برات معنایی نداره؟

361
00:32:39,000 --> 00:32:42,520
‫نه، سنگ‌ریزه‌ست.

362
00:32:45,261 --> 00:32:46,701
‫دیشب کجا بودی؟

363
00:32:46,773 --> 00:32:50,110
‫جایی که هر شب هستم: خونه.

364
00:32:54,868 --> 00:32:56,963
‫شاید با حرف‌زدن حالت بهتر بشه.

365
00:33:02,400 --> 00:33:04,120
‫واقعاً باور داری من قاتلـم؟

366
00:33:07,702 --> 00:33:10,384
‫والا با اون نقاشی‌هات
‫دیگه نمی‌دونم به چی فکر کنم.

367
00:33:17,083 --> 00:33:18,440
‫پس واقعاً باور داری.

368
00:33:51,480 --> 00:33:52,720
‫چه غلطی کردی؟

369
00:33:53,958 --> 00:33:56,798
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

370
00:33:57,242 --> 00:33:59,990
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

371
00:34:32,506 --> 00:34:33,666
‫لوسی!

372
00:34:39,720 --> 00:34:43,040
‫لوسی. لوسی!

373
00:34:50,160 --> 00:34:51,280
‫لوسی!

374
00:34:52,600 --> 00:34:53,680
‫لوسی!

375
00:34:56,400 --> 00:34:59,640
‫لوسی! لوسی!

376
00:35:01,240 --> 00:35:02,280
‫لوسی!

377
00:35:03,480 --> 00:35:05,696
‫به دوستم سلام کن، مامانی.

378
00:35:05,929 --> 00:35:07,889
‫این دوستت نیست.

379
00:35:09,960 --> 00:35:11,320
‫ولش کن.

380
00:35:15,443 --> 00:35:16,859
‫می‌دونم تو کی هستی.

381
00:35:16,960 --> 00:35:18,776
‫تو حتی نمی‌دونی دخترت کیـه.

382
00:35:18,800 --> 00:35:20,434
‫خوب هم می‌دونم.

383
00:35:20,952 --> 00:35:22,940
‫مونیکا فرشته نیست.

384
00:35:23,276 --> 00:35:25,333
‫دیگه از دنیای شماها اومده بیرون.

385
00:35:27,160 --> 00:35:29,560
‫به نفع همه‌ست که
‫لوسی رو ببرم پیش اون.

386
00:35:35,680 --> 00:35:36,800
‫دیگه نبینمت.

387
00:36:17,600 --> 00:36:20,336
‫هنوز دارم دوربین‌های
‫نزدیک جاده رو بررسی می‌کنم.

388
00:36:20,417 --> 00:36:22,468
‫بلندتر بگو که بقیه هم بشنون.

389
00:36:22,680 --> 00:36:24,573
‫شرمنده. ببخشین.

390
00:36:24,840 --> 00:36:25,963
‫گوشی راب چی شد؟

391
00:36:26,280 --> 00:36:30,416
‫هیچ ارتباطی بین اووِن و جیسون نیست.

392
00:36:30,440 --> 00:36:33,936
‫آخرین بار یه تماس بی‌پاسخ
‫ازطرف باباش ساعت ۸ داشته

393
00:36:33,960 --> 00:36:36,976
‫و چندتا پیام هم
‫به دوستش «دان» فرستاده...

394
00:36:37,000 --> 00:36:40,096
‫درباره‌ی این‌که چطوری
‫با «تَمی وارد» قرار بذاره.

395
00:36:40,120 --> 00:36:42,536
‫شیفت دختره الان‌هاست که شروع بشه.

396
00:36:42,843 --> 00:36:45,701
‫راب خیلی از تَمی خوشش می‌اومده.

397
00:36:45,932 --> 00:36:50,996
‫همچنین، پرونده‌های
‫مرتبط با سنگ‌ها رو بررسی می‌کنم

398
00:36:51,081 --> 00:36:53,690
‫و به دوران حبس اووِن نگاه می‌ندازم.

399
00:36:54,276 --> 00:36:55,960
‫کارِت درستـه، کارآگاه.

400
00:37:08,579 --> 00:37:09,856
‫تَمی وارد؟

401
00:37:10,797 --> 00:37:11,982
‫شما پلیسـین؟

402
00:37:12,640 --> 00:37:15,118
‫اگه قضیه‌ی کاردوچنگال‌هاست،
‫به خدا پس می‌دم.

403
00:37:15,174 --> 00:37:17,057
‫نه... درباره‌ی راب رایت‌ـه.

404
00:37:17,196 --> 00:37:18,239
‫راب؟

405
00:37:18,291 --> 00:37:20,481
‫بله و اتفاقاتی که باعث قتلش شد.

406
00:37:39,040 --> 00:37:41,760
‫بهش گفتم بریم سینما، ولی...

407
00:37:43,055 --> 00:37:45,923
‫گفت باید برگرده خونه
‫پیش باباش، ولی فکر کنم...

408
00:37:46,640 --> 00:37:48,504
‫کلاً ازم خوشش نمی‌اومد.

409
00:37:49,120 --> 00:37:50,160
‫چرا اتفاقاً.

410
00:37:56,139 --> 00:37:57,920
‫دیروز راب چطور بود؟

411
00:37:59,584 --> 00:38:00,744
‫نمی‌دونم.

412
00:38:01,634 --> 00:38:02,840
‫خجالتی.

413
00:38:04,618 --> 00:38:05,658
‫مهربون.

414
00:38:07,708 --> 00:38:09,194
‫هم‌مدرسه‌ای بودین؟

415
00:38:11,064 --> 00:38:12,960
‫من توی آکادمی آبرکریگ درس می‌خونم.

416
00:38:16,880 --> 00:38:18,520
‫راب پسر باهوشی بود، واسه همین...

417
00:38:19,376 --> 00:38:21,152
‫زیاد رفیق نداشت.

418
00:38:21,287 --> 00:38:23,198
‫آخه پسرهای هم‌سن من همه‌شون شیطونـن.

419
00:38:25,292 --> 00:38:26,426
‫ولی راب...

420
00:38:27,545 --> 00:38:28,968
‫قاطی اون‌ها نمی‌شد.

421
00:38:32,320 --> 00:38:34,440
‫به نظرت راب دو تا گوشی داشت؟

422
00:38:36,815 --> 00:38:40,391
‫فکر نکنم.
‫تازگی یه گوشی جدید گرفته بود.

423
00:38:40,715 --> 00:38:43,808
‫باباش براش خرید که شاید
‫حواسش از ماجرای مامانش پرت بشه.

424
00:38:44,080 --> 00:38:46,800
‫- از مامانش به تو گفته بود؟
‫- خیلی دل‌تنگش بود.

425
00:38:47,967 --> 00:38:49,140
‫خیلی زیاد.

426
00:38:55,777 --> 00:38:57,457
‫کاش می‌بوسیدمش.

427
00:39:11,875 --> 00:39:12,959
‫آقای رایت.

428
00:39:15,673 --> 00:39:16,965
‫تو تَمی هستی.

429
00:39:19,960 --> 00:39:20,961
‫من...

430
00:39:28,238 --> 00:39:29,878
‫فردا پیگیری می‌کنم.

431
00:39:33,200 --> 00:39:35,440
‫چی شد؟
‫حالش خوبـه؟

432
00:39:36,560 --> 00:39:38,576
‫تَمی به راب گفته برن بیرون...

433
00:39:38,600 --> 00:39:41,386
‫ولی راب با این‌که
‫از خداش بوده، گفته نه.

434
00:39:41,857 --> 00:39:44,695
‫ظاهراً کل روز داشته
‫پیامک‌بازی می‌کرده...

435
00:39:44,960 --> 00:39:47,016
‫ولی اطلاعات گوشی‌ش
‫نشون می‌ده زیاد استفاده نشده.

436
00:39:47,040 --> 00:39:49,598
‫پس یا اطلاعات اشتباهـه
‫و یا یه گوشی دیگه داره.

437
00:39:49,800 --> 00:39:51,083
‫درست عین جیسون.

438
00:39:51,281 --> 00:39:53,217
‫پس قاتل به پسرها پیامک می‌ده؟

439
00:39:53,280 --> 00:39:54,929
‫باید گوشی‌ها رو پیدا کنیم.

440
00:39:56,560 --> 00:39:59,416
‫این چه کاریـه، دیلون؟
‫چرا آوردیش اینجا؟

441
00:39:59,440 --> 00:40:01,936
‫من گفتم بیاد. می‌خوام
‫اون و استیون زیر یه سقف باشن

442
00:40:01,960 --> 00:40:05,176
‫که تا بررسی خونه‌هاشون
‫انجام می‌شه، زیر نظر بگیریمشون.

443
00:40:05,200 --> 00:40:06,440
‫حواست هست دیگه؟

444
00:40:08,914 --> 00:40:10,610
‫این اینجا چی‌کار می‌کنه؟

445
00:40:10,671 --> 00:40:12,686
‫- کی؟
‫- گرِگ لعنتی.

446
00:40:13,354 --> 00:40:15,360
‫جلوش هیچی نمی‌گین‌ها.

447
00:40:16,887 --> 00:40:18,560
‫اصلاً قابل‌اعتماد نیست.

448
00:40:26,560 --> 00:40:27,680
‫خب دیگه.

449
00:40:29,723 --> 00:40:30,856
‫کجا به سلامتی؟

450
00:40:30,880 --> 00:40:32,440
‫یه سرنخ مونده که پیگیری کنم.

451
00:40:33,564 --> 00:40:34,604
‫بابا؟

452
00:40:42,192 --> 00:40:45,488
‫ایشون آقای رایت هستن، بابای راب.

453
00:40:45,779 --> 00:40:47,979
‫تسلیت عرض می‌کنم.

454
00:40:51,320 --> 00:40:54,280
‫برو.
‫پیش بابات باش.

455
00:41:20,680 --> 00:41:21,760
‫سلام.

456
00:41:22,691 --> 00:41:24,240
‫بارکلی رفته پیاده‌روی.

457
00:41:29,320 --> 00:41:31,760
‫- نباید می‌اومدم. ببخشین.
‫- نه نه نه...

458
00:41:34,040 --> 00:41:35,160
‫کار خوبی کردی.

459
00:41:37,264 --> 00:41:38,616
‫بیا داخل.

460
00:42:10,480 --> 00:42:11,856
‫کارآگاه کِندی هستم.

461
00:42:11,880 --> 00:42:13,680
‫لطفاً پیام‌تون رو بذارین.

462
00:42:17,432 --> 00:42:19,848
‫پنج سال ازت خبری نبود
‫و حالا هر روز می‌بینمت.

463
00:42:20,182 --> 00:42:21,560
‫این‌ها برات آشنا نیست؟

464
00:42:26,925 --> 00:42:28,600
‫بریم بذاریمشون توی گُلدون.

465
00:42:35,740 --> 00:42:37,260
‫فرش واسه همین
‫کثیف‌کاری‌هاست دیگه.

466
00:42:41,320 --> 00:42:43,960
‫پس هر دو رفتیم ملاقات بتانی.

467
00:42:45,186 --> 00:42:49,322
‫من که واسه کار رفتم،
‫ولی رفتنِ تو عجیب بود.

468
00:42:49,386 --> 00:42:51,440
‫مخصوصاً وقتی روز قبلش
‫قصد جونت رو کرده بود.

469
00:42:53,440 --> 00:42:56,243
‫خب زن بیچاره به‌خاطر
‫مرگ پسرش حالیش نبود.

470
00:42:57,755 --> 00:43:00,011
‫چیز عجیبی نیست که
‫باهاشون هم‌دردی کنم، مونیکا.

471
00:43:00,160 --> 00:43:01,936
‫آیه‌ی انجیل چی بود پس؟

472
00:43:01,960 --> 00:43:04,800
‫آره، با دست‌خط خودم بود.

473
00:43:06,040 --> 00:43:09,256
‫خودم اصلاً اهل دین نیستم،
‫ولی بتانی مؤمنـه.

474
00:43:09,280 --> 00:43:11,416
‫- واسه همین نوشتمش.
‫- این رو نیکول بهت گفته؟

475
00:43:11,440 --> 00:43:14,304
‫آره، یکی از دلایل اصلیِ
‫دعواشون اون زمان همین بود.

476
00:43:14,870 --> 00:43:16,843
‫از این مذهبی‌های متعصبـه.

477
00:43:17,406 --> 00:43:20,526
‫عجیبـه که جلوی من
‫تا حالا حرفی از خدا نزده.

478
00:43:25,479 --> 00:43:26,999
‫واسه چی اومدی اینجا؟

479
00:43:28,320 --> 00:43:30,680
‫امروز صبح،
‫جسد یه پسر دیگه رو پیدا کردیم.

480
00:43:31,582 --> 00:43:33,096
‫اسمش راب رایت‌ـه.

481
00:43:33,120 --> 00:43:35,600
‫کار همون قاتلـه
‫و قرار نیست بیخیال بشه، مایکل.

482
00:43:39,920 --> 00:43:42,696
‫خب؟ اسم می‌خوای؟
‫آره؟

483
00:43:42,720 --> 00:43:46,616
‫می‌خوای اسم پسرهایی که ممکنـه
‫جون‌شون در خطر باشه رو بدم؟

484
00:43:46,640 --> 00:43:47,680
‫از اون‌ها زیاده.

485
00:43:51,567 --> 00:43:53,983
‫چـ... نیکول رو پیدا کردین؟

486
00:43:54,160 --> 00:43:57,451
‫نه، این‌ها توی بدن قربانی‌ها بود.

487
00:43:57,548 --> 00:43:58,689
‫توی بدن‌شون؟

488
00:43:59,360 --> 00:44:01,280
‫فکر کنم نیکول رو هم کُشته.

489
00:44:04,520 --> 00:44:06,456
‫بهت گفتم قبل‌از این‌که غیبش بزنه...

490
00:44:06,480 --> 00:44:08,811
‫دقیقاً همچین سنگی همراهش بود.

491
00:44:09,080 --> 00:44:13,496
‫باهاش ور می‌رفت،
‫بوسش می‌کرد، توی دهنش می‌کرد...

492
00:44:13,520 --> 00:44:16,296
‫ولی تو... بهم خندیدی.

493
00:44:16,320 --> 00:44:17,816
‫- پشت گوش انداختی.
‫- مایکل.

494
00:44:17,840 --> 00:44:20,096
‫همه بهم اَنگ دیوونگی زدن.

495
00:44:20,120 --> 00:44:21,856
‫- گفتن توهم زدم...
‫- مایکل.

496
00:44:21,880 --> 00:44:23,760
‫بهت اعتماد کردم، مونیکا.

497
00:44:30,720 --> 00:44:32,066
‫این اتفاقات...

498
00:44:33,280 --> 00:44:36,160
‫همه‌ش میراث خودتـه، کِندی.

499
00:45:06,559 --> 00:45:07,735
‫کارآگاه کِندی هستم.

500
00:45:07,760 --> 00:45:09,800
‫لطفاً پیام‌تون رو بذارین.

501
00:46:20,500 --> 00:46:22,292
‫{\an8}[ ۶ تماس بی‌پاسخ ]

502
00:46:27,173 --> 00:46:28,749
‫مونیکا، اووِن هستم.

503
00:46:28,840 --> 00:46:31,160
‫می‌خوام یه چیزی بگم...
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

504
00:46:39,760 --> 00:46:44,080
‫- کارآگاه.
‫- اووِن.

505
00:46:44,984 --> 00:46:46,480
‫اون سنگ‌ها...

506
00:46:46,600 --> 00:46:47,680
‫اووِن؟

507
00:46:50,396 --> 00:46:52,363
‫اووِن، چی شد؟
‫حرف بزن.

508
00:46:54,800 --> 00:46:55,999
‫اووِن؟

509
00:46:57,080 --> 00:46:58,480
‫اوِون، صدام رو می‌شنوی؟

510
00:47:00,800 --> 00:47:02,016
‫حرف بزن، اووِن.

511
00:47:02,040 --> 00:47:03,558
‫دارم می‌آم!

512
00:47:13,316 --> 00:47:18,329
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

513
00:47:18,653 --> 00:47:23,167
‫≡ بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ≡
‫ WwW.30nama.CoM

514
00:47:23,511 --> 00:47:28,024
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫@OfficialCinama

