﻿1
00:00:00,676 --> 00:00:03,876
‫{\an8}کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما در تلگرام
‫@CinamaSub

2
00:00:00,686 --> 00:00:03,866
‫≡ سی‌نما تقدیم می‌کند ≡
‫ WwW.30nama.CoM

3
00:00:03,990 --> 00:00:06,431
‫امروز جسد یه پسر دیگه کشف شده.

4
00:00:06,492 --> 00:00:08,767
‫دیگه تابلوئـه با قاتل سریالی طرفـیم.

5
00:00:09,200 --> 00:00:10,296
‫من هم توی خونه بودم.

6
00:00:10,320 --> 00:00:12,169
‫جیسون از اتاق‌خوابش دزدیده شده.

7
00:00:12,257 --> 00:00:13,593
‫از اتاق‌خوابش؟

8
00:00:13,760 --> 00:00:15,216
‫می‌خوام با استیوِن یه جا باشن

9
00:00:15,240 --> 00:00:18,496
‫که تا بررسی پزشکی قانونی
‫تموم می‌شه، زیر نظر بگیریمشون.

10
00:00:18,520 --> 00:00:19,896
‫راب دیروز چطور بود؟

11
00:00:19,920 --> 00:00:21,736
‫بهش گفتم بریم سنما.

12
00:00:21,902 --> 00:00:23,041
‫بابا؟

13
00:00:23,840 --> 00:00:26,456
‫ایشون آقای رایت هستن، بابای راب.

14
00:00:26,480 --> 00:00:30,736
‫می‌خوای اسم پسرهایی که ممکنـه
‫جون‌شون در خطر باشه رو بدم؟

15
00:00:30,760 --> 00:00:32,415
‫فردا با هم بریم شکار؟

16
00:00:32,443 --> 00:00:34,779
‫احتمال مسموم‌شدن هست.

17
00:00:35,080 --> 00:00:39,295
‫یعنی چیزخور شده.
‫بنابراین...

18
00:00:39,546 --> 00:00:41,280
‫بذار این رو بردارم.

19
00:00:43,000 --> 00:00:44,456
‫این رو دربیارم.

20
00:00:44,480 --> 00:00:45,776
‫لوسی به یکی از دخترها گفته که

21
00:00:45,800 --> 00:00:48,093
‫می‌خواد بهش سَم بده.

22
00:00:48,687 --> 00:00:50,656
‫- پس شد دو تا.
‫- برو خونه چمدونت رو ببند.

23
00:00:50,680 --> 00:00:51,776
‫مادر...

24
00:00:51,800 --> 00:00:54,120
‫بذار اسمش از فهرست
‫مظنون‌ها خط بخوره.

25
00:00:55,228 --> 00:00:57,404
‫با حرف‌زدن آروم می‌شی.

26
00:00:57,600 --> 00:00:59,480
‫- کارآگاه.
‫- اووِن؟

27
00:01:02,080 --> 00:01:04,320
‫اووِن، حرف بزن.
‫چی شد؟

28
00:01:28,240 --> 00:01:30,160
‫اووِن، صدام رو داری؟

29
00:01:42,353 --> 00:01:44,369
‫خدایا رحم کن!
‫اووِن!

30
00:01:45,111 --> 00:01:46,422
‫اووِن!

31
00:01:47,213 --> 00:01:48,254
‫گلوریا!

32
00:01:48,937 --> 00:01:50,433
‫گلوریا، وایستا!

33
00:01:50,600 --> 00:01:52,280
‫- اووِن! اووِن!
‫- گلوریا!

34
00:01:53,979 --> 00:01:55,499
‫اووِن!

35
00:01:56,800 --> 00:01:59,136
‫ای وای!
‫خدایا!

36
00:01:59,160 --> 00:02:01,440
‫کمک کن!
‫نفس می‌کِشه...

37
00:02:02,960 --> 00:02:04,360
‫زخمش رو فشار بده.

38
00:02:06,240 --> 00:02:08,496
‫کمکم کن... خدایا...

39
00:02:08,520 --> 00:02:10,856
‫تو رو خدا یه کاری کن.

40
00:02:10,880 --> 00:02:12,176
‫محکم فشار بده.

41
00:02:12,200 --> 00:02:14,720
‫من بلد نیستم...
‫تو رو خدا یه کاری کن.

42
00:02:17,760 --> 00:02:20,676
‫آفرین، پسرم...
‫همین‌طور نفس بِکش...

43
00:02:20,760 --> 00:02:22,376
‫تا می‌تونی، فشار بده.

44
00:02:22,400 --> 00:02:24,456
‫من زنگ می‌زنم اورژانس.

45
00:02:24,516 --> 00:02:25,896
‫سعی کن نفس بکشی...

46
00:02:25,920 --> 00:02:27,656
‫چه خدماتی می‌خواین؟

47
00:02:27,680 --> 00:02:30,921
‫کارآگاه مونیکا کِندی هستم.
‫نیروی پزشکی و پشتیبانی می‌خوام.

48
00:02:31,252 --> 00:02:35,468
‫شهرک کیلماردون، منطقه‌ی کارسِ بلاریگ.

49
00:02:35,560 --> 00:02:37,296
‫- گوشی خدمت‌تون.
‫- عجله کنین!

50
00:02:37,320 --> 00:02:38,800
‫الان برمی‌گردم.

51
00:02:40,000 --> 00:02:43,302
‫آفرین... همین‌طور نفس بکش...

52
00:02:43,680 --> 00:02:45,816
‫یکی از واحدها به‌زودی می‌رسه.

53
00:02:45,916 --> 00:02:47,972
‫- الان توی خطر هستین؟
‫- دارن می‌آن یا نه؟

54
00:02:48,053 --> 00:02:49,293
‫توی راهـن، گلوریا.

55
00:03:30,709 --> 00:03:33,571
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

56
00:03:34,160 --> 00:03:36,936
‫تأیید شده که شب گذشته...

57
00:03:36,960 --> 00:03:40,016
‫فردی که گمان می‌رود مسئولِ

58
00:03:40,040 --> 00:03:42,976
‫قتل جیسون مورگان
‫و رابرت رایت بوده...

59
00:03:43,000 --> 00:03:45,742
‫به پسر جوان دیگری حمله کرده.

60
00:03:46,000 --> 00:03:49,723
‫قربانی درحال‌حاضر
‫در شرایط بحرانی هست.

61
00:03:50,160 --> 00:03:53,096
‫نتیجه‌ی تحقیقات ما بر اینـه که

62
00:03:53,120 --> 00:03:57,504
‫هدفِ قاتل، مَردان جوان
‫حول‌وحوش ۲۰ساله‌ست.

63
00:03:57,960 --> 00:03:59,456
‫واقف هستیم که این اتفاقات

64
00:03:59,480 --> 00:04:02,456
‫باعث تشویش
‫و نگرانی شهروندان عزیز شده...

65
00:04:02,480 --> 00:04:06,216
‫اما به شما اطمینان می‌دم
‫که ما درحال پیشرفت هستیم

66
00:04:06,240 --> 00:04:07,816
‫و به‌زودی قاتل رو دستگیر می‌کنیم.

67
00:04:07,840 --> 00:04:09,616
‫«ما»؟
‫چه راحت جمع بست.

68
00:04:09,640 --> 00:04:12,736
‫توصیه می‌کنیم هشیار باشید

69
00:04:13,169 --> 00:04:14,904
‫و از عزیزان خود مراقبت کنید.

70
00:04:15,400 --> 00:04:16,920
‫تا همین‌جا بسـه.

71
00:04:18,502 --> 00:04:21,720
‫- هِیتلی تشنه‌ی توجهـه، نه؟
‫- نه، همچین آدمی نیست.

72
00:04:21,796 --> 00:04:23,765
‫مطمئنـی؟
‫به نظرم همچین آدمیـه.

73
00:04:23,811 --> 00:04:26,136
‫- خودم خواستم به گزارشگرها بگه.
‫- چی؟

74
00:04:26,440 --> 00:04:27,495
‫چرا؟

75
00:04:33,320 --> 00:04:34,776
‫دوست ندارم چهره‌م

76
00:04:34,800 --> 00:04:37,456
‫توی تلویزیون بیُفته
‫و قاتل من رو بشناسه.

77
00:04:37,689 --> 00:04:40,675
‫فکر می‌کردم تو هم خوشت نیاد.
‫هرچی باشه، هدفش امثال توئـه.

78
00:04:40,756 --> 00:04:42,714
‫سن من به مقتول‌بودن نمی‌خوره.

79
00:04:43,320 --> 00:04:46,000
‫من هم راجع‌به اووِن
‫همین فکر رو می‌کردم.

80
00:04:47,600 --> 00:04:49,736
‫فعلاً فقط خون اووِن رو پیدا کردن.

81
00:04:50,017 --> 00:04:52,567
‫شواهد زیادی نیست که
‫به همون قاتل اشاره کنه.

82
00:04:52,800 --> 00:04:55,536
‫نه توی محیط اثری از سَم هست
‫و نه اووِن چیزخور شده.

83
00:04:55,560 --> 00:04:56,976
‫مطمئنـم خودشـه.

84
00:04:57,732 --> 00:04:59,117
‫چاقوش هم از خودش نبوده.

85
00:05:00,558 --> 00:05:01,726
‫آره...

86
00:05:01,853 --> 00:05:04,376
‫پزشکی قانونی می‌گه
‫از آشپزخونه برداشته.

87
00:05:04,400 --> 00:05:06,440
‫مدلش با بقیه‌ی
‫چاقوهای آشپزخونه یکیـه.

88
00:05:12,395 --> 00:05:15,051
‫اگه فرصت کم باشه
‫و بخوای یه ضربه‌ی چاقو بزنی...

89
00:05:15,200 --> 00:05:16,560
‫کجا رو نشونه می‌گیری؟

90
00:05:18,002 --> 00:05:19,348
‫رگ‌های اصلی.

91
00:05:19,663 --> 00:05:23,319
‫اینجا، اینجا، اینجا.

92
00:05:23,400 --> 00:05:25,040
‫شاید هم رگ دست.

93
00:05:28,116 --> 00:05:29,892
‫ولی زخم اووِن هیچ‌کدوم نبود.

94
00:05:30,040 --> 00:05:32,536
‫خراش روی گردنش و دستش
‫نشونه‌ی دفاع‌ازخود بوده.

95
00:05:32,560 --> 00:05:35,640
‫زخم اصلی توی پهلوش بود.

96
00:05:36,720 --> 00:05:37,920
‫منظورت چیـه؟

97
00:05:39,237 --> 00:05:41,144
‫قاتل، آناتومی بدن رو خوب می‌شناسه.

98
00:05:42,148 --> 00:05:44,628
‫اگه هدفش کُشتن
‫با چاقو بود، مکث نمی‌کرد.

99
00:05:48,073 --> 00:05:51,425
‫- چاقو رو اووِن آورده اینجا.
‫- چی؟ چرا؟

100
00:05:51,840 --> 00:05:52,979
‫ترسیده بوده.

101
00:05:53,280 --> 00:05:55,501
‫وقتی زنگ زد، می‌خواست یه چیزی بگه.

102
00:05:56,373 --> 00:05:59,296
‫اووِن بقیه‌ی قربانی‌ها فرق داره.

103
00:05:59,320 --> 00:06:01,016
‫به نظر من که خیلی شبیه‌شونـه.

104
00:06:01,040 --> 00:06:03,400
‫قاتل، آدم بی‌دقتی نیست.

105
00:06:05,247 --> 00:06:08,423
‫اووِن بزرگ‌تر از قربانی‌های دیگه‌ست
‫و آسیب‌دیده‌ست.

106
00:06:08,824 --> 00:06:10,816
‫تازه قاتل هم هست،
‫حتی اگه غیرعمد بوده.

107
00:06:10,840 --> 00:06:12,200
‫ما هم فکر کردیم مظنونـه.

108
00:06:14,132 --> 00:06:16,058
‫شاید قاتل ازش می‌ترسیده.

109
00:06:16,840 --> 00:06:18,040
‫می‌ترسیده؟

110
00:06:20,240 --> 00:06:23,720
‫- یـ یعنی قاتل رو می‌شناسه؟
‫- قاتل که می‌آد داخل...

111
00:06:25,800 --> 00:06:27,696
‫معمولاً اول قربانی رو مسموم می‌کنه...

112
00:06:27,720 --> 00:06:29,976
‫ولی می‌شنوه اووِن داره
‫با من حرف می‌زنه

113
00:06:30,000 --> 00:06:31,400
‫و یه‌هو مضطرب می‌شه.

114
00:06:32,440 --> 00:06:34,800
‫از پشت بهش نزدیک می‌شه.

115
00:06:36,600 --> 00:06:38,296
‫می‌دونه که فرصت کمـه...

116
00:06:38,320 --> 00:06:40,840
‫ولی هنوز می‌تونه از کُشتنش لذت ببره.

117
00:06:44,040 --> 00:06:47,520
‫ولی اووِن مثل قبلی‌ها
‫مسموم و ضعیف نیست.

118
00:06:50,554 --> 00:06:52,370
‫واسه همین وقتی خفه‌ش می‌کنه...

119
00:06:52,774 --> 00:06:54,414
‫اووِن مقاومت می‌کنه.

120
00:06:55,600 --> 00:06:57,731
‫یه دستش رو آزاد می‌کنه

121
00:06:57,920 --> 00:07:00,683
‫تا چاقویی که احتمالاً توی
‫جیبش هست رو دربیاره.

122
00:07:01,200 --> 00:07:03,216
‫سعی می‌کنه به دست‌هاش چاقو بزنه

123
00:07:03,240 --> 00:07:05,056
‫و اونجاست که گردنش زخمی می‌شه.

124
00:07:05,080 --> 00:07:07,136
‫ولی زور قاتل بیشتره

125
00:07:07,160 --> 00:07:09,771
‫و چاقو رو به پهلوی اووِن فرو می‌کنه.

126
00:07:10,400 --> 00:07:11,896
‫خون‌ریزی شروع می‌شه.

127
00:07:11,920 --> 00:07:14,456
‫روان قاتل به هم می‌ریزه
‫چون طبق برنامه پیش نرفته.

128
00:07:14,480 --> 00:07:16,656
‫خون روی زمین جاری می‌شه.

129
00:07:16,680 --> 00:07:18,576
‫من هم رسیدم دم دَر...

130
00:07:18,600 --> 00:07:22,253
‫واسه همین گردن اووِن رو می‌گیره
‫تا سریع خفه‌ش کنه.

131
00:07:22,480 --> 00:07:25,016
‫ولی من خیلی نزدیک شدم.

132
00:07:25,040 --> 00:07:26,816
‫می‌خواد مطمئن بشه که اووِن می‌میره...

133
00:07:26,840 --> 00:07:28,336
‫ولی من دیگه توی خونه‌ام

134
00:07:28,360 --> 00:07:29,976
‫و گلوریا داره جیغ می‌کِشه.

135
00:07:30,000 --> 00:07:32,336
‫مجبوره ول کنه بره.
‫اگه نمی‌اومدم طبقه‌ بالا...

136
00:07:32,360 --> 00:07:34,879
‫- اگه نمی‌اومدم بالا و...
‫- مونـ... مونیکا.

137
00:08:00,094 --> 00:08:01,246
‫چی شد؟

138
00:08:01,761 --> 00:08:05,360
‫تحقیقات تموم شده
‫و به سلامتی می‌رین خونه.

139
00:08:08,127 --> 00:08:09,223
‫خونه؟

140
00:08:09,375 --> 00:08:11,927
‫بله.
‫برین وسایل‌تون رو جمع کنین.

141
00:08:13,120 --> 00:08:14,920
‫یکی از همکارها می‌برتون.

142
00:08:17,279 --> 00:08:18,326
‫عزیزم.

143
00:08:19,222 --> 00:08:22,062
‫فعلاً یه قرص بخور.
‫باشه؟

144
00:08:23,280 --> 00:08:24,640
‫خودم هماهنگ می‌کنم.

145
00:08:31,360 --> 00:08:32,560
‫آره.

146
00:09:01,720 --> 00:09:04,360
‫کی همچین چیزی توی کمدش داره آخه؟

147
00:09:07,026 --> 00:09:09,016
‫«به درون خود بنگر».

148
00:09:09,360 --> 00:09:11,896
‫«حقیقت درون انسان جاری‌ست».

149
00:09:11,920 --> 00:09:14,496
‫انصافاً این پسر عجیب‌غریبـه.

150
00:09:14,738 --> 00:09:18,024
‫این یه جمله‌ی معروف ۱۸۰۰ساله‌ست.

151
00:09:19,998 --> 00:09:22,240
‫فلوطین گفته؛ فیلسوف یونانی.

152
00:09:23,382 --> 00:09:25,936
‫فیلسوف هم بودی و ما نمی‌دونستیم؟

153
00:09:25,960 --> 00:09:27,880
‫چی‌کار می‌کنی؟
‫نکن.

154
00:09:35,841 --> 00:09:37,056
‫یه هدیه بوده.

155
00:09:37,080 --> 00:09:39,960
‫- یعنی ازطرف قاتلـه؟
‫- داره باهامون بازی می‌کنه.

156
00:09:42,880 --> 00:09:47,040
‫حقیقت... درونِ... انسانـه.

157
00:09:48,200 --> 00:09:49,360
‫ای بابا.

158
00:10:02,080 --> 00:10:03,120
‫خدایا.

159
00:10:06,400 --> 00:10:07,720
‫جیسون مورگان.

160
00:10:17,000 --> 00:10:18,040
‫راب رایت.

161
00:10:23,040 --> 00:10:25,720
‫این... نیکول‌ـه.
‫داداش جیسون، نه؟

162
00:10:27,615 --> 00:10:29,111
‫پس این هم کُشته شده؟

163
00:10:29,240 --> 00:10:31,672
‫یعنی این‌همه سال گم نشده بوده.

164
00:10:34,200 --> 00:10:35,520
‫این دیگه کیـه؟

165
00:11:11,461 --> 00:11:14,380
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

166
00:11:15,063 --> 00:11:18,030
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

167
00:11:23,560 --> 00:11:25,280
‫- چه خبره؟
‫- روباه‌ها خوردنش.

168
00:11:26,771 --> 00:11:28,360
‫پیش می‌آد دیگه.

169
00:11:33,200 --> 00:11:34,600
‫کی بهت شکار یاد داد؟

170
00:11:36,308 --> 00:11:37,439
‫بابام دیگه.

171
00:11:43,920 --> 00:11:45,336
‫بابای توی بهت یاد نداد؟

172
00:11:45,464 --> 00:11:47,464
‫بابای من؟
‫نه بابا.

173
00:11:48,575 --> 00:11:50,535
‫فقط توی تیندِر شکار می‌کرد.

174
00:11:51,950 --> 00:11:56,120
‫- یه نرم‌افزار دوست‌یابی واسه مخ‌زدن و سکسـه.
‫- خودم می‌دونم چیـه.

175
00:12:07,996 --> 00:12:09,659
‫درستـه که بابام بهم یاد داده...

176
00:12:10,440 --> 00:12:12,163
‫ولی من واسه دل خودم شکار می‌کنم.

177
00:12:13,000 --> 00:12:17,400
‫از صبرکردن و تماشای
‫شکارم لذت می‌برم.

178
00:12:19,760 --> 00:12:24,365
‫بعداً بهت یاد می‌دم چطوری
‫پوست‌شون رو بِکنی و غذا درست کنی.

179
00:12:24,411 --> 00:12:27,251
‫- توی خونه‌ت؟
‫- مهمون منـی.

180
00:12:28,760 --> 00:12:31,440
‫به‌خاطر گزارش پلیس
‫این کارها رو می‌کنی؟

181
00:12:32,640 --> 00:12:34,696
‫- من ضعیف نیستم.
‫- اِسکات...

182
00:12:34,720 --> 00:12:36,280
‫تنهایی از پس خودم برمی‌آم.

183
00:12:37,280 --> 00:12:39,800
‫- به تنهایی عادت دارم.
‫- باشه.

184
00:13:06,622 --> 00:13:08,862
‫پزشک‌ها می‌گن علائم هوشیاری داشته.

185
00:13:10,480 --> 00:13:12,400
‫ولی فقط صدای دستگاه می‌آد.

186
00:13:14,320 --> 00:13:16,200
‫دیشب اووِن بهم زنگ زده بود.

187
00:13:18,152 --> 00:13:20,683
‫- به تو زنگ زد؟
‫- آره، برای همین اومدم.

188
00:13:20,864 --> 00:13:24,253
‫می‌خواست حرف بزنه.
‫فکر کنم کسی که حمله کرده رو می‌شناسه.

189
00:13:29,400 --> 00:13:30,960
‫این توی کمدش بود.

190
00:13:37,360 --> 00:13:39,400
‫چهارتا عکس هم داخلش بود.

191
00:13:42,280 --> 00:13:45,080
‫این راب رایت‌ـه که
‫خودت می‌دونی مُرده.

192
00:13:48,520 --> 00:13:51,240
‫این جیسون مورگان‌ـه که مُرده.

193
00:13:53,280 --> 00:13:54,856
‫این یکی خیلی مهمـه...

194
00:13:54,880 --> 00:13:57,456
‫نیکول مورگان، برادر جیسون.

195
00:13:57,774 --> 00:13:59,894
‫همه‌شون بچه‌های کارمندهاتـن.

196
00:14:02,213 --> 00:14:03,613
‫این رو می‌شناسی؟

197
00:14:04,480 --> 00:14:07,800
‫- از بچه‌های کارمندهاتـه؟
‫- شاید باشه. نمی‌دونم.

198
00:14:08,754 --> 00:14:10,120
‫به نظرم اووِن بدونه.

199
00:14:11,582 --> 00:14:13,520
‫وضعیتش رو ببین.
‫اووِن خودش قربانیـه.

200
00:14:15,758 --> 00:14:17,894
‫تا حالا پرونده‌های
‫زیادی داشتم که توش

201
00:14:17,993 --> 00:14:20,486
‫والدین از بچه‌هاشون متنفر بودن.

202
00:14:21,520 --> 00:14:24,247
‫ولی می‌دونم تو اووِن رو دوست داری.

203
00:14:25,217 --> 00:14:27,816
‫و هر کاری لازم باشه،
‫برای محافظت ازش انجام می‌دی.

204
00:14:27,840 --> 00:14:28,976
‫وضعیتم رو نمی‌بینی؟

205
00:14:29,000 --> 00:14:31,496
‫باید خدات رو شکر کنی که
‫مثل استیون رایت و بتانی مورگان

206
00:14:31,520 --> 00:14:33,163
‫بچه‌ت رو از دست ندادی.

207
00:14:34,944 --> 00:14:37,000
‫گلوریا، چندتا پسربچه مُردن.

208
00:14:38,118 --> 00:14:41,441
‫با کمک‌نکردن به من،
‫داری به قاتل کمک می‌کنی، نه اووِن.

209
00:14:41,476 --> 00:14:43,212
‫و به‌خاطر این کارِت
‫دیگران هم می‌میرن.

210
00:14:43,360 --> 00:14:45,824
‫شاید این پسر هم بمیره.
‫بعدش مجبورم به والدینش بگم

211
00:14:45,891 --> 00:14:47,976
‫که تو مانع دستگیری قاتل شدی.

212
00:14:48,669 --> 00:14:50,548
‫مامان... مامان...

213
00:14:50,908 --> 00:14:53,016
‫اووِن؟ عزیزم...
‫من کنارتـم.

214
00:14:53,040 --> 00:14:54,056
‫- مامان...
‫- اووِن...

215
00:14:54,080 --> 00:14:56,256
‫- می‌خواد یه چیزی بگه.
‫- ازش...

216
00:14:56,280 --> 00:14:57,896
‫- ازش دور شو.
‫- این پسر رو می‌شناسی؟

217
00:14:57,920 --> 00:15:00,129
‫- می‌خوای کمک کنی؟
‫- می‌گم ازش دور شو!

218
00:15:00,163 --> 00:15:01,234
‫برو بیرون!

219
00:15:03,413 --> 00:15:05,960
‫نترس، عزیزم.
‫من اینجائـم.

220
00:15:09,480 --> 00:15:12,616
‫شاید اگه اون هم
‫خفه می‌کردی، راضی می‌شد.

221
00:15:13,304 --> 00:15:16,096
‫عکس پسره رو توی
‫گم‌شده‌ها بررسی کردم.

222
00:15:16,120 --> 00:15:18,680
‫فعلاً هیچی.
‫جزو سابقه‌دارها هم نیست.

223
00:15:19,946 --> 00:15:23,256
‫یه قاتل سریالی داریم
‫که شب‌ها آدم می‌کُشه...

224
00:15:23,280 --> 00:15:26,616
‫یعنی تقریباً دَه ساعت فرصت داریم
‫که قربانی بعدی‌ش رو پیدا کنیم.

225
00:15:26,640 --> 00:15:29,184
‫می‌دونم، ولی اگه معجزه نشه
‫و اووِن به حرف نیاد...

226
00:15:29,209 --> 00:15:30,609
‫پسره یه چیزی می‌دونه.

227
00:15:31,920 --> 00:15:33,280
‫قهوه‌ت رو بخور.

228
00:15:34,622 --> 00:15:36,160
‫اینجا رو باش.

229
00:15:41,085 --> 00:15:42,381
‫من پسرم رو دوست دارم.

230
00:15:42,520 --> 00:15:45,160
‫- می‌دونم.
‫- پسرم هیولا نیست.

231
00:15:46,400 --> 00:15:47,584
‫کمک کن ثابت کنم.

232
00:15:55,386 --> 00:15:58,362
‫- مال اووِن‌ـه؟
‫- آره فکر کنم.

233
00:15:58,940 --> 00:16:00,080
‫کجا بود؟

234
00:16:01,055 --> 00:16:03,111
‫دیشب زیر تختش پیدا کردم.

235
00:16:03,240 --> 00:16:04,853
‫خب، روشنش کردی؟

236
00:16:22,600 --> 00:16:24,696
‫- لپ‌تاپت شارژ داره؟
‫- همیشه.

237
00:16:24,720 --> 00:16:26,000
‫خوبـه.
‫سوار شو.

238
00:16:27,104 --> 00:16:29,936
‫- من؟
‫- یه گوشی رو برامون هک کن.

239
00:16:29,960 --> 00:16:32,552
‫- آها، چَشم.
‫- زود باش.

240
00:16:34,731 --> 00:16:37,536
‫یعنی اووِن ندیده
‫کی براش گوشی رو گذاشته؟

241
00:16:37,561 --> 00:16:40,345
‫- بله.
‫- و شروع کردن به پیامک‌زدن؟

242
00:16:40,697 --> 00:16:44,576
‫مثل نامه‌های عاشقانه‌ست.
‫داشته اووِن رو گول می‌زده.

243
00:16:44,600 --> 00:16:48,264
‫بهش می‌گفته
‫برگزیده‌ست و از این حرف‌ها.

244
00:16:48,480 --> 00:16:50,696
‫تشویقش کرده که با جُرمش کنار بیاد.

245
00:16:50,720 --> 00:16:52,816
‫«تو هم مثل من
‫می‌دونی کُشتن چه حسی داره».

246
00:16:52,840 --> 00:16:54,896
‫هیچ اشاره‌ای به پسرهای دیگه نکرده؟

247
00:16:54,920 --> 00:16:57,616
‫نه، قرار بوده اووِن بره دیدنش
‫و کمکش کنه.

248
00:16:57,754 --> 00:16:59,656
‫- کمک واسه چی؟
‫- نگفته.

249
00:16:59,680 --> 00:17:01,976
‫ولی بعدش اووِن مخالفت کرده.

250
00:17:02,114 --> 00:17:05,159
‫خرگوشه و این گوشی
‫همه‌ش یه‌جور آزمون بوده.

251
00:17:05,880 --> 00:17:07,296
‫پس یارو تنها نیست.

252
00:17:07,320 --> 00:17:09,096
‫نه.
‫بی‌گناه‌ها رو می‌کُشه

253
00:17:09,120 --> 00:17:12,616
‫و هم‌فکرهای
‫خودش رو هم می‌آره توی کار.

254
00:17:12,640 --> 00:17:14,173
‫البته این بار اشتباه کرده.

255
00:17:14,325 --> 00:17:17,920
‫یعنی اووِن پا نداده
‫و قاتل تصمیم گرفته بُکشش؟

256
00:17:22,103 --> 00:17:24,580
‫{\an8}[ انجیل مقدس ]

257
00:17:36,705 --> 00:17:38,625
‫بارکلی با ماشینش رفت.

258
00:17:46,320 --> 00:17:47,600
‫داری می‌ری؟

259
00:17:49,840 --> 00:17:51,160
‫مگه تو می‌مونی؟

260
00:17:52,565 --> 00:17:54,925
‫هنوز دلم نمی‌آد برگردم به اون خونه.

261
00:17:59,960 --> 00:18:04,616
‫به نظرت... من آدم بی‌احساسی‌ام
‫که دارم برمی‌گردم؟

262
00:18:04,640 --> 00:18:06,640
‫نه، بتانی...

263
00:18:08,281 --> 00:18:10,800
‫تو همه‌چی هستی به‌جز بی‌احساس.

264
00:18:13,845 --> 00:18:15,560
‫تا حالا به درگاه خدا دعا کردی؟

265
00:18:19,415 --> 00:18:23,360
‫بابام از اون مَردهای اهل دین نبود.

266
00:18:25,000 --> 00:18:28,536
‫ولی فکر کنم دعا
‫به آدم آرامش بده، نه؟

267
00:18:28,560 --> 00:18:30,256
‫سال‌هاست...

268
00:18:30,280 --> 00:18:34,640
‫حضور خدا رو حس می‌کردم.

269
00:18:36,800 --> 00:18:39,301
‫انگار... به حرف‌هام گوش می‌داد.

270
00:18:40,906 --> 00:18:43,908
‫ولی بعداز جیسون...

271
00:18:45,560 --> 00:18:47,268
‫دیگه هیچی حس نمی‌کنم.

272
00:18:47,676 --> 00:18:50,492
‫انگار دیگه شنونده‌ی دعاهام نیست.

273
00:18:50,750 --> 00:18:53,536
‫- شاید اصلاً خدایی نبوده.
‫- نه، این‌طوری نگو...

274
00:18:53,560 --> 00:18:56,080
‫فکر می‌کردم
‫نیکول رو بهم برمی‌گردونه...

275
00:18:58,040 --> 00:19:01,896
‫این باعث شد امیدوار بشم
‫که پسرم هنوز زنده‌ست...

276
00:19:01,920 --> 00:19:03,438
‫ولی نگو این‌همه وقت...

277
00:19:04,963 --> 00:19:06,218
‫اشتباه می‌کردم.

278
00:19:08,160 --> 00:19:11,760
‫بهم یاد بده چطوری
‫با خدا هم‌صحبت می‌شی.

279
00:20:41,880 --> 00:20:44,240
‫ردیفـه. دمت گرم.

280
00:20:54,920 --> 00:20:56,200
‫هاپ هاپ.

281
00:21:01,321 --> 00:21:03,801
‫سگ‌هات زیاد گوگولی نبودن.

282
00:21:05,055 --> 00:21:06,375
‫بذار حدس بزنم.

283
00:21:08,440 --> 00:21:10,440
‫سگ‌های مبارزه‌ای بودن، نه؟

284
00:21:11,960 --> 00:21:15,360
‫قشنگ برات پنج سال حبس می‌بُرن.

285
00:21:16,480 --> 00:21:17,960
‫واسه یه پدر داغ‌دیده...

286
00:21:19,040 --> 00:21:21,960
‫وجهه‌ی خوبی نداره.

287
00:21:23,280 --> 00:21:24,880
‫هرچند پول خوبی داره.

288
00:21:34,978 --> 00:21:36,514
‫چی می‌خوای؟

289
00:21:37,014 --> 00:21:39,476
‫حقوق پلیس‌ها کفاف زندگی رو نمی‌ده.

290
00:21:48,439 --> 00:21:50,935
‫یه واحد گشت داره می‌آد دنبالم

291
00:21:50,960 --> 00:21:52,216
‫که من رو برگردونه آزمایشگاه.

292
00:21:52,240 --> 00:21:54,816
‫حداقل اگه اینجا به نتیجه نرسیدین،
‫من پرونده‌ها رو بررسی کنم.

293
00:21:54,916 --> 00:21:56,329
‫باشه.
‫خسته نباشی.

294
00:21:59,586 --> 00:22:00,685
‫دونفر شدین؟

295
00:22:01,523 --> 00:22:04,086
‫آمار آوردی واسه دعوا، مونیکا؟

296
00:22:04,320 --> 00:22:05,996
‫برات تعریف کرده چه گندی زده؟

297
00:22:06,520 --> 00:22:09,416
‫- گفتی اسم همه‌ی پسرها.
‫- چی؟

298
00:22:09,440 --> 00:22:12,136
‫دیشب گفتی اسم همه‌ی
‫قربانی‌های احتمالی رو بهم می‌دی.

299
00:22:12,798 --> 00:22:13,914
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

300
00:22:14,731 --> 00:22:17,506
‫پُل پشت‌سرمون رو خراب کردی.
‫دیگه بهت اعتماد ندارم.

301
00:22:17,531 --> 00:22:19,896
‫- اشتباه می‌کنی.
‫- یعنی تو بهش اعتماد داری؟

302
00:22:19,920 --> 00:22:22,617
‫معلومـه.
‫و ظاهراً ایشون هم به تو اعتماد داره.

303
00:22:22,699 --> 00:22:25,179
‫به همین دلیلـه که باهاش اومدم.

304
00:22:29,684 --> 00:22:30,857
‫این رو می‌شناسی؟

305
00:22:31,057 --> 00:22:34,028
‫- همین قربانی جدیده که توی اخباره؟
‫- نه.

306
00:22:36,640 --> 00:22:37,960
‫جونش در خطره؟

307
00:22:40,680 --> 00:22:42,040
‫احتمالاً قربانی بعدیـه.

308
00:22:45,514 --> 00:22:47,920
‫خب... از بچه‌های من که نیست.

309
00:22:50,614 --> 00:22:51,623
‫همین؟

310
00:22:53,516 --> 00:22:55,452
‫منتظریـن فرش قرمز پهن کنم؟

311
00:22:56,173 --> 00:22:58,440
‫اینجا فقط من کارمند نیستم‌ها.

312
00:23:10,400 --> 00:23:11,816
‫خدا به‌خیر کنه.

313
00:23:11,840 --> 00:23:13,736
‫این‌ها پلیس هستن، جیمز.

314
00:23:13,760 --> 00:23:16,816
‫- کارآگاه مونیکا کِندی...
‫- سلام سلام.

315
00:23:16,840 --> 00:23:18,816
‫آها، مونیکا کِندی. بله.

316
00:23:18,840 --> 00:23:21,636
‫- می‌خوان یه عکس بهت نشون بدن.
‫- باشه.

317
00:23:21,712 --> 00:23:22,854
‫خیلی هم عالی.

318
00:23:23,835 --> 00:23:25,236
‫از بچه‌های شماست؟

319
00:23:25,880 --> 00:23:29,016
‫عع... بله... توی فهرست منـه.

320
00:23:29,040 --> 00:23:30,296
‫اسمش چیـه؟

321
00:23:30,320 --> 00:23:32,456
‫بذارین پرونده‌ش رو ببینم.

322
00:23:32,480 --> 00:23:34,776
‫مایکل، می‌شه
‫از کامپیوتر تو استفاده کنم؟

323
00:23:34,800 --> 00:23:36,836
‫مال من یه‌کم هنگ کرده.

324
00:23:37,400 --> 00:23:39,470
‫- مشکلی نیست.
‫- ایول. ببخشید.

325
00:23:44,515 --> 00:23:45,560
‫خب.

326
00:23:47,480 --> 00:23:48,720
‫ایناهاش.

327
00:23:50,182 --> 00:23:53,276
‫اَلکساندر آلن...
‫زَندی... آها زَندی‌ـه.

328
00:23:55,205 --> 00:23:58,821
‫برامون دردسر نشه که
‫پرونده رو نشون دادیم؟

329
00:23:58,960 --> 00:24:02,064
‫فاش‌شدنِ پرونده
‫الان کوچیک‌ترین مسئله‌ی ماست.

330
00:24:03,424 --> 00:24:04,441
‫بسیار خوب.

331
00:24:06,160 --> 00:24:09,936
‫درحال‌حاضر جایی که
‫خودم براش جور کردم...

332
00:24:09,960 --> 00:24:11,280
‫زندگی می‌کنه.

333
00:24:12,360 --> 00:24:14,304
‫آکادمی آبرکریگ.

334
00:24:14,720 --> 00:24:16,354
‫همه‌مون اخبار رو دیدیم.

335
00:24:16,520 --> 00:24:19,478
‫الان توی دوره‌ی حساسی هستیم

336
00:24:19,800 --> 00:24:22,320
‫و بسیار مهمـه که مراقب خودتون

337
00:24:29,021 --> 00:24:31,176
‫و دوست‌هاتون باشین.

338
00:24:31,200 --> 00:24:32,640
‫چطوری، دختر؟

339
00:24:35,160 --> 00:24:36,880
‫- آدامس می‌خوای؟
‫- زَندی!

340
00:24:38,192 --> 00:24:39,615
‫حواست اینجا باشه.

341
00:24:42,804 --> 00:24:45,660
‫ارائــ ـه از و بـ ـسـ ـایـ ـتِ سـ ـی نـ ـمـ ـا

342
00:24:46,244 --> 00:24:48,920
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

343
00:24:51,200 --> 00:24:53,056
‫از مدرسه زنگ زدن گفتن زَندی اونجاست

344
00:24:53,080 --> 00:24:55,320
‫و نگهش می‌دارن تا ما برسیم.

345
00:24:56,360 --> 00:24:59,040
‫کم‌کم دارم به پرونده امیدوار می‌شم.

346
00:25:01,488 --> 00:25:04,575
‫ولی موارد تصادفی
‫و عجیب زیادی داشتیم.

347
00:25:05,011 --> 00:25:07,947
‫مثلاً تَمی با راب کار می‌کرد.

348
00:25:08,000 --> 00:25:12,576
‫هم‌مدرسه‌ایِ زَندی هم هست.
‫کارگرهای مک‌لینان هم هستن.

349
00:25:12,801 --> 00:25:15,016
‫هر سه‌تا قربانی هم زیر نظر

350
00:25:15,040 --> 00:25:17,238
‫یه گروه مشاوره بودن.

351
00:25:17,640 --> 00:25:19,664
‫یعنی باز به مایکل شک داری؟

352
00:25:19,965 --> 00:25:21,896
‫همین‌الان بهمون کمک کرد.

353
00:25:21,920 --> 00:25:24,816
‫نه، می‌دونم.
‫فقط دارم بهش اشاره می‌کنم.

354
00:25:25,134 --> 00:25:26,364
‫مثلاً این...

355
00:25:25,688 --> 00:25:28,005
‫{\an8}[ مامان: «امشب می‌آی خونه؟» ]

356
00:25:27,116 --> 00:25:29,024
‫چرا قاتل دنبال هم‌دست می‌گرده؟

357
00:25:29,120 --> 00:25:31,866
‫باید مغزت تعطیل باشه که
‫توی همچین تله‌ای بیُفتی.

358
00:25:32,080 --> 00:25:33,232
‫قضاوت نکن.

359
00:25:33,291 --> 00:25:36,712
‫آخه خداییش یه آدم معمولی
‫از این کارها نمی‌کنه.

360
00:25:34,512 --> 00:25:36,904
‫{\an8}[ بهش گفتم سرت شلوغـه
‫و اون هم گفت باشه، ولی دلش برات تنگ شده. ]

361
00:25:41,920 --> 00:25:44,609
‫امیدوارم هیچ‌وقت
‫بلایی سرت نیاد، کرافورد.

362
00:25:44,704 --> 00:25:45,800
‫چی؟

363
00:25:45,920 --> 00:25:48,176
‫امیدوارم هیچ‌وقت برات سؤال نشه

364
00:25:48,200 --> 00:25:49,816
‫که چرا به دنیا اومدی

365
00:25:49,840 --> 00:25:51,376
‫و چرا زندگی بی‌هدفی داری.

366
00:25:51,400 --> 00:25:53,256
‫- از ته دل امیدوارم.
‫- مگه چیزی گفـ

367
00:25:53,280 --> 00:25:55,696
‫امیدوارم وقتی توی
‫عمق تاریکی گیر افتادی

368
00:25:55,720 --> 00:25:57,336
‫و نمی‌دونی چی‌کار کنی...

369
00:25:57,360 --> 00:25:59,456
‫و یه‌نفر بهت باریکه‌ای
‫از نور رو نشون می‌ده...

370
00:25:59,480 --> 00:26:01,016
‫همین‌طور بهش بخندی و بگی:

371
00:26:01,040 --> 00:26:04,142
‫«باید مغزت تعطیل باشه که
‫توی همچین تله‌ای بیُفتی».

372
00:26:05,480 --> 00:26:07,800
‫این‌قدر تک‌بعدی نباش.
‫این بلا سر هرکسی می‌آد.

373
00:26:09,024 --> 00:26:11,624
‫- اگه ناراحتت کردم، ببخـ
‫- رانندگی‌ت رو بکن.

374
00:26:15,169 --> 00:26:16,830
‫{\an8}[ امیدوارم بتونم بیام ]

375
00:26:20,793 --> 00:26:23,629
‫روز از نو، روزی از نو.

376
00:26:23,720 --> 00:26:25,560
‫باز چی‌کار کردی، زَندی؟

377
00:26:30,880 --> 00:26:32,576
‫«تَم‌تَم» کیـه، آقا؟

378
00:26:32,803 --> 00:26:34,056
‫حالش خوبـه؟

379
00:26:34,127 --> 00:26:37,128
‫اگه بخواین، می‌تونم باهاش حرف بزنم

380
00:26:37,601 --> 00:26:38,982
‫و حالش رو خوب کنم.

381
00:26:45,520 --> 00:26:47,536
‫آقای وارد، پلیس‌ها اومدن.

382
00:26:47,560 --> 00:26:50,600
‫پلیس رسید؟
‫خیلی هم عالی. اومدم.

383
00:26:52,440 --> 00:26:55,296
‫- آقا، به خدا کاری نکردم.
‫- به‌زودی می‌فهمیم.

384
00:26:55,320 --> 00:26:56,586
‫تو همین‌جا باش.

385
00:26:57,643 --> 00:26:58,710
‫لاشی!

386
00:27:34,569 --> 00:27:37,668
‫سلام عرض شد.
‫فکر کنم توی مسافرخونه هم دیدمتون.

387
00:27:37,735 --> 00:27:40,336
‫کارآگاه کِندی هستم و همکارم کرافورد.
‫شما پدر تَمی هستی.

388
00:27:40,683 --> 00:27:44,168
‫کایل وارد هستم، مدیر اینجا.
‫البته دخترم خجالت می‌کِشه این رو بگه.

389
00:27:44,458 --> 00:27:46,572
‫- حال دخترت چطوره؟
‫- حالش...

390
00:27:46,920 --> 00:27:49,085
‫حقیقتش نگرانـم که چرا
‫ناراحتی‌ش رو بروز نمی‌ده.

391
00:27:49,196 --> 00:27:52,085
‫حتی امروز اومد مدرسه
‫و من رو غافل‌گیر کرد.

392
00:27:52,920 --> 00:27:53,937
‫راستی زَندی...

393
00:27:54,405 --> 00:27:55,441
‫اینجاست.

394
00:28:07,704 --> 00:28:10,640
‫- همیشه قفل می‌کنی؟
‫- نه بابا.

395
00:28:10,760 --> 00:28:12,885
‫فقط فکر کردم موضوع خیلی جدیـه.

396
00:28:13,240 --> 00:28:15,211
‫و البته زَندی هم پسرِ...

397
00:28:43,644 --> 00:28:44,924
‫دالی!

398
00:28:45,280 --> 00:28:47,256
‫- چه مرگتـه، زَندی؟
‫- ریدی به خودت؟

399
00:28:47,280 --> 00:28:50,405
‫- گم شو.
‫- ای بابا. واقعاً می‌خوای برم؟

400
00:28:51,123 --> 00:28:53,251
‫ببین، خودت هم سکوت کردی.

401
00:28:53,400 --> 00:28:55,856
‫- چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دانم.

402
00:28:55,984 --> 00:28:57,587
‫دیدم از مدرسه جیم شدی.

403
00:28:57,800 --> 00:29:00,346
‫گفتم بیام دنبالت ببینم کجا می‌ری.

404
00:29:03,040 --> 00:29:05,880
‫با اون پسره راب داستان داشتی؟

405
00:29:08,840 --> 00:29:10,040
‫ازش خوشت می‌اومد؟

406
00:29:11,386 --> 00:29:13,720
‫نتونستم مدرسه رو تحمل کنم.

407
00:29:15,000 --> 00:29:16,080
‫شاید بتونی.

408
00:29:16,984 --> 00:29:19,144
‫اگه به‌جای آدامس،
‫چیز دیگه‌ای بزنی.

409
00:29:21,600 --> 00:29:23,876
‫- چیزی داری؟
‫- آره.

410
00:29:24,719 --> 00:29:26,384
‫یکی رو می‌شناسم که داره.

411
00:29:33,200 --> 00:29:34,302
‫یه‌لحظه.

412
00:29:41,880 --> 00:29:43,120
‫آنتن نمی‌ده.

413
00:29:45,360 --> 00:29:46,496
‫همین‌جا باش.

414
00:29:46,967 --> 00:29:50,109
‫خودم می‌رم سراغش.
‫طرف جواب هرکسی رو نمی‌ده.

415
00:29:50,560 --> 00:29:52,739
‫- مطمئنـی دیگه؟
‫- آره.

416
00:29:53,120 --> 00:29:54,409
‫بنازم، تَم‌تَم!

417
00:30:06,654 --> 00:30:08,630
‫تَمی از مدرسه رفته!

418
00:30:08,960 --> 00:30:11,936
‫چندتا از جَوون‌ها دیدن که
‫زَندی تا جنگل تعقیبش کرده.

419
00:30:11,960 --> 00:30:14,096
‫نرم‌افزار مکان‌یابش
‫نشون می‌ده هنوز اونجاست.

420
00:30:14,120 --> 00:30:16,456
‫اگه زَندی هم پیش اونـه...
‫پسره‌ی....

421
00:30:17,087 --> 00:30:19,616
‫چه غلطی کرده؟
‫تَمی در خطره؟

422
00:30:19,640 --> 00:30:21,696
‫- اگه لازم باشه، خودم...
‫- کایل، بذار کارمون رو بکنیم.

423
00:30:21,720 --> 00:30:23,160
‫تَمی رو بهت برمی‌گردونیم.

424
00:30:24,133 --> 00:30:27,011
‫نمی‌تونم اینجا بمونم.
‫می‌رم دنبال دخترم.

425
00:30:27,113 --> 00:30:28,763
‫من هم الان می‌آم.

426
00:30:30,400 --> 00:30:31,656
‫گروه تجسس بفرست سر صحنه.

427
00:30:31,680 --> 00:30:33,336
‫اینجا بمون و همراهی‌شون کن.

428
00:30:33,360 --> 00:30:36,296
‫خیلی زمان می‌بره تا برسن‌ها.

429
00:30:36,320 --> 00:30:38,216
‫هرچی زودتر خبر بدی، زودتر می‌رسن.

430
00:30:38,240 --> 00:30:41,056
‫هلیکوپتر، سگ‌های تجسس
‫و هرچی که لازمـه، خبر کن.

431
00:30:41,080 --> 00:30:42,257
‫به نظرت هِیتلی قبول می‌کنه؟

432
00:30:42,304 --> 00:30:44,733
‫اگه قبول نکنه، باید منتظر
‫مراسم ختم بعدی باشیم.

433
00:30:45,000 --> 00:30:46,376
‫- ایوان؟
‫- بفرمایید.

434
00:30:46,400 --> 00:30:48,296
‫یه گروه تجسس کامل بفرست.

435
00:30:48,320 --> 00:30:50,136
‫شماره‌ی فرمانده‌ی گروه هم می‌خوام.

436
00:30:50,246 --> 00:30:51,686
‫بیا، لوسی.

437
00:30:55,880 --> 00:30:57,096
‫یادتـه گفته بودی

438
00:30:57,120 --> 00:30:59,880
‫می‌خوای به بچه‌ها سَم بدی؟

439
00:31:00,920 --> 00:31:05,120
‫این آقای مهربون
‫می‌خواد چندتا سؤال ازت بکنه.

440
00:31:10,045 --> 00:31:11,205
‫سلام.

441
00:31:20,960 --> 00:31:22,320
‫چه رنگ‌های قشنگی.

442
00:31:23,963 --> 00:31:26,043
‫خیلی خوشگل شده، لوسی.

443
00:31:31,200 --> 00:31:32,662
‫توی خونه هم نقاشی می‌کنی؟

444
00:31:34,329 --> 00:31:35,462
‫لِگوبازی.

445
00:31:36,253 --> 00:31:37,339
‫لِگو؟

446
00:31:38,843 --> 00:31:39,949
‫من هم عاشق لِگوئـم.

447
00:31:44,723 --> 00:31:46,259
‫اوضاع خونه چطوره؟

448
00:31:46,360 --> 00:31:48,140
‫وقتی...

449
00:31:48,360 --> 00:31:51,160
‫به خونه فکر می‌کنی،
‫کلمه‌ای به ذهنت می‌رسه؟

450
00:31:55,836 --> 00:31:56,874
‫آها.

451
00:31:58,457 --> 00:32:00,171
‫مامانت چطور؟

452
00:32:00,581 --> 00:32:02,070
‫شنیدم پلیسـه.

453
00:32:04,480 --> 00:32:08,320
‫مامانت... درباره‌ی سَم بهت گفته؟

454
00:32:10,807 --> 00:32:11,887
‫نه؟

455
00:32:15,680 --> 00:32:17,240
‫خانمه گفت.

456
00:32:19,704 --> 00:32:22,711
‫کدوم خانم؟
‫همین که موهاش قرمزه؟

457
00:32:23,233 --> 00:32:26,874
‫نه، خانمه توی هدفون.

458
00:32:27,565 --> 00:32:28,720
‫آها.

459
00:32:31,720 --> 00:32:34,760
‫حالا... خانمه چی گفت؟

460
00:32:37,760 --> 00:32:39,920
‫«به پسره سَم داده».

461
00:33:06,240 --> 00:33:07,536
‫هنوز آنتن نمی‌ده.

462
00:33:07,560 --> 00:33:09,960
‫- تَمی!
‫- زَندی؟

463
00:33:13,640 --> 00:33:15,520
‫قبلاً خیلی با هم می‌رفتیم جنگل.

464
00:33:16,680 --> 00:33:18,499
‫خوش می‌گذشت.

465
00:33:19,880 --> 00:33:23,440
‫ولی... حدوداً یه سال پیش...

466
00:33:24,760 --> 00:33:26,360
‫روحیه‌ش عوض شد.

467
00:33:27,480 --> 00:33:29,975
‫- البته حق داشت.
‫- چطور مگه؟

468
00:33:30,640 --> 00:33:32,200
‫آخه...

469
00:33:33,680 --> 00:33:37,034
‫- مادرش فوت کرد.
‫- متوجه شدم.

470
00:33:37,395 --> 00:33:39,766
‫حتماً واسه هر دوتون سخت بوده.

471
00:33:40,840 --> 00:33:43,840
‫- بله، خیلی سخت بود.
‫- تسلیت می‌گم.

472
00:33:46,400 --> 00:33:47,542
‫این‌طرف بریم؟

473
00:34:24,280 --> 00:34:26,436
‫- اینجایـی، دختر!
‫- بابا؟

474
00:34:29,600 --> 00:34:33,016
‫- مونیکا؟ چی شده؟
‫- تو باید بگی چی شده.

475
00:34:33,040 --> 00:34:35,163
‫از مدرسه فرار می‌کنی؟

476
00:34:35,440 --> 00:34:38,097
‫- زَندی کجاست؟ اذیتت کرد؟
‫- نه.

477
00:34:38,335 --> 00:34:40,416
‫اینجا تنهات گذاشته؟ آره؟

478
00:34:40,440 --> 00:34:42,171
‫- زَندی هیچ کار نکرده.
‫- اجازه بده.

479
00:34:44,760 --> 00:34:46,416
‫- سلام.
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟

480
00:34:46,440 --> 00:34:47,616
‫باید زَندی رو پیدا کنم.

481
00:34:47,640 --> 00:34:50,176
‫- تقصیر منـه که گفتم بره.
‫- ما فقط نگرانشـیم.

482
00:34:50,200 --> 00:34:52,720
‫می‌خوایم پیداش کنیم.
‫می‌دونی کجاست؟

483
00:34:54,880 --> 00:34:56,360
‫توی دردسر نمی‌افته؟

484
00:35:00,400 --> 00:35:02,920
‫- رفت علف بخره.
‫- خب، می‌دونی کجا رفت؟

485
00:35:04,480 --> 00:35:08,096
‫گفت نزدیکـه و بهتره تنها بره.

486
00:35:08,568 --> 00:35:10,317
‫احتمالاً توی منطقه‌ی دِلاویرـه.

487
00:35:13,680 --> 00:35:16,456
‫- نکنه مثل راب شده؟
‫- فقط می‌خوام پیداش کنم.

488
00:35:16,480 --> 00:35:17,816
‫شماره‌ش رو داری؟

489
00:35:17,840 --> 00:35:21,536
‫فقط اینستاش رو دارم، ولی گوشی‌ش...

490
00:35:22,142 --> 00:35:25,056
‫گوشی‌ای که باهاش
‫به ساقی زنگ زد، قدیمی بود.

491
00:35:25,586 --> 00:35:27,981
‫مثل گوشی‌های یک‌بارمصرف بود.

492
00:35:29,640 --> 00:35:31,988
‫بیا تو و بابات رو برسونیم خونه.

493
00:35:32,880 --> 00:35:34,816
‫- می‌شه به بابام نگی؟
‫- باشه.

494
00:35:35,468 --> 00:35:37,679
‫ولی من هم یه راز بهت بگم:

495
00:35:37,859 --> 00:35:40,558
‫من هم با والدینم
‫روراست نبودم و پشیمونـم.

496
00:36:05,691 --> 00:36:08,443
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

497
00:36:09,173 --> 00:36:11,910
‫{\an8}[ تـاریـکـی ]

498
00:36:14,120 --> 00:36:15,896
‫- پیداشون کردی؟
‫- فقط تَمی.

499
00:36:15,920 --> 00:36:18,776
‫ظاهراً زَندی رفته علف جور کنه.

500
00:36:18,800 --> 00:36:20,320
‫احتمالاً توی منطقه‌ی دِلاویر.

501
00:36:45,240 --> 00:36:48,461
‫مورد مشکوک به اَلکساندر آلن
‫در خیابان جفرسون.

502
00:36:48,784 --> 00:36:50,166
‫شیشه رو بده پایین.

503
00:36:52,356 --> 00:36:54,487
‫سلام!
‫برو عقب.

504
00:36:54,800 --> 00:36:56,560
‫سلام!
‫با شمائـم.

505
00:36:58,280 --> 00:37:01,320
‫سلام.
‫زَندی هستی، درستـه؟

506
00:37:02,409 --> 00:37:03,481
‫چطور؟

507
00:37:04,280 --> 00:37:07,040
‫- می‌خوایم باهات حرف بزنیم.
‫- چی شده؟

508
00:37:07,699 --> 00:37:10,440
‫لطفاً چندلحظه منتظر باش.

509
00:37:13,440 --> 00:37:16,040
‫داره پیاده فرار می‌کنه.
‫دنبالش می‌ریم.

510
00:38:24,601 --> 00:38:26,791
‫سلام، زَندی.
‫کارآگاه کِندی هستم.

511
00:38:27,320 --> 00:38:29,360
‫- به خدا فقط علف خریدم.
‫- عیب نداره، زَندی.

512
00:38:30,729 --> 00:38:33,040
‫فقط برام مهمـه که آسیب ندیده باشی.

513
00:38:37,144 --> 00:38:38,797
‫ندزدیدمش.

514
00:38:38,920 --> 00:38:39,960
‫می‌دونم.

515
00:38:41,440 --> 00:38:42,777
‫کجا پیداش کردی؟

516
00:38:44,346 --> 00:38:46,762
‫طبقه‌ی پایین یه پاکت بود
‫که اسمم روش بود.

517
00:38:46,920 --> 00:38:48,840
‫یه روانی همه‌ش بهم پیام می‌داد.

518
00:38:50,520 --> 00:38:52,736
‫- جوابش رو ندادی؟
‫- چرا اتفاقاً.

519
00:38:52,760 --> 00:38:55,817
‫بهش گفتم «داداش، یه عکس
‫از دودول خوشگلت برام بفرست».

520
00:38:56,213 --> 00:38:57,389
‫پس جواب نمی‌دادی.

521
00:38:57,480 --> 00:38:59,295
‫مگه کسخلـم با یه بچه‌باز حرف بزنم؟

522
00:39:01,240 --> 00:39:04,120
‫- ولی گوشی رو نگه داشتی.
‫- خب گوشی مفتـه دیگه.

523
00:39:05,710 --> 00:39:07,138
‫فقط پیام‌ها رو جواب نمی‌دادم.

524
00:39:08,800 --> 00:39:11,040
‫- واسه خودم استفاده کردم.
‫- توی چه کاری؟

525
00:39:20,080 --> 00:39:24,160
‫زَندی، این سؤال‌ها رو
‫برای امنیت خودت می‌پرسیم.

526
00:39:35,040 --> 00:39:36,689
‫قاتل باهاش در ارتباط بوده؟

527
00:39:36,880 --> 00:39:38,976
‫زَندی زرنگ بوده و توی تله نیُفتاده.

528
00:39:39,000 --> 00:39:41,456
‫به‌جاش از گوشی توی
‫تجارت جهانی علف استفاده کرده.

529
00:39:41,480 --> 00:39:45,600
‫حالا جُرمش به کنار،
‫این اولین پیروزی توی پرونده‌ست.

530
00:39:46,996 --> 00:39:49,836
‫قاتل نتونسته زَندی رو توی تله بندازه.

531
00:39:51,026 --> 00:39:53,199
‫یه‌جوری می‌گی انگار چیز بَدیـه.

532
00:39:54,379 --> 00:39:57,369
‫کارآگاه کِندی، وقت داری؟

533
00:40:07,473 --> 00:40:08,743
‫بادوم‌هندی می‌خوری؟

534
00:40:09,360 --> 00:40:10,400
‫خب...

535
00:40:13,680 --> 00:40:17,136
‫یواشکی می‌ری خونه‌ی طرف...
‫هلیکوپتر و گروه تجسس می‌خوای...

536
00:40:17,160 --> 00:40:19,016
‫روش بازرسی‌ت این‌طوریـه؟

537
00:40:19,040 --> 00:40:20,781
‫- جون یه‌نفر رو نجات دادم.
‫- امیدوارم.

538
00:40:20,853 --> 00:40:23,428
‫از کجا معلوم زَندی
‫واسه ردگم‌کنی نبوده؟

539
00:40:26,243 --> 00:40:27,579
‫یه‌کم فکر کن، مونیکا.

540
00:40:27,680 --> 00:40:29,921
‫آخه عکس توی خرگوش خشک‌شده؟

541
00:40:30,153 --> 00:40:32,466
‫معلومـه قاتل داره باهات بازی می‌کنه.

542
00:40:33,329 --> 00:40:35,284
‫فکر کردی خودم نفهمیدم؟

543
00:40:35,480 --> 00:40:38,640
‫یعنی می‌خواستی توجه نکنم
‫و بذارم پسره بمیره؟

544
00:40:44,160 --> 00:40:45,759
‫آخرین بار کِی خوابیدی؟

545
00:40:50,240 --> 00:40:51,680
‫کِی رفتی خونه؟

546
00:40:53,968 --> 00:40:55,688
‫کِی لوسی رو دیدی؟

547
00:40:58,320 --> 00:41:00,880
‫کی مراقبشـه؟ آنجلا؟

548
00:41:03,173 --> 00:41:04,792
‫آمارشون رو گرفتی؟

549
00:41:07,070 --> 00:41:09,286
‫فرقه‌ی نور سوزان؟

550
00:41:09,520 --> 00:41:11,880
‫- آره.
‫- خب؟

551
00:41:13,440 --> 00:41:15,135
‫حدوداً یه ماه پیش...

552
00:41:15,400 --> 00:41:16,791
‫به جزیره‌ی «مال» انتقالشون دادن.

553
00:41:16,816 --> 00:41:18,711
‫- خبر داشتی؟
‫- نه.

554
00:41:19,400 --> 00:41:21,856
‫مثلاً قرار بود حواس‌شون بهشون باشه.

555
00:41:22,023 --> 00:41:24,423
‫اشتباه چندتا از کارمندها بوده دیگه.

556
00:41:27,640 --> 00:41:29,640
‫این خبر خوبیـه، مونیکا.

557
00:41:32,546 --> 00:41:34,666
‫اون مرتیکه از لوسی دور شده.

558
00:41:36,723 --> 00:41:38,579
‫دارم درباره‌ی فیلی هم تحقیق می‌کنم.

559
00:41:38,604 --> 00:41:40,466
‫- امکانش هست برگرده پیش اون‌ها؟
‫- نه.

560
00:41:43,080 --> 00:41:45,880
‫مونیکا، لطفاً ازشون دوری کن.

561
00:41:49,600 --> 00:41:51,696
‫آخرین باری که
‫با اون روانی‌ها قاطی شدی...

562
00:41:51,720 --> 00:41:54,125
‫مغزت رو شست‌وشو دادن که عضوشون بشی.

563
00:41:54,400 --> 00:41:56,296
‫از روز اول می‌دونستم
‫پرونده به کجا ختم می‌شه

564
00:41:56,320 --> 00:41:58,571
‫و این هم می‌دونستم که
‫تو ازم می‌خوای باهاش کنار بیام.

565
00:41:59,720 --> 00:42:01,920
‫- کنار اومدی؟
‫- مگه مهمـه؟

566
00:42:03,040 --> 00:42:05,920
‫کسی دیگه هست که توان
‫حل این پرونده رو داشته باشه؟

567
00:42:24,080 --> 00:42:27,295
‫نمی‌شه مادربزرگت رو از اتوبوس...؟

568
00:42:27,640 --> 00:42:28,792
‫پرت کنی ~

569
00:42:29,240 --> 00:42:30,297
‫باریکلا.

570
00:42:30,481 --> 00:42:33,072
‫نمی‌شه مادربزرگت رو
‫از اتوبوس پرت کنی ~

571
00:42:34,249 --> 00:42:35,914
‫تو می‌شی اتوبوس؟

572
00:43:29,736 --> 00:43:30,936
‫سلام، مادر.

573
00:43:32,200 --> 00:43:33,240
‫نیکول؟

574
00:43:47,388 --> 00:43:48,628
‫الو؟

575
00:43:51,880 --> 00:43:53,440
‫کِندی هستم.
‫الو؟

576
00:43:55,120 --> 00:43:56,280
‫الو؟

577
00:44:59,038 --> 00:45:04,045
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

578
00:45:04,379 --> 00:45:08,893
‫≡ بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ≡
‫ WwW.30nama.CoM

579
00:45:09,255 --> 00:45:13,769
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫@OfficialCinama

