﻿1
00:00:10,396 --> 00:00:12,154
‫« آنچه گذشت… »

2
00:00:12,157 --> 00:00:13,388
‫- هرشل؟
‫- مامان؟

3
00:00:15,555 --> 00:00:16,810
‫اسمم «دیلارد»ـه

4
00:00:18,115 --> 00:00:20,263
‫تهِ نامردی بود!
‫عجب ایده‌ای!

5
00:00:20,288 --> 00:00:21,841
‫مگی، باید مردمت رو بیاری اینجا

6
00:00:21,843 --> 00:00:24,492
‫ببین، تمام چیزهایی که
کروئت ‫درباره‌ی اینجا گفت درستـه

7
00:00:24,494 --> 00:00:26,105
‫اینجا یه قلعه‌ست

8
00:00:26,364 --> 00:00:28,453
‫همین یه بار آخر رو کمکم کن

9
00:00:28,825 --> 00:00:31,088
‫- چجور دکتری هستی؟
‫- دکتر اورژانس

10
00:00:31,130 --> 00:00:32,740
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- بیا

11
00:00:32,875 --> 00:00:35,420
،داما رو که پیدا کنیم
کی می‌تونه جلومون رو بگیره؟

12
00:00:35,545 --> 00:00:37,998
‫نصف میدتاون از دست رفته

13
00:00:38,198 --> 00:00:40,685
‫کارمون تازه شروع شده

14
00:00:41,646 --> 00:00:52,646


15
00:01:06,675 --> 00:01:10,675
<font color="#00f300">‫♪ Lee Wiley - Manhattan ♪</font>

16
00:01:20,018 --> 00:01:27,018


17
00:03:00,394 --> 00:03:01,917
‫خب الان بزن

18
00:03:04,144 --> 00:03:05,394
‫ایول!

19
00:03:08,126 --> 00:03:13,326
‫« بخش اورژانس »

20
00:04:18,704 --> 00:04:20,259
‫تازه دارم گرم می‌کنم

21
00:04:20,434 --> 00:04:23,754
‫تازه دارم موتورمو داغ می‌کنم.
‫تازه داره جالب میشه.

22
00:04:24,076 --> 00:04:25,801
‫ادامه داره…

23
00:04:55,864 --> 00:04:57,286
‫پنج دقیقه‌ی دیگه، عزیزم

24
00:04:58,732 --> 00:05:00,194
‫باشه، کارم تقریباً تمومـه

25
00:05:00,910 --> 00:05:03,419
‫لوئیس گفت می‌خواد توی
مهمونی ازم امتحان بگیره

26
00:05:03,841 --> 00:05:05,643
‫ممنون که این بار به جای سفره‌ی غذاخوری

27
00:05:05,645 --> 00:05:06,880
‫پارچه گذاشتی زیرش

28
00:05:12,953 --> 00:05:14,161
‫بیا ببینم

29
00:05:14,923 --> 00:05:16,107
‫سلام

30
00:05:18,164 --> 00:05:19,756
‫‌یه کادوی کوچیک برات آوردم

31
00:05:21,436 --> 00:05:25,583
‫آخرین کیسه‌ی قهوه‌ی فرانسوی از
ذخایرِ مخفی بروگل

32
00:05:25,907 --> 00:05:28,758
‫نمی‌دونم زنم از دیدنِ من
بیشتر خوشحال میشه یا این

33
00:05:28,952 --> 00:05:31,258
‫تازه اگه اصلاً بشناستت!

34
00:05:32,046 --> 00:05:33,290
‫دستت درد نکنه

35
00:05:34,270 --> 00:05:35,750
اصلاً دلم نمی‌خواد بری

36
00:05:36,226 --> 00:05:37,798
‫چون حسابی دلت برام تنگ میشه؟

37
00:05:38,595 --> 00:05:41,500
‫- یه حس عجیبی دارم
‫- می‌فهمم

38
00:05:42,198 --> 00:05:43,922
‫نگرانی که نکنه اینجا رو هم از دست بدی

39
00:05:44,072 --> 00:05:45,922
‫تو و رناتا واقعاً اینجا گُل کاشتید

40
00:05:46,163 --> 00:05:47,313
‫حسابی تغییر کردی

41
00:05:47,789 --> 00:05:50,532
‫بین تمام دفعاتی که گیر افتادیم و
‫تا مرز کُشته شدن رفتیم،

42
00:05:50,580 --> 00:05:52,977
‫همیشه برام سؤال بود که
قبل از این جریانات چطور آدمی بودی

43
00:05:53,946 --> 00:05:55,529
‫الان دیگه تا حدی دستم اومده

44
00:05:55,561 --> 00:05:58,266
‫در مورد اینجا به کسی چیزی نمیگم، مگی

45
00:05:58,640 --> 00:06:00,938
‫- می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫- بهت اعتماد دارم

46
00:06:02,093 --> 00:06:04,071
‫و در عین حال ندارم

47
00:06:04,637 --> 00:06:06,825
‫هر کسی که توی راه ازم پرسید این قهوه‌ها رو

48
00:06:06,827 --> 00:06:09,231
‫از کجا گیر آوردم، راستش رو میگم

49
00:06:10,848 --> 00:06:12,058
‫از بوستون

50
00:06:14,464 --> 00:06:16,727
‫ببین، می‌دونم وظیفه‌اتـه که
‫حواست به اینجا باشه، اما…

51
00:06:16,729 --> 00:06:18,409
‫حتی اگه به کسی هم بگم،

52
00:06:18,649 --> 00:06:20,825
‫تو راحت از دور می‌تونی ببینی
‫داریم میایم سراغ‌تون!

53
00:06:22,229 --> 00:06:23,818
‫لوئیس، بسـه دیگه!

54
00:06:23,881 --> 00:06:26,797
‫چراغ قرمز، بچه‌ها، چراغ قرمز.
‫می‌دونید که باید چیکار کنید.

55
00:06:26,845 --> 00:06:28,596
‫از پنجره‌ها فاصله بگیرید،
‫زود باشید!

56
00:06:32,823 --> 00:06:34,721
‫- میرم بالا
‫- من هم میام

57
00:06:43,351 --> 00:06:45,484
‫از دست این مگی و رناتا

58
00:06:54,648 --> 00:06:56,906
‫ظاهراً چندتا از دوست‌های نیوبابیلونی خودتن!

59
00:07:03,368 --> 00:07:05,398
‫چند هفته‌ست هیچ بازمانده‌ای ندیدیم

60
00:07:05,605 --> 00:07:07,398
‫کنجکاوم بدونم اومدن چه غلطی کنن!

61
00:07:09,099 --> 00:07:10,390
‫چیزی نمی‌بینی؟

62
00:07:10,908 --> 00:07:11,908
‫نه

63
00:07:13,110 --> 00:07:14,735
‫داما غذا می‌خواد!

64
00:07:14,772 --> 00:07:15,992
‫اول باید به فکر خودمون باشیم!

65
00:07:16,012 --> 00:07:17,789
‫نه، نه، نه. اون واجب‌تره

66
00:07:17,791 --> 00:07:18,852
‫من دو روزه هیچی نخوردم…

67
00:07:18,854 --> 00:07:20,281
‫می‌خوان به یکی کمک کنن

68
00:07:20,301 --> 00:07:22,703
‫ما شکم اون رو سیر می‌کنیم، اون هم شکم ما رو

69
00:07:22,730 --> 00:07:26,383
‫داما روح و روان‌مون رو سیر می‌کنه

70
00:07:27,176 --> 00:07:30,531
‫چون ما هیچ توافق‌نامه‌ی رسمی‌ای
امضاء نکردیم که ‫به جامعه اونا ملحق بشیم

71
00:07:30,672 --> 00:07:31,906
‫آهای، آهای

72
00:07:31,968 --> 00:07:35,616
‫الان ازش می‌پرسم. آروم بگیر

73
00:07:36,529 --> 00:07:38,842
تیتی‌کاکا می‌خواد بدونه کِی
‫اجازه داریم دوباره آهنگ بخونیم

74
00:07:38,865 --> 00:07:41,521
‫چند بار بهت بگم جوری وانمود نکن که

75
00:07:41,523 --> 00:07:44,233
‫مثلاً می‌تونی با اون
شل‌مغزهای بی‌دندون حرف بزنی؟

76
00:07:44,273 --> 00:07:46,145
‫من هم چند بار بهت بگم که می‌تونم

77
00:07:46,150 --> 00:07:48,273
چندتا از جملات‌شون رو رمزگشایی کنم؟
خواسته‌هاشون رو

78
00:07:48,275 --> 00:07:49,491
‫نیگان، صدام رو می‌شنوی؟

79
00:07:49,990 --> 00:07:51,084
‫خیلی‌خب

80
00:07:53,296 --> 00:07:56,920
‫سر قولم هستم، چراغ قرمز که روشن شد،
‫بی‌سیم من هم روشن میشه

81
00:07:56,991 --> 00:07:59,271
‫می‌بینی چه پسر خوبی‌ام؟

82
00:07:59,391 --> 00:08:01,049
اون دوتا رو می‌بینی؟

83
00:08:01,051 --> 00:08:02,654
‫ظاهراً نزدیک‌های شما هستن

84
00:08:02,984 --> 00:08:06,527
‫چلاق‌خان و کره‌خر رو میگی؟
‫آره، چی میگن؟

85
00:08:06,529 --> 00:08:09,687
‫دارن واسه داما دنبال غذا می‌گردن

86
00:08:10,752 --> 00:08:14,109
‫پشمام، مگه داما غذا هم می‌خوره؟
‫فکر می‌کردم فقط خون می‌خوره

87
00:08:14,178 --> 00:08:16,858
‫این همون لحظه‌ایـه که منتظرش بودیم.
‫نگو که مستی!

88
00:08:16,860 --> 00:08:19,022
‫نه بابا، بریم سراغش

89
00:08:20,222 --> 00:08:21,374
‫خیلی‌خب

90
00:08:21,881 --> 00:08:23,186
‫داما کیـه؟

91
00:08:23,272 --> 00:08:27,021
یه عوضیِ تمام‌عیار که
قراره تقاص کارهاش رو پس بده

92
00:08:31,593 --> 00:08:38,629
بزرگ‌ترین مرجع دنیای مردگان متحرک
@The_WalkingDead

93
00:09:15,343 --> 00:09:18,991
« مردگان متحرک: شهر مردگان »
« فصل سوم »
« قسمت دوم: پناهگاه »

94
00:09:22,561 --> 00:09:25,562
‫داداش، راستش رو بخوای ‫هیچوقت
فکر نمی‌کردم یه روز از پیشمون بری

95
00:09:25,976 --> 00:09:27,594
‫فقط دلم می‌خواد برم پیش خانوادم

96
00:09:27,596 --> 00:09:31,494
‫- می‌دونم درکی از این چیزها نداری
‫- آخ، عجب تیکه‌ای بود

97
00:09:32,007 --> 00:09:33,978
‫خب، بذار دلیلش رو بهت بگم

98
00:09:33,980 --> 00:09:36,401
‫چون حقیقتِ تلخ اینـه که آنی و جاشوا

99
00:09:36,403 --> 00:09:38,034
‫بدونِ من زندگیِ بهتری دارن

100
00:09:38,036 --> 00:09:42,223
‫حقیقتِ شیرین هم اینـه که
من هم بدونِ اونا زندگی بهتری دارم

101
00:09:43,162 --> 00:09:46,584
در حالی که توی یه مِیخونه که
بوی گوشتِ گندیده میده زندگی می‌کنه؟

102
00:09:50,209 --> 00:09:51,209
‫خیلی‌خب

103
00:09:53,958 --> 00:09:55,974
‫هنرپیشه‌های سیرکِ داما!

104
00:10:14,207 --> 00:10:17,323
‫چه کسی ما را بیش از
فقط یک تکه نان روزی می‌دهد؟

105
00:10:17,910 --> 00:10:21,403
‫و روح و افکارمان را لبریز می‌سازد؟

106
00:10:24,790 --> 00:10:27,934
‫چه کسی رؤیاها را در دل روز روشن می‌سازد؟

107
00:10:29,383 --> 00:10:32,012
‫چه کسی با روشنایی‌اش راهنمای راهمان است؟

108
00:10:34,341 --> 00:10:37,575
‫چه کسی مانند نوستراداموس آینده را می‌بیند؟

109
00:10:38,515 --> 00:10:42,606
‫چه کسی جز دامای زیبای ما؟

110
00:10:47,133 --> 00:10:50,925
‫خب، یا پیغمبر!

111
00:10:50,930 --> 00:10:54,571
‫صدای ریدنِ من از اینی که خوندید شاعرانه‌تره!

112
00:10:54,907 --> 00:10:56,649
نیومدیم اذیت‌تون کنیم

113
00:10:57,883 --> 00:10:58,985
‫ولی اون…

114
00:10:59,852 --> 00:11:01,809
‫خب، من زیاد اهل نقاشی و اینا نیستم،

115
00:11:01,811 --> 00:11:04,795
‫ولی عجب ممه‌های خوشگل و آب‌داری کشیدید!

116
00:11:07,080 --> 00:11:09,522
‫اینا تپه‌های تبار و خویشاوندی هستن

117
00:11:09,524 --> 00:11:11,567
‫در کنار هم، پایه و اساسِ جوامع بشری…

118
00:11:11,569 --> 00:11:12,874
‫نه، نه، نه، نه، نه

119
00:11:13,075 --> 00:11:14,865
‫من که دوتا ممه می‌بینم

120
00:11:15,307 --> 00:11:17,713
‫خدایی تا حالا ممه از نزدیک ندیدی؟

121
00:11:17,720 --> 00:11:19,591
‫- تموم شد؟
‫- نه والا

122
00:11:19,593 --> 00:11:22,718
‫آخه ببین چه ممه‌های خوشگل و آب‌داری‌ان

123
00:11:22,915 --> 00:11:25,725
‫دیدیم دارید دنبالِ آذوقه می‌گردید،
‫براتون غذا آوردیم

124
00:11:26,535 --> 00:11:29,103
‫ما توی خونه‌مون تا دل‌تون بخواد غذا داریم

125
00:11:29,773 --> 00:11:32,483
‫دکتر هم داریم،
‫می‌تونه درمانت کنه

126
00:11:32,567 --> 00:11:34,694
‫من هم فردا دارم برمی‌گردم نیوبابیلون

127
00:11:35,093 --> 00:11:37,922
‫اگه می‌خواید برید خونه‌تون،
‫قایق من جا داره

128
00:11:38,325 --> 00:11:39,640
‫چه عالی!

129
00:11:40,247 --> 00:11:42,802
‫یه مشت غریبه که می‌خوان بدون هیچ چشم‌داشتی

130
00:11:42,804 --> 00:11:44,138
‫بهمون کمک کنن؟

131
00:11:44,166 --> 00:11:46,586
‫فقط باید بهمون بگید داما کجاست!

132
00:11:46,640 --> 00:11:50,531
‫- فقط همین
‫- من جون‌شون رو نجات دادم!

133
00:11:51,056 --> 00:11:52,056
‫زخمی بودن

134
00:11:52,058 --> 00:11:54,683
‫نه فقط بدن‌شون، بلکه روح‌شون

135
00:11:54,983 --> 00:11:57,886
‫نمی‌تونستن رؤیاپردازی کنن و
من درمان‌شون کردم

136
00:11:57,994 --> 00:12:00,124
‫آدم اولین چیزی که توی
رؤیاهاش می‌بینه اینـه که

137
00:12:00,126 --> 00:12:02,713
‫اجازه نده بقیه جلوی رؤیاپردازی‌هاش رو بگیرن

138
00:12:03,341 --> 00:12:06,866
‫جلوی هرشل رو گرفتی،
‫اما نتونستی جلوی من رو بگیری

139
00:12:06,919 --> 00:12:08,948
‫و جلوی اینا رو هم نمی‌تونی بگیری!

140
00:12:09,166 --> 00:12:13,744
‫آره خب، اصلاً چطوری جلوشون رو بگیریم؟

141
00:12:14,010 --> 00:12:15,925
‫برید پِی کارتون تا زنده بمونید!

142
00:12:16,059 --> 00:12:17,950
‫اما رؤیاهای شما خواهند مُرد!

143
00:12:17,994 --> 00:12:20,673
‫- گندش بزنن!
‫- با این کار این بیچاره‌ها‫ رو به کُشتن میدی!

144
00:12:20,675 --> 00:12:22,676
‫«باری دیگر به سوی شکاف،

145
00:12:22,678 --> 00:12:24,528
‫دوستانِ من، باری دیگر،

146
00:12:24,530 --> 00:12:27,655
‫آن شکاف‌ها را با پیکرِ
‫یاران انگلیسی خودمان پُر کنید.»

147
00:12:27,664 --> 00:12:30,460
‫- برید! خواهش می‌کنم!
‫- «در زمانِ صلح…»

148
00:12:30,568 --> 00:12:31,729
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

149
00:12:31,731 --> 00:12:33,628
‫«هیچ چیز یک مرد را چندان نمی‌آراید،

150
00:12:33,630 --> 00:12:36,153
‫مگر وقار و فروتنی.»

151
00:12:36,205 --> 00:12:37,569
‫خواهش می‌کنم برید!

152
00:12:37,578 --> 00:12:40,703
‫- «اما چون شیپور جنگ به صدا درآید…»
‫- با همتونم!

153
00:12:40,705 --> 00:12:42,594
‫- لعنتی!
‫- اسلحه‌هاتون رو بندازید!

154
00:12:42,769 --> 00:12:44,449
‫«عزمتان را جزم کنید…

155
00:12:44,457 --> 00:12:46,081
‫خونتان را به جوش آورید.»

156
00:12:52,477 --> 00:12:54,235
‫آخه این چه کار احمقانه‌ای بود؟!

157
00:13:00,099 --> 00:13:01,099
‫برو!

158
00:13:01,702 --> 00:13:02,962
‫برو!

159
00:13:04,828 --> 00:13:05,982
‫مبارزه کن!

160
00:13:06,180 --> 00:13:07,540
‫مبارزه کن، ای بزدل!

161
00:13:11,136 --> 00:13:12,457
‫اونجاست!

162
00:13:15,660 --> 00:13:21,348
‫- اینجا ته خطـه، داما
‫- هیچ پایانی ‫واقعاً پایان نیست

163
00:13:22,415 --> 00:13:23,675
‫مراقب باشید!

164
00:13:28,279 --> 00:13:29,797
‫حرومزاده!

165
00:13:30,414 --> 00:13:33,805
‫داره میره، پاشید. زود!

166
00:13:41,240 --> 00:13:42,446
‫نه!

167
00:14:00,590 --> 00:14:03,332
‫خوکِ خودخواه!

168
00:14:04,356 --> 00:14:05,748
‫پسرِ تو…

169
00:14:06,028 --> 00:14:09,582
‫قرار بود آینده‌ی این شهر رو بسازه

170
00:14:10,534 --> 00:14:12,450
‫ولی تو نذاشتی این اتفاق بیفته

171
00:14:12,821 --> 00:14:14,957
‫گولش زدی و از چنگم درش آوردی!

172
00:14:16,513 --> 00:14:18,981
‫من دوباره هرشل رو می‌بینم و اون موقع…

173
00:14:19,163 --> 00:14:22,028
‫خودش می‌فهمه راهی که
در پیش گرفته اشتباه بوده

174
00:14:23,044 --> 00:14:24,356
‫آره بابا

175
00:14:25,023 --> 00:14:27,634
‫‫همینطوری به زر زدن ادامه بده، لطفاً

176
00:14:27,889 --> 00:14:29,114
‫نیازی نیست بکُشیش

177
00:14:29,116 --> 00:14:30,190
‫نه

178
00:14:30,192 --> 00:14:32,585
‫باید مثل سگ بمیره!

179
00:14:33,895 --> 00:14:35,201
‫نه!

180
00:15:01,020 --> 00:15:02,303
‫کروئت کجاست؟

181
00:15:03,594 --> 00:15:05,487
‫معلومـه که اون این مخزن‌ها رو راه انداخته

182
00:15:05,489 --> 00:15:06,678
‫کجاست؟

183
00:15:07,385 --> 00:15:08,686
‫مُرد

184
00:15:11,828 --> 00:15:13,787
‫پس مخزن‌ها رو از کجا گیر آوردید؟

185
00:15:23,276 --> 00:15:24,364
‫غذا بخور

186
00:15:25,150 --> 00:15:26,308
‫اینجا نه

187
00:15:28,050 --> 00:15:29,620
‫من نمی‌تونم اینجا بمونم

188
00:15:31,855 --> 00:15:33,479
‫چرا تا الان من رو نکُشتی؟

189
00:15:37,755 --> 00:15:38,844
‫مگی…

190
00:15:42,324 --> 00:15:43,971
‫من شاید…

191
00:15:44,421 --> 00:15:45,979
‫تو رو دست‌کم گرفته بودم

192
00:15:46,341 --> 00:15:50,417
‫شاید انگیزه و اراده‌ی هرشل واقعاً به تو رفته

193
00:15:51,347 --> 00:15:52,940
‫من می‌خوام کمک کنم، مگی

194
00:15:53,087 --> 00:15:55,745
‫می‌خوام این شهر دوباره احیاء بشه

195
00:15:56,041 --> 00:16:01,714
‫از اول هم همین رو می‌خواستم،
‫این بیمارستان شروع عالی‌ای بود،

196
00:16:01,815 --> 00:16:03,909
‫اما باید به چیزای بزرگ‌تر فکر کنی

197
00:16:04,075 --> 00:16:10,104
‫اگه تعداد این مخزن‌ها رو افزایش بدی،
‫می‌تونی برق کل جزیره رو تأمین کنی

198
00:16:10,805 --> 00:16:13,062
‫فقط باید بیشتر در موردش حرف بزنیم

199
00:16:13,614 --> 00:16:17,008
‫تا بشینم واست نقاشی بکِشم؟

200
00:16:18,284 --> 00:16:20,102
‫تا واست آدم بکُشم؟

201
00:16:20,670 --> 00:16:25,678
‫من یه برنامه‌ی دقیق داشتم،
‫دانشش رو دارم!

202
00:16:25,990 --> 00:16:28,708
‫سنترال پارک زمانی زمین کشاورزی بوده

203
00:16:28,726 --> 00:16:31,569
‫این ساختمون‌ها، این کارخونه‌ها…

204
00:16:33,373 --> 00:16:38,140
‫یه تمدن تمام و کمال
زیر پوست این شهر خوابیده که باید بیدار بشه

205
00:16:39,531 --> 00:16:40,749
‫‫همینطوره

206
00:16:44,280 --> 00:16:45,291
‫مگی!

207
00:16:45,703 --> 00:16:46,757
‫مگی!

208
00:16:58,603 --> 00:17:00,720
‫- فکر نکنم آمادگی‌اش رو داشته باشم
‫- داری!

209
00:17:01,898 --> 00:17:04,838
‫یادت باشه: هر یه نفس، یه حرکت

210
00:17:05,225 --> 00:17:06,423
‫آهای!

211
00:17:06,575 --> 00:17:09,864
‫یکیتون یدونه سوزن بیاره،
‫خودم انجامش میدم!

212
00:17:11,026 --> 00:17:15,565
،یه لایه پوستـه دیگه
مال اون هم مشخصاً حسابی نازکـه

213
00:17:29,333 --> 00:17:32,073
‫خیلی خوشحالم که
‫شدم موش آزمایشگاهیِ جنابعالی!

214
00:17:34,848 --> 00:17:36,737
‫تو اینجا چیکار داری؟

215
00:17:37,183 --> 00:17:38,370
‫مگه کوری؟

216
00:17:38,899 --> 00:17:43,252
‫دارم سوراخ‌سوراخ شدن پوستت
توسط پسرم رو تماشا می‌کنم

217
00:17:44,032 --> 00:17:47,662
‫چرا نمیری واسه پسرت
‫یه پیک عرق بیاری تا استرسش کم بشه؟

218
00:17:47,664 --> 00:17:50,148
حالا چون از سوزن می‌ترسی
لازم نیست دقِ‌دلیت رو سر بچه خالی کنی

219
00:17:50,150 --> 00:17:51,525
‫آره بابا، می‌بینی که

220
00:17:51,527 --> 00:17:54,851
‫مثل سگ از سوزن‌موزن می‌ترسم،
‫مرتیکه‌ی کیر سوزنی!

221
00:17:57,053 --> 00:17:58,585
‫ببین، پهلوون…

222
00:17:58,719 --> 00:18:02,531
‫من تا حالا چند بار
جون جنابعالی رو نجات دادم

223
00:18:02,643 --> 00:18:04,351
‫چرا اینقدر ازم می‌ترسی؟

224
00:18:04,445 --> 00:18:06,315
‫آدم چرا باید از کسی که تمام روز توی

225
00:18:06,324 --> 00:18:09,695
‫مِیخونه‌ی پُر از زامبیش پاش رو
انداخته روی پاش و ‫و گیم می‌زنه بترسه؟

226
00:18:10,338 --> 00:18:11,731
‫اصلاً بگو ببینم چی شد؟

227
00:18:12,758 --> 00:18:15,499
پرت گرفته به یکی از اون بطری‌های خالیت؟

228
00:18:18,498 --> 00:18:19,733
خبر نداره؟

229
00:18:24,549 --> 00:18:28,862
‫پایینـه. زندانیش کردیم

230
00:18:30,743 --> 00:18:33,985
‫قول میدم کوچک‌ترین آسیبی بهت نرسونه

231
00:18:34,606 --> 00:18:36,652
‫اصلاً نیازی نیست بترسی

232
00:18:38,223 --> 00:18:40,133
‫می‌دونم حرف قشنگی نیست، اما…

233
00:18:41,282 --> 00:18:45,196
‫فکر کنم اگه اونجا بودم،
صد درصد ‫دلم می‌خواست بزنم بکُشمش اما…

234
00:18:46,735 --> 00:18:48,673
‫هممون همین رو می‌خواستیم

235
00:18:49,610 --> 00:18:51,391
‫اما نمی‌دونم واقعاً می‌تونستم بکُشمش یا نه

236
00:18:55,204 --> 00:18:56,907
‫بعضی وقتا نگران میشم که…

237
00:18:57,243 --> 00:18:59,610
‫یه روزی نوبت من بشه یکی رو بکُشم و…

238
00:19:00,107 --> 00:19:01,704
‫نتونم از پسش بربیام

239
00:19:05,899 --> 00:19:07,719
‫می‌تونی این رو هم یادم بدی؟

240
00:19:13,047 --> 00:19:15,589
‫خب، حالا واقعاً باید چیکار کنیم؟

241
00:19:15,605 --> 00:19:17,464
‫یعنی دوتا راه بیشتر نداریم؟

242
00:19:17,488 --> 00:19:19,707
‫یا بکُشیمش یا تا آخر عمر همونجا نگهش داریم؟

243
00:19:19,709 --> 00:19:21,536
‫یا می‌تونیم اصلاحش کنیم

244
00:19:21,551 --> 00:19:24,772
‫- تا حالا دیدی روی کسی جواب بده؟
‫- آره، دیدم

245
00:19:24,812 --> 00:19:26,429
‫به نظرت روی این زنیکه هم جواب میده؟

246
00:19:26,835 --> 00:19:28,609
‫- نمی‌دونم
‫- باشه

247
00:19:29,643 --> 00:19:33,081
‫اگه ‫همینطوری توی زندان نگهش داریم،
منابع‌مون هدر میره

248
00:19:33,083 --> 00:19:34,413
‫منظورم فقط غذا و این چیزها نیست

249
00:19:34,415 --> 00:19:36,554
‫اگر بگیم اونقدر خطرناکـه که

250
00:19:36,556 --> 00:19:38,998
‫نباید آزادش کنیم تا واسه خودش ول بچرخه، پس…

251
00:19:39,039 --> 00:19:42,122
‫به یه نگهبان احتیاج داریم تا
‫حواسش باشه جیم نزنه

252
00:19:42,124 --> 00:19:45,003
‫احتمالاً باید یه نگهبان دیگه هم بیاریم تا
‫حواسش به نگهبان اولیه باشه،

253
00:19:45,005 --> 00:19:47,380
‫چون واضحاً نمیشه زنیکه رو با کسی تنها گذاشت

254
00:19:47,708 --> 00:19:49,051
‫یا هم می‌تونیم بکُشیمش

255
00:19:49,053 --> 00:19:52,716
‫و به ارزش‌هایی که جامعه‌مون رو
بر اساسش ساختیم پُشت کنیم

256
00:19:53,216 --> 00:19:57,224
کسشعر

257
00:20:00,283 --> 00:20:01,496
‫جان؟

258
00:20:02,189 --> 00:20:04,575
‫ببینید، اگه ارزش‌های جامعه‌تون…

259
00:20:04,577 --> 00:20:08,623
‫تر و خشک کردنِ یه قاتلـه،
‫خب، صلاح خویش خسروان دانند

260
00:20:09,748 --> 00:20:11,270
‫تا جایی که می‌دونم،

261
00:20:11,272 --> 00:20:13,037
‫جنابعالی هم کم آدم بی‌گناه نکُشتی!

262
00:20:13,061 --> 00:20:15,920
‫- پس تو رو هم بکُشیم؟
‫- آره

263
00:20:15,922 --> 00:20:17,179
‫ببینید، مشکل اصلی اینـه که

264
00:20:17,181 --> 00:20:22,009
‫من توی جامعه‌ی شما نیستم،
‫من توی «به کیرم آباد»

265
00:20:22,011 --> 00:20:24,259
‫به کُد پستی «کون لقتون» زندگی می‌کنم

266
00:20:24,438 --> 00:20:27,958
‫اگه حاضر نباشی دست به
‫وحشیانه‌ترین کار ممکن بزنی،

267
00:20:27,960 --> 00:20:30,950
‫به هیچ عنوان نمی‌تونی گلیم خودت رو
از آب بکشی بیرون

268
00:20:30,952 --> 00:20:33,498
‫مشخصـه که تو هم اصلاً اهل این کارها نیستی

269
00:20:33,913 --> 00:20:37,287
‫حق با توئـه. اهل این کارها نیستم

270
00:20:37,817 --> 00:20:40,755
‫اگه با این موضوع مشکلی داری، تبریک میگم!

271
00:20:40,757 --> 00:20:42,846
‫با قایم شدن توی اون مِیخونه‌ی کپک‌زده

272
00:20:42,848 --> 00:20:44,976
‫بهترین تصمیم ممکن رو گرفتی

273
00:20:47,320 --> 00:20:48,321
‫ببین…

274
00:20:48,722 --> 00:20:51,206
‫می‌تونی بری اون بالا و زنی رو بکُشی که

275
00:20:51,208 --> 00:20:55,260
‫می‌خواست تو و هرشل رو بکُشه یا
می‌تونی به حرف این یکی که

276
00:20:55,262 --> 00:20:57,581
‫می‌‌خواد تو و هرشل رو به کُشتن بده گوش کنی

277
00:20:58,230 --> 00:20:59,510
‫تصمیم با خودتـه

278
00:21:05,253 --> 00:21:09,003
‫من داما رو می‌شناسم و
نیگان هم می‌شناستش

279
00:21:09,683 --> 00:21:12,769
‫اون زن روزگار هممون رو سیاه کرده

280
00:21:13,598 --> 00:21:16,270
‫بلاهایی که به کروئت گفت سرمون بیاره…

281
00:21:17,051 --> 00:21:21,142
‫آدم وقتی عصبانیـه یا ترسیده
نمی‌تونه درست تصمیم بگیره

282
00:21:21,144 --> 00:21:25,610
‫من هم دارم تمام سعی می‌کنم تا
چراغِ امید رو روشن نگه دارم، مگی

283
00:21:25,612 --> 00:21:30,376
‫واقعاً میگم، ‫ولی…
نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه

284
00:21:30,588 --> 00:21:34,072
‫شاید نیازی هم نباشه.
‫اصلاً غذا نمی‌خوره.

285
00:21:34,631 --> 00:21:37,986
‫همین الان پیشش بودم.
‫از قیاقه‌اش مشخصـه چند وقتیـه هیچی نخورده.

286
00:21:38,028 --> 00:21:41,770
‫اگه ‫همینطوری ادامه بده زیاد دووم نمیاره

287
00:21:42,708 --> 00:21:44,848
‫پس، شاید بهتر باشه بذاریم خودش تصمیم بگیره

288
00:21:46,203 --> 00:21:48,990
یعنی اگه دلش می‌خواد
‫با زجرآورترین روش ممکن که

289
00:21:48,992 --> 00:21:51,445
‫مُردن از گشنگیـه، خودش رو بکُشه…

290
00:21:52,201 --> 00:21:55,054
‫از نظرم ایرادی نداره که
یه راه دیگه بذاریم جلو پاش

291
00:21:56,021 --> 00:21:57,914
‫لازم نیست اینقدر زجر بکِشه

292
00:22:03,269 --> 00:22:05,177
‫یه لطفی در حقم بکن و بیخیال شو

293
00:22:05,179 --> 00:22:06,616
‫آخه چطوری بیخیالشون بشم، ها؟

294
00:22:06,805 --> 00:22:09,248
‫وقتی بهم میگی نمی‌فهمم چی میگن،
رسماً داری بهم میگی دروغگو

295
00:22:09,250 --> 00:22:11,507
‫نه، فقط دارم میگم جوری وانمود نکن که

296
00:22:11,509 --> 00:22:14,985
‫- انگار می‌فهمی چی میگن…
‫- باز گفت وانمود! وانمود نمی‌کنم. ‫من…

297
00:22:17,423 --> 00:22:18,899
‫- دارم خودم رو وفق میدم
‫- خدای من

298
00:22:18,901 --> 00:22:21,071
‫- نه…
‫- یه لحظه، چیزی نیست. چیزی نیست

299
00:22:36,775 --> 00:22:38,063
‫اسمش چزه!

300
00:22:38,286 --> 00:22:41,305
‫آهای، نندازش به جون‌مون!

301
00:22:56,437 --> 00:22:57,569
‫باشه

302
00:23:01,229 --> 00:23:03,495
‫بیچاره طرفدارِ تیمِ نیویورک جتسـه!
‫(تیم فوتبال آمریکایی)

303
00:23:07,449 --> 00:23:08,643
‫برو کنار ببینم

304
00:23:13,397 --> 00:23:14,694
‫برو کنار!

305
00:23:22,877 --> 00:23:24,751
‫گندش بزنن،
‫زود باش بریم، بریم، بریم!

306
00:23:24,923 --> 00:23:26,166
‫از این سمت!

307
00:23:28,464 --> 00:23:29,595
‫زود باش!

308
00:23:33,382 --> 00:23:34,619
‫خوبی؟

309
00:23:38,169 --> 00:23:39,372
‫اصلاً خنده‌دار نبود

310
00:23:47,458 --> 00:23:49,865
‫این حرومزاده‌ها دندون دارن!

311
00:23:51,844 --> 00:23:53,130
‫ناخن دارن!

312
00:23:55,104 --> 00:23:57,837
مثل حیوون خونگی‌های توی مِیخونه‌ات نیستن

313
00:23:57,885 --> 00:24:01,706
عزرائیل متحرکن. فهمیدی؟

314
00:24:01,784 --> 00:24:03,104
آره

315
00:24:03,460 --> 00:24:10,604
‫باورم نمیشه که بعد از این همه سال…
‫اصلاً مجبورم اینا رو بگم

316
00:24:15,000 --> 00:24:22,000


317
00:24:27,244 --> 00:24:29,244
،یه بار دیگه از این غلطا بکنی

318
00:24:29,581 --> 00:24:32,197
با آچارچرخ میفتم به جونت

319
00:24:41,768 --> 00:24:42,923
…میگم

320
00:24:48,653 --> 00:24:50,658
«به زبونِ مُرده‌ها یعنی «متأسفم

321
00:25:17,236 --> 00:25:21,143
قبلاً پلیس بودم. مأمور مخفی

322
00:25:23,412 --> 00:25:25,689
،وقتی تا خرخره میری توی نقش
دیگه خودت نیستی، می‌دونی؟

323
00:25:28,421 --> 00:25:30,682
اما واقعیت اینـه که دقیقاً خودتی

324
00:25:32,243 --> 00:25:35,283
هر کی که باشی، دیگه اون آدم قبلی نیستی اما
مجبوری اونطوری زندگی کنی

325
00:25:35,827 --> 00:25:38,843
،سال‌ها وقتی می‌رفتم توی دل تاریکی
هم خودم بودم

326
00:25:38,980 --> 00:25:40,370
هم یه آدم دیگه

327
00:25:40,832 --> 00:25:43,120
سال‌هاست توی اون مِیخونه جا خوش کردم

328
00:25:44,153 --> 00:25:45,550
می‌دونستم نمی‌فهمم چی میگن

329
00:25:47,250 --> 00:25:49,425
باید تظاهر می‌کردم می‌فهمم وگرنه
میزد به سرم

330
00:25:50,018 --> 00:25:51,702
سگ توش، شاید اصلاً زده به سرم. چمی‌دونم

331
00:25:51,704 --> 00:25:53,612
شاید اصلاً نمی‌دونم چه اتفاقی داره میفته

332
00:25:57,017 --> 00:25:58,393
ولی یه چیز رو می‌دونم

333
00:26:01,762 --> 00:26:03,109
،وقتی زیادی توی یه نقشی فرو میری

334
00:26:03,111 --> 00:26:04,659
میشه بخشی از وجودت

335
00:26:06,568 --> 00:26:10,425
،هر چی هم که بشه
تا ابد باهات می‌مونه

336
00:26:14,020 --> 00:26:16,698
…پس بخشی از من همیشه اون آدمی می‌مونه که

337
00:26:18,615 --> 00:26:21,104
مجبور بود کانتینرهای پُر از دختر رو
از کشتی‌ها خالی کنه

338
00:26:25,236 --> 00:26:27,596
بخشی از من قراره همیشه بفهمه چی میگن

339
00:26:36,547 --> 00:26:37,844
صد درصد ممه‌ست

340
00:26:47,694 --> 00:26:50,131
با دکتر صحبت کردم. غذا نمی‌خورم

341
00:26:50,729 --> 00:26:53,258
اینجا نمی‌مونم -
می‌دونم -

342
00:27:06,574 --> 00:27:09,328
وقتی نیگان توی زندان بود جلوش وایساده بودم

343
00:27:10,351 --> 00:27:11,775
ازم می‌خواست بکُشمش و

344
00:27:11,777 --> 00:27:14,640
من هم نکُشتم چون می‌خواستم زجر بکِشه

345
00:27:15,635 --> 00:27:19,890
تو رو هم نمی‌کُشم ولی
نمی‌خوام زجر بکِشی

346
00:27:20,244 --> 00:27:23,273
قرار نیست از اینجا خلاص شی، خب؟

347
00:27:25,118 --> 00:27:27,734
ولی می‌تونی چیزهایی که می‌دونی بهمون بگی

348
00:27:28,924 --> 00:27:31,336
می‌تونی سعی کنی کارهات رو جبران کنی

349
00:27:31,793 --> 00:27:33,187
می‌تونی تغییر کنی

350
00:27:36,366 --> 00:27:37,366
غذا بخور

351
00:27:39,444 --> 00:27:43,803
یا نخور و… از چاقو استفاده کن

352
00:27:45,947 --> 00:27:47,373
تصمیمش با خودتـه

353
00:28:18,245 --> 00:28:20,943
سلام… چطوره؟

354
00:28:22,447 --> 00:28:23,685
از اینجا بُردمشون

355
00:28:26,104 --> 00:28:29,837
توی اتاقم هستن. دیگه… خسته شده بودم ازشون

356
00:28:31,053 --> 00:28:32,126
…گمونم اگه

357
00:28:32,924 --> 00:28:34,143
همیشه‌ی خدا این پایین نباشن

358
00:28:34,145 --> 00:28:35,438
واسم بهتره، نه؟

359
00:28:36,766 --> 00:28:38,665
…خیلی‌خب، آره، گمونم

360
00:28:38,884 --> 00:28:42,064
به نظرم فکر خوبیـه

361
00:28:43,472 --> 00:28:44,829
…میگم، یه سؤال

362
00:28:47,101 --> 00:28:48,853
اون بازیه که بیست و چهاری نشستی پاش رو

363
00:28:48,855 --> 00:28:50,376
بهم یاد میدی با هم بازی کنیم؟

364
00:28:53,539 --> 00:28:56,210
خب، دلت می‌خواد بازی کنی؟

365
00:28:58,325 --> 00:28:59,675
تو دلت می‌خواد بازی کنم؟

366
00:29:01,635 --> 00:29:04,125
رفیق، آماده باش که قراره برگات بریزه

367
00:29:04,228 --> 00:29:07,000
یه جوری بزنمت که مثل گاو صدا بدی، جوجه

368
00:29:07,002 --> 00:29:11,234
اونقدر چلاقی که بیام جلوت وایسم هم
نمی‌تونی بزنیم، داداش

369
00:29:12,227 --> 00:29:13,965
…کیرم توی اول و آخرت! وای که اگر می‌زدمت

370
00:29:13,967 --> 00:29:17,125
اگر رو بکاری شلغم به عمل میاد

371
00:29:18,139 --> 00:29:19,430
!یالا، یالا، یالا

372
00:29:21,063 --> 00:29:22,211
!یالا، یالا

373
00:29:22,781 --> 00:29:24,664
!یالا، یالا، یالا، یالا

374
00:29:24,671 --> 00:29:25,867
!گندش بزنن

375
00:29:27,875 --> 00:29:29,416
برو بمیر با اون قیافه‌ات

376
00:29:29,418 --> 00:29:32,727
خدایی… خیلی نزدیک بود -
کونِ یکی بدجور سوخته -

377
00:29:32,810 --> 00:29:34,852
می‌دونی، جالبـه چون
همین الان به عرضم رسید که

378
00:29:34,854 --> 00:29:37,695
موش هم در مقابل بی‌خایگیِ تو
سر تعظیم فرود آورده

379
00:29:37,697 --> 00:29:39,624
باید هم آمارش رو داشته باشی چون

380
00:29:39,626 --> 00:29:41,695
«ننه‌ات معروف بود به «موش سوراخ‌مفتی

381
00:29:41,859 --> 00:29:45,617
،توی هر جمعی که می‌رفت
همه با سوراخش یه صفایی می‌کردن

382
00:29:45,626 --> 00:29:47,229
راستش مامانت زن نازنینیـه

383
00:29:47,231 --> 00:29:49,447
بهش توهین نمی‌کنم ولی
باید اون شب آبِ بابات رو می‌خورد

384
00:29:49,754 --> 00:29:52,508
اتفاقاً درست میگی -
سلام -

385
00:29:55,414 --> 00:29:59,152
مارگارت، آفتاب از کدوم طرف در اومده که
گذرت به اینورها افتاده؟

386
00:29:59,154 --> 00:30:00,401
یه لحظه وقت داری؟

387
00:30:02,365 --> 00:30:04,188
خیلی‌خب، تو تمرین کن

388
00:30:04,470 --> 00:30:06,078
جنازه‌ات رو می‌فرستم اون دنیا، عزیزم

389
00:30:06,611 --> 00:30:07,844
!بنگ! بنگ

390
00:30:14,338 --> 00:30:15,338
می‌شنوم

391
00:30:15,957 --> 00:30:17,180
چرا موندی؟

392
00:30:18,976 --> 00:30:22,188
،جینی رو که خاک کردیم
آماده بودی سوار قایق شی

393
00:30:22,861 --> 00:30:23,977
چرا موندی؟

394
00:30:25,773 --> 00:30:27,828
واسه این نبوده که
کل روز روی مبل لم بدی، نه؟

395
00:30:29,844 --> 00:30:30,982
نه… نه

396
00:30:30,984 --> 00:30:32,838
گفتم برم دیدن یکی از بازی‌های تیم نیکس

397
00:30:32,840 --> 00:30:35,297
میشه واسه دو دقیقه هم که شده جدی باشی؟

398
00:30:38,973 --> 00:30:40,211
حالت خوبـه؟

399
00:30:42,024 --> 00:30:44,108
نمی‌خوام بهش حق انتخاب بدم

400
00:30:47,320 --> 00:30:49,016
می‌خواستم توی همون آمفی‌تئاتر بکُشمش و

401
00:30:49,018 --> 00:30:51,023
الان هم می‌خوام بکُشمش

402
00:30:51,550 --> 00:30:53,227
خیلی‌خب. چرا به من میگی؟

403
00:30:55,300 --> 00:30:57,391
چون فقط تو درک می‌کنی

404
00:31:15,825 --> 00:31:16,922
پس بکُشش

405
00:31:24,604 --> 00:31:26,237
اینجا خیلی خاصـه

406
00:31:26,786 --> 00:31:29,394
آخرین امیدمونـه

407
00:31:29,764 --> 00:31:31,299
مخصوصاً برای هرشل

408
00:31:31,606 --> 00:31:33,808
با این همه آذوقه و تجهیزاتی که
از دار و دسته‌ها و

409
00:31:33,810 --> 00:31:35,812
نیوبابلیون غنیمت گرفتیم و چیزهایی که

410
00:31:35,814 --> 00:31:36,983
از بریکس آوردیم؟

411
00:31:37,067 --> 00:31:40,269
سلاح داریم، غذا داریم، برق داریم

412
00:31:40,295 --> 00:31:41,909
،با چیزایی که داریم و می‌دونیم

413
00:31:41,911 --> 00:31:43,505
قرار نیست از صفر شروع کنیم

414
00:31:45,015 --> 00:31:46,964
خودت هم یکی از درس‌های عبرتش هستی

415
00:31:47,499 --> 00:31:50,558
من رو نکُشتی، نه؟ -
نه -

416
00:31:51,713 --> 00:31:53,409
تابحال به این فکر کردی که

417
00:31:53,411 --> 00:31:55,410
شاید من یه مورد خیلی استثنام؟

418
00:31:56,438 --> 00:31:57,549
نیستی

419
00:31:57,551 --> 00:31:58,551
هستم

420
00:32:01,619 --> 00:32:03,401
…خیلی‌خب، پس

421
00:32:03,674 --> 00:32:07,243
پس می‌خوای بزنی توی کار
زنده نگه داشتنِ اُسرا» آدما؟»

422
00:32:07,412 --> 00:32:09,987
من خودم تا دلت بخواد این راه رو رفتم

423
00:32:10,435 --> 00:32:12,175
این راه آخر و عاقبت نداره

424
00:32:13,034 --> 00:32:15,261
…ببین، واسه زنده نگه داشتنِ آدما

425
00:32:15,370 --> 00:32:17,698
مجبور میشی کلی آدم دیگه رو بکُشی

426
00:32:18,479 --> 00:32:22,172
دیر یا زود، آدم اشتباهی رو
می‌کُشی و مخت کلاً رد میده

427
00:32:22,174 --> 00:32:24,308
بعدش دیگه نمی‌تونی اونی که باید رو بکُشی

428
00:32:24,539 --> 00:32:28,558
بهتره وارد این بازی نشی

429
00:32:30,653 --> 00:32:33,675
طرز فکر داما هم همینـه -
واقعیتـه -

430
00:32:35,297 --> 00:32:36,948
الان حرفت همینـه؟

431
00:32:37,898 --> 00:32:38,898
آره

432
00:32:39,986 --> 00:32:42,690
می‌تونی کمک کنی اینجا رو بسازیم

433
00:32:45,463 --> 00:32:47,731
میشه یه قلعه‌ی شنی توی دل طوفان

434
00:32:48,862 --> 00:32:51,503
…فکر نمی‌کنی شاید

435
00:32:53,014 --> 00:32:54,712
،بعد از تمام کارهایی که کردی

436
00:32:54,714 --> 00:32:56,417
بتونی به مردم کمک کنی؟

437
00:32:59,049 --> 00:33:04,073
تمام اون کارها رو کردم که به مردم کمک کنم

438
00:33:07,297 --> 00:33:08,612
دیگه کافیـه

439
00:33:21,565 --> 00:33:23,198
…اون روز با کروئت

440
00:33:25,344 --> 00:33:29,090
حداقل من یکی که بعد از اون روز متحول شدم

441
00:33:29,857 --> 00:33:32,394
فکر می‌کردم تو هم شده باشی

442
00:33:34,720 --> 00:33:37,839
می‌دونی، بالاخره فهمیدم
چرا گذاشته اینجا بمونی

443
00:33:38,602 --> 00:33:40,831
تو هم مثل رفقاش مُردی

444
00:33:52,715 --> 00:33:54,105
صحبت خوبی بود؟

445
00:33:54,428 --> 00:33:56,644
آره، عالی بود

446
00:34:01,618 --> 00:34:04,237
سلام، رفیق. کی گذاشته بیای بیرون؟

447
00:34:06,299 --> 00:34:09,105
باز یکی در اتاق ۳۱۵ رو
باز گذاشته؟ نگاش کن

448
00:34:10,389 --> 00:34:12,339
…هی، هی، داداش، داداش

449
00:34:13,354 --> 00:34:14,729
« !لطفاً چیزی دود نکنید »

450
00:34:15,315 --> 00:34:16,425
…رفیق

451
00:34:18,510 --> 00:34:19,948
باشه؟ -
خیلی‌خب -

452
00:34:19,972 --> 00:34:21,189
واسه پوست ضرر داره

453
00:34:27,848 --> 00:34:30,105
میرم بیرون -
ممنون -

454
00:35:40,433 --> 00:35:44,448
…آهای… ببین

455
00:35:44,657 --> 00:35:47,745
می‌خواستم بدونی که من زنده‌ام

456
00:35:48,166 --> 00:35:50,784
من هم اون روز یه چیزهایی بهم گذشت

457
00:35:56,705 --> 00:35:57,705
خیلی‌خب

458
00:36:07,277 --> 00:36:10,581
فقط… نمی‌تونم توی این ساختمون زندگی کنم

459
00:36:11,013 --> 00:36:15,315
نمی‌دونم. امن نیست

460
00:36:15,462 --> 00:36:18,144
امن نیست چون نمی‌تونی هر کی که نیازه رو

461
00:36:18,146 --> 00:36:19,263
بکُشی؟

462
00:36:19,281 --> 00:36:20,879
نه. گوش بده

463
00:36:22,675 --> 00:36:25,104
،اون اول که «ناجی‌ها» رو راه انداختم

464
00:36:25,520 --> 00:36:27,301
می‌خواستیم گروهمون کوچیک بمونه

465
00:36:27,303 --> 00:36:28,416
خب

466
00:36:28,418 --> 00:36:30,623
ولی تعدادمون جوابگو نبود

467
00:36:30,655 --> 00:36:34,705
باید اونقدر آدم داشته باشی تا
بتونی بقیه رو زنده نگه داری

468
00:36:34,967 --> 00:36:37,683
…ناجی‌ها -
ببین، نمی‌خوای توی -

469
00:36:37,685 --> 00:36:40,049
دنیایی زندگی کنی که
مجبوری جلاد باشی، درستـه؟

470
00:36:40,051 --> 00:36:42,526
دنیای قدیم همینجوری بود -
نه. اشتباه می‌کنی -

471
00:36:42,565 --> 00:36:45,955
،اگه دنیای قدیم چرخش می‌چرخید
واسه این بود که حساب و کتاب داشت؛

472
00:36:45,957 --> 00:36:49,885
از رئیس زندان و پاسبان و قاضی گرفته تا
وکیل و حتی اونی که

473
00:36:49,887 --> 00:36:52,213
ساندویچ می‌داد دست وکیل‌ها

474
00:36:52,465 --> 00:36:54,010
پس میگی باید تعدادمون رو بیشتر کنیم؟

475
00:36:54,064 --> 00:36:58,791
،خیلی بیشتر. بیشتر از هیل‌تاپ
بیشتر از ناجی‌ها

476
00:36:59,186 --> 00:37:03,182
اینجوری می‌تونی اون امنیتی که
می‌خوای رو اینجا برقرار کنی

477
00:37:03,950 --> 00:37:06,534
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونیم
دنیای قدیم رو دوباره اینجا زنده کنیم؟

478
00:37:06,779 --> 00:37:08,534
فکر نکنم دلم بخواد

479
00:37:10,301 --> 00:37:12,268
چون سعی داشتم اینجا رو مخفی نگه دارم

480
00:37:15,622 --> 00:37:18,534
…ولی شاید… شاید

481
00:37:19,799 --> 00:37:21,479
ولی حقیقت اینـه به قدر کافی غذا داریم

482
00:37:21,481 --> 00:37:24,252
حتی سه برابرِ جمعیت الانمون رو کفاف میده

483
00:37:25,113 --> 00:37:28,534
بعدش می‌تونیم دکترها و
مهندس‌های بیشتری بار بیاریم

484
00:37:30,354 --> 00:37:32,135
می‌تونیم توی سنترال پارک کشاورزی کنیم

485
00:37:33,776 --> 00:37:36,596
محصولِ بیشتری برداشت کنیم و
بعدش دوباره آدمای بیشتری جذب کنیم

486
00:37:36,812 --> 00:37:41,280
،منتها مسئله فقط تعداد آدما نیست، مگی

487
00:37:41,282 --> 00:37:42,913
کیفیت‌شونـه

488
00:37:42,968 --> 00:37:44,924
متأسفم که من باید این خبرِ بد رو بهت بدم ولی

489
00:37:44,926 --> 00:37:47,726
فکر نکنم خیلی آدم خوبی مونده باشه

490
00:37:48,043 --> 00:37:49,710
خودت مربی باشگاه بودی

491
00:37:51,140 --> 00:37:54,618
بعدش دنیا عوض شد و مردم تغییر کردن چون

492
00:37:54,620 --> 00:37:56,054
ترسیده بودن

493
00:37:56,320 --> 00:37:59,671
…اگه فاکتور ترس رو حذف کنی
…مثل الکساندریا و زندان

494
00:37:59,673 --> 00:38:02,054
،اون موقع که همه چی داشتیم
،قبل از اینکه اوضاع خراب بشه

495
00:38:02,056 --> 00:38:03,937
آدما داشتن بهتر میشدن

496
00:38:04,053 --> 00:38:07,945
همه نه. بعضیا عوض‌بشو نیستن

497
00:38:08,088 --> 00:38:10,090
قاضی و وکیل و رئیس زندان

498
00:38:10,092 --> 00:38:11,518
واسه همون آدماست

499
00:38:14,500 --> 00:38:15,698
اشتباه می‌کنی

500
00:38:20,305 --> 00:38:21,823
زمان همه چی رو معلوم می‌کنه

501
00:38:43,659 --> 00:38:47,549
،از همون اول
فقط تلاش داشتی اینجا رو مخفی نگه داری

502
00:38:47,724 --> 00:38:50,809
…چراغ‌های قرمز، دوربین‌ها، پوشوندنِ پنجره‌ها

503
00:38:51,114 --> 00:38:52,715
می‌دونم -
گفتی اگه -

504
00:38:52,717 --> 00:38:54,231
،کسی از وجود اینجا باخبر بشه

505
00:38:54,233 --> 00:38:56,083
ما رو می‌کُشن تا از چنگمون درش بیارن

506
00:38:56,314 --> 00:38:57,434
می‌دونم

507
00:38:57,727 --> 00:38:59,356
خب. الان چیزی فرق کرده؟

508
00:38:59,362 --> 00:39:02,473
همچنان ما رو می‌کُشن تا
اینجا رو از چنگمون در بیارن

509
00:39:02,519 --> 00:39:04,215
برای همین آدمای بیشتری لازم داریم

510
00:39:04,217 --> 00:39:07,599
اونقدری که بتونیم از
گوشه‌گوشه‌ی اینجا دفاع کنیم

511
00:39:07,720 --> 00:39:09,999
،اگه کاری که میگی رو بکنیم
بعید نیست از فردا پای

512
00:39:10,001 --> 00:39:11,724
کلی آدمِ نادرست و نااهل به اینجا باز شه

513
00:39:11,930 --> 00:39:13,334
ما هم براشون آماده‌ایم

514
00:39:13,798 --> 00:39:17,107
،تمام این مسیر رو نگهبان می‌ذاریم
نقطه به نقطه‌اش

515
00:39:17,351 --> 00:39:19,646
هر کی از رودخونه رد شه، خبردار میشیم

516
00:39:19,685 --> 00:39:23,256
،با این زاغه‌ی مهماتی که داریم
دستِ بالاتر رو داریم

517
00:39:23,259 --> 00:39:25,318
اصلاً چرا باید واسه
همچین گزینه‌ای وقت بذاریم؟

518
00:39:26,231 --> 00:39:28,834
الان وضع هممون از
هر زمان دیگه‌ای بهتره، مگی

519
00:39:28,836 --> 00:39:30,256
یه انبار پُر از آذوقه و خوراکی داریم

520
00:39:30,258 --> 00:39:33,654
انباری که هر روز داره خالی و خالی‌تر میشه و

521
00:39:33,770 --> 00:39:35,279
راهی هم نداریم که دوباره پُرش کنیم

522
00:39:35,281 --> 00:39:37,514
چشم به هم بزنیم زمستون شده و

523
00:39:37,552 --> 00:39:39,510
اونجاست که کارد می‌رسه به استخونِ آدما

524
00:39:39,513 --> 00:39:41,721
،آدمی هم که کارد به استخونش رسیده
از هر کسی خطرناک‌تره

525
00:39:41,736 --> 00:39:43,358
،اگه آدمای بیشتری جذب کنیم

526
00:39:44,387 --> 00:39:46,287
می‌تونیم توی سنترال پارک کشاورزی کنیم

527
00:39:46,625 --> 00:39:48,818
مگی، ما بیمارستان داریم

528
00:39:48,820 --> 00:39:50,896
کیفیت بیمارستان با دکترهاش سنجیده میشه

529
00:39:50,898 --> 00:39:52,381
ما یه دکتر داریم

530
00:39:52,639 --> 00:39:54,128
اگه خدای نکرده قبل از اینکه

531
00:39:54,130 --> 00:39:56,404
چند نفر دیگه رو تعلیم بده
…بلایی سر لوئیس بیاد

532
00:39:56,491 --> 00:39:59,662
،این آدمایی که میان
ممکنـه بین‌شون دکتر هم باشه

533
00:39:59,664 --> 00:40:01,388
خیلی‌خب، ببین، می‌فهمم چی میگی، جدی میگم

534
00:40:01,390 --> 00:40:03,037
،متوجه حرفت هستم

535
00:40:03,039 --> 00:40:07,482
ولی وظیفه‌ی اصلی من
محافظت از مردم اون هم همین الانـه

536
00:40:09,685 --> 00:40:11,201
شرمنده، مگی، نمیشه

537
00:40:11,203 --> 00:40:12,568
…ببین، رناتا

538
00:40:14,504 --> 00:40:17,451
…وقتی رئیسِ هیل‌تاپ و بریکس بودم

539
00:40:18,852 --> 00:40:20,459
دقیقاً همینطور فکر می‌کردم

540
00:40:20,912 --> 00:40:23,263
فقط می‌تونستم جلوی پام رو ببینم

541
00:40:24,240 --> 00:40:25,857
مثل الان دستم باز نبود

542
00:40:25,925 --> 00:40:27,959
فرصت نداشتم به آینده فکر کنم

543
00:40:28,381 --> 00:40:30,724
می‌دونم این کار خلافِ
درس‌هاییـه که از دنیا گرفتیم؛

544
00:40:30,726 --> 00:40:32,288
می‌دونم ترسناکـه

545
00:40:32,515 --> 00:40:34,538
،ولی مگه خودت همش نمی‌گفتی آدم وقتی ترسیده

546
00:40:34,540 --> 00:40:36,079
نمی‌تونه درست تصمیم بگیره؟

547
00:40:36,081 --> 00:40:38,888
مگی، من باید به فکر
…خواهرزاده‌ی کوچولوم باشم، خیلی

548
00:40:38,890 --> 00:40:40,390
من هم پسر دارم

549
00:40:40,810 --> 00:40:43,897
،می‌فهمم الان جاشون امنـه

550
00:40:44,299 --> 00:40:45,921
ولی این وضعیت موندگار نیست

551
00:40:46,190 --> 00:40:47,366
،اگه الان کوتاه نیایم

552
00:40:47,368 --> 00:40:49,468
چه آینده‌ای در انتظارشونـه؟

553
00:40:50,033 --> 00:40:52,483
بهت باور دارم، رناتا

554
00:40:52,976 --> 00:40:57,647
مطمئنم هم امروز می‌تونی
ازمون محافظت کنی، هم فردا

555
00:40:58,382 --> 00:41:00,491
،شرایط همینـه که می‌بینی

556
00:41:01,650 --> 00:41:03,983
تصمیمش با خودمونـه که باهاش چیکار کنیم

557
00:41:22,587 --> 00:41:23,842
می‌خوایم چجور آدمایی باشیم؟

558
00:41:35,120 --> 00:41:36,120
!آهای

559
00:41:41,610 --> 00:41:42,823
فقط می‌خوایم کمکت کنیم

560
00:41:43,929 --> 00:41:44,973
اجازه میدی؟

561
00:41:44,975 --> 00:41:46,870
می‌ذاری کمکت کنیم؟ لطفاً

562
00:41:47,509 --> 00:41:49,628
یادتـه توی آمفی‌تئاتر چی گفتم؟

563
00:41:49,993 --> 00:41:51,409
پیشنهادم هنوز سر جاشـه

564
00:41:53,012 --> 00:41:54,144
چیزی نیست

565
00:42:07,505 --> 00:42:09,073
درست میشه، خب؟

566
00:42:17,634 --> 00:42:18,634
!آرمسترانگ

567
00:42:25,228 --> 00:42:27,986
ایشالا یه تاکسی پیدا کردی که
ببرتت اون سرِ شهر

568
00:42:31,314 --> 00:42:32,767
چند بار باید خداحافظی کنیم؟

569
00:42:32,769 --> 00:42:35,087
می‌دونم. قول میدم این دفعه دیگه آخریشـه

570
00:42:36,180 --> 00:42:39,410
اون موقع اشتباه می‌کردم

571
00:42:40,452 --> 00:42:42,253
می‌تونی به مردم درباره‌ی اینجا بگی

572
00:42:42,559 --> 00:42:45,370
می‌خوایم آدما بیان، آدمای خوب

573
00:42:45,573 --> 00:42:46,730
به روی چشم

574
00:42:49,164 --> 00:42:50,667
خودت هم برگرد

575
00:42:51,753 --> 00:42:54,233
…می‌دونم داری میری دیدن خانوادت ولی

576
00:42:55,562 --> 00:42:58,136
امیدوارم همتون با هم برگردید

577
00:42:59,748 --> 00:43:02,206
…ممنونم. جدی میگم، ولی

578
00:43:03,639 --> 00:43:05,130
من برنمی‌گردم اینجا

579
00:43:05,958 --> 00:43:07,264
حداقل تا یه مدتی

580
00:43:09,105 --> 00:43:11,301
فقط واسه دیدن خانوادت برنمی‌گردی، مگه نه؟

581
00:43:12,457 --> 00:43:13,963
نیوبابیلون بهم نیاز داره

582
00:43:13,965 --> 00:43:15,137
،حالا که ارتش از بین رفته

583
00:43:15,139 --> 00:43:17,363
،می‌دونم اوضاع اونجا احتمالاً عوض شده
،اگر هم نشده باشه

584
00:43:17,566 --> 00:43:19,957
چند نفرمون منتظر بودیم تا
فرصتِ تغییر فرا برسه

585
00:43:20,828 --> 00:43:25,793
الان وقتشـه -
اگه یه نفر از پسش بر بیاد، اون تویی -

586
00:43:26,280 --> 00:43:27,280
ممنون

587
00:43:28,226 --> 00:43:29,317
،کارم که تموم شد

588
00:43:29,900 --> 00:43:32,931
مطمئن باش من و تو حرف واسه زدن زیاد داریم

589
00:44:09,876 --> 00:44:12,657
…برو به اون همکار بی‌حال و حوصله‌ات بگو که

590
00:44:13,770 --> 00:44:18,478
این کسرول تُن ماهی
اصلاً چنگی به دل نمی‌زنه

591
00:44:22,823 --> 00:44:25,581
چیـه؟ -
خیال می‌کردم مُرده باشی -

592
00:44:26,641 --> 00:44:28,197
حالا می‌تونم بکُشمت

593
00:44:40,132 --> 00:44:42,650
مسلحم -
ایول -

594
00:44:47,013 --> 00:44:48,156
!کمک

595
00:44:48,632 --> 00:44:51,811
!یکی بیاد این پایین! کمک
!یکی بیاد این پایین

596
00:44:51,813 --> 00:44:54,811
!کمکم کنید! کمک

597
00:44:54,996 --> 00:44:57,871
عجیبـه، نه؟ -
!یکی بیاد این پایین -

598
00:44:57,941 --> 00:45:01,636
واسه روانی‌ای مثل تو نگهبان نذاشتن

599
00:45:01,638 --> 00:45:06,261
فقط منِ ناچیز و دست‌تنها موندم که
از اینجا محافظت کنم

600
00:45:19,750 --> 00:45:21,890
آهای، روبراهی؟

601
00:45:23,134 --> 00:45:27,406
،اون دکمه رو که بزنیم
راه برگشتی نیست

602
00:45:28,462 --> 00:45:30,595
می‌دونم واسه مقابله با کله‌خرهایی که

603
00:45:30,597 --> 00:45:33,085
…پاشون به اینجا باز شه برنامه داری

604
00:45:33,146 --> 00:45:34,960
نگران جزیره‌ای؟

605
00:45:35,687 --> 00:45:36,747
بهت که گفتم

606
00:45:36,749 --> 00:45:41,968
نه کریستوسی هست، نه بروگل، نه کروئت

607
00:45:42,349 --> 00:45:44,546
الگوی کروئت چی؟

608
00:45:45,486 --> 00:45:47,228
نیگان عوض شده

609
00:45:49,087 --> 00:45:51,782
ولی اون نیگان قدیمی هنوز
یه جایی توی وجودشـه، مگی

610
00:45:52,314 --> 00:45:56,485
این هم… اصلاً خوب نیست

611
00:45:56,945 --> 00:45:59,204
…راستش، بیشتر از همه از این می‌ترسم که

612
00:45:59,969 --> 00:46:03,571
نمی‌دونم برای ما خوب نیست، یا دشمن‌هامون

613
00:46:06,097 --> 00:46:08,845
وقتی ورق برمی‌گرده دیگه بهت حال نمیده، نه؟

614
00:46:15,743 --> 00:46:16,798
حاضری؟

615
00:46:17,905 --> 00:46:19,069
برو که رفتیم

616
00:47:37,686 --> 00:47:39,100
به نظرت یعنی چی؟

617
00:47:40,114 --> 00:47:41,373
به نظرم باید بریم ببینیم

618
00:47:41,544 --> 00:48:01,544


619
00:48:05,168 --> 00:48:06,960
!همگی اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین

620
00:48:06,962 --> 00:48:08,188
!سلاح‌ها زمین

621
00:48:08,206 --> 00:48:09,979
« …آنچه خواهید دید »

622
00:48:10,630 --> 00:48:12,888
،باید بدونم که اگه اوضاع قاراشمیش شد

623
00:48:13,218 --> 00:48:14,977
می‌تونم بهت اعتماد کنم

624
00:48:16,040 --> 00:48:17,327
همه جا رو قرنطینه می‌کنیم

625
00:48:17,329 --> 00:48:19,555
،با این اوضاع قمر در عقرب
احتیاط شرط عقلـه

626
00:48:22,710 --> 00:48:25,797
دو دسته آدم. اما فقط یکیشون می‌تونه بمونه

627
00:48:26,033 --> 00:48:27,844
پس قراره یه بازی بکنیم

628
00:48:28,455 --> 00:48:31,197
« مردگان متحرک: شهر مردگان »

