﻿1
00:03:13,418 --> 00:03:15,834
‏اوه، امشب بارون میاد

2
00:03:16,459 --> 00:03:18,793
‏- روزنامه این‌طوری می‌گه؟
‏- آره، درست همین‌جا

3
00:03:18,918 --> 00:03:21,834
‏- پس بارون نمیاد
‏- سلام

4
00:03:22,834 --> 00:03:24,334
‏- سلام
‏- سلام، فرانک

5
00:03:25,584 --> 00:03:27,668
‏اوه

6
00:03:27,793 --> 00:03:29,959
‏- عجب
‏- اوه

7
00:03:30,084 --> 00:03:31,834
‏- خب، چه خبر؟
‏- هیچی

8
00:03:31,959 --> 00:03:34,043
‏دارم صبحونه‌م رو هضم می‌کنم

9
00:03:36,834 --> 00:03:38,793
‏عجب، قشنگ نیست؟

10
00:03:41,168 --> 00:03:43,084
‏یه لکه ابر هم نیست

11
00:03:43,709 --> 00:03:45,334
‏آره، خوبه

12
00:03:46,543 --> 00:03:49,543
‏همه‌ی یکشنبه‌ها باید همین‌طوری باشه

13
00:03:50,334 --> 00:03:51,834
‏روزنامه رو می‌خوای؟

14
00:03:51,959 --> 00:03:55,709
‏اوه، چه فرقی می‌کنه؟
‏همه‌ش خبرای بده

15
00:03:56,334 --> 00:03:58,084
‏مصیبت امروز چیه؟

16
00:03:58,709 --> 00:04:01,709
‏نمی‌دونم،‏
‏دیگه بخش اخبارش رو نمی‌خونم

17
00:04:01,834 --> 00:04:04,043
‏آگهی‌های «نیازمندی‌ها» جالب‌تره

18
00:04:04,168 --> 00:04:06,293
‏چرا؟ دنبال خرید چیزی هستی؟

19
00:04:06,418 --> 00:04:09,834
‏نه، فقط برام جالبه
‏ببینم مردم چی می‌خوان، می‌دونی؟

20
00:04:09,959 --> 00:04:12,543
‏- آها
‏- اِم... مثلاً...‏

21
00:04:12,668 --> 00:04:14,459
‏اوه، ایناهاش

22
00:04:14,584 --> 00:04:19,709
‏یه یارویی دنبال دو تا
‏سگ نیوفاندلند می‌گرده

23
00:04:22,209 --> 00:04:25,584
‏خب دو تا سگ نیوفاندلند می‌خواد چی‌کار؟

24
00:04:25,709 --> 00:04:27,459
‏- عجیبه واقعاً
‏- آره

25
00:04:27,584 --> 00:04:28,918
‏اینم یکی دیگه...‏

26
00:04:29,043 --> 00:04:34,293
‏«خریدار لغت‌نامه‌های قدیمی،‏
‏با بالاترین قیمت»‏

27
00:04:36,334 --> 00:04:40,334
‏آخه یه آدم لغت‌نامه‌ی
‏قدیمی رو می‌خواد چی‌کار کنه؟

28
00:04:40,459 --> 00:04:43,584
‏چرا که نه؟
‏احتمالاً کلکسیونر کتابه

29
00:04:43,709 --> 00:04:45,834
‏یعنی با این کار نون درمیاره؟

30
00:04:45,959 --> 00:04:48,334
‏معلومه، خیلیا کارشون اینه

31
00:04:50,209 --> 00:04:52,834
‏هر جور کاسبی‌ای بگی راه افتاده

32
00:04:52,959 --> 00:04:55,959
‏زمان ما یا باید وکیل می‌شدی یا دکتر،‏

33
00:04:56,084 --> 00:04:58,334
‏یا توی مغازه کار می‌کردی

34
00:04:58,459 --> 00:04:59,584
‏امروز... اووه

35
00:04:59,709 --> 00:05:02,959
‏خب، منم یه زمانی می‌خواستم جنگلبان بشم

36
00:05:04,584 --> 00:05:06,543
‏خب، اینم خودش یه نمونه‌شه

37
00:05:06,668 --> 00:05:09,084
‏زمان ما اصلاً همچین چیزی وجود نداشت

38
00:05:10,584 --> 00:05:12,334
‏به صفحه‌ای مثل این که نگاه می‌کنی،‏

39
00:05:12,459 --> 00:05:15,168
‏تازه می‌فهمی چقدر هیچی نمی‌دونی

40
00:05:18,584 --> 00:05:20,418
‏- هی
‏- هان؟

41
00:05:21,209 --> 00:05:24,209
‏- چه بلایی سر درختت اومده؟
‏- وحشتناک نیست؟

42
00:05:24,334 --> 00:05:27,543
‏باد دیشب شکستش. صدای باد رو شنیدی، نه؟

43
00:05:27,668 --> 00:05:30,918
‏- آره، حیاط منم حسابی بهم ریخته
‏- آره

44
00:05:31,043 --> 00:05:32,459
‏حیف شد واقعاً

45
00:05:34,668 --> 00:05:36,084
‏کیت چی گفت؟

46
00:05:36,209 --> 00:05:37,834
‏اوه، هنوز همه‌شون خوابن

47
00:05:37,959 --> 00:05:41,043
‏دارم... فقط صبر می‌کنم خودش ببینتش

48
00:05:42,793 --> 00:05:44,543
‏- می‌دونی؟ عجیبه‌ها
‏- اوم؟

49
00:05:45,293 --> 00:05:48,543
‏لری متولد ماه اوت بود

50
00:05:48,668 --> 00:05:52,543
‏همین ماه ۲۷ سالش می‌شد،‏
‏اون‌وقت باد درختش رو انداخت

51
00:05:53,209 --> 00:05:56,834
‏خب، تعجب می‌کنم تولدش یادته،‏
‏فرانک، خیلی بامحبتی

52
00:05:56,959 --> 00:05:59,959
‏خب، دارم روی طالع‌بینیش کار می‌کنم

53
00:06:00,543 --> 00:06:04,709
‏چطور براش طالع‌بینی می‌کنی؟
‏طالع‌بینی مال آینده‌ست، نه؟

54
00:06:04,834 --> 00:06:07,834
‏نه. خب...‏
‏کاری که دارم می‌کنم اینه

55
00:06:07,959 --> 00:06:12,668
‏ببین، اعلام شد لری ۲۵
‏نوامبر ناپدید شده، درسته؟

56
00:06:12,793 --> 00:06:13,793
‏خب؟

57
00:06:13,918 --> 00:06:17,293
‏خب پس فرض می‌کنیم اگه کشته شده باشه،‏

58
00:06:17,418 --> 00:06:19,584
‏همون بیست و پنجم نوامبر بوده

59
00:06:19,709 --> 00:06:21,959
‏حالا چیزی که کیت می‌خواد اینه که...‏

60
00:06:22,084 --> 00:06:24,918
‏اوه، کیت ازت خواست طالع‌بینی کنی؟

61
00:06:25,043 --> 00:06:28,668
‏آره، چیزی که می‌خواد بفهمه اینه

62
00:06:28,793 --> 00:06:33,209
‏که آیا ۲۵ نوامبر واسه
‏لری روز سعدی بوده یا نه

63
00:06:35,959 --> 00:06:38,293
‏روز سعد دیگه چیه؟

64
00:06:38,418 --> 00:06:40,084
‏خب، روز سعد برای یه آدم یعنی

65
00:06:40,209 --> 00:06:44,084
‏روزی که طبق ستاره‌های هر فرد براش خوش‌یمنه

66
00:06:44,209 --> 00:06:47,959
‏خب به عبارت دیگه، عملاً غیرممکن بوده

67
00:06:48,084 --> 00:06:51,584
‏که توی روز سعدش مرده باشه

68
00:06:53,584 --> 00:06:54,834
‏- خب؟
‏- اوه

69
00:06:54,959 --> 00:06:57,418
‏اون روز روز سعدش بود؟
‏همون ۲۵ نوامبر؟

70
00:06:57,543 --> 00:06:59,668
‏دارم روی همین کار می‌کنم تا بفهمم

71
00:06:59,793 --> 00:07:01,959
‏زمان می‌بره! ببین، موضوع اینه

72
00:07:02,084 --> 00:07:05,168
‏که اگه ۲۵ نوامبر روز سعدش بوده باشه،‏

73
00:07:05,293 --> 00:07:08,959
‏کاملاً امکان داره یه جایی هنوز زنده باشه

74
00:07:09,084 --> 00:07:12,334
‏- آخه منظورم اینه، ممکنه...‏
‏- این داره حرف حسابی می‌زنه؟

75
00:07:12,459 --> 00:07:13,959
‏اون؟ اوه، چیزیش نیست

76
00:07:14,084 --> 00:07:17,043
‏فقط عقلش رو کاملاً از دست داده، همین

77
00:07:17,168 --> 00:07:20,418
‏مشکل تو اینه که به هیچی اعتقاد نداری

78
00:07:20,543 --> 00:07:24,584
‏و مشکل تو هم اینه که
‏هر چیزی رو باور می‌کنی

79
00:07:25,334 --> 00:07:27,709
‏- بچه‌م رو امروز صبح ندیدی؟
‏- نه

80
00:07:27,834 --> 00:07:29,209
‏تصورش رو بکن

81
00:07:29,334 --> 00:07:32,334
‏دماسنج رو درست از توی کیفش برداشته رفته

82
00:07:32,459 --> 00:07:34,209
‏آره، چه مصیبت بزرگی

83
00:07:34,334 --> 00:07:37,459
‏یه دختر رو می‌بینه،‏
‏سریع تبش رو اندازه می‌گیره

84
00:07:37,584 --> 00:07:42,293
‏وای خدا، این پسره یه دکتر
‏واقعی می‌شه، خیلی باهوشه

85
00:07:42,418 --> 00:07:45,709
‏مگه از روی جنازه‌م رد
‏بشه که بذارم دکتر بشه

86
00:07:46,418 --> 00:07:50,459
‏- هه! شروعشم که خیلی خوبه
‏- چرا؟ شغل شریفیه

87
00:07:50,584 --> 00:07:53,959
‏فرانک، می‌شه انقدر مثل
‏کتاب تعلیمات مدنی حرف نزنی؟

88
00:07:54,084 --> 00:07:59,584
‏دو هفته پیش یه فیلم دیدم،‏
‏من رو یاد تو انداخت

89
00:07:59,709 --> 00:08:02,709
‏اوم...‏
‏یه دکتری توی اون فیلم بود...‏

90
00:08:02,834 --> 00:08:04,959
‏اوه! اوم... آه

91
00:08:07,168 --> 00:08:08,959
‏- اوه!‏
‏- اوم...‏

92
00:08:09,084 --> 00:08:11,459
‏اوه، دان آمیچی بود؟

93
00:08:11,584 --> 00:08:13,168
‏فکر کنم همون بود، آره

94
00:08:13,293 --> 00:08:16,793
‏توی زیرزمینش کار می‌کرد
‏و چیزای جدید کشف می‌کرد

95
00:08:16,918 --> 00:08:18,918
‏دیدی؟ تو هم باید همین کار رو بکنی

96
00:08:19,043 --> 00:08:22,209
‏تو، می‌تونستی در عوض به بشریت خدمت کنی...‏

97
00:08:22,334 --> 00:08:27,209
‏اوه، با حقوق برادران وارنر
‏منم عاشق خدمت به بشریت می‌شدم

98
00:08:27,334 --> 00:08:29,709
‏اوه، این خوب بود جیم

99
00:08:30,959 --> 00:08:33,084
‏اون دختر خوشگله کجاست؟
‏قرار بود اینجا باشه

100
00:08:33,209 --> 00:08:34,709
‏- اوه
‏- آنی اومده؟

101
00:08:34,834 --> 00:08:36,459
‏آره، بالا خوابیده

102
00:08:36,584 --> 00:08:39,209
‏دیشب پای قطار ساعت یک رفتیم دنبالش

103
00:08:39,334 --> 00:08:41,668
‏اوه، واقعاً چیز فوق‌العاده‌ایه

104
00:08:43,084 --> 00:08:46,584
‏دختره از اینجا که رفت،‏
‏یه بچه لاغرمردنی بود

105
00:08:46,709 --> 00:08:49,043
‏یه دو سالی از رفتنش می‌گذره...‏

106
00:08:49,168 --> 00:08:50,709
‏...حالا واسه خودش خانمی شده

107
00:08:50,834 --> 00:08:52,584
‏به‌زور شناختمش

108
00:08:52,709 --> 00:08:56,584
‏تمام عمرش توی این حیاط می‌دوید
‏و این‌ور و اون‌ور می‌رفت

109
00:08:58,459 --> 00:09:02,709
‏آه، چه خانواده شاد و باحالی بودن که
‏قبلاً توی خونه تو زندگی می‌کردن، جیم

110
00:09:02,834 --> 00:09:04,168
‏خب، دلم می‌خواد ببینمش

111
00:09:04,293 --> 00:09:06,293
‏این محله به یه دختر خوشگل نیاز داره

112
00:09:06,418 --> 00:09:09,459
‏تو کل این محل،‏
‏دریغ از یه منظره درست‌وحسابی واسه تماشا

113
00:09:10,334 --> 00:09:12,084
‏البته به جز زن خودم

114
00:09:13,543 --> 00:09:16,293
‏خانم آدامز پشت خطه، پدرسوخته

115
00:09:16,418 --> 00:09:19,043
‏اینم از اوضاع حاکم بر این جهان

116
00:09:19,584 --> 00:09:22,293
‏- عشق من، نور چشمم
‏- انقدر دور من نپلک

117
00:09:22,418 --> 00:09:25,459
‏یه جواب تند و تیز هم بهش بده.‏
‏از پشت تلفن بوی عطرش میاد

118
00:09:25,584 --> 00:09:27,793
‏- حالا چش شده باز؟
‏- نمی‌دونم، عزیزم

119
00:09:27,918 --> 00:09:31,418
‏انگار درد شدیدی داره،‏
‏مگه اینکه دهنش پر از شکلات باشه

120
00:09:31,543 --> 00:09:33,168
‏چرا بهش نمی‌گی دراز بکشه؟

121
00:09:33,293 --> 00:09:35,709
‏وقتی تو بهش می‌گی دراز
‏بکشه بیشتر کیف می‌کنه

122
00:09:35,834 --> 00:09:39,334
‏- کی می‌ری به آقای هابارد سر بزنی؟
‏- عزیزم، آقای هابارد مریض نیست

123
00:09:39,459 --> 00:09:42,459
‏کارای بهتری دارم تا اینکه
‏اونجا بشینم و دستش رو بگیرم

124
00:09:42,584 --> 00:09:45,584
‏به نظرم واسه ده دلار
‏می‌تونی دستش رو هم بگیری

125
00:09:48,459 --> 00:09:51,918
‏اگه پسرت می‌خواد گلف بازی کنه،‏
‏بهش بگو من حاضرم

126
00:09:52,543 --> 00:09:57,334
‏یا اگه دلش می‌خواد یه سی
‏سالی بره دور دنیا سفر کنه

127
00:09:58,834 --> 00:10:00,459
‏چرا انقدر به پروپاش می‌پیچی؟

128
00:10:00,584 --> 00:10:03,209
‏دکتره دیگه،‏
‏طبیعیه که زنا بهش زنگ بزنن

129
00:10:03,334 --> 00:10:05,334
‏من فقط گفتم خانم آدامز پشت خطه

130
00:10:05,459 --> 00:10:06,459
‏آره جون خودت...‏

131
00:10:06,584 --> 00:10:09,084
‏- می‌تونم یه کم جعفری بردارم؟
‏- آره، حتماً، حتماً

132
00:10:09,584 --> 00:10:11,584
‏می‌دونی سوزی، خیلی سال پرستار بودی

133
00:10:11,709 --> 00:10:12,709
‏تو فقط...‏

134
00:10:13,334 --> 00:10:15,959
‏...زیادی... زیادی واقع‌بینی

135
00:10:16,084 --> 00:10:17,709
‏دقیقاً، همینه

136
00:10:19,168 --> 00:10:20,959
‏فرانک! توستر... سلام

137
00:10:21,084 --> 00:10:24,168
‏- سلام!‏
‏- توستر دوباره از کار افتاد

138
00:10:24,293 --> 00:10:26,709
‏خب بزنش به برق، تازه تعمیرش کردم

139
00:10:26,834 --> 00:10:30,334
‏عزیزم، لطفاً درستش کن مثل همون اولش بشه

140
00:10:30,459 --> 00:10:33,959
‏نمی‌دونم چرا یاد نمی‌گیری

141
00:10:34,084 --> 00:10:38,043
‏یه وسیله ساده مثل توستر رو روشن کنی

142
00:10:39,668 --> 00:10:42,043
‏- توماس ادیسون!‏
‏- واقعاً خیلی دست‌به‌آچاره

143
00:10:43,459 --> 00:10:45,834
‏اوه، باد درختتون رو انداخت؟

144
00:10:46,334 --> 00:10:48,209
‏- آره، دیشب
‏- اوه

145
00:10:48,334 --> 00:10:50,209
‏- چه حیف
‏- آره

146
00:10:50,334 --> 00:10:53,334
‏- آنی رسید؟
‏- آره، الان میاد پایین

147
00:10:53,459 --> 00:10:55,793
‏وایسا ببینیش سو،‏
‏محشره

148
00:10:55,918 --> 00:10:57,834
‏من باید مرد به دنیا می‌اومدم

149
00:10:57,959 --> 00:11:00,584
‏همه همه‌ش زن‌های خوشگل
‏رو به من معرفی می‌کنن

150
00:11:00,709 --> 00:11:02,043
‏بهش بگو بعداً بیاد این‌طرف

151
00:11:02,168 --> 00:11:04,168
‏حدس می‌زنم دلش بخواد ببینه
‏با خونه‌شون چی‌کار کردیم

152
00:11:04,293 --> 00:11:05,668
‏- آره
‏- راستی، ممنون

153
00:11:05,793 --> 00:11:06,793
‏خواهش می‌کنم

154
00:11:08,459 --> 00:11:11,668
‏- هوم
‏- هنوز ناراحته، جو؟

155
00:11:12,209 --> 00:11:13,918
‏- کی، آنی؟
‏- اهوم

156
00:11:15,084 --> 00:11:19,834
‏خب، فکر نمی‌کنم از خوشحالی
‏این‌ور و اون‌ور بپره، ولی...‏

157
00:11:21,084 --> 00:11:22,543
‏...انگار باهاش کنار اومده

158
00:11:23,459 --> 00:11:25,209
‏- قصد داره ازدواج کنه؟
‏- اوه

159
00:11:25,334 --> 00:11:27,043
‏کسی توی زندگیش هست؟

160
00:11:27,834 --> 00:11:31,459
‏فکر کنم... آخه ببین،‏
‏دو سه سالی گذشته دیگه

161
00:11:31,959 --> 00:11:33,584
‏نمی‌تونه تا ابد عزادار یه پسر بمونه

162
00:11:36,084 --> 00:11:37,834
‏- خیلی عجیبه
‏- هوم

163
00:11:38,834 --> 00:11:42,084
‏آنی اینجاست و حتی هنوز ازدواج نکرده،‏

164
00:11:42,709 --> 00:11:44,543
‏اون‌وقت من سه تا بچه دارم

165
00:11:45,584 --> 00:11:47,709
‏همیشه فکر می‌کردم برعکس بشه

166
00:11:47,834 --> 00:11:48,834
‏اوه

167
00:11:49,918 --> 00:11:52,459
‏- خب، جنگ همینه دیگه
‏- هوم

168
00:11:53,209 --> 00:11:56,084
‏من دو تا پسر داشتم، الان یکی دارم

169
00:11:57,584 --> 00:11:59,959
‏همه حساب‌کتابا رو به‌هم ریخت

170
00:12:01,293 --> 00:12:04,834
‏می‌دونی، زمان ما، پسر داشتن افتخار بود

171
00:12:05,459 --> 00:12:08,668
‏امروز اگه یه دکتر بتونه راهی پیدا کنه

172
00:12:08,793 --> 00:12:12,793
‏که پسری رو بدون انگشت
‏روی ماشه به دنیا بیاره،‏

173
00:12:12,918 --> 00:12:14,543
‏یه میلیون دلار کاسب می‌شه

174
00:12:16,959 --> 00:12:17,959
‏می‌دونی،‏

175
00:12:18,959 --> 00:12:20,709
‏داشتم می‌خوندم و...‏

176
00:12:20,834 --> 00:12:22,834
‏اوه! سلام کریس

177
00:12:22,959 --> 00:12:25,084
‏لیدیا، بیا اینجا!‏

178
00:12:25,209 --> 00:12:29,709
‏اگه می‌خوای توستر کار کنه،‏
‏میکسر شیک مالت رو نزن به برق

179
00:12:29,834 --> 00:12:31,709
‏من زدم؟

180
00:12:31,834 --> 00:12:35,168
‏دفعه بعد هم که چیزی رو تعمیر کردم،‏
‏نگو دیوونه شدم!‏

181
00:12:35,293 --> 00:12:36,959
‏حالا بیا تو

182
00:12:37,084 --> 00:12:39,459
‏دیگه تا ابد باید سرکوفت این یکی رو بشنوم

183
00:12:39,584 --> 00:12:42,459
‏چه فرقی می‌کنه؟
‏به جای نون تست، شیک مالت بخور!‏

184
00:12:42,584 --> 00:12:44,459
‏هیس

185
00:12:49,209 --> 00:12:51,084
‏- سلام
‏- سلام

186
00:12:52,959 --> 00:12:54,959
‏پسر، روزنامه رو می‌خوای؟

187
00:12:56,168 --> 00:12:59,584
‏نه، دستت درد نکنه، فقط همون بخش کتابش

188
00:13:02,584 --> 00:13:06,293
‏می‌دونی، تو همیشه بخش کتاب رو می‌خونی

189
00:13:07,084 --> 00:13:08,709
‏و هیچ‌وقتم یه کتاب نمی‌خری

190
00:13:08,834 --> 00:13:12,334
‏هه، آره، دوست دارم از
‏نادونی خودم باخبر بمونم

191
00:13:16,334 --> 00:13:17,959
‏- ممنون
‏- آره

192
00:13:18,084 --> 00:13:20,084
‏- خوبی؟
‏- آره

193
00:13:23,209 --> 00:13:26,043
‏خب، این چیه حالا؟

194
00:13:26,584 --> 00:13:28,918
‏هر هفته یه کتاب جدید درمیاد؟

195
00:13:29,043 --> 00:13:31,918
‏اوهوم، آره
‏کلی کتاب جدید

196
00:13:33,668 --> 00:13:34,709
‏همه‌شون فرق دارن؟

197
00:13:37,793 --> 00:13:38,793
‏همه‌شون فرق دارن

198
00:13:39,668 --> 00:13:41,334
‏عجب

199
00:13:41,459 --> 00:13:42,834
‏راستی، آنی بیدار شده؟

200
00:13:42,959 --> 00:13:46,709
‏آره، مامان داره تو اتاق
‏غذاخوری بهش صبحونه می‌ده

201
00:13:46,834 --> 00:13:48,543
‏آهان

202
00:13:48,668 --> 00:13:50,793
‏دیدی چه بلایی سر درخت اومده؟

203
00:13:51,584 --> 00:13:53,959
‏- آره
‏- مامان چی می‌خواد بگه؟

204
00:13:54,084 --> 00:13:57,084
‏- بالاخره بیدار شدی!‏
‏- اوه! برت اومده

205
00:13:57,209 --> 00:13:59,834
‏هی! تامی کجاست؟

206
00:13:59,959 --> 00:14:02,418
‏می‌دونی، باز دماسنج باباش رو برداشته

207
00:14:02,543 --> 00:14:04,668
‏- داره تب می‌گیره
‏- چی؟

208
00:14:04,793 --> 00:14:06,834
‏ولی فقط دهانیه

209
00:14:09,709 --> 00:14:11,834
‏خب، دهانی که عیبی نداره

210
00:14:13,918 --> 00:14:16,959
‏- خب امروز صبح چه خبر، برت؟
‏- هیچی

211
00:14:17,959 --> 00:14:22,209
‏خب، پس محله رو کامل و درست بازرسی نکردی

212
00:14:22,334 --> 00:14:25,918
‏می‌دونی، اوایل که تازه پلیست کرده بودم،‏

213
00:14:26,043 --> 00:14:29,293
‏اوه، هر روز صبح با یه خبر تازه

214
00:14:29,418 --> 00:14:30,793
‏می‌اومدی اینجا

215
00:14:30,918 --> 00:14:33,084
‏حالا دیگه هیچ‌وقت خبر تازه‌ای نیست

216
00:14:33,209 --> 00:14:35,834
‏به‌جز چندتا بچه از خیابون سی‌ام

217
00:14:35,959 --> 00:14:39,168
‏شروع کردن به لگد زدن به یه
‏قوطی توی کوچه و منم ردشون کردم،‏

218
00:14:39,293 --> 00:14:40,959
‏چون شما خواب بودی

219
00:14:41,084 --> 00:14:44,334
‏حالا داری فکر می‌کنی، برت
‏الان حواست جمعه

220
00:14:44,459 --> 00:14:49,418
‏اوه! چشم به هم بزنی بعید نیست کارآگاهت کنم

221
00:14:49,543 --> 00:14:52,459
‏- حالا می‌تونم بازداشتگاه رو ببینم؟
‏- اوه، نه، نه

222
00:14:52,584 --> 00:14:54,793
‏دیدن بازداشتگاه قدغنه
‏خودت که می‌دونی

223
00:14:54,918 --> 00:14:57,209
‏شرط می‌بندم اصلاً بازداشتگاهی در کار نیست

224
00:14:57,334 --> 00:14:59,584
‏روی پنجره‌های زیرزمین هیچ میله‌ای نمی‌بینم

225
00:14:59,709 --> 00:15:04,293
‏برت، بهت قول شرف می‌دم توی
‏زیرزمین یه بازداشتگاه هست

226
00:15:04,418 --> 00:15:06,334
‏خب مگه اسلحه‌م رو نشونت ندادم؟

227
00:15:06,459 --> 00:15:07,918
‏ولی اون که تفنگ شکاریه

228
00:15:08,043 --> 00:15:09,834
‏اون تفنگ دستگیریه

229
00:15:09,959 --> 00:15:12,584
‏پس چرا هیچ‌وقت کسی رو دستگیر نمی‌کنی؟

230
00:15:12,709 --> 00:15:15,834
‏دیروز تامی دوباره یه حرف زشت به دوریس زد

231
00:15:15,959 --> 00:15:17,709
‏و تو حتی درجه‌ش رو هم کم نکردی

232
00:15:17,834 --> 00:15:19,543
‏عجب

233
00:15:20,084 --> 00:15:22,918
‏عجب موجود خطرناکیه، این تامی

234
00:15:23,543 --> 00:15:24,918
‏چه حرفی زد؟

235
00:15:25,043 --> 00:15:28,293
‏- اوه، نمی‌تونم بگم
‏- خب، یه اشاره‌ای بکن

236
00:15:28,418 --> 00:15:30,918
‏نمی‌تونم، آخه...‏
‏حرف خوبی نیست

237
00:15:31,043 --> 00:15:32,459
‏اوه

238
00:15:32,584 --> 00:15:35,334
‏خب، پس آروم دم گوشم بگو

239
00:15:37,209 --> 00:15:39,459
‏چشمام رو می‌بندم

240
00:15:39,584 --> 00:15:41,084
‏شاید اصلاً نشنوم

241
00:15:41,209 --> 00:15:44,084
‏- نمی‌تونم، آقای کلر!‏
‏- مجبورش نکن این کار رو بکنه

242
00:15:44,209 --> 00:15:45,834
‏خیلی خب، برت، حرفت رو قبول می‌کنم

243
00:15:45,959 --> 00:15:49,834
‏حالا برو اون بیرون و چهارچشمی
‏حواست رو جمع کن، باشه؟

244
00:15:49,959 --> 00:15:52,209
‏- حواسم به چی باشه؟
‏- به چی باشه؟

245
00:15:52,918 --> 00:15:54,459
‏برت، بیا اینجا

246
00:15:54,584 --> 00:15:55,584
‏اینجا رو ببین

247
00:15:57,459 --> 00:16:02,084
‏کل محله به تو چشم دوخته و روت حساب کرده

248
00:16:02,834 --> 00:16:05,418
‏یه پلیس که سؤال جواب نمی‌کنه

249
00:16:05,543 --> 00:16:07,459
‏حالا برو
‏چشماتم خوب باز کن

250
00:16:07,584 --> 00:16:09,459
‏- باشه
‏- راستی برت...‏

251
00:16:09,584 --> 00:16:11,543
‏- صداتم درنیاد
‏- درباره‌ی چی؟

252
00:16:12,293 --> 00:16:14,584
‏خب، کلاً دیگه

253
00:16:14,709 --> 00:16:18,418
‏اوه، و برت، برت، برت، برت، خیلی مواظب باش

254
00:16:18,543 --> 00:16:20,209
‏- باشه
‏- خیلی خب

255
00:16:21,293 --> 00:16:22,293
‏برو دیگه!‏

256
00:16:25,959 --> 00:16:28,793
‏همه بچه‌ها رو گذاشتم سر کار!‏

257
00:16:29,793 --> 00:16:32,834
‏یه روز همه‌شون میان اینجا
‏و می‌زنن داغونت می‌کنن

258
00:16:32,959 --> 00:16:34,584
‏آره جون خودت...‏

259
00:16:36,168 --> 00:16:37,918
‏اوه، مامان چی می‌خواد بگه، ها؟

260
00:16:38,043 --> 00:16:40,209
‏شاید بهتر باشه قبل اینکه ببیندش،‏
‏خودمون بهش بگیم

261
00:16:40,334 --> 00:16:43,168
‏- راستش... دیدتش
‏- نه، چطور ممکنه دیده باشه؟

262
00:16:43,293 --> 00:16:45,293
‏من اول از همه بیدار شدم
‏اون هنوز توی تخت بود

263
00:16:45,418 --> 00:16:47,209
‏نه، وقتی درخت شکست، همین بیرون بود

264
00:16:48,209 --> 00:16:49,209
‏کِی؟

265
00:16:49,334 --> 00:16:51,459
‏حدود چهار صبح

266
00:16:51,584 --> 00:16:54,459
‏صدای شکستنش رو شنیدم
‏بیدار شدم، بیرونو نگاه کردم

267
00:16:54,584 --> 00:16:56,918
‏وقتی درخت شکست، درست همین‌جا ایستاده بود

268
00:16:57,043 --> 00:17:00,334
‏چهار صبح این بیرون چیکار می‌کرد؟

269
00:17:00,459 --> 00:17:02,959
‏نمی‌... نمی‌دونم. وقتی که شکست،‏

270
00:17:03,084 --> 00:17:05,584
‏دوید توی خونه و توی آشپزخونه گریه کرد

271
00:17:05,709 --> 00:17:08,084
‏اوه. باهاش حرف زدی؟

272
00:17:08,209 --> 00:17:10,334
‏نه. نه، نه. نه

273
00:17:10,459 --> 00:17:13,584
‏من، راستش...‏
‏با خودم گفتم بهتره به حال خودش بذارمش

274
00:17:15,334 --> 00:17:16,668
‏خیلی گریه کرد؟

275
00:17:16,793 --> 00:17:19,959
‏آره. از کف اتاقم قشنگ صداش رو می‌شنیدم

276
00:17:20,084 --> 00:17:22,584
‏اون ساعت این بیرون چه غلطی می‌کرد آخه؟

277
00:17:22,709 --> 00:17:24,084
‏خب... خودت که می‌دونی

278
00:17:24,209 --> 00:17:27,793
‏دوباره داره خوابش رو می‌بینه،‏
‏شبا راه می‌افته این‌ور اون‌ور

279
00:17:27,918 --> 00:17:29,084
‏ظاهراً همین‌طوره

280
00:17:30,084 --> 00:17:32,918
‏داره می‌شه درست مثل روزای بعد از مرگش

281
00:17:33,584 --> 00:17:36,668
‏- اوه، این دیگه چه معنی‌ای می‌ده؟
‏- نمی‌دونم چه معنی‌ای می‌ده،‏

282
00:17:36,793 --> 00:17:39,709
‏ولی یه چیز رو خوب می‌دونم بابا،‏
‏درمورد مامان اشتباه وحشتناکی کردیم

283
00:17:40,209 --> 00:17:41,209
‏چی؟

284
00:17:41,334 --> 00:17:43,543
‏اینکه باهاش رو‌راست نبودیم
‏این کار همیشه تاوان داره،‏

285
00:17:43,668 --> 00:17:45,918
‏- حالا هم داریم تاوانش رو می‌دیم
‏- منظورت از رو‌راست نبودن چیه؟

286
00:17:46,043 --> 00:17:47,668
‏می‌دونی که لری دیگه برنمی‌گرده

287
00:17:47,793 --> 00:17:49,293
‏- می‌دونم
‏- هیس!‏

288
00:17:49,418 --> 00:17:51,834
‏چرا می‌ذاریم هنوز فکر کنه
‏ما هم باهاش هم‌عقیده‌ایم؟

289
00:17:51,959 --> 00:17:55,709
‏- می‌خوای باهاش یکی‌به‌دو کنی؟
‏- نه، ولی دیگه وقتشه بفهمه

290
00:17:55,834 --> 00:17:59,334
‏که دیگه هیچ‌کس باور نداره لری زنده باشه

291
00:17:59,459 --> 00:18:03,584
‏چرا نباید خوابش رو ببینه و
‏شبا چشم‌انتظارش پرسه بزنه؟

292
00:18:03,709 --> 00:18:05,584
‏مگه خلاف حرفش چیزی می‌گیم؟

293
00:18:05,709 --> 00:18:08,418
‏مگه رک و پوست‌کنده می‌گیم
‏که دیگه هیچ امیدی نداریم؟

294
00:18:08,543 --> 00:18:10,459
‏اینکه سال‌هاست دیگه هیچ امیدی نداریم؟

295
00:18:10,584 --> 00:18:12,584
‏- نمی‌تونی اینو بهش بگی
‏- باید بهش بگیم!‏

296
00:18:12,709 --> 00:18:16,459
‏- چطور می‌خوای ثابتش کنی؟
‏- آخه تو رو خدا! سه سال؟

297
00:18:17,168 --> 00:18:20,584
‏هیچ‌کس بعد سه سال برنمی‌گرده
‏این دیوونگیه

298
00:18:20,709 --> 00:18:22,834
‏واسه تو آره. واسه منم همین‌طور

299
00:18:23,418 --> 00:18:24,543
‏ولی نه واسه اون

300
00:18:24,668 --> 00:18:26,834
‏ببین، زبونت هم مو دربیاره،‏

301
00:18:26,959 --> 00:18:30,918
‏نه جنازه‌ای در کاره و نه قبری،‏
‏پس دستت به چی بنده؟

302
00:18:31,043 --> 00:18:32,959
‏بشین بابا
‏می‌خوام باهات حرف بزنم

303
00:18:33,084 --> 00:18:35,209
‏همه‌ی دردسر زیر سرِ این روزنامه‌های لعنتیه

304
00:18:35,334 --> 00:18:37,793
‏هر ماه یه پسری از ناکجا پیداش می‌شه،‏

305
00:18:37,918 --> 00:18:40,084
‏اینم می‌گه: «اوه، بعدی دیگه لریه»‏

306
00:18:40,209 --> 00:18:42,668
‏- باشه، باشه، فقط به من گوش بده
‏- اوه

307
00:18:44,584 --> 00:18:48,793
‏می‌دونی چرا آنی رو دعوت
‏کردم بیاد اینجا، مگه نه؟

308
00:18:51,793 --> 00:18:52,793
‏چرا؟

309
00:18:53,418 --> 00:18:54,834
‏خودت... خودت می‌دونی

310
00:18:54,959 --> 00:18:57,209
‏خب، یه حدسایی می‌زنم، ولی قضیه چیه؟

311
00:19:00,084 --> 00:19:01,959
‏می‌خوام ازش خواستگاری کنم

312
00:19:03,418 --> 00:19:05,334
‏اوه، خب این فقط به خودت مربوطه

313
00:19:05,459 --> 00:19:07,084
‏بابا، خودتم می‌دونی فقط به من مربوط نمی‌شه

314
00:19:07,209 --> 00:19:10,543
‏می‌خوای چیکار کنم؟
‏دیگه به سنی رسیدی که خودت تصمیم بگیری

315
00:19:10,668 --> 00:19:12,584
‏پس مشکلی نیست؟
‏برم جلو؟

316
00:19:12,709 --> 00:19:15,168
‏فقط باید حواست باشه که مامان شوکه نشه

317
00:19:15,293 --> 00:19:17,584
‏- پس فقط به من مربوط نمی‌شه
‏- من فقط دارم می‌گم!‏

318
00:19:17,709 --> 00:19:19,459
‏من فقط دارم می‌گم!‏

319
00:19:20,293 --> 00:19:22,209
‏می‌دونی بعضی وقتا چقدر کفرم رو درمیاری؟

320
00:19:22,334 --> 00:19:24,584
‏اگه این موضوع رو با مامان درمیون بذارم

321
00:19:24,709 --> 00:19:26,959
‏و قشقرق راه بندازه، به تو مربوط نمی‌شه؟

322
00:19:27,084 --> 00:19:29,334
‏استعداد عجیبی داری توی نادیده گرفتن قضایا

323
00:19:29,459 --> 00:19:32,084
‏خب، چیزی رو که باید ندید بگیرم،‏
‏ندید می‌گیرم

324
00:19:32,918 --> 00:19:35,918
‏- ببین، اون دختر نامزد لریه
‏- اون نامزد لری نیست!‏

325
00:19:36,043 --> 00:19:39,209
‏از نظر مامان اون نمرده

326
00:19:39,334 --> 00:19:42,543
‏و تو حق نداری نامزدش رو بگیری

327
00:19:42,668 --> 00:19:45,668
‏حالا اگه می‌دونی از اینجا
‏به بعد چطور پیش بری برو،‏

328
00:19:45,793 --> 00:19:47,834
‏ولی دارم بهت می‌گم، من یکی نمی‌دونم

329
00:19:47,959 --> 00:19:50,334
‏می‌بینی؟ من نمی‌دونم

330
00:19:51,584 --> 00:19:54,293
‏هی، بی‌خیال
‏از دست من چه کاری برمیاد؟

331
00:19:54,418 --> 00:19:58,334
‏نمی‌دونم چرا این‌طوریه،‏
‏ولی هربار دست می‌ذارم روی چیزی که می‌خوام،‏

332
00:19:58,459 --> 00:20:00,959
‏باید عقب بکشم چون بقیه عذاب می‌کشن

333
00:20:01,084 --> 00:20:04,084
‏کل زندگی لعنتیم، بارها و بارها و بارها

334
00:20:04,209 --> 00:20:07,918
‏اون به‌خاطر اینه که آدم
‏خیلی باملاحظه‌ای هستی

335
00:20:08,043 --> 00:20:11,334
‏- اینم اصلاً عیب نیست
‏- گور باباش

336
00:20:13,918 --> 00:20:16,459
‏هنوز از آنی نپرسیدی، ها؟

337
00:20:16,584 --> 00:20:18,584
‏من... می‌خواستم اول تکلیف این روشن بشه

338
00:20:18,709 --> 00:20:20,584
‏خب، از کجا می‌دونی باهات ازدواج می‌کنه؟

339
00:20:20,709 --> 00:20:23,293
‏شاید اونم مثل مامان فکر می‌کنه

340
00:20:23,418 --> 00:20:27,168
‏خب، اگه اون‌طوری باشه، پس...‏
‏آره، دیگه تمومه

341
00:20:27,293 --> 00:20:28,709
‏خب...‏

342
00:20:28,834 --> 00:20:31,793
‏ولی از نامه‌هاش،‏
‏فکر کنم فراموشش کرده می‌فهمم بالاخره

343
00:20:31,918 --> 00:20:34,959
‏بعدش با مامان سنگامون
‏رو وا می‌کنیم، نه؟ بابا؟

344
00:20:35,459 --> 00:20:38,709
‏- از دستم در نرو
‏- مشکل اینه که زن‌های زیادی دوروبرت ندیدی!‏

345
00:20:38,834 --> 00:20:41,668
‏- هیچ‌وقت اهلش نبودی
‏- خب که چی؟ من با زن‌ها زود گرم نمی‌گیرم

346
00:20:41,793 --> 00:20:43,709
‏فقط نمی‌فهمم چرا حتماً باید آنی باشه

347
00:20:43,834 --> 00:20:44,959
‏چون همینه که هست!‏

348
00:20:45,084 --> 00:20:46,459
‏این یه...‏

349
00:20:46,584 --> 00:20:49,418
‏نه، جواب خوبیه

350
00:20:49,543 --> 00:20:51,334
‏ولی راستش، هیچ دردی رو دوا نمی‌کنه

351
00:20:51,459 --> 00:20:54,793
‏منظورم اینه، از وقتی رفتی جنگ ندیدیش

352
00:20:54,918 --> 00:20:56,334
‏الان چند ساله، پنج سال؟

353
00:20:56,459 --> 00:21:00,543
‏دست خودم نیست، بهتر از همه می‌شناسمش
‏دیواربه‌دیوارش بزرگ شدم

354
00:21:00,668 --> 00:21:04,959
‏این سال‌ها وقتی به همسر فکر می‌کنم،‏
‏فقط به آنی فکر می‌کنم

355
00:21:05,084 --> 00:21:06,834
‏چی می‌خوای، برات کروکی بکشم؟

356
00:21:08,834 --> 00:21:12,043
‏نه، کروکی نمی‌خوام، کریس
‏گـ... گوش کن

357
00:21:14,084 --> 00:21:17,209
‏اون فکر می‌کنه برمی‌گرده
‏ها؟ مگه نه؟

358
00:21:18,168 --> 00:21:20,418
‏اگه با اون دختر ازدواج کنی،‏

359
00:21:20,543 --> 00:21:22,834
‏داری رسماً مرگش رو اعلام می‌کنی

360
00:21:22,959 --> 00:21:25,084
‏حالا سر مامان چی قراره بیاد؟

361
00:21:25,834 --> 00:21:27,959
‏تو می‌دونی؟ من که نمی‌دونم

362
00:21:31,334 --> 00:21:33,668
‏- خیلی خب، باشه بابا
‏- بیشتر بهش فکر کن

363
00:21:33,793 --> 00:21:36,043
‏آره، سه ساله دارم بهش فکر می‌کنم

364
00:21:36,584 --> 00:21:39,459
‏امیدوار بودم اگه صبر کنم،‏
‏مامان لری رو فراموش کنه

365
00:21:39,584 --> 00:21:42,209
‏و اون وقت یه عروسی عادی بگیریم
‏و همه‌چی به خوشی تموم بشه

366
00:21:42,334 --> 00:21:46,959
‏ولی اگه اینجا نشه این اتفاق بیفته،‏
‏مجبورم بذارم برم

367
00:21:47,084 --> 00:21:48,959
‏- این چه مزخرفیه دیگه؟
‏- ازدواج می‌کنم،‏

368
00:21:49,084 --> 00:21:50,834
‏یه جای دیگه، شاید نیویورک

369
00:21:50,959 --> 00:21:53,584
‏- دیوونه شدی؟
‏- خیلی وقت بود پسر خوبی بودم، یه هالوی خوب

370
00:21:53,709 --> 00:21:55,918
‏- دیگه بسمه
‏- تو اینجا کار و بار داری

371
00:21:56,043 --> 00:21:59,584
‏- این چه مسخره‌بازیه؟
‏- کار و بار! این کار بهم هیچ انگیزه‌ای نمی‌ده!‏

372
00:21:59,709 --> 00:22:02,959
‏اوه! مگه حتماً باید برات الهام‌بخش باشه؟

373
00:22:03,959 --> 00:22:05,084
‏آره

374
00:22:06,043 --> 00:22:08,293
‏روزی یه ساعتش رو دوست دارم

375
00:22:08,418 --> 00:22:10,834
‏اگه مجبورم تمام روز واسه پول جون بکنم،‏

376
00:22:10,959 --> 00:22:13,959
‏حداقل دلم می‌خواد غروب‌ها همه‌چی قشنگ باشه

377
00:22:14,084 --> 00:22:15,584
‏خانواده می‌خوام، بچه می‌خوام،‏

378
00:22:15,709 --> 00:22:17,959
‏می‌خوام چیزی بسازم و وجودم رو پاش بذارم

379
00:22:18,084 --> 00:22:20,209
‏آنی درست وسط همینه
‏کجا دنبالش بگردم؟

380
00:22:20,334 --> 00:22:22,668
‏یه چیزی بهم بگو
‏یعنی کار و کاسبی رو ول می‌کنی؟

381
00:22:22,793 --> 00:22:25,709
‏- آره، سر این قضیه ول می‌کنم
‏- نباید این‌طوری فکر کنی!‏

382
00:22:25,834 --> 00:22:28,334
‏- پس کمکم کن همین‌جا بمونم
‏- کمکت می‌کنم، ولی این‌طوری فکر نکن

383
00:22:28,459 --> 00:22:31,793
‏چون من واسه چه کوفتی جون کندم؟
‏همه‌ش واسه توئه، کریس

384
00:22:31,918 --> 00:22:34,709
‏- کل این بساط واسه توئه
‏- اینو می‌دونم، بابا!‏

385
00:22:34,834 --> 00:22:36,709
‏- فقط کمکم کن همین‌جا بمونم
‏- کمکت می‌کنم! ولی این‌طوری فکر نکن

386
00:22:36,834 --> 00:22:38,543
‏دارم همین‌طوری فکر می‌کنم!‏

387
00:22:39,543 --> 00:22:49,543
<font color="#2b838b">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
<font color="#f4f2f0">Sermovie</font>

388
00:22:55,834 --> 00:22:56,834
‏بی‌خیال

389
00:22:59,084 --> 00:23:02,584
‏ای خدا
‏اصلاً درکت نمی‌کنم، مگه نه؟

390
00:23:03,709 --> 00:23:04,834
‏نه

391
00:23:06,043 --> 00:23:08,293
‏درک نمی‌کنی

392
00:23:09,084 --> 00:23:10,084
‏آخ!‏

393
00:23:10,584 --> 00:23:12,584
‏- من آدم خیلی کله‌شقی‌ام
‏- دارم می‌بینم

394
00:23:12,709 --> 00:23:14,418
‏- بکش عقب
‏- می‌خوای با من دربیفتی؟

395
00:23:14,543 --> 00:23:16,084
‏- جو؟
‏- سلام، مامان

396
00:23:16,209 --> 00:23:18,209
‏- ازم دور شو!‏
‏- جو!‏

397
00:23:18,959 --> 00:23:21,043
‏از زیر سینک کیسه‌ای برداشتی؟

398
00:23:21,168 --> 00:23:22,584
‏آره، انداختمش توی سطل

399
00:23:22,709 --> 00:23:25,418
‏خب از سطل درش بیار اونا
‏سیب‌زمینی‌های من بودن

400
00:23:25,543 --> 00:23:27,793
‏فکر کردم آشغاله

401
00:23:27,918 --> 00:23:30,043
‏- می‌شه یه لطفی در حقم بکنی، جو؟
‏- هان؟

402
00:23:30,168 --> 00:23:31,334
‏کمک نرسون

403
00:23:33,043 --> 00:23:34,084
‏هیس!‏

404
00:23:34,209 --> 00:23:36,418
‏ببین، وسعم می‌رسه یه
‏کیسه سیب‌زمینی دیگه بخرم

405
00:23:36,543 --> 00:23:39,543
‏مینی دیشب اون سطل رو با آب جوش سابیده

406
00:23:39,668 --> 00:23:40,959
‏از دندون‌های تو هم تمیزتره

407
00:23:41,084 --> 00:23:43,834
‏خیلی خب، من اصلاً نمی‌فهمم چرا

408
00:23:43,959 --> 00:23:47,209
‏بعد چهل سال کار کردن و خدمتکار گرفتن،‏

409
00:23:47,334 --> 00:23:49,168
‏باید آشغال‌ها رو بیرون ببرم

410
00:23:49,293 --> 00:23:50,459
‏اگه متوجه می‌شدی

411
00:23:50,584 --> 00:23:53,459
‏که هر کیسه‌ای تو
‏آشپزخونه پر از آشغال نیست،‏

412
00:23:53,584 --> 00:23:55,084
‏سبزیجات منو دور نمی‌ریختی

413
00:23:55,209 --> 00:23:56,584
‏دفعه‌ی قبل پیازها بودن

414
00:23:56,709 --> 00:23:58,584
‏خب، من از آشغال تو خونه خوشم نمیاد

415
00:23:58,709 --> 00:24:00,459
‏پس غذا نخور

416
00:24:03,293 --> 00:24:05,959
‏- حقت رو گذاشت کف دستت
‏- آره

417
00:24:06,084 --> 00:24:09,293
‏- بازم آخر از همه شدم
‏- اوهوم

418
00:24:09,418 --> 00:24:14,584
‏می‌دونی پسرم، یه زمانی فکر می‌کردم
‏وقتی دوباره پول‌وپله‌ای به هم بزنم،‏

419
00:24:14,709 --> 00:24:18,709
‏یه خدمتکار می‌گیرم و زنم استراحت می‌کنه

420
00:24:19,834 --> 00:24:23,084
‏حالا دیگه پول دارم و یه خدمتکارم گرفتم،‏

421
00:24:23,209 --> 00:24:25,334
‏اون‌وقت زنم داره واسه خدمتکار کار می‌کنه

422
00:24:25,459 --> 00:24:26,709
‏- امروز مرخصیشه
‏- ای بابا!‏

423
00:24:26,834 --> 00:24:28,959
‏- به چی داری غر می‌زنی؟
‏- آااه!‏

424
00:24:29,084 --> 00:24:31,709
‏هی، غذای آنی...؟
‏غذای آنی تموم نشد؟

425
00:24:31,834 --> 00:24:33,459
‏الان میاد بیرون

426
00:24:33,584 --> 00:24:34,584
‏اووه

427
00:24:35,209 --> 00:24:37,959
‏- باد حسابی اینجا رو به هم ریخته
‏- آره

428
00:24:38,834 --> 00:24:41,709
‏- خدا رو شکر که گذشت
‏- بشین، یه کم استراحت کن

429
00:24:41,834 --> 00:24:44,834
‏نه، فرق سرم یه درد عجیبی داره

430
00:24:44,959 --> 00:24:46,334
‏برات آسپرین بیارم؟

431
00:24:48,584 --> 00:24:49,584
‏دیگه گل رزی نمونده

432
00:24:50,543 --> 00:24:54,334
‏خیلی عجیبه. انگار همه‌چی
‏می‌خواد هم‌زمان اتفاق بیفته

433
00:24:54,459 --> 00:24:57,834
‏این ماه تولدشه، درختش می‌افته، آنی میاد

434
00:24:57,959 --> 00:25:00,334
‏انگار همه‌ی گذشته داره برمی‌گرده

435
00:25:00,459 --> 00:25:02,834
‏همین الان تو زیرزمین بودم،‏
‏حدس بزن پام به چی گیر کرد؟

436
00:25:02,959 --> 00:25:04,834
‏- چی؟
‏- دستکش بیسبالش

437
00:25:04,959 --> 00:25:06,709
‏- اوه
‏- یه قرنه ندیدمش

438
00:25:06,834 --> 00:25:10,668
‏به نظرت آنی... سرحال به نظر نمیاد؟

439
00:25:11,959 --> 00:25:14,834
‏عالیه. اصلاً حرفی توش نیست
‏خیلی خوشگله

440
00:25:14,959 --> 00:25:18,084
‏هنوز نمی‌دونم چی کشوندتش اینجا
‏نه که از دیدنش خوشحال نباشم

441
00:25:18,209 --> 00:25:21,084
‏فقط فکر کردم همه‌مون دوست
‏داریم دوباره همدیگه رو ببینیم

442
00:25:22,084 --> 00:25:24,584
‏خودمم دلم می‌خواست ببینمش

443
00:25:24,709 --> 00:25:27,959
‏فقط حس می‌کنم دماغش درازتر شده

444
00:25:28,084 --> 00:25:29,543
‏ولی من همیشه عاشق این دخترم

445
00:25:29,668 --> 00:25:32,334
‏اون جزو کسایی بود که
‏تا بلایی سر نامزدش اومد،‏

446
00:25:32,459 --> 00:25:34,209
‏فوری نپرید تو رختخواب یکی دیگه

447
00:25:34,334 --> 00:25:38,084
‏- اوه، داری چی می‌گی؟
‏- ولش کن. بیشترشون اصلاً صبر نکردن

448
00:25:38,209 --> 00:25:41,459
‏فقط خوشحالم که اومده تا ببینی
‏من کاملاً هم عقلم رو از دست ندادم

449
00:25:41,584 --> 00:25:44,709
‏اینکه شوهر نکرده،‏
‏معنیش این نیست که عزادار لری بوده

450
00:25:44,834 --> 00:25:48,959
‏- پس چرا نکرده؟
‏- خب، ممکنه هزار و یک دلیل داشته باشه

451
00:25:49,084 --> 00:25:50,334
‏مثلاً چه دلیلی؟

452
00:25:52,334 --> 00:25:54,209
‏من... من... نمی‌دونم

453
00:25:54,334 --> 00:25:57,709
‏هر چی که هست، می‌خوای برات آسپرین بیارم؟

454
00:26:00,459 --> 00:26:03,959
‏- مثل سردرد نیست
‏- چون نمی‌خوابی، واسه همینه

455
00:26:04,084 --> 00:26:07,209
‏بیشتر از کفش،‏
‏داره دمپایی روفرشی پاره می‌کنه

456
00:26:07,834 --> 00:26:09,584
‏دیشب شب وحشتناکی داشتم

457
00:26:10,959 --> 00:26:12,418
‏هیچ‌وقت همچین شبی ندیده بودم

458
00:26:12,543 --> 00:26:13,959
‏چی شده بود مامان؟
‏خواب دیدی؟

459
00:26:15,168 --> 00:26:17,709
‏خیلی بیشتر. فراتر از یه خواب بود

460
00:26:18,959 --> 00:26:19,959
‏درباره‌ی لری؟

461
00:26:23,209 --> 00:26:25,709
‏توی خواب عمیق بودم، و...‏

462
00:26:27,709 --> 00:26:31,793
‏یادت میاد موقع آموزش،‏
‏چطور با ارتفاع کم از بالای خونه رد می‌شد؟

463
00:26:31,918 --> 00:26:33,334
‏اوم‌هوم

464
00:26:33,459 --> 00:26:37,084
‏یادته وقتی رد می‌شد،‏
‏صورتش رو توی کابین می‌دیدیم؟

465
00:26:38,584 --> 00:26:40,084
‏همون‌طوری دیدمش

466
00:26:40,793 --> 00:26:42,084
‏فقط خیلی بالا

467
00:26:42,918 --> 00:26:45,584
‏خیلی خیلی بالا، همون‌جا که ابرا هستن

468
00:26:46,709 --> 00:26:50,918
‏اون‌قدر واقعی بود که انگار
‏می‌تونستم دست دراز کنم و لمسش کنم

469
00:26:53,668 --> 00:26:56,084
‏یهو، شروع کرد به سقوط کردن

470
00:26:57,043 --> 00:26:58,293
‏و گریه می‌کرد

471
00:26:59,084 --> 00:27:02,168
‏با گریه صدام می‌زد: «مامان! مامان!»‏

472
00:27:02,293 --> 00:27:05,668
‏من... صداشو می‌شنیدم،‏
‏انگار تو همین اتاق بود

473
00:27:06,334 --> 00:27:07,334
‏«مامان!»‏

474
00:27:08,459 --> 00:27:09,959
‏صدای خودش بود

475
00:27:10,084 --> 00:27:14,418
‏می‌دونستم اگه دستم بهش برسه،‏
‏می‌تونم جلوشو بگیرم

476
00:27:14,543 --> 00:27:16,084
‏کاش فقط...‏

477
00:27:19,418 --> 00:27:22,709
‏از خواب بیدار شدم و خیلی عجیب بود،‏

478
00:27:22,834 --> 00:27:26,418
‏صدای باد مثل غرش موتور هواپیماش بود

479
00:27:27,334 --> 00:27:30,584
‏اومدم اینجا بیرون،‏
‏حتماً هنوز نصفه‌خواب بودم

480
00:27:30,709 --> 00:27:34,834
‏قشنگ صدای اون غرش رو می‌شنیدم،‏
‏انگار داشت رد می‌شد

481
00:27:35,709 --> 00:27:40,459
‏درخت درست جلو چشمم شکست و
‏تازه انگار خواب از سرم پرید

482
00:27:43,418 --> 00:27:44,418
‏می‌بینی؟

483
00:27:45,584 --> 00:27:49,043
‏اصلاً نباید اون درخت رو می‌کاشتیم

484
00:27:49,168 --> 00:27:51,459
‏از همون اولش هم گفتم

485
00:27:51,584 --> 00:27:54,834
‏- خیلی زود بود براش درخت بکاریم
‏- خیلی زود؟

486
00:27:54,959 --> 00:27:56,293
‏عجله کردیم

487
00:27:56,418 --> 00:27:58,709
‏همه خیلی عجله داشتن که خاکش کنن

488
00:27:58,834 --> 00:28:01,168
‏گفتم هنوز نکارینش،‏
‏بهتون گفتم که...‏

489
00:28:01,293 --> 00:28:03,584
‏باد انداختش زمین،‏
‏این چه معنایی داره آخه؟

490
00:28:03,709 --> 00:28:05,293
‏چی؟ داری چی می‌گی؟

491
00:28:06,084 --> 00:28:08,459
‏مامان، خواهش می‌کنم،‏
‏دوباره شروعش نکن، باشه؟

492
00:28:08,584 --> 00:28:10,084
‏فایده‌ای نداره

493
00:28:10,793 --> 00:28:12,459
‏چی؟

494
00:28:12,584 --> 00:28:14,668
‏چیزی رو درست نمی‌کنه

495
00:28:17,668 --> 00:28:18,668
‏چی؟

496
00:28:21,709 --> 00:28:25,834
‏داشتم فکر می‌کردم،‏
‏شاید بهتره دیگه سعی کنیم فراموشش کنیم

497
00:28:25,959 --> 00:28:28,209
‏این سومین باره که این هفته اینو می‌گی

498
00:28:28,334 --> 00:28:32,293
‏چون این درست نیست،‏
‏ما هیچ‌وقت به زندگی عادیمون برنگشتیم

499
00:28:32,418 --> 00:28:37,543
‏مثل اینه که تو ایستگاه قطار،‏
‏منتظر قطاری باشیم که هیچ‌وقت نمیاد

500
00:28:37,668 --> 00:28:39,959
‏- برام یه آسپرین بیار
‏- آره، حتماً

501
00:28:41,043 --> 00:28:44,459
‏حتماً، بیا از این وضعیت خلاص شیم، ها؟

502
00:28:47,459 --> 00:28:50,709
‏مامان، با خودم گفتم شاید بتونیم چهارتایی

503
00:28:50,834 --> 00:28:53,043
‏با هم بریم بیرون شام بخوریم

504
00:28:53,543 --> 00:28:55,584
‏- چند شبی، نه؟
‏- آره

505
00:28:55,709 --> 00:28:57,959
‏شاید هم بریم رقص، ها؟

506
00:28:58,084 --> 00:28:59,959
‏- لب ساحل
‏- عالیه!‏

507
00:29:00,084 --> 00:29:01,793
‏ها؟ عالیه؟

508
00:29:03,168 --> 00:29:05,084
‏- می‌تونیم همین امشب بریم
‏- من که پایه‌م

509
00:29:05,209 --> 00:29:07,834
‏حتماً، بهمون خوش می‌گذره!‏

510
00:29:10,459 --> 00:29:12,584
‏می‌تونی اول از اون آسپرین شروع کنی، ها؟

511
00:29:14,834 --> 00:29:15,834
‏آه

512
00:29:18,043 --> 00:29:21,834
‏- چرا دعوتش کرده اینجا؟
‏- اوه، چرا ناراحتت می‌کنه؟

513
00:29:21,959 --> 00:29:24,084
‏سه سال و نیمه که تو نیویورکه

514
00:29:24,209 --> 00:29:27,834
‏- چرا یهو حالا؟
‏- خب، شاید فقط می‌خواسته ببینتش

515
00:29:27,959 --> 00:29:30,834
‏هیچ‌کس هفتصد مایل راه نمیاد که «فقط ببینه»‏

516
00:29:30,959 --> 00:29:34,334
‏منظورت چیه؟ تمام عمرش
‏دیوار‌به‌دیوار این دختر زندگی کرده

517
00:29:34,459 --> 00:29:36,209
‏چرا نباید بخواد دوباره ببینتش؟

518
00:29:36,334 --> 00:29:39,584
‏نه، نه، نه،‏
‏این‌طوری بهم نگاه نکن

519
00:29:39,709 --> 00:29:42,209
‏اون به من بیشتر از تو چیزی نگفته

520
00:29:43,584 --> 00:29:46,418
‏- قرار نیست باهاش ازدواج کنه
‏- از کجا می‌دونی تو فکرشه؟

521
00:29:46,543 --> 00:29:47,793
‏از رفتارش پیداست

522
00:29:47,918 --> 00:29:49,834
‏- خب؟ مگه چیه؟
‏- وای، اینجا چه خبره، جو؟

523
00:29:49,959 --> 00:29:53,418
‏- ببین عزیزم...‏
‏- اون مال کریس نیست، خودشم می‌دونه نیست

524
00:29:53,543 --> 00:29:56,543
‏- تو که از فکرش خبر نداری
‏- پس چرا هنوز مجرده؟

525
00:29:56,668 --> 00:29:59,959
‏نیویورک پر از مرده،‏
‏چرا ازدواج نکرده؟

526
00:30:00,084 --> 00:30:03,459
‏احتمالاً صد نفر بهش گفتن احمقه،‏
‏ولی اون منتظر موند

527
00:30:03,584 --> 00:30:06,918
‏- از کجا می‌دونی چرا منتظر موند؟
‏- اونم چیزی که من می‌دونم رو می‌دونه

528
00:30:07,043 --> 00:30:09,293
‏مثل کوه وفاداره

529
00:30:09,418 --> 00:30:13,334
‏تو بدترین لحظاتم به انتظارش فکر می‌کنم،‏
‏و دوباره مطمئن می‌شم که حق با منه

530
00:30:13,459 --> 00:30:15,584
‏خیلی خب، ولی ببین،‏
‏امروز چه روز قشنگیه، نه؟

531
00:30:15,709 --> 00:30:17,793
‏سر چی داریم بحث می‌کنیم؟
‏بی‌خیال

532
00:30:17,918 --> 00:30:21,084
‏هیچ‌کس تو این خونه حق
‏نداره باورش رو خراب کنه، جو

533
00:30:21,209 --> 00:30:24,043
‏غریبه‌ها شاید، ولی نه پدرش، نه برادرش

534
00:30:24,168 --> 00:30:25,959
‏می‌خوای چی‌کار کنم؟
‏چی می‌خوای؟

535
00:30:26,084 --> 00:30:29,709
‏می‌خوام جفتتون طوری رفتار
‏کنین که انگار داره برمی‌گرده

536
00:30:29,834 --> 00:30:32,209
‏فکر نکن از وقتی کریس
‏دعوتش کرده حواسم بهت نبوده

537
00:30:32,334 --> 00:30:34,334
‏- زیر بار هیچ چرندیاتی نمی‌رم
‏- کیت...‏

538
00:30:34,459 --> 00:30:36,793
‏چون اگه قرار باشه برنگرده،‏

539
00:30:37,459 --> 00:30:38,834
‏خودم رو می‌کشم

540
00:30:38,959 --> 00:30:40,334
‏- اوه
‏- آره، بخند

541
00:30:40,459 --> 00:30:44,459
‏به من بخند، ولی چرا درست همون
‏شبی که اون برگشت این اتفاق افتاد؟

542
00:30:44,584 --> 00:30:47,793
‏بخند، ولی این چیزا بی‌معنی نیست

543
00:30:47,918 --> 00:30:51,793
‏اون می‌ره تو اتاقش می‌خوابه
‏و بعد یادبودش تکه‌تکه می‌شه؟

544
00:30:51,918 --> 00:30:54,709
‏- نگاش کن! نگا کن، جو!‏
‏- خیلی خب، آروم باش

545
00:30:54,834 --> 00:30:57,959
‏تو هم با من باور داشته باش، جو!‏
‏من تنهایی دووم نمیارم

546
00:30:58,084 --> 00:30:59,709
‏- آروم باش
‏- همین هفته پیش بود

547
00:30:59,834 --> 00:31:02,584
‏تو دیترویت یه مرد پیدا شد
‏که بیشتر از لری مفقود شده بود

548
00:31:02,709 --> 00:31:04,543
‏- خودتم خوندی
‏- خیلی خب، آروم باش

549
00:31:04,668 --> 00:31:08,293
‏- تو بیشتر از هرکسی باید باور داشته باشی
‏- چرا من بیشتر از همه؟

550
00:31:08,418 --> 00:31:11,834
‏- چی...؟
‏- فقط ایمانت رو از دست نده

551
00:31:11,959 --> 00:31:14,043
‏نه، نه، یعنی چی که من بیشتر از همه؟

552
00:31:14,168 --> 00:31:17,043
‏آقای کلر! هی آقای کلر،‏
‏تامی دوباره همون حرفو زد

553
00:31:17,168 --> 00:31:19,459
‏- چی گفت؟ کی؟
‏- همون حرف زشته رو

554
00:31:19,584 --> 00:31:21,334
‏نمی‌خواین بازداشتش کنین؟
‏بهش اخطار دادم

555
00:31:21,459 --> 00:31:23,834
‏بس کن! برو خونه، برت،‏
‏اینجا هیچ زندونی نیست

556
00:31:23,959 --> 00:31:25,584
‏- کیت...‏
‏- اینجا هیچ زندونی نیست!‏

557
00:31:25,709 --> 00:31:27,209
‏می‌خوام این بازی زندونو تمومش کنی

558
00:31:27,334 --> 00:31:29,334
‏- اون‌طرف خیابونه
‏- برو خونه، برت!‏

559
00:31:29,459 --> 00:31:32,334
‏می‌خوام تمومش کنی، جو، کل قضیه اون زندونو

560
00:31:32,459 --> 00:31:34,918
‏- نگات کن، داری می‌لرزی!‏
‏- دست خودم نیست

561
00:31:35,043 --> 00:31:38,584
‏مگه من چی واسه قایم کردن دارم،‏
‏کیت؟ چه مرگت شده آخه؟

562
00:31:41,084 --> 00:31:43,209
‏نگفتم چیزی داری که پنهان کنی

563
00:31:43,334 --> 00:31:46,543
‏فقط دارم می‌گم تمومش کن،‏
‏دیگه تمومش کن

564
00:31:46,668 --> 00:31:48,209
‏- باشه
‏- سلام، جو

565
00:31:48,334 --> 00:31:50,293
‏یه نفس از این هوا بکش دختر

566
00:31:50,418 --> 00:31:52,209
‏تو نیویورک همچین هوایی گیرت نمیاد

567
00:31:52,334 --> 00:31:54,793
‏آنی، این لباسو از کجا خریدی؟

568
00:31:54,918 --> 00:31:57,959
‏نتونستم جلو خودمو بگیرم،‏
‏الان درش میارم تا خراب نشده

569
00:31:58,084 --> 00:31:59,709
‏برای حقوق سه هفته چطوره؟

570
00:31:59,834 --> 00:32:01,584
‏فوق‌العاده نیست؟

571
00:32:01,709 --> 00:32:03,834
‏- محشره، واقعاً محشره
‏- شوخی نمی‌کنم

572
00:32:03,959 --> 00:32:05,918
‏خوشگل‌ترین دختری نیست که تا حالا دیدی؟

573
00:32:07,459 --> 00:32:09,959
‏یه کم تپل شدی، نه عزیزم؟

574
00:32:11,459 --> 00:32:13,418
‏پیش میاد دیگه

575
00:32:14,043 --> 00:32:16,209
‏ببین پاهاش چقدر خوش‌فرم شده!‏

576
00:32:19,668 --> 00:32:21,543
‏وای، سپیدارها چقدر پرپشت شدن، نه؟

577
00:32:21,668 --> 00:32:24,209
‏ها؟ آره دیگه، خب می‌دونی،‏
‏سه سال گذشته، آنی

578
00:32:24,334 --> 00:32:25,418
‏داریم پیر می‌شیم دختر

579
00:32:25,543 --> 00:32:27,293
‏مامانت از نیویورک خوشش میاد؟

580
00:32:27,418 --> 00:32:31,168
‏- چرا ننومون رو بردن؟
‏- نبردن، دو سال پیش پاره شد

581
00:32:31,293 --> 00:32:32,293
‏چی خراب شد؟

582
00:32:32,418 --> 00:32:34,959
‏یه ناهار سبک زد به بدن و خودشو پرت کرد روش

583
00:32:37,834 --> 00:32:39,168
‏اوه، اِم...‏

584
00:32:39,293 --> 00:32:40,709
‏- ببخشید
‏- خوشبختم

585
00:32:41,418 --> 00:32:43,584
‏اوه، خیلی باهوش به نظر میاد

586
00:32:43,709 --> 00:32:46,418
‏اَن، اَن، ایشون جیم هستن، دکتر بیلیس

587
00:32:46,543 --> 00:32:48,793
‏آره حتماً، اون، اِ...‏
‏توی نامه‌هاش خیلی ازتون می‌گه

588
00:32:48,918 --> 00:32:52,918
‏اوه، باورش نکن
‏اون از همه خوشش میاد

589
00:32:53,043 --> 00:32:55,709
‏توی گردان بهش می‌گفتن مادر مک‌کلر

590
00:32:55,834 --> 00:32:57,459
‏اوه، کاملاً باورم می‌شه

591
00:32:58,084 --> 00:32:59,084
‏می‌دونی،‏

592
00:33:00,168 --> 00:33:03,168
‏دیدن اینکه از اون حیاط
‏میاد بیرون خیلی عجیبه

593
00:33:03,834 --> 00:33:05,334
‏فکر کنم هیچ‌وقت بزرگ نشدم

594
00:33:06,209 --> 00:33:09,793
‏انگار همین الان مامان و
‏بابا اون تو هستن و منم...‏

595
00:33:09,918 --> 00:33:13,959
‏و تو و داداشم دارین جبر حل می‌کنین،‏
‏و لری هم سعی می‌کنه از رو مشقم بنویسه

596
00:33:15,084 --> 00:33:17,918
‏خدایا، اون روزای شیرینی که دیگه برنمی‌گردن

597
00:33:18,043 --> 00:33:20,709
‏خب، امیدوارم معنیش این نباشه
‏که می‌خوای از اینجا برم؟

598
00:33:21,334 --> 00:33:23,459
‏جیم، بیا اینجا
‏آقای هابارد پشت خطه

599
00:33:23,584 --> 00:33:26,043
‏- بهت گفتم نمی‌خوام باهاش...‏
‏- عزیزم، لطفاً

600
00:33:26,168 --> 00:33:29,584
‏باشه، سوزی
‏باشه، باشه

601
00:33:30,918 --> 00:33:35,543
‏اَن، تازه باهات آشنا شدم،‏
‏ولی اگه بخوام یه نصیحتی بهت بکنم،‏

602
00:33:35,668 --> 00:33:39,334
‏وقتی ازدواج کردی هیچ‌وقت،‏
‏حتی توی خیالت هم،‏

603
00:33:39,459 --> 00:33:42,293
‏پول شوهرت رو نشمار

604
00:33:42,793 --> 00:33:43,959
‏جیم!‏

605
00:33:44,084 --> 00:33:46,334
‏الان میام، الان میام

606
00:33:49,293 --> 00:33:51,459
‏بهش گفتم بره سراغ گیتار

607
00:33:53,459 --> 00:33:55,834
‏این‌طوری یه علاقه مشترک پیدا می‌کردن

608
00:33:55,959 --> 00:33:57,709
‏خب، اون عاشق گیتاره

609
00:34:01,834 --> 00:34:04,084
‏هی! هی، هی، هی، اِ...‏

610
00:34:04,209 --> 00:34:06,709
‏بیاین، اِ...‏
‏امشب بریم لب ساحل شام بخوریم، هان؟

611
00:34:06,834 --> 00:34:09,209
‏مثل قدیما، قبل رفتن لری،‏
‏یه کم آتیش بسوزونیم...‏

612
00:34:10,584 --> 00:34:11,668
‏به یادشی

613
00:34:12,668 --> 00:34:15,418
‏- دیدی؟ به یادشه
‏- منظورت چیه، کیت؟

614
00:34:15,543 --> 00:34:18,668
‏هیچی عزیزم، فقط اینکه یادشی، هنوز تو فکرته

615
00:34:18,793 --> 00:34:22,334
‏این... این حرف عجیبیه
‏مگه می‌شه به یادش نباشم؟

616
00:34:22,459 --> 00:34:24,834
‏- لباسات رو آویزون کردی؟
‏- آره، راستی، شما...‏

617
00:34:24,959 --> 00:34:26,418
‏حسابی رفتی تو کار لباسا

618
00:34:26,543 --> 00:34:28,334
‏- توی کمد به‌زور جا پیدا کردم
‏- نه!‏

619
00:34:28,459 --> 00:34:30,668
‏یادت نمیاد؟
‏اون اتاق لریه

620
00:34:31,834 --> 00:34:34,834
‏- اوه، یعنی اونا مال لریه؟
‏- نشناختیشون؟

621
00:34:35,709 --> 00:34:38,709
‏خب نه، اصلاً به فکرم نرسید
‏یعنی...‏

622
00:34:39,459 --> 00:34:42,209
‏- کفشا همه واکس خورده‌ن
‏- آره عزیزم

623
00:34:45,209 --> 00:34:48,834
‏خیلی وقت بود دلم پر می‌کشید
‏با تو یه گپ حسابی بزنم، آنی

624
00:34:48,959 --> 00:34:50,334
‏- یه چیزی بگو
‏- چی؟

625
00:34:50,459 --> 00:34:53,668
‏- نمی‌دونم، یه چیز قشنگ
‏- منظورش اینه: «زیاد با کسی بیرون می‌ری؟»‏

626
00:34:53,793 --> 00:34:55,459
‏اوه، خفه شو!‏

627
00:34:56,084 --> 00:34:57,834
‏«هیچ‌کدومشون هم جدی هست؟»‏

628
00:34:57,959 --> 00:35:00,959
‏وای، نمی‌شه جفتتون خفه شید؟

629
00:35:01,584 --> 00:35:02,709
‏بهت می‌گم آنی،‏

630
00:35:02,834 --> 00:35:05,834
‏دیگه با این زن نمی‌شه پات
‏رو توی هیچ رستورانی بذاری

631
00:35:05,959 --> 00:35:09,834
‏توی پنج دقیقه، ۳۹ تا آدم غریبه دور
‏میز جمع می‌شن و داستان زندگیشون رو

632
00:35:09,959 --> 00:35:11,334
‏براش تعریف می‌کنن

633
00:35:11,459 --> 00:35:14,584
‏- اگه نتونم از آنی یه سؤال خصوصی بپرسم...‏
‏- پرسیدن عیبی نداره،‏

634
00:35:14,709 --> 00:35:16,334
‏ولی این‌قدر بهش گیر نده

635
00:35:16,459 --> 00:35:20,584
‏- داشتی بهش گیر می‌دادی
‏- نذار بهت زور بگن

636
00:35:20,709 --> 00:35:22,918
‏اوه، هرچی دلت می‌خواد ازم بپرس

637
00:35:23,043 --> 00:35:25,834
‏چی می‌خوای بدونی، کیت؟
‏یالا، بیا یه کم غیبت کنیم

638
00:35:25,959 --> 00:35:28,668
‏- فقط این یکی عقلش می‌رسه
‏- هه

639
00:35:29,834 --> 00:35:31,084
‏- مامانت...‏
‏- هوم؟

640
00:35:31,209 --> 00:35:32,959
‏طلاق که نمی‌گیره؟

641
00:35:33,584 --> 00:35:37,543
‏نه، نه، اون، اِ...‏
‏دیگه سر این قضیه آروم شده

642
00:35:37,668 --> 00:35:40,334
‏فکر کنم وقتی بیاد بیرون،‏
‏احتمالاً با هم زندگی کنن

643
00:35:40,459 --> 00:35:42,793
‏- البته توی نیویورک
‏- خیلی هم عالیه

644
00:35:42,918 --> 00:35:44,459
‏چون بابات هنوزم...‏

645
00:35:44,584 --> 00:35:46,959
‏منظورم اینه دست‌آخر، مرد درستکاریه

646
00:35:47,084 --> 00:35:49,418
‏واسم مهم نیست
‏اگه دلش می‌خواد می‌تونه برگرده پیشش

647
00:35:51,084 --> 00:35:53,584
‏خودت چی؟ زیاد با کسی بیرون می‌ری؟

648
00:35:55,834 --> 00:35:58,418
‏منظورت اینه که هنوز منتظرشم؟

649
00:35:59,543 --> 00:36:01,709
‏خب نه، توقع ندارم منتظرش بمونی، ولی...‏

650
00:36:01,834 --> 00:36:04,084
‏ولی منظورت همینه، مگه نه؟

651
00:36:05,293 --> 00:36:06,334
‏خب، آره

652
00:36:08,168 --> 00:36:09,293
‏خب، نیستم، کیت

653
00:36:10,918 --> 00:36:11,918
‏نیستی؟

654
00:36:12,959 --> 00:36:14,834
‏مسخره نیست؟
‏واقعاً که فکر نمی‌کنی...‏

655
00:36:14,959 --> 00:36:17,834
‏می‌دونم عزیزم، ولی نگو مسخره‌ست،‏
‏روزنامه‌ها پر از این چیزاست

656
00:36:17,959 --> 00:36:19,834
‏از نیویورک خبر ندارم،‏

657
00:36:19,959 --> 00:36:24,043
‏ولی توی روزنامه نصف صفحه درباره مردی
‏نوشته بود که حتی بیشتر از لری گم شده بود

658
00:36:24,168 --> 00:36:25,209
‏و از برمه برگشت

659
00:36:25,334 --> 00:36:28,543
‏خب مامان،‏
‏پس زیاد هم دلش نمی‌خواسته برگرده خونه

660
00:36:28,668 --> 00:36:31,459
‏- این‌قدر زبون‌درازی نکن
‏- توی برمه خیلی به آدم خوش می‌گذره

661
00:36:31,584 --> 00:36:32,834
‏منم شنیدم

662
00:36:32,959 --> 00:36:36,168
‏شرط می‌بندم تنها زنی تو کل
‏کشوری که بعد از سه سال...‏

663
00:36:36,293 --> 00:36:39,209
‏- مطمئنی؟
‏- آره، مطمئنم

664
00:36:39,334 --> 00:36:42,293
‏هه، خب اگه مطمئنی، دیگه مطمئنی

665
00:36:43,168 --> 00:36:46,168
‏توی رادیو این چیزا رو نمی‌گن،‏

666
00:36:46,293 --> 00:36:50,584
‏ولی مطمئنم توی تاریکی شب
‏هنوز منتظر پسراشون هستن

667
00:36:50,709 --> 00:36:54,459
‏- مامان، تو واقعاً داری...‏
‏- این‌قدر لعنتی حاضرجوابی نکن! دیگه بس کن

668
00:36:57,418 --> 00:37:00,793
‏یه سری چیزا هست که شماها نمی‌دونید،‏
‏هیچ‌کدومتون

669
00:37:01,418 --> 00:37:02,834
‏یکیش رو هم بهت می‌گم

670
00:37:03,834 --> 00:37:05,293
‏- آنی
‏- هوم؟

671
00:37:05,959 --> 00:37:08,709
‏تهِ تهِ دلت...‏

672
00:37:09,834 --> 00:37:12,084
‏...همیشه منتظرش بودی

673
00:37:12,959 --> 00:37:14,418
‏نه، کیت

674
00:37:15,459 --> 00:37:17,543
‏ولی تهِ تهِ قلبت، آنی

675
00:37:17,668 --> 00:37:21,584
‏- خودش باید بدونه، نه؟
‏- نذار اونا بهت بگن چی فکر کنی

676
00:37:21,709 --> 00:37:24,668
‏به دلت گوش بده،‏
‏فقط به دلت

677
00:37:25,918 --> 00:37:27,709
‏چرا دلت بهت می‌گه اون زنده‌ست؟

678
00:37:29,418 --> 00:37:30,709
‏چون باید باشه

679
00:37:30,834 --> 00:37:32,709
‏اما... اما آخه چرا، کیت؟

680
00:37:32,834 --> 00:37:36,543
‏چون یه سری چیزا حتماً باید باشن،‏
‏و یه سری چیزا هیچ‌وقت نمی‌تونن باشن

681
00:37:37,084 --> 00:37:40,334
‏مثل خورشید که باید باشه، باید طلوع کنه

682
00:37:40,459 --> 00:37:43,418
‏واسه همینه خدا هست،‏
‏وگرنه هر اتفاقی ممکن بود بیفته

683
00:37:43,543 --> 00:37:47,334
‏ولی خدا هست، واسه همین یه
‏سری اتفاقا هیچ‌وقت نمی‌افتن

684
00:37:48,209 --> 00:37:50,793
‏اَن، من می‌فهمیدم

685
00:37:51,584 --> 00:37:55,168
‏درست مثل روزی که رفت توی
‏اون نبرد وحشتناک و فهمیدم

686
00:37:55,293 --> 00:37:56,709
‏بهم نامه داد؟

687
00:37:56,834 --> 00:37:58,709
‏توی روزنامه‌ها اومد؟ نه

688
00:37:58,834 --> 00:38:02,293
‏ولی اون روز صبح،‏
‏نمی‌تونستم سرم رو از روی بالش بردارم

689
00:38:02,418 --> 00:38:05,709
‏از جو بپرس،‏
‏یهو فهمیدم، فهمیدم!‏

690
00:38:06,459 --> 00:38:09,709
‏و همون روز نزدیک بود کشته بشه

691
00:38:10,584 --> 00:38:13,918
‏اَن... می‌دونی که حق با منه

692
00:38:16,293 --> 00:38:17,793
‏نه، کیت

693
00:38:21,584 --> 00:38:22,834
‏باید یه کم چایی بخورم

694
00:38:22,959 --> 00:38:24,043
‏آنی؟

695
00:38:24,168 --> 00:38:26,918
‏چطوری؟ ماشاالله!‏

696
00:38:27,043 --> 00:38:30,709
‏- وا فرانک، چقدر لاغر شدی!‏
‏- مسئولیت افتاده رو دوشش

697
00:38:30,834 --> 00:38:32,709
‏ماشاالله! اوه!‏

698
00:38:33,334 --> 00:38:35,959
‏اگه فرانک نباشه،‏
‏ستاره‌ها نمی‌دونن کِی باید دربیان

699
00:38:37,584 --> 00:38:40,209
‏خدایا، چقدر خانم شدی

700
00:38:40,334 --> 00:38:42,793
‏- اوه
‏- منظورم اینه که جاافتاده‌تر شدی

701
00:38:42,918 --> 00:38:44,959
‏- هی، هی، فرانک، آروم باش!‏
‏- اوه

702
00:38:45,084 --> 00:38:47,793
‏آروم بگیر، تو مرد متأهلی هستی!‏

703
00:38:47,918 --> 00:38:50,334
‏هی، هنوز لباس مردونه می‌فروشی؟

704
00:38:50,459 --> 00:38:51,959
‏اوه، خب، چرا که نه؟

705
00:38:52,084 --> 00:38:55,043
‏- شاید منم بتونم رئیس‌جمهور بشم
‏- اوه

706
00:38:55,168 --> 00:38:58,209
‏داداشت چطوره؟
‏شنیدم مدرکش رو گرفته

707
00:38:58,334 --> 00:39:01,459
‏- آره، جورج الان واسه خودش دفتر داره
‏- نه بابا!‏

708
00:39:01,584 --> 00:39:02,584
‏و...‏

709
00:39:04,209 --> 00:39:06,584
‏و بابات، اون...؟

710
00:39:06,709 --> 00:39:08,084
‏خوبه، می‌رم لیدیا رو ببینم

711
00:39:08,209 --> 00:39:11,543
‏چی...؟ چه خبر از اون؟
‏بابات منتظره زود آزادی مشروط بگیره؟

712
00:39:11,668 --> 00:39:14,709
‏- راستش واقعاً نمی‌دونم
‏- آخه، می‌دونی، به نظرم

713
00:39:14,834 --> 00:39:18,918
‏اگه یه آدم باهوش مثل
‏پدرت رو بندازن زندان، خب،‏

714
00:39:19,043 --> 00:39:22,209
‏باید قانونی باشه که بگه یا اعدامش کنین

715
00:39:22,334 --> 00:39:24,834
‏- یا بعد یه سال ولش کنین بره
‏- هوو! هوو! هوو! هی!‏

716
00:39:24,959 --> 00:39:27,459
‏هی، می‌خوای با اون نردبون کمکت کنم؟

717
00:39:28,334 --> 00:39:29,584
‏نه، لازم نیست...‏

718
00:39:29,709 --> 00:39:31,459
‏اوه! حتماً! ام... آره

719
00:39:31,584 --> 00:39:34,709
‏ببخشید،‏
‏امشب اون طالع‌بینی رو بهت می‌رسونم، کیت

720
00:39:37,459 --> 00:39:39,543
‏بعداً می‌بینمت، اَن

721
00:39:39,668 --> 00:39:41,959
‏- به‌خدا معرکه شدی!‏
‏- اوه

722
00:39:43,709 --> 00:39:44,918
‏هوم

723
00:39:48,084 --> 00:39:50,584
‏هنوز حرف زدن درباره بابا رو تموم نکردن؟

724
00:39:50,709 --> 00:39:53,834
‏- نه، دیگه کسی درباره‌ش حرف نمی‌زنه
‏- تموم شد و فراموش شد، دختر

725
00:39:53,959 --> 00:39:56,543
‏راستشو بگو، نمی‌خوام تو این
‏محله با کسی روبه‌رو بشم اگه...‏

726
00:39:56,668 --> 00:39:58,543
‏نمی‌خوام نگرانش باشی

727
00:39:59,959 --> 00:40:01,793
‏- اونا، ام...؟
‏- هوم

728
00:40:01,918 --> 00:40:03,959
‏اونا... پرونده رو یادشونه، جو؟

729
00:40:04,084 --> 00:40:05,959
‏هی، هنوز پشت سرت حرف می‌زنن؟

730
00:40:07,084 --> 00:40:12,084
‏خب، تنها کسی که هنوز
‏درباره‌ش حرف می‌زنه، اِ...‏

731
00:40:12,209 --> 00:40:14,168
‏-...زنمه
‏- اوه

732
00:40:14,293 --> 00:40:16,959
‏واسه اینه که هی با
‏بچه‌ها پلیس‌بازی درمیاری

733
00:40:17,084 --> 00:40:19,334
‏- راست می‌گه
‏- تنها چیزی که پدرمادراشون ازت می‌شنون

734
00:40:19,459 --> 00:40:21,584
‏زندان، زندان، زندانه

735
00:40:21,709 --> 00:40:26,084
‏راستش قضیه این بود که
‏وقتی از زندان برگشتم خونه،‏

736
00:40:26,209 --> 00:40:29,084
‏بچه‌ها خیلی بهم علاقه‌مند شدن

737
00:40:29,209 --> 00:40:30,668
‏یعنی، بچه‌ها رو که می‌شناسی

738
00:40:30,793 --> 00:40:35,459
‏شدم یه جورایی...‏
‏متخصص اوضاع و احوال زندان

739
00:40:35,584 --> 00:40:38,668
‏ولی با گذشت زمان، موضوع رو قاطی کردن

740
00:40:38,793 --> 00:40:41,584
‏و یهو به خودم اومدم دیدم شدم کارآگاه

741
00:40:41,709 --> 00:40:44,209
‏- فقط اینکه اونا قاطی نکرده بودن
‏- چی؟

742
00:40:44,334 --> 00:40:47,834
‏نشان‌های پلیس جعبه‌های
‏«پست توستیز» رو می‌ده بهشون

743
00:40:48,668 --> 00:40:49,959
‏که رسمی به نظر بیاد

744
00:40:50,084 --> 00:40:53,334
‏خدایا، چقدر خوبه که
‏می‌شنوم داری بهش می‌خندی

745
00:40:53,459 --> 00:40:55,793
‏چرا، چرا؟ مگه چه انتظاری داشتی؟

746
00:40:55,918 --> 00:40:59,084
‏خب، آخرین چیزی که از این
‏محله یادمه فقط یه کلمه بود:‏

747
00:40:59,834 --> 00:41:00,834
‏«قاتل‌ها»‏

748
00:41:02,084 --> 00:41:05,084
‏یادت...؟
‏یادت میاد، کیت؟

749
00:41:05,209 --> 00:41:08,043
‏خانم هموند جلوی خونه‌مون
‏ایستاده بود و همونو داد می‌زد

750
00:41:08,168 --> 00:41:10,459
‏- لابد هنوزم این دور و براست؟
‏- همه‌شون هنوز هستن

751
00:41:10,584 --> 00:41:12,209
‏به حرفش گوش نده

752
00:41:12,334 --> 00:41:17,168
‏هر شنبه، کل رفقا همین‌جا توی
‏این آلاچیق پوکر بازی می‌کنن

753
00:41:17,293 --> 00:41:21,293
‏تمام اونایی که داد می‌زدن «قاتل»،‏
‏حالا دارن پولم رو می‌برن

754
00:41:21,418 --> 00:41:23,334
‏- ول کن، جو
‏- آره

755
00:41:23,459 --> 00:41:27,584
‏دخترِ حسّاسیه، گولش نزن
‏همه‌شون هنوز قضیه بابا رو یادشونه

756
00:41:27,709 --> 00:41:30,834
‏واسه اون فرق داره، تبرئه شد
‏بابات هنوز اون توئه

757
00:41:30,959 --> 00:41:33,168
‏- گوش کن...‏
‏- واسه همین زیاد اشتیاقی نداشتم

758
00:41:33,293 --> 00:41:34,293
‏به اومدنت

759
00:41:34,418 --> 00:41:36,834
‏- گوش کن...‏
‏- واقعاً می‌دونم چقدر حساسی

760
00:41:36,959 --> 00:41:39,209
‏- گوش کن...‏
‏- به کریس هم گفتم، گفتم...‏

761
00:41:39,334 --> 00:41:40,584
‏گوش کن، گوش کن، گوش کن

762
00:41:40,709 --> 00:41:43,334
‏تو هم کاری رو بکن که من کردم،‏
‏اون‌وقت روبه‌راه می‌شی

763
00:41:43,459 --> 00:41:46,459
‏ببین، روزی که اومدم خونه،‏
‏از ماشین پیاده شدم، من...‏

764
00:41:46,584 --> 00:41:49,834
‏ولی نه جلوی درِ خونه
‏نه، نه، سر نبش

765
00:41:50,418 --> 00:41:54,084
‏باید اینجا می‌بودی، آنی،‏
‏تو هم همین‌طور، کریس، اوه!‏

766
00:41:54,209 --> 00:41:56,918
‏دیدن داشت به‌خدا!‏

767
00:41:57,043 --> 00:41:59,584
‏همه می‌دونستن اون روز آزاد می‌شم

768
00:41:59,709 --> 00:42:02,043
‏ایوون‌ها پر از آدم بود

769
00:42:03,084 --> 00:42:04,459
‏حالا تصورش کن

770
00:42:04,584 --> 00:42:06,459
‏هیچ‌کس باور نداشت که بی‌گناهم

771
00:42:06,584 --> 00:42:11,084
‏حرف این بود که برای
‏تبرئه شدن کلک سوار کردم

772
00:42:11,209 --> 00:42:13,918
‏این شد که... از ماشین پیاده شدم،‏

773
00:42:14,043 --> 00:42:16,584
‏و توی خیابون راه افتادم، اما...‏

774
00:42:17,584 --> 00:42:19,959
‏خیلی آروم

775
00:42:22,793 --> 00:42:24,209
‏اونم با یه لبخند

776
00:42:26,959 --> 00:42:29,209
‏«سلام»‏

777
00:42:29,959 --> 00:42:31,668
‏«هوم»‏

778
00:42:34,543 --> 00:42:35,543
‏اوه

779
00:42:39,584 --> 00:42:40,584
‏هیولا

780
00:42:42,709 --> 00:42:44,334
‏من همون هیولا بودم

781
00:42:46,334 --> 00:42:50,209
‏همون یارویی که سرسیلندرهای ترک‌خورده
‏رو به نیروی هوایی ارتش فروخت

782
00:42:51,334 --> 00:42:55,293
‏همون یارویی که باعث شد ۲۱ تا
‏پی-۴۰ توی استرالیا سقوط کنن

783
00:42:57,168 --> 00:43:01,209
‏دختر، بذار بهت بگم،‏
‏اون روز که داشتم تو خیابون راه می‌رفتم،‏

784
00:43:01,834 --> 00:43:03,709
‏تا خرخره مقصر به نظر می‌رسیدم

785
00:43:05,459 --> 00:43:07,084
‏منتها نبودم

786
00:43:07,834 --> 00:43:10,668
‏و توی جیبم یه حکم دادگاه داشتم

787
00:43:10,793 --> 00:43:12,543
‏که ثابت می‌کرد نبودم

788
00:43:14,584 --> 00:43:16,959
‏این شد که از جلوی ایوون‌ها گذشتم

789
00:43:17,084 --> 00:43:18,293
‏«سلام»‏

790
00:43:19,584 --> 00:43:20,918
‏نتیجه؟

791
00:43:21,043 --> 00:43:23,584
‏چهارده ماه بعد، نگم برات،‏

792
00:43:23,709 --> 00:43:27,584
‏دوباره یکی از بهترین
‏کارگاه‌های کل ایالت مال من شد!‏

793
00:43:27,709 --> 00:43:30,834
‏هو! دوباره یه آدم محترم، بزرگ‌تر از همیشه

794
00:43:30,959 --> 00:43:32,209
‏جو مک‌گاتس!‏

795
00:43:32,334 --> 00:43:34,459
‏تنها راه شکست دادنشون همینه، با جربزه!‏

796
00:43:34,584 --> 00:43:35,959
‏آره

797
00:43:36,543 --> 00:43:39,293
‏بدترین کاری که کردی، آنی،‏
‏این بود که از اینجا رفتی

798
00:43:39,418 --> 00:43:42,418
‏تو... کار رو واسه بابات
‏بعد آزادیش سخت کردی

799
00:43:42,543 --> 00:43:43,793
‏واسه همین دارم بهت می‌گم

800
00:43:43,918 --> 00:43:46,584
‏دلم می‌خواد برگرده، دقیقاً توی همین محله

801
00:43:46,709 --> 00:43:48,334
‏چطور ممکنه برگردن؟

802
00:43:48,459 --> 00:43:50,793
‏تا برنگردن اینجا، این ماجرا تموم نمی‌شه

803
00:43:50,918 --> 00:43:53,668
‏تا وقتی که...‏
‏مردم دوباره باهاش ورق بازی کنن

804
00:43:53,793 --> 00:43:55,209
‏و... و باهاش حرف بزنن

805
00:43:55,334 --> 00:43:57,668
‏و... و به روش لبخند بزنن

806
00:43:58,334 --> 00:44:02,709
‏وقتی با یکی ورق بازی می‌کنی،‏
‏می‌دونی که نمی‌تونه قاتل باشه

807
00:44:04,668 --> 00:44:05,959
‏دفعه بعد که به پدرت نامه نوشتی،‏

808
00:44:06,084 --> 00:44:07,959
‏می‌خوام عین همین حرفامو بهش بگی، شنیدی؟

809
00:44:08,084 --> 00:44:12,793
‏- کینه‌ای ازش به دل نداری؟
‏- هیچ‌وقت نخواستم آدما رو به صلیب بکشم

810
00:44:12,918 --> 00:44:15,918
‏نه، ولی اون شریکت بود،‏
‏کشوندت توی لجن

811
00:44:16,043 --> 00:44:19,168
‏منظورم اینه که کشته‌مرده‌ش نیستم،‏
‏ولی باید بخشید، مگه نه؟

812
00:44:19,293 --> 00:44:22,334
‏- تو هم، کیت؟ کینه‌ای به دل نداری...؟
‏- دفعه بعد که به پدرت نامه نوشتی...‏

813
00:44:22,459 --> 00:44:25,584
‏- نه، من بهش نامه نمی‌دم
‏- منظورم اینه که، گهگاه...‏

814
00:44:25,709 --> 00:44:28,459
‏من تا حالا ننوشتم، داداشم هم ننوشته
‏تو هم همین حس رو داری؟

815
00:44:28,584 --> 00:44:32,209
‏- اون ۲۱ تا خلبان رو به کشتن داد
‏- این چه حرف کوفتی‌ایه داری می‌زنی؟

816
00:44:32,334 --> 00:44:34,668
‏چیز دیگه‌ای هم می‌شه درباره‌ش گفت؟

817
00:44:35,543 --> 00:44:38,084
‏وقتی بردنش، دنبالش رفتم

818
00:44:38,209 --> 00:44:41,709
‏تمام روزهای ملاقات می‌رفتم پیشش،‏
‏همش هم داشتم گریه می‌کردم

819
00:44:42,793 --> 00:44:44,834
‏تا وقتی که خبرِ لری رسید

820
00:44:45,668 --> 00:44:49,918
‏اون‌وقت فهمیدم که...‏
‏دلسوزی واسه همچین آدمی اشتباهه

821
00:44:50,043 --> 00:44:53,334
‏پدر باشه یا نباشه،‏
‏فقط یه جور می‌شه بهش نگاه کرد

822
00:44:53,459 --> 00:44:56,793
‏با این‌که می‌دونست،‏
‏قطعاتی فرستاد که باعث سقوط هواپیما می‌شد

823
00:44:56,918 --> 00:44:58,709
‏از کجا می‌دونی لری یکی از اونا نبوده؟

824
00:44:58,834 --> 00:45:00,834
‏- نه
‏- منتظر همین بودم

825
00:45:02,168 --> 00:45:04,084
‏تا وقتی که اینجایی، آنی،‏

826
00:45:04,209 --> 00:45:06,209
‏ازَت می‌خوام دیگه هیچ‌وقت این حرف رو نزنی

827
00:45:06,334 --> 00:45:09,084
‏شما... تعجب می‌کنم ازتون
‏فکر می‌کردم از دستش عصبانی باشید

828
00:45:09,209 --> 00:45:12,043
‏کاری که بابات کرد هیچ
‏ربطی به لری نداشت، هیچی

829
00:45:12,168 --> 00:45:14,709
‏- اینو که نمی‌تونیم بدونیم
‏- تا وقتی اینجایی، از سرت بیرونش کن!‏

830
00:45:14,834 --> 00:45:16,709
‏- آخه یادت باشه...‏
‏- دیگه بسه، کافیه

831
00:45:16,834 --> 00:45:18,418
‏بیا تو، با من یه چایی بخور

832
00:45:18,543 --> 00:45:21,918
‏- آره، آره، آره. ولی آنی...‏
‏- اون نمرده!‏

833
00:45:22,043 --> 00:45:25,293
‏- پس دیگه بحثی نیست. یالا بیا!‏
‏- یه دقیقه وایسا!‏

834
00:45:26,459 --> 00:45:29,334
‏- ببین، آنی، باید یادت باشه...‏
‏- خیلی خب. بس کن، بابا

835
00:45:29,459 --> 00:45:30,584
‏نه، نه، نه، نه

836
00:45:30,709 --> 00:45:33,334
‏- اون این‌طوری فکر نمی‌کنه!‏
‏- حالم از کل این بحث به هم می‌خوره

837
00:45:33,459 --> 00:45:35,834
‏- می‌خوای همین‌طوری ادامه بده؟
‏- تمومش کن!‏

838
00:45:35,959 --> 00:45:39,709
‏اون سرسیلندرها فقط روی پی-۴۰ها نصب می‌شدن

839
00:45:39,834 --> 00:45:42,584
‏چِت شده؟
‏می‌دونی لری هیچ‌وقت با پی-۴۰ نمی‌پرید

840
00:45:42,709 --> 00:45:45,418
‏خب... پس کی با اون پی-۴۰ها پرواز می‌کرد؟

841
00:45:45,543 --> 00:45:46,834
‏اِ... خوک‌ها؟

842
00:45:48,459 --> 00:45:51,293
‏یارو احمق بود، ولی تو ازش یه قاتل نساز

843
00:45:51,418 --> 00:45:54,418
‏مگه عقل نداری؟ ببین چه به روزش میاره!‏

844
00:45:54,918 --> 00:45:58,459
‏گوش کن، باید بفهمی توی اون
‏کارخونه موقع جنگ چه وضعی بود

845
00:45:58,584 --> 00:46:01,209
‏جفتتون گوش کنین. دیوونه‌خونه بود!‏

846
00:46:02,084 --> 00:46:05,459
‏هر نیم ساعت یه بار سرگرد زنگ
‏می‌زد و سرسیلندر می‌خواست!‏

847
00:46:05,584 --> 00:46:08,334
‏با همون تلفن به جونمون شلاق می‌زدن!‏

848
00:46:08,459 --> 00:46:11,584
‏کامیون‌ها تقریباً داغ‌داغ
‏بار می‌زدن و می‌بردن!‏

849
00:46:13,334 --> 00:46:16,043
‏منظورم اینه، سعی کن انسانی نگاهش کنی

850
00:46:16,709 --> 00:46:18,168
‏انسانی نگاهش کن

851
00:46:19,959 --> 00:46:22,918
‏خب، یهو یه محموله با تَرک از آب دربیاد چی؟

852
00:46:23,043 --> 00:46:24,918
‏پیش میاد، کار همینه دیگه

853
00:46:25,043 --> 00:46:28,334
‏فقط یه... تَرک خیلی ریز، در حد مو

854
00:46:31,043 --> 00:46:34,709
‏خیلی خب، پس...‏
‏پس بابات یه آدم کوچیک و ضعیفه

855
00:46:34,834 --> 00:46:36,584
‏همیشه از دادوبیداد می‌ترسید

856
00:46:36,709 --> 00:46:39,459
‏«وای! حالا سرگرد چی می‌گه؟»‏

857
00:46:39,584 --> 00:46:42,834
‏«تولید نصف روز به باد رفت.‏
‏حالا چی بگم؟»‏

858
00:46:42,959 --> 00:46:45,334
‏می‌فهمی چی می‌گم؟
‏انسانی. انسانی

859
00:46:48,459 --> 00:46:51,709
‏واسه همین اونم... ابزارهاش رو برمی‌داره

860
00:46:51,834 --> 00:46:53,418
‏و روی تَرک‌ها رو می‌پوشونه

861
00:46:53,543 --> 00:46:55,959
‏قبول، کار بدیه، اشتباهه

862
00:46:56,084 --> 00:46:58,543
‏ولی یه آدم ضعیف همین کار رو می‌کنه

863
00:46:58,668 --> 00:47:01,084
‏حالا اگه اون روز می‌تونستم
‏برم سر کار، بهش می‌گفتم:‏

864
00:47:01,209 --> 00:47:03,418
‏«بریزشون دور استیو، از پس خسارتش برمیایم»‏

865
00:47:03,543 --> 00:47:05,668
‏ولی تنهایی ترسیده بود

866
00:47:05,793 --> 00:47:08,334
‏ولی می‌دونم قصد بدی نداشت

867
00:47:08,459 --> 00:47:11,459
‏باورش این بود که دووم میارن، صد در صد!‏

868
00:47:11,584 --> 00:47:13,459
‏خب این یه اشتباهه، ولی قتل که نیست

869
00:47:13,584 --> 00:47:16,209
‏تو هم نباید همچین حسی بهش
‏داشته باشی، این درست نیست

870
00:47:16,334 --> 00:47:18,584
‏- جو، بیا بی‌خیالش بشیم
‏- نه، بیا اینجا. گوش کن

871
00:47:20,959 --> 00:47:23,584
‏روزی که خبر مربوط به لری اومد،‏

872
00:47:24,459 --> 00:47:26,959
‏توی سلول بغلی من بود، بابا

873
00:47:28,959 --> 00:47:30,834
‏و گریه کرد، آنی

874
00:47:31,459 --> 00:47:34,168
‏- نصف شب رو گریه کرد
‏- هوم

875
00:47:35,834 --> 00:47:37,793
‏باید تموم شب رو گریه می‌کرد

876
00:47:39,584 --> 00:47:41,709
‏- چرا این‌طوری می‌کنی؟
‏- می‌خوای بس کنی یا نه؟

877
00:47:41,834 --> 00:47:43,084
‏نکن!‏

878
00:47:45,084 --> 00:47:47,584
‏سرش داد نزن. اون فقط...‏

879
00:47:49,084 --> 00:47:52,834
‏آخه، اون فقط...‏
‏فقط دلش می‌خواد همه خوشحال باشن

880
00:47:54,293 --> 00:47:56,959
‏- مگه نه؟
‏- آره، نظرِ منم همینه

881
00:47:58,584 --> 00:48:00,084
‏آخی

882
00:48:07,334 --> 00:48:09,043
‏هی. اوه، اوه، اوه. هی

883
00:48:09,918 --> 00:48:11,334
‏با استیک چطوری؟

884
00:48:11,459 --> 00:48:12,793
‏- ها!‏
‏- هان؟

885
00:48:12,918 --> 00:48:14,209
‏هان؟ هان؟

886
00:48:14,834 --> 00:48:17,418
‏- با شامپاین
‏- حالا شد یه چیزی!‏

887
00:48:17,543 --> 00:48:20,418
‏باشه، زنگ می‌زنم به سوانسون
‏یه میز برامون رزرو می‌کنم

888
00:48:20,543 --> 00:48:22,293
‏امشب یه شبِ بزرگ در پیش داریم، آنی!‏

889
00:48:22,418 --> 00:48:23,834
‏نمی‌تونی منو بترسونی

890
00:48:23,959 --> 00:48:26,959
‏اوه، از این دختر خوشم میاد
‏کادوپیچش کنید!‏

891
00:48:27,084 --> 00:48:28,834
‏ها

892
00:48:28,959 --> 00:48:31,334
‏- می‌دونی، پاهای قشنگی داری، آنی
‏- جو!‏

893
00:48:31,459 --> 00:48:34,834
‏ببخشید! امشب می‌خوام همه رو مست ببینم

894
00:48:35,709 --> 00:48:37,293
‏نگاهش کن، سرخ شده

895
00:48:37,418 --> 00:48:40,834
‏- خیلی خب، چاییت رو بخور، کازانوا
‏- باشه

896
00:48:47,084 --> 00:48:48,293
‏مرد معرکه‌ای نیست؟

897
00:48:49,084 --> 00:48:50,084
‏ها

898
00:48:50,709 --> 00:48:53,209
‏تنها کسی هستی که می‌شناسم
‏پدر و مادرش رو دوست داره

899
00:48:55,168 --> 00:48:56,543
‏- می‌دونم
‏- هوم

900
00:48:57,334 --> 00:48:58,918
‏دیگه از مد افتاده، نه؟

901
00:49:00,459 --> 00:49:02,209
‏طوری نیست، خیلی هم خوبه

902
00:49:10,293 --> 00:49:14,418
‏می‌دونی، اینجا واقعاً قشنگه
‏هوا... هوا خیلی دلپذیره

903
00:49:15,793 --> 00:49:18,543
‏تو... از اینکه اومدی
‏پشیمون نیستی؟

904
00:49:20,334 --> 00:49:24,584
‏پشیمون که نه، اما...‏
‏قرار نیست بمونم

905
00:49:25,834 --> 00:49:26,834
‏چی؟ چرا؟

906
00:49:27,584 --> 00:49:30,209
‏اول از همه اینکه مامانت عملاً بهم گفت برم

907
00:49:30,334 --> 00:49:32,209
‏- خب...‏
‏- خودت که دیدی. بعدش هم خودت...‏

908
00:49:32,334 --> 00:49:33,709
‏- یه جوری بودی...‏
‏- چی؟

909
00:49:34,918 --> 00:49:35,918
‏خب... یه جورایی...‏

910
00:49:36,709 --> 00:49:39,084
‏از وقتی رسیدم اینجا معذب بودی

911
00:49:41,793 --> 00:49:44,459
‏من... مش... مشکل اینجاست که

912
00:49:44,584 --> 00:49:47,168
‏برنامه‌م این بود که یه جورایی...‏

913
00:49:47,959 --> 00:49:51,334
‏توی مدت یه هفته یا بیشتر،‏
‏کم‌کم بهت نزدیک بشم

914
00:49:52,334 --> 00:49:55,334
‏ولی اونا این‌طور فرض کردن
‏که همه‌چی بینمون قطعیه

915
00:49:55,459 --> 00:49:57,334
‏می‌دونستم این‌طوری می‌شه،‏
‏دست‌کم مامانت

916
00:49:57,459 --> 00:49:58,793
‏از کجا می‌دونستی؟

917
00:49:59,543 --> 00:50:01,668
‏از نظر اون، مگه دلیل دیگه‌ای داشت که بیام؟

918
00:50:03,584 --> 00:50:04,584
‏خب...‏

919
00:50:05,334 --> 00:50:06,709
‏خودت دلت می‌خواد؟

920
00:50:08,043 --> 00:50:10,709
‏حدس می‌زنم بدونی واسه همین ازت خواستم بیای

921
00:50:13,459 --> 00:50:15,709
‏منم فکر کنم واسه همین اومدم

922
00:50:27,459 --> 00:50:28,793
‏اوه... آنی، آنی

923
00:50:30,334 --> 00:50:31,584
‏دوستت دارم

924
00:50:37,293 --> 00:50:38,293
‏دوستت دارم

925
00:50:39,959 --> 00:50:41,084
‏خیلی زیاد

926
00:50:46,918 --> 00:50:48,084
‏دوستت دارم

927
00:50:52,793 --> 00:50:54,793
‏اصلاً تخیل ندارم، همین

928
00:50:55,334 --> 00:50:58,293
‏من... من... فقط بلدم بهت بگم...‏

929
00:50:58,418 --> 00:51:01,584
‏دارم معذبت می‌کنم، من...‏
‏نمی‌خواستم اینجا بهت بگم

930
00:51:01,709 --> 00:51:03,834
‏جایی رو می‌خواستم که قبلاً نرفته باشیم،‏

931
00:51:03,959 --> 00:51:06,334
‏جایی که برای همدیگه کاملاً تازه باشیم

932
00:51:06,459 --> 00:51:09,459
‏حس می‌کنی اینجا جاش نیست، نه؟
‏این... این حیاط

933
00:51:11,834 --> 00:51:14,084
‏می‌خوام برای من آماده باشی

934
00:51:14,209 --> 00:51:16,834
‏نمی‌خوام برای به دست آوردنت با چیزی بجنگم

935
00:51:32,584 --> 00:51:33,668
‏اوه

936
00:51:38,209 --> 00:51:41,584
‏کریس، من خیلی وقته که آماده‌ام،‏
‏خیلی خیلی وقت

937
00:51:43,834 --> 00:51:45,168
‏پس اون رفته

938
00:51:46,918 --> 00:51:48,834
‏برای همیشه. تو... مطمئنی؟

939
00:51:50,209 --> 00:51:52,334
‏دو سال پیش نزدیک بود ازدواج کنم

940
00:51:53,709 --> 00:51:56,209
‏چی...؟ چی...؟
‏چرا نکردی؟

941
00:51:56,709 --> 00:51:58,543
‏شروع کردی بهم نامه نوشتن

942
00:51:59,584 --> 00:52:01,709
‏تو... از همون موقع یه حسی داشتی؟

943
00:52:01,834 --> 00:52:03,334
‏از اون موقع تا حالا، هر روز!‏

944
00:52:04,168 --> 00:52:06,293
‏آنی، چرا بهم نگفتی؟

945
00:52:06,418 --> 00:52:08,084
‏منتظر تو بودم، کریس

946
00:52:08,209 --> 00:52:10,709
‏تا قبل اون هیچ‌وقت نامه ندادی،‏
‏وقتی هم دادی، چی گفتی؟

947
00:52:10,834 --> 00:52:14,418
‏خدایا، واقعاً حرفات دوپهلو بود، می‌دونی؟

948
00:52:18,334 --> 00:52:19,834
‏خب، یه بوس بهم بده

949
00:52:22,959 --> 00:52:23,959
‏آنی

950
00:52:32,334 --> 00:52:33,918
‏یه بوسه بهم...‏

951
00:53:13,709 --> 00:53:14,709
‏خدایا

952
00:53:22,459 --> 00:53:24,043
‏بوسیدمت، آنی

953
00:53:25,168 --> 00:53:26,543
‏آنی رو بوسیدم

954
00:53:28,043 --> 00:53:31,084
‏چقدر، چقدر منتظر بودم که ببوسمت

955
00:53:31,209 --> 00:53:34,084
‏هیچ‌وقت نمی‌بخشمت
‏چرا این همه سال صبر کردی؟

956
00:53:34,209 --> 00:53:36,793
‏همه‌ش نشستم و فکر کردم
‏نکنه دیوونه‌ام که به فکرتم

957
00:53:36,918 --> 00:53:39,959
‏نه، آنی، آنی، آنی
‏حالا دیگه می‌خوایم زندگی کنیم

958
00:53:40,084 --> 00:53:42,418
‏- اوه
‏- کاری می‌کنم بی‌نهایت خوشبخت بشی

959
00:53:51,459 --> 00:53:53,584
‏این‌طوری که نه، نمی‌تونی

960
00:53:54,709 --> 00:53:56,418
‏- بوسیدمت که
‏- هوم

961
00:53:58,209 --> 00:53:59,793
‏مثل برادرِ لری

962
00:54:01,043 --> 00:54:02,043
‏ببوس...‏

963
00:54:03,209 --> 00:54:05,584
‏مثل خودت ببوس، کریس

964
00:54:11,293 --> 00:54:12,459
‏چی شده، کریس؟

965
00:54:14,334 --> 00:54:17,668
‏من... بیا با ماشین بریم یه جایی
‏می‌خوام باهات تنها باشم

966
00:54:17,793 --> 00:54:19,668
‏نه، چی شده، کریس؟
‏موضوع سرِ مامانته؟

967
00:54:19,793 --> 00:54:22,293
‏- نه، اصلاً ربطی به اون نداره
‏- پس چی شده؟

968
00:54:22,918 --> 00:54:26,084
‏حتی توی نامه‌هاتم یه جور... شرمندگی بود

969
00:54:26,209 --> 00:54:29,209
‏آره، فکر کنم واقعاً شرمنده
‏بودم ولی دیگه داره از سرم می‌پره

970
00:54:29,334 --> 00:54:31,209
‏- باید بهم بگی
‏- نمی‌دونم از کجا شروع کنم

971
00:54:31,334 --> 00:54:34,668
‏- این‌طوری هیچ‌وقت فایده نداره
‏- همه‌چیز با کلی چیزای دیگه قاطی شده

972
00:54:37,209 --> 00:54:41,293
‏یادته، اون‌ور آب، فرمانده یه گروهان بودم؟

973
00:54:42,084 --> 00:54:43,084
‏آره، معلومه

974
00:54:44,959 --> 00:54:46,293
‏خب، همه‌شونو از دست دادم

975
00:54:46,959 --> 00:54:47,959
‏چند نفر رو؟

976
00:54:49,209 --> 00:54:51,834
‏- تقریباً همه‌شون رو
‏- وای، خدای من

977
00:54:51,959 --> 00:54:55,084
‏آره، یه کم زمان می‌بره تا...‏
‏این رو هضم کنم،‏

978
00:54:55,209 --> 00:54:58,209
‏چون اونا فقط چندتا آدم معمولی نبودن

979
00:55:00,709 --> 00:55:02,418
‏مثلاً، اوم...‏

980
00:55:03,209 --> 00:55:05,793
‏یه بار، چند روز بارون باریده بود

981
00:55:05,918 --> 00:55:07,709
‏و این پسره اومد پیشم، و...‏

982
00:55:07,834 --> 00:55:11,834
‏و آخرین جفت جوراب خشکی
‏که داشت رو داد به من

983
00:55:11,959 --> 00:55:14,334
‏- هه
‏- فقط گذاشتشون توی جیبم

984
00:55:16,584 --> 00:55:20,834
‏این فقط یه چیز کوچیکه،‏
‏ولی... من همچین آدمایی داشتم،‏

985
00:55:20,959 --> 00:55:25,084
‏اونا نمردن، اونا...‏
‏خودشونو واسه همدیگه به کشتن دادن

986
00:55:25,209 --> 00:55:26,209
‏دقیقاً منظورم همینه

987
00:55:26,334 --> 00:55:30,043
‏اگه یه کم خودخواه‌تر بودن، امروز زنده بودن

988
00:55:32,459 --> 00:55:35,918
‏و من...‏
‏وقتی که می‌دیدم یکی‌یکی پرپر می‌شن،‏

989
00:55:36,043 --> 00:55:37,209
‏یه فکری زد به سرم

990
00:55:37,334 --> 00:55:39,668
‏همه‌چیز داشت... داشت نابود می‌شد، می‌فهمی،‏

991
00:55:39,793 --> 00:55:42,043
‏ولی حس می‌کردم یه چیز تازه به وجود اومده،‏

992
00:55:42,168 --> 00:55:44,959
‏یه جورایی... یه جور حسِ مسئولیت‌پذیری

993
00:55:45,084 --> 00:55:47,793
‏آدم برای آدم
‏می‌فهمی چی می‌گم؟

994
00:55:47,918 --> 00:55:49,334
‏اینکه نشونش بدیم،‏

995
00:55:49,459 --> 00:55:52,084
‏دوباره بیاریمش روی زمین
‏مثل یه جور بنای یادبود،‏

996
00:55:52,209 --> 00:55:53,793
‏جوری که همه حسش کنن،‏

997
00:55:53,918 --> 00:55:57,459
‏که چطور اونجا، درست پشت سرشون وایستاده،‏

998
00:55:57,584 --> 00:55:59,959
‏و واسه‌شون یه فرقی بکنه

999
00:56:04,459 --> 00:56:07,084
‏بعدش برگشتم خونه و همه‌چی...‏

1000
00:56:07,209 --> 00:56:10,084
‏واقعاً باورنکردنی بود

1001
00:56:10,209 --> 00:56:12,793
‏من... اینجا اصلاً هیچ معنایی نداشت

1002
00:56:12,918 --> 00:56:15,459
‏کل قضیه براشون مثل تصادف یه اتوبوس بود

1003
00:56:15,584 --> 00:56:18,834
‏رفتم پیش بابا سرِ کار،‏
‏و باز همون سگ‌دو زدنا شروع شد

1004
00:56:18,959 --> 00:56:21,168
‏و من حس کردم... اِم...‏

1005
00:56:21,293 --> 00:56:23,459
‏همون که گفتی، یه جورایی شرمنده بودم

1006
00:56:23,584 --> 00:56:26,709
‏چون... چون هیچ‌کس تغییری نکرده بود!‏

1007
00:56:27,584 --> 00:56:31,668
‏اصلاً و ابداً! انگار اون همه
‏آدم رو فقط هالو گیر آورده بودن

1008
00:56:31,793 --> 00:56:34,584
‏حس بدی داشتم که زنده‌ام،‏
‏دفترچه پس‌انداز رو باز کنم،‏

1009
00:56:34,709 --> 00:56:37,543
‏ماشین نو سوار شم، یا یه یخچال تازه ببینم

1010
00:56:37,668 --> 00:56:39,668
‏می‌شه این چیزا رو از دل جنگ درآورد،‏

1011
00:56:39,793 --> 00:56:43,418
‏ولی وقتی اون ماشین رو می‌رونی،‏
‏باید بدونی حاصل عشقی بوده

1012
00:56:43,543 --> 00:56:45,918
‏که یه آدم می‌تونه به
‏یه آدم دیگه داشته باشه

1013
00:56:46,043 --> 00:56:48,459
‏باید به خاطر همون، یه کم آدمِ بهتری باشی

1014
00:56:49,084 --> 00:56:51,209
‏وگرنه، هرچی که داری در واقع...‏

1015
00:56:52,209 --> 00:56:53,209
‏...مال غارتیه

1016
00:56:54,168 --> 00:56:56,209
‏و روش پر از خونه

1017
00:56:58,834 --> 00:57:00,668
‏نمی‌خواستم هیچ‌کدومش رو قبول کنم

1018
00:57:02,293 --> 00:57:05,959
‏و فکر کنم تو هم جزوش بودی

1019
00:57:07,209 --> 00:57:08,209
‏هوم

1020
00:57:10,584 --> 00:57:12,418
‏هنوزم همچین حسی داری؟

1021
00:57:14,709 --> 00:57:17,293
‏الان دیگه تو رو می‌خوام، آنی

1022
00:57:19,334 --> 00:57:21,668
‏چون دیگه نباید همچین حسی داشته باشی

1023
00:57:22,209 --> 00:57:25,293
‏چون تو...‏
‏حق داری هرچی که داری مال خودت باشه

1024
00:57:25,418 --> 00:57:27,418
‏همه‌چیز، کریس
‏می‌فهمی چی می‌گم؟

1025
00:57:27,543 --> 00:57:29,543
‏هی، منم همین‌طور

1026
00:57:30,043 --> 00:57:32,084
‏و، اِم... درمورد اون پول چی؟

1027
00:57:32,709 --> 00:57:34,334
‏هیچ ایرادی توی اون پول نیست

1028
00:57:34,459 --> 00:57:36,584
‏پدرت صدها هواپیما فرستاد رو هوا

1029
00:57:36,709 --> 00:57:38,084
‏باید بهش افتخار کنی

1030
00:57:38,793 --> 00:57:40,709
‏آدم باید مزد همچین کاری رو بگیره

1031
00:57:43,834 --> 00:57:45,168
‏آخ، آنی

1032
00:57:45,959 --> 00:57:46,959
‏خب؟

1033
00:57:48,334 --> 00:57:50,793
‏آنی، قراره یه ثروت حسابی واست به هم بزنم

1034
00:57:52,834 --> 00:57:54,834
‏ثروت می‌خوام چیکار؟

1035
00:58:00,043 --> 00:58:02,293
‏آنی، داداشت پشتِ...‏
‏ای بابا!‏

1036
00:58:04,459 --> 00:58:07,293
‏مگه امروز روز کارگره؟

1037
00:58:07,418 --> 00:58:10,834
‏- خیلی خب، باشه
‏- نباید این‌طوری یهو بپری تو!‏

1038
00:58:10,959 --> 00:58:13,959
‏- کسی بهم نگفته بود امروز روز کارگره
‏- باشه دیگه! یه بار گفتی

1039
00:58:14,084 --> 00:58:16,668
‏- هات‌داگ‌ها کجان پس؟
‏- وای، خدای من

1040
00:58:16,793 --> 00:58:18,459
‏حالا که فهمیدم امروز روز کارگره،‏

1041
00:58:18,584 --> 00:58:21,084
‏از این به بعد یه زنگوله به گردنم میندازم

1042
00:58:21,209 --> 00:58:24,418
‏- چقدرم باظرافت رفتار می‌کنه!‏
‏- جورج برنارد شاو در هیبت یه فیل

1043
00:58:24,543 --> 00:58:27,709
‏جورجه. بوسیدیم کلاً از سرم پرید
‏داداشت پشت تلفنه

1044
00:58:27,834 --> 00:58:29,834
‏- داداشم؟
‏- آره، جورج. از راه دور زنگ زده

1045
00:58:29,959 --> 00:58:31,668
‏چی شده؟
‏اتفاقی افتاده؟

1046
00:58:31,793 --> 00:58:35,209
‏نمی‌دونم، کیت داره باهاش حرف می‌زنه
‏عجله کن وگرنه پنج دلار می‌ذاره رو دستش

1047
00:58:35,334 --> 00:58:39,043
‏آره. اِ، راستی،‏
‏به نظرت باید الان به مامانت بگیم یا نه

1048
00:58:39,168 --> 00:58:41,043
‏منظورم اینه که من زیاد اهل جروبحث نیستم

1049
00:58:41,168 --> 00:58:43,584
‏صبر می‌کنیم تا امشب

1050
00:58:44,168 --> 00:58:46,334
‏بعد شام. نگران نباش

1051
00:58:46,918 --> 00:58:49,334
‏من... آره، بسپارش به من

1052
00:58:49,459 --> 00:58:53,084
‏- چی می‌خوای بهش بگی؟
‏- برو، برو، برو! برو دیگه، اَن

1053
00:59:00,334 --> 00:59:01,709
‏داریم ازدواج می‌کنیم، بابا

1054
00:59:03,334 --> 00:59:04,334
‏آها

1055
00:59:06,418 --> 00:59:07,918
‏خب، چیزی نمی‌خوای بگی؟

1056
00:59:08,043 --> 00:59:10,418
‏وای خدایا. نه، من...‏

1057
00:59:10,543 --> 00:59:12,459
‏برات خوشحالم، کریس

1058
00:59:12,584 --> 00:59:14,959
‏آره. فقط... مسئله اینه که، اِم...‏

1059
00:59:15,918 --> 00:59:17,584
‏جورج، از کلمبوس داره زنگ می‌زنه

1060
00:59:19,084 --> 00:59:20,084
‏- کلمبوس؟
‏- آره

1061
00:59:21,209 --> 00:59:25,209
‏آنی چیزی بهت گفته بود که داداشش
‏قراره امروز بره باباشو ببینه؟

1062
00:59:25,334 --> 00:59:28,459
‏اِم... نه، نه.‏
‏فک نکنم خودشم چیزی در این مورد می‌دونست

1063
00:59:30,584 --> 00:59:32,793
‏کریس، تو... فک می‌کنی خوب می‌شناسیش؟

1064
00:59:33,793 --> 00:59:36,959
‏- این چه جور سوالیه...؟
‏- نه، فقط برام سوال شد، ببین

1065
00:59:37,084 --> 00:59:41,084
‏چون توی تمام این سال‌ها،‏
‏جورج نرفته بود باباشو ببینه

1066
00:59:41,709 --> 00:59:44,959
‏یهو اون پا می‌شه می‌ره، اینم میاد اینجا

1067
00:59:45,084 --> 00:59:46,084
‏اِم...‏

1068
00:59:46,209 --> 00:59:47,209
‏خب، که چی؟

1069
00:59:47,334 --> 00:59:49,459
‏می‌دونم غیرمنطقیه،‏
‏ولی این فکر اومده به ذهنم

1070
00:59:49,584 --> 00:59:51,584
‏فک نمی‌کنی ازم کینه‌ای
‏به دل داشته باشه، نه؟

1071
00:59:51,709 --> 00:59:54,793
‏- نمی‌فهمم داری از چی حرف می‌زنی
‏- نه، من فقط... دارم حرف می‌زنم

1072
00:59:54,918 --> 00:59:58,209
‏اون یارو تا آخرین روز دادگاه،‏
‏همه‌چیز رو انداخت گردن من

1073
00:59:58,334 --> 00:59:59,834
‏اینم دخترشه

1074
01:00:00,834 --> 01:00:03,168
‏می‌گم اگه فرستادنش اینجا که سر دربیاره...‏

1075
01:00:03,293 --> 01:00:04,918
‏چرا؟ مگه چی هست واسه فهمیدن؟

1076
01:00:05,043 --> 01:00:07,584
‏چرا این‌قدر هیجان‌زده‌ای، جورج؟
‏اونجا چی شده؟

1077
01:00:07,709 --> 01:00:11,584
‏شاید بخوان پرونده رو دوباره باز کنن
‏فقط واسه اینکه اذیت کنن و ضربه بزنن

1078
01:00:11,709 --> 01:00:13,584
‏بابا، چطور می‌تونی این فکر رو بکنی؟

1079
01:00:13,709 --> 01:00:15,209
‏- نمی‌شه، نه؟
‏- بابا!‏

1080
01:00:15,334 --> 01:00:17,334
‏- خیلی خب
‏- واقعاً تعجب می‌کنم ازت

1081
01:00:17,459 --> 01:00:19,043
‏- باشه، فراموشش کن
‏- بی‌خیال

1082
01:00:19,168 --> 01:00:20,584
‏هی! ول کن دیگه! هی!‏

1083
01:00:20,709 --> 01:00:23,459
‏می‌خوام شروع‌تر و تمیزی داشته باشی،‏
‏کریس باشه؟ آخ، اوه

1084
01:00:23,584 --> 01:00:26,543
‏می‌خوام یه تابلوی جدید بزنم سردر کارخونه:‏

1085
01:00:26,668 --> 01:00:28,418
‏شرکت کریستوفر کلر

1086
01:00:28,543 --> 01:00:31,543
‏همون «جِی. اُ. کلر» خوبه

1087
01:00:31,668 --> 01:00:33,293
‏بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم، ها؟

1088
01:00:34,959 --> 01:00:36,959
‏می‌خوام برات یه خونه بسازم

1089
01:00:37,084 --> 01:00:41,334
‏سنگی، با یه...‏
‏با یه راه ماشین‌رو از سرِ جاده

1090
01:00:41,459 --> 01:00:45,959
‏می‌خوام دستت باز باشه، کریس می‌خوام
‏از چیزی که برات ساختم استفاده کنی

1091
01:00:46,084 --> 01:00:49,084
‏منظورم اینه که، با دل خوش
‏بدون شرمندگی. با دل خوش

1092
01:00:50,543 --> 01:00:51,959
‏همین کارو می‌کنم، بابا

1093
01:00:52,084 --> 01:00:54,543
‏خیلی خب
‏فقط همینو بهم می‌گی؟

1094
01:00:55,959 --> 01:00:56,959
‏چرا؟

1095
01:00:58,084 --> 01:01:01,043
‏چون بعضی وقتا حس می‌کنم
‏از این پول خجالت می‌کشی

1096
01:01:01,168 --> 01:01:02,709
‏- نه، همچین فکری نکن
‏- پول سالمیه

1097
01:01:02,834 --> 01:01:04,293
‏هیچ مشکلی توی اون پول نیست

1098
01:01:04,418 --> 01:01:06,959
‏- لازم نیست اینو بهم بگی
‏- خیلی خب، باشه

1099
01:01:07,084 --> 01:01:09,709
‏مامانت رو هم خودم واست راضی می‌کنم، باشه؟

1100
01:01:10,584 --> 01:01:14,209
‏امشب اون‌قدر مستش می‌کنیم که، وای خدا،‏

1101
01:01:14,334 --> 01:01:15,959
‏همه‌مون عروسی می‌کنیم

1102
01:01:19,334 --> 01:01:20,334
‏هی

1103
01:01:21,209 --> 01:01:23,584
‏قراره یه عروسی بگیریم، فسقلی

1104
01:01:23,709 --> 01:01:25,334
‏اوه!‏

1105
01:01:26,209 --> 01:01:28,084
‏که لنگه‌ش رو هیچ‌کس ندیده

1106
01:01:28,209 --> 01:01:30,584
‏با شامپاین و تاکسیدو!‏

1107
01:01:30,709 --> 01:01:33,918
‏فقط واسه این‌که وقتی هیجان‌زده می‌شی،‏
‏کنترلت رو از دست می‌دی

1108
01:01:34,959 --> 01:01:37,959
‏خب، تو رو خدا بگو، بابا مگه چی بهت گفته؟

1109
01:01:39,584 --> 01:01:40,959
‏خیلی خب، پس بیا

1110
01:01:42,168 --> 01:01:44,168
‏آره، همه همین‌جان

1111
01:01:44,918 --> 01:01:47,043
‏نه، هیچ‌کس از دستت فرار نمی‌کنه

1112
01:01:47,168 --> 01:01:49,709
‏و... و سعی کن خودت رو کنترل کنی، باشه؟

1113
01:01:50,834 --> 01:01:51,834
‏خیلی خب

1114
01:01:52,834 --> 01:01:54,209
‏باشه، خداحافظ

1115
01:02:04,293 --> 01:02:07,334
‏- چیزی شده؟
‏- پس داره میاد اینجا، هان؟

1116
01:02:07,459 --> 01:02:10,584
‏با قطار ساعت هفت میاد، کلمبوسه
‏بهش گفتم مشکلی نیست

1117
01:02:10,709 --> 01:02:13,918
‏آره، آره، حتماً. خب...‏
‏بابات ناخوش‌احوال شده یا چی...؟

1118
01:02:14,043 --> 01:02:17,084
‏نه، نه، جورج نگفت مریض شده، من، اوم...‏

1119
01:02:17,834 --> 01:02:20,834
‏نمی‌دونم، نمی‌دونم،‏
‏احتمالاً یه چیز احمقانه‌ست

1120
01:02:20,959 --> 01:02:24,043
‏- داداشم رو که می‌شناسین، مگه نه؟
‏- آره. آره، معلومه!‏

1121
01:02:25,584 --> 01:02:29,543
‏اوم... هی، بیا، اِ... بیا بریم با
‏ماشین یه دوری بزنیم یا یه کاری کنیم

1122
01:02:29,668 --> 01:02:32,959
‏اوه، اوه، آره، حتماً،‏
‏سوئیچ رو برمی‌دارم، بابا

1123
01:02:33,084 --> 01:02:35,334
‏از توی پارک برین،‏
‏الان خیلی قشنگه

1124
01:02:35,459 --> 01:02:37,084
‏- فعلاً
‏- زودی برمی‌گردیم

1125
01:02:37,209 --> 01:02:39,334
‏نه، عجله نکنین، باشه؟

1126
01:02:43,834 --> 01:02:45,793
‏خب، جورج چی می‌خواست، هان؟

1127
01:02:45,918 --> 01:02:48,793
‏از صبح تا حالا کلمبوس بوده، پیش استیو

1128
01:02:48,918 --> 01:02:50,793
‏می‌گه باید فوراً آنی رو ببینه

1129
01:02:50,918 --> 01:02:53,543
‏- اِ؟ واسه چی؟
‏- نمی‌دونم

1130
01:02:54,709 --> 01:02:56,793
‏- اون حالا دیگه وکیله، جو
‏- آره

1131
01:02:56,918 --> 01:03:01,709
‏جورج وکیله، تمام این سال‌ها حتی یه
‏کارت‌پستال هم واسه استیو نفرستاده بود

1132
01:03:01,834 --> 01:03:03,459
‏از وقتی از جنگ برگشته

1133
01:03:03,584 --> 01:03:05,668
‏- حتی یه کارت‌پستال هم نه
‏- خب که چی؟

1134
01:03:05,793 --> 01:03:08,668
‏یهو با هواپیما از نیویورک
‏پا می‌شه می‌ره دیدنش؟

1135
01:03:08,793 --> 01:03:11,543
‏- با هواپیما؟
‏- خب؟ که چی؟

1136
01:03:11,668 --> 01:03:14,709
‏- چرا؟
‏- خب، مگه من فکر بقیه رو می‌خونم؟ تو می‌خونی؟

1137
01:03:14,834 --> 01:03:16,418
‏چرا، جو؟

1138
01:03:16,543 --> 01:03:21,584
‏استیو یهو چی می‌خواسته بهش بگه که
‏اون مجبور شده با هواپیما بره دیدنش؟

1139
01:03:21,709 --> 01:03:24,209
‏به من چه ربطی داره که
‏استیو چی می‌خواد بهش بگه؟

1140
01:03:24,334 --> 01:03:26,209
‏- مطمئنی، جو؟
‏- آره، مطمئنم

1141
01:03:26,959 --> 01:03:29,209
‏- هه. عاقل باش، جو
‏- ای بابا، ول کن

1142
01:03:29,334 --> 01:03:31,168
‏اون پسر داره میاد، حواست رو جمع کن

1143
01:03:31,293 --> 01:03:34,334
‏شنیدی چی گفتم؟
‏یه بار برای همیشه، مطمئنم

1144
01:03:34,459 --> 01:03:36,418
‏- باشه، جو
‏- ای بابا!‏

1145
01:03:37,334 --> 01:03:39,293
‏فقط حواست رو جمع کن

1146
01:03:50,293 --> 01:03:53,834
‏♪ می‌تونی خیلی بدوی و فرار کنی

1147
01:03:53,959 --> 01:03:56,793
‏♪ تا مدت‌ها بدوی و فرار کنی

1148
01:03:56,918 --> 01:03:59,709
‏♪ تا مدت‌ها بدوی و فرار کنی

1149
01:03:59,834 --> 01:04:02,584
‏♪ ولی دیر یا زود خدا زمینت می‌زنه

1150
01:04:02,709 --> 01:04:05,709
‏♪ ولی دیر یا زود خدا زمینت می‌زنه

1151
01:04:07,334 --> 01:04:10,209
‏♪ برو به اون دروغگوی زبون‌دراز بگو

1152
01:04:10,334 --> 01:04:13,084
‏♪ برو و به اون سوار نیمه‌شب بگو

1153
01:04:13,209 --> 01:04:16,418
‏♪ به آدم ولگرد و قمارباز و بدگو بگو

1154
01:04:16,543 --> 01:04:19,334
‏♪ بهشون بگو که خدا زمین‌شون می‌زنه

1155
01:04:19,459 --> 01:04:22,793
‏♪ بهشون بگو که خدا زمین‌شون می‌زنه

1156
01:04:27,168 --> 01:04:30,209
‏♪ ای وای خدای من، بذار این خبر رو بهت بدم

1157
01:04:30,334 --> 01:04:33,293
‏♪ سرم با شبنم نیمه‌شب خیس شده

1158
01:04:33,418 --> 01:04:36,168
‏♪ زانو زدم روی زمین

1159
01:04:36,293 --> 01:04:39,043
‏♪ داشتم با اون مرد اهل جلیل حرف می‌زدم ♪

1160
01:04:39,168 --> 01:04:41,459
‏دقت کردی با رفتن اون چقدر نور بیشتر شده؟

1161
01:04:41,584 --> 01:04:43,168
‏چرا لباس نمی‌پوشی؟

1162
01:04:43,293 --> 01:04:45,209
‏بالا آدم خفه می‌شه

1163
01:04:45,334 --> 01:04:47,834
‏واسه جورجی آب‌انگور درست کردم،‏
‏همیشه عاشق انگور بود

1164
01:04:47,959 --> 01:04:50,418
‏- بیا یه کم بخور
‏- یالا، برو لباست رو بپوش دیگه

1165
01:04:50,543 --> 01:04:52,668
‏بابا چرا این‌قدر می‌خوابه؟

1166
01:04:53,668 --> 01:04:54,668
‏نگرانه

1167
01:04:55,334 --> 01:04:56,793
‏وقتی نگران باشه، می‌خوابه

1168
01:04:59,459 --> 01:05:01,584
‏- ما خنگیم، کریس
‏- چی؟

1169
01:05:01,709 --> 01:05:04,709
‏من و بابا آدم‌های خنگی هستیم،‏
‏هیچی سرمون نمی‌شه

1170
01:05:04,834 --> 01:05:06,084
‏باید ازمون محافظت کنی

1171
01:05:06,209 --> 01:05:08,793
‏حرف‌های بیخود می‌زنی،‏
‏از چی می‌ترسی آخه؟

1172
01:05:09,793 --> 01:05:12,084
‏تا آخرین روز دادگاهش،‏

1173
01:05:12,209 --> 01:05:15,543
‏استیو دست از این فکر برنداشت که
‏بابا مجبورش کرده این کار رو بکنه

1174
01:05:15,668 --> 01:05:18,334
‏اگه پرونده رو دوباره باز کنن،‏
‏من زنده نمی‌مونم

1175
01:05:18,459 --> 01:05:21,584
‏جورج یه احمق به تمام معناست، مامان،‏
‏چطور جدی می‌گیریش؟

1176
01:05:21,709 --> 01:05:23,209
‏اون خانواده از ما متنفره!‏

1177
01:05:23,334 --> 01:05:24,959
‏- حتی شاید آنی
‏- ای بابا، بی‌خیال!‏

1178
01:05:25,084 --> 01:05:27,668
‏فکر می‌کنی چون همه رو دوست داری،‏
‏اونا هم دوستت دارن؟

1179
01:05:27,793 --> 01:05:31,209
‏خیلی خب، این‌قدر جوش نزن،‏
‏همه‌چیز رو بسپار به من

1180
01:05:31,334 --> 01:05:33,918
‏وقتی جورج برگشت خونه، بهش بگو همراهش بره

1181
01:05:34,043 --> 01:05:35,168
‏نگران آنی نباش

1182
01:05:35,293 --> 01:05:37,668
‏- استیو بابای اونم هست!‏
‏- تمومش می‌کنی یا نه؟

1183
01:05:37,793 --> 01:05:40,084
‏تو نمی‌فهمی مردم چقدر
‏می‌تونن متنفر باشن، کریس

1184
01:05:40,209 --> 01:05:43,084
‏می‌تونن اون‌قدر متنفر باشن
‏که دنیا رو تیکه‌پاره کنن

1185
01:05:43,209 --> 01:05:46,709
‏نگاه کن، نگاه کن،‏
‏اون از الان حاضر شده

1186
01:05:46,834 --> 01:05:49,459
‏منم فقط باید یه پیراهن بپوشم

1187
01:05:49,584 --> 01:05:52,834
‏- حالت خوبه، کیت؟
‏- چه فرقی می‌کنه، عزیزم؟

1188
01:05:53,834 --> 01:05:55,959
‏یه عده آدم هستن، می‌دونی،‏

1189
01:05:57,043 --> 01:06:00,834
‏هرچی مریض‌تر می‌شن، عمرشون درازتر می‌شه

1190
01:06:07,584 --> 01:06:09,959
‏- خیلی خوشگل شدی
‏- امشب بهش می‌گیم

1191
01:06:10,084 --> 01:06:12,709
‏- حتماً، نگران نباش
‏- کاش می‌شد الان بهش بگیم

1192
01:06:12,834 --> 01:06:15,084
‏تحمل نقشه‌کشیدن رو ندارم،‏
‏دلم آشوب می‌شه

1193
01:06:15,209 --> 01:06:17,543
‏نقشه‌کشیدن نیست،‏
‏فقط می‌خوایم سرِ حال بیاریمش

1194
01:06:17,668 --> 01:06:20,334
‏جو!‏
‏قراره کل روز رو بخوابی؟

1195
01:06:20,459 --> 01:06:23,168
‏تنها کسی که خیالش راحته باباته،‏
‏خوابِ خوابه

1196
01:06:23,293 --> 01:06:25,334
‏- من که خیالم راحته
‏- واقعاً؟

1197
01:06:25,959 --> 01:06:26,959
‏اوم‌هوم

1198
01:06:27,584 --> 01:06:28,584
‏ببین

1199
01:06:40,209 --> 01:06:42,168
‏جورج که رسید، بهم خبر بده

1200
01:07:30,834 --> 01:07:32,834
‏- شوهرم اینجاست...؟
‏- وای!‏

1201
01:07:32,959 --> 01:07:36,834
‏- یا خدا
‏- خیلی معذرت می‌خوام، اوه

1202
01:07:36,959 --> 01:07:39,043
‏طوری نیست، اوه

1203
01:07:39,168 --> 01:07:40,459
‏اوه

1204
01:07:40,584 --> 01:07:42,918
‏من یه... یه کم بیخود و
‏بی‌جهت از تاریکی می‌ترسم

1205
01:07:43,043 --> 01:07:45,834
‏- داره هوا تاریک می‌شه
‏- دنبال شوهرت می‌گردی؟

1206
01:07:45,959 --> 01:07:48,959
‏مثل همیشه، این‌قدر اینجا پلاسه
‏که کم‌کم باید ازش کرایه بگیرن

1207
01:07:49,084 --> 01:07:53,043
‏آخه کسی حاضر نبود، این شد که با
‏ماشین رفت ایستگاه تا داداشم رو بیاره

1208
01:07:53,168 --> 01:07:54,209
‏اوه، داداشت اومده؟

1209
01:07:54,334 --> 01:07:56,459
‏آره، هر لحظه ممکنه برسن

1210
01:07:56,584 --> 01:08:00,293
‏امان از این شوهرم،‏
‏می‌گفت هوا زیادی گرمه که منو ببره ساحل

1211
01:08:00,418 --> 01:08:01,793
‏مردا مثل پسربچه‌هان

1212
01:08:01,918 --> 01:08:04,084
‏واسه همسایه‌ها همیشه حاضرن چمن بزنن

1213
01:08:04,209 --> 01:08:07,709
‏مردم دوست دارن واسه خانواده کلر کاری بکنن،‏
‏تا یادمه همین‌طوری بوده

1214
01:08:07,834 --> 01:08:09,459
‏واقعاً عجیبه

1215
01:08:09,584 --> 01:08:11,959
‏لابد داداشت داره میاد که
‏دستت رو بده به داماد، نه؟

1216
01:08:13,043 --> 01:08:15,418
‏اِ... نمی‌دونم. احتمالاً

1217
01:08:15,543 --> 01:08:16,959
‏حتماً حسابی دلشوره داری

1218
01:08:18,209 --> 01:08:20,793
‏شوهر کردن همیشه مکافاته، مگه نه؟

1219
01:08:21,584 --> 01:08:22,709
‏البته بستگی به هیکلت هم داره

1220
01:08:22,834 --> 01:08:24,709
‏البته نمی‌فهمم چرا تو باید مشکلی می‌داشتی

1221
01:08:24,834 --> 01:08:27,584
‏- اوه، خواستگار زیاد داشتم
‏- شک ندارم

1222
01:08:28,584 --> 01:08:30,334
‏- خیلی رمانتیکه
‏- اوه

1223
01:08:31,168 --> 01:08:34,918
‏به نظر من ازدواج با برادر نامزدت،‏
‏خیلی غیرعادیه

1224
01:08:36,459 --> 01:08:37,459
‏نمی‌دونم

1225
01:08:38,918 --> 01:08:40,709
‏فکر کنم بیشترش، اِ...‏

1226
01:08:41,418 --> 01:08:44,918
‏هر وقت به یکی احتیاج
‏دارم که حقیقت رو بهم بگه،‏

1227
01:08:45,043 --> 01:08:47,709
‏- همیشه یاد کریس می‌افتم
‏- اوم

1228
01:08:47,834 --> 01:08:50,668
‏وقتی یه چیزی بهت می‌گه،‏
‏می‌دونی همونه. اون...‏

1229
01:08:51,459 --> 01:08:55,584
‏- بهم آرامش می‌ده
‏- پول هم داره. اینم مهمه، می‌دونی که

1230
01:08:55,709 --> 01:08:58,168
‏- واسه من فرقی نداره
‏- فکرش رو هم نمی‌کنی

1231
01:08:58,293 --> 01:09:00,084
‏همه‌چیز رو عوض می‌کنه

1232
01:09:00,209 --> 01:09:02,584
‏من با یه کارورز ازدواج کردم،‏
‏اونم با حقوق خودم

1233
01:09:02,709 --> 01:09:04,084
‏خیلی بد بود

1234
01:09:04,209 --> 01:09:07,543
‏زن که خرج یه مرد رو بده،‏
‏مرد بهش بدهکار می‌شه

1235
01:09:07,668 --> 01:09:10,209
‏نمی‌شه به کسی بدهکار باشی و کینه نگیری

1236
01:09:10,334 --> 01:09:12,209
‏هوم، راست می‌گی، واقعاً همینه

1237
01:09:13,584 --> 01:09:17,084
‏خب، در باطن،‏
‏فکر کنم دکتر خیلی باوفا و فداکاره

1238
01:09:17,209 --> 01:09:18,334
‏اوه، معلومه

1239
01:09:18,459 --> 01:09:21,584
‏ولی بده وقتی یه مرد همیشه
‏میله‌های زندان رو جلوی چشمش ببینه

1240
01:09:21,709 --> 01:09:24,334
‏- جیم فکر می‌کنه همیشه تو زندانه
‏- اوه

1241
01:09:25,084 --> 01:09:28,543
‏واسه همین می‌خواستم یه
‏خواهش کوچیک ازت بکنم، اَن

1242
01:09:28,668 --> 01:09:30,959
‏موضوعیه که برام خیلی مهمه

1243
01:09:32,709 --> 01:09:34,459
‏حتماً، اگه از دستم بربیاد

1244
01:09:34,584 --> 01:09:35,959
‏- برمیاد
‏- هوم

1245
01:09:36,668 --> 01:09:40,459
‏وقتی رفتین سر خونه‌زندگیتون،‏
‏سعی کنین یه جایی دور از اینجا پیدا کنین

1246
01:09:43,043 --> 01:09:45,293
‏- شوخی می‌کنی؟
‏- کاملاً جدی‌ام

1247
01:09:45,418 --> 01:09:47,293
‏شوهرم وقتی کریس دوروبرشه،‏
‏اصلاً دل‌ودماغ نداره

1248
01:09:47,418 --> 01:09:49,543
‏- چطور مگه؟
‏- جیم یه دکتر موفقه

1249
01:09:49,668 --> 01:09:53,293
‏ولی... ببین، تو سرش افتاده
‏که بره دنبال تحقیقات پزشکی...‏

1250
01:09:53,418 --> 01:09:55,918
‏- چیزای تازه کشف کنه، می‌فهمی؟
‏- خب مگه بده؟

1251
01:09:56,043 --> 01:10:00,334
‏درآمد تحقیق هفته‌ای ۲۵ دلاره،‏
‏منهای خرج شستن لباس ریاضت

1252
01:10:00,459 --> 01:10:03,168
‏- باید از کل زندگیت بزنی تا بری سراغش
‏- کریس این وسط چه‌کاره‌ست...؟

1253
01:10:03,293 --> 01:10:06,834
‏کریس کاری می‌کنه مردم بخوان بهتر
‏از اون چیزی باشن که تو واقعیت ممکنه

1254
01:10:06,959 --> 01:10:09,043
‏- آره، همچین اثری رو آدما می‌ذاره
‏- مگه این بده؟

1255
01:10:09,584 --> 01:10:11,584
‏عزیزم، شوهر من زن و زندگی داره

1256
01:10:11,709 --> 01:10:14,834
‏هر بار که با کریس می‌شینه،‏
‏حس می‌کنه داره سازشکاری می‌کنه

1257
01:10:14,959 --> 01:10:17,209
‏چون همه‌چیز رو فدای کارهای تحقیقاتی نکرده

1258
01:10:17,334 --> 01:10:19,709
‏انگار نه انگار که خود کریس یا
‏بقیه هم دارن سازشکاری می‌کنن

1259
01:10:19,834 --> 01:10:21,709
‏هر دو سه سال یه‌بار جیم همین بساط رو داره

1260
01:10:21,834 --> 01:10:24,668
‏با یکی آشنا می‌شه، ازش یه بت می‌سازه

1261
01:10:24,793 --> 01:10:27,209
‏شاید حق با جیم باشه
‏منظورم این نیست که کریس یه بته...‏

1262
01:10:27,334 --> 01:10:29,709
‏- عزیزم، خودتم می‌دونی حق باهاش نیست
‏- من باهات موافق نیستم، کریس...‏

1263
01:10:29,834 --> 01:10:31,959
‏بیا با واقعیت روبه‌رو بشیم، عزیزم
‏کریس داره با باباش کار می‌کنه، مگه نه؟

1264
01:10:32,084 --> 01:10:33,793
‏تمام طول سال، هر هفته داره از
‏اون کسب‌وکار پول به جیب می‌زنه

1265
01:10:33,918 --> 01:10:36,584
‏- خب که چی؟
‏- از من می‌پرسی خب که چی؟

1266
01:10:36,709 --> 01:10:38,418
‏معلومه که می‌پرسم

1267
01:10:38,543 --> 01:10:41,459
‏نباید این‌طوری تهمت بزنی
‏از تو بعیده واقعاً

1268
01:10:41,584 --> 01:10:43,043
‏از من بعیده؟

1269
01:10:43,168 --> 01:10:45,959
‏اگه اون کارخونه ذره‌ای مشکل داشت،‏
‏کریس یه پاپاسی هم ازش برنمی‌داشت

1270
01:10:46,084 --> 01:10:47,959
‏- اینو مطمئنی؟
‏- مطمئنم. از تک‌تک حرفات بدم اومد

1271
01:10:48,084 --> 01:10:50,084
‏- می‌دونی من از چی بدم میاد، عزیزم؟
‏- نمی‌خوام بحث کنم

1272
01:10:50,209 --> 01:10:52,959
‏از همسایگی این «خانواده مقدس» بیزارم!‏

1273
01:10:53,084 --> 01:10:56,168
‏- باعث می‌شه من یه بی‌سروپا به نظر بیام، می‌فهمی؟
‏- من کاری از دستم برنمیاد

1274
01:10:56,293 --> 01:10:58,459
‏اون کیه که زندگی یه مرد رو خراب کنه؟

1275
01:10:58,584 --> 01:11:00,709
‏همه می‌دونن جو کلک سوار
‏کرد تا از زندان قسر دربره

1276
01:11:00,834 --> 01:11:03,793
‏- این حقیقت نداره!‏
‏- چرا نمی‌ری بیرون با مردم حرف بزنی؟

1277
01:11:03,918 --> 01:11:07,293
‏برو دیگه. تو این محله یه
‏نفرم نیست که حقیقت رو ندونه

1278
01:11:07,418 --> 01:11:09,959
‏این دروغه.‏
‏مردم همیشه واسه ورق‌بازی میان اینجا

1279
01:11:10,084 --> 01:11:12,209
‏خب که چی؟
‏به خاطر زرنگیش تحسینش می‌کنن!‏

1280
01:11:12,334 --> 01:11:14,418
‏منم همین‌طور
‏ببین، من هیچ مشکلی با جو ندارم

1281
01:11:14,543 --> 01:11:16,834
‏ولی اگه کریس از مردم
‏توقع ریاضت کشیدن داره،‏

1282
01:11:16,959 --> 01:11:18,834
‏خودش باید لباس‌های اعیونی رو دربیاره

1283
01:11:18,959 --> 01:11:21,834
‏با اون آرمان‌گرایی ساختگیش
‏داره شوهرمو دیوونه می‌کنه!‏

1284
01:11:21,959 --> 01:11:23,459
‏کارد به استخونم رسیده دیگه!‏

1285
01:11:25,709 --> 01:11:28,334
‏سلام عزیزم. مامان چطوره؟

1286
01:11:28,459 --> 01:11:31,918
‏- فکر کردم جورج اومده
‏- نه، فقط ما دوتاییم

1287
01:11:32,418 --> 01:11:35,084
‏هوم. یه لطفی در حقم بکن، سوزی

1288
01:11:35,209 --> 01:11:38,459
‏برو بالا پیش مامان ببین می‌تونی آرومش کنی؟
‏خیلی به هم ریخته‌ست

1289
01:11:38,584 --> 01:11:40,293
‏هنوز در جریان قضیه شما دوتا نیست؟

1290
01:11:40,418 --> 01:11:42,918
‏یه چیزایی حس کرده

1291
01:11:43,459 --> 01:11:46,293
‏- گمونم. مامان منو که می‌شناسی
‏- آره بابا، حس ششم داره

1292
01:11:46,418 --> 01:11:49,334
‏آره. شاید تو قفسه داروها چیزی باشه

1293
01:11:49,459 --> 01:11:52,959
‏از هر دارویی یکی بهش می‌دم
‏در ضمن، نگران کیت نباش

1294
01:11:53,084 --> 01:11:55,043
‏دوتا پیک بزنه و یکم باهاش برقصی،‏

1295
01:11:55,168 --> 01:11:56,293
‏دیگه عاشق اَن می‌شه

1296
01:11:57,709 --> 01:11:59,793
‏چون تو نسخه زنونه خودشی

1297
01:12:00,793 --> 01:12:01,959
‏هول نکن

1298
01:12:03,084 --> 01:12:04,459
‏گفتم «نسخه»‏

1299
01:12:13,959 --> 01:12:15,918
‏زن جالبیه، نه؟

1300
01:12:16,459 --> 01:12:18,418
‏آره، خیلی جالبه

1301
01:12:18,543 --> 01:12:20,918
‏- پرستار فوق‌العاده‌ایه، می‌دونی، اون...‏
‏- تو هنوزم دست از این کارت برنداشتی؟

1302
01:12:21,043 --> 01:12:22,334
‏چه کاری؟

1303
01:12:22,459 --> 01:12:25,668
‏همین که با یکی آشنا می‌شی،‏
‏یه صفت برجسته بهش می‌چسبونی

1304
01:12:25,793 --> 01:12:28,459
‏- از کجا می‌دونی پرستار فوق‌العاده‌ایه؟
‏- مگه چی شده؟

1305
01:12:28,584 --> 01:12:29,959
‏کریس، اون زن ازت متنفره
‏چشم دیدنت رو نداره

1306
01:12:30,084 --> 01:12:31,209
‏چت شده یهو؟

1307
01:12:31,334 --> 01:12:34,334
‏- اینجا چه اتفاقی افتاده؟
‏- چرا بهم نگفتی؟

1308
01:12:34,959 --> 01:12:37,834
‏- چیو بهت نگفتم؟
‏- اون می‌گه مردم فکر می‌کنن جو مقصره

1309
01:12:39,959 --> 01:12:43,543
‏- چه فرقی می‌کنه؟
‏- نه، برام مهم نیست چی فکر می‌کنن

1310
01:12:43,668 --> 01:12:45,709
‏فقط نمی‌فهمم چرا این‌قدر به
‏خودت زحمت دادی تا انکارش کنی

1311
01:12:45,834 --> 01:12:46,834
‏گفتی همه همه‌چیز رو فراموش کردن

1312
01:12:46,959 --> 01:12:49,418
‏فقط نمی‌خواستم حس کنی اومدنت
‏به اینجا کار اشتباهیه، همین

1313
01:12:49,543 --> 01:12:51,459
‏می‌دونم خیلیا فکر می‌کنن پدرم مقصر بود

1314
01:12:51,584 --> 01:12:53,293
‏حدس زدم شاید تو ذهن تو
‏هم یه شک و شبهه‌ای باشه

1315
01:12:53,418 --> 01:12:56,293
‏- من حتی یه‌بارم نگفتم بهش شک دارم
‏- هیچ‌کس به زبون نمیاره

1316
01:12:56,418 --> 01:12:58,709
‏کریس، می‌دونم چقدر دوسش داری، ولی...‏

1317
01:12:58,834 --> 01:13:01,209
‏فکر می‌کنی اگه اون کارو کرده بود،‏
‏می‌بخشیدمش؟

1318
01:13:01,334 --> 01:13:03,209
‏بی‌هوا و بی‌مقدمه نیومدم اینجا، کریس

1319
01:13:03,334 --> 01:13:05,709
‏من به پدرم پشت کردم
‏اگه خطایی در کار بوده...‏

1320
01:13:05,834 --> 01:13:07,459
‏اینو می‌دونم، اَن!‏

1321
01:13:10,459 --> 01:13:11,459
‏اوه

1322
01:13:12,043 --> 01:13:15,834
‏جورج داره از پیش بابا میاد،‏
‏و فکر نکنم از سر خیرخواهی باشه

1323
01:13:15,959 --> 01:13:17,918
‏قدمش روی چشم
‏از جورج نباید ترسی داشته باشی

1324
01:13:18,043 --> 01:13:20,793
‏- خیلی خب، همینو بهم بگو. فقط همینو بگو
‏- اون مرد بی‌گناهه!‏

1325
01:13:21,459 --> 01:13:25,168
‏یادت نره، یه بار به ناحق
‏متهمش کردن و کشوندنش تو جهنم

1326
01:13:25,793 --> 01:13:30,084
‏اگه تو هم دوباره با همچین چیزی
‏روبه‌رو می‌شدی، چیکار می‌کردی، هوم؟

1327
01:13:31,834 --> 01:13:34,459
‏آنی، باورم کن،‏
‏هیچ مشکلی واسه تو اینجا نیست

1328
01:13:34,584 --> 01:13:36,834
‏باورم کن... دختر

1329
01:13:42,293 --> 01:13:44,334
‏- آخ
‏- هوم؟

1330
01:13:44,459 --> 01:13:45,459
‏خیلی خب

1331
01:13:47,334 --> 01:13:48,709
‏خیلی خب؟

1332
01:13:49,834 --> 01:13:51,293
‏خیلی خب، کریس

1333
01:14:01,209 --> 01:14:04,334
‏هر بار میام بیرون اینجا
‏عین شهربازی می‌مونه!‏

1334
01:14:04,459 --> 01:14:08,543
‏- فکر کردم می‌خوای اصلاح کنی
‏- یه دقیقه دیگه. تازه بیدار شدم

1335
01:14:08,668 --> 01:14:10,334
‏- من که چیزی نمی‌بینم
‏- صورتت که اصلاح شده‌ست

1336
01:14:10,459 --> 01:14:12,668
‏چی؟ اه، نه، نه

1337
01:14:12,793 --> 01:14:16,418
‏امشب باید حسابی به خودم برسم
‏امشب شب مهمیه، آنی!‏

1338
01:14:16,543 --> 01:14:18,709
‏خب، بهم بگو

1339
01:14:19,293 --> 01:14:22,334
‏زن شوهر‌دار بودن چه حسی داره؟

1340
01:14:22,459 --> 01:14:24,834
‏خب... هنوز نمی‌دونم

1341
01:14:25,834 --> 01:14:27,334
‏چت شده، داری پس می‌کشی؟

1342
01:14:27,459 --> 01:14:29,709
‏اوه، عیاش بزرگ

1343
01:14:29,834 --> 01:14:31,834
‏- این «روئه» یعنی چی؟
‏- فرانسویه

1344
01:14:31,959 --> 01:14:33,918
‏- هوم‌هوم
‏- حرف بی‌ادبی نزن!‏

1345
01:14:34,043 --> 01:14:36,334
‏تا حالا آدم بی‌سوادتر از این دیده بودی؟

1346
01:14:36,459 --> 01:14:39,334
‏- یکی بالاخره باید نون دربیاره دیگه!‏
‏- اوه، خوب جوابشو دادی

1347
01:14:39,459 --> 01:14:40,709
‏نمی‌دونم

1348
01:14:40,834 --> 01:14:44,543
‏تو این کشور همه دارن
‏اون‌قدر زیادی باسواد می‌شن

1349
01:14:44,668 --> 01:14:47,209
‏که دیگه هیچکی پیدا نمی‌شه آشغالا رو ببره

1350
01:14:47,834 --> 01:14:50,584
‏اوضاع طوری شده که تنها
‏احمقای باقی‌مونده همین رئیسان

1351
01:14:50,709 --> 01:14:53,459
‏- آخه تو که اون‌قدرها هم خنگ نیستی، جو
‏- می‌دونم، ولی...‏

1352
01:14:53,584 --> 01:14:56,168
‏مثلاً پاتو می‌ذاری تو کارخونه‌ی ما و...‏

1353
01:14:56,293 --> 01:14:59,459
‏اون‌قدر اونجا ستوان و سرگرد و سرهنگ ریخته

1354
01:14:59,584 --> 01:15:01,959
‏که روم نمی‌شه به کسی بگم زمین رو جارو بزنه

1355
01:15:02,668 --> 01:15:05,584
‏باید مراقب باشم به کسی برنخوره، اووه

1356
01:15:06,293 --> 01:15:07,709
‏نه، شوخی نمی‌کنم، واقعاً مصیبته

1357
01:15:07,834 --> 01:15:11,834
‏الان تو خیابون تف بندازی
‏می‌خوره به یه آدم دانشگاه‌رفته

1358
01:15:11,959 --> 01:15:14,043
‏خب... پس تف ننداز؟

1359
01:15:16,459 --> 01:15:19,584
‏منظورم اینه که کار به
‏جاهای عجیبی رسیده، نه؟

1360
01:15:21,793 --> 01:15:23,584
‏آره، آنی داشتم به جورج فکر می‌کردم

1361
01:15:23,709 --> 01:15:25,959
‏داشتم به داداشت جورج فکر می‌کردم

1362
01:15:26,084 --> 01:15:28,584
‏وقتی اومد،‏
‏می‌خوام یه چیزی رو باهاش مطروح کنی

1363
01:15:28,709 --> 01:15:30,584
‏می‌گن «مطرح»‏

1364
01:15:31,834 --> 01:15:35,709
‏- مگه مطروح چشه؟
‏- اصلاً... همچین کلمه‌ای نداریم

1365
01:15:37,209 --> 01:15:39,543
‏وقتی من می‌رفتم کلاس شبونه «مطروح» بود!‏

1366
01:15:39,668 --> 01:15:41,543
‏خب، تو مدرسه روزانه می‌گن «مطرح»‏

1367
01:15:41,668 --> 01:15:44,209
‏هی، دسته‌جمعی نریزید سرم، باشه؟

1368
01:15:44,834 --> 01:15:47,459
‏اخ، ولی جداً آنی، می‌گی جورج

1369
01:15:47,584 --> 01:15:49,459
‏حال‌وروزش خوب نیست؟

1370
01:15:49,584 --> 01:15:50,709
‏داشتم فکر می‌کردم،‏

1371
01:15:50,834 --> 01:15:53,334
‏چرا باید خودشو تو نیویورک هلاک کنه،‏

1372
01:15:53,459 --> 01:15:56,334
‏با اون رقابت شدید، وقتی... وقتی...‏

1373
01:15:56,459 --> 01:15:59,418
‏وقتی من این‌همه دوست اینجا دارم؟

1374
01:15:59,543 --> 01:16:01,959
‏با چندتا وکیل کله‌گنده تو شهر خیلی رفیقم

1375
01:16:02,084 --> 01:16:05,334
‏- می‌تونم کار جورج رو راه بندازم
‏- خیلی بهش لطف داری، جو

1376
01:16:06,168 --> 01:16:08,959
‏آره، خب ببین، لطفی در کار نیست، اِم...‏

1377
01:16:09,084 --> 01:16:12,418
‏می‌خوام درکم کنی
‏من... من به فکر کریسم

1378
01:16:13,084 --> 01:16:14,418
‏آخه... خب...‏

1379
01:16:14,543 --> 01:16:16,418
‏می‌بینی؟ منظورم همینه، اِم...‏

1380
01:16:17,084 --> 01:16:18,084
‏آدم پیر که می‌شه،‏

1381
01:16:18,209 --> 01:16:22,168
‏دلش می‌خواد حس کنه به یه دستاوردی رسیده

1382
01:16:24,334 --> 01:16:26,584
‏تنها دستاورد من پسرمه

1383
01:16:27,834 --> 01:16:29,209
‏من آدم باهوشی نیستم

1384
01:16:29,334 --> 01:16:31,084
‏کل دستاوردم همینه

1385
01:16:31,209 --> 01:16:34,334
‏حالا یه سال، هجده ماه دیگه،‏

1386
01:16:34,459 --> 01:16:37,043
‏پدرت یه آدم آزاد می‌شه

1387
01:16:37,168 --> 01:16:40,084
‏پیش کی می‌خواد بره، آنی؟
‏پیش عزیزدردونه‌ش، پیش تو

1388
01:16:40,209 --> 01:16:43,959
‏میاد، پیر و خشمگین میاد توی خونه‌ت

1389
01:16:44,084 --> 01:16:45,584
‏دیگه مهم نیست، جو

1390
01:16:45,709 --> 01:16:49,334
‏خب، من فقط دلم نمی‌خواد
‏اون کینه بیفته بینمون

1391
01:16:49,459 --> 01:16:52,209
‏نه، فقط اینو بگم که
‏همچین اتفاقی عمراً بیفته

1392
01:16:53,043 --> 01:16:54,334
‏آخ

1393
01:16:54,918 --> 01:16:56,918
‏الان عاشقی، آنی

1394
01:16:57,043 --> 01:16:59,334
‏ولی باور کن سنم از تو بیشتره و می‌دونم

1395
01:17:00,584 --> 01:17:03,668
‏دختر، دختره و پدر هم پدر

1396
01:17:03,793 --> 01:17:05,043
‏و ممکنه اتفاق بیفته

1397
01:17:05,168 --> 01:17:08,584
‏حالا، دلم می‌خواد تو و جورج
‏برید زندان پیشش و بهش بگید:‏

1398
01:17:08,709 --> 01:17:12,584
‏«بابا، جو می‌خواد وقتی
‏آزاد شدی بیاردت توی کار»‏

1399
01:17:12,709 --> 01:17:14,668
‏می‌خوای باهاش شریک بشی؟

1400
01:17:14,793 --> 01:17:16,418
‏نه! شریک نه

1401
01:17:16,959 --> 01:17:18,709
‏فقط یه کار خوب

1402
01:17:19,959 --> 01:17:23,459
‏دلم می‌خواد بدونه، آنی وقتی اونجا نشسته...‏

1403
01:17:24,334 --> 01:17:26,709
‏می‌خوام بدونه وقتی آزاد بشه

1404
01:17:26,834 --> 01:17:29,209
‏یه جایی هست که منتظرشه

1405
01:17:29,334 --> 01:17:31,793
‏- تلخیشو از بین می‌بره
‏- هه

1406
01:17:31,918 --> 01:17:34,418
‏اینکه بدونی جایی منتظرته...‏

1407
01:17:34,543 --> 01:17:36,918
‏دلتو صاف می‌کنه

1408
01:17:37,043 --> 01:17:38,709
‏جو، تو هیچ دِینی بهش نداری!‏

1409
01:17:38,834 --> 01:17:41,418
‏یه مشت تو دندوناش بدهکارم
‏ولی به هر حال پدرته

1410
01:17:41,543 --> 01:17:45,584
‏پس بزن تو دندوناش
‏نه، اصلاً دلم نمی‌خواد بیاد تو کارخونه

1411
01:17:45,709 --> 01:17:46,959
‏پس قضیه تمومه
‏حرفمو فهمیدی؟

1412
01:17:47,084 --> 01:17:49,918
‏در ضمن، این‌طوری راجع بهش حرف نزن
‏مردم برداشتِ بد می‌کنن

1413
01:17:50,043 --> 01:17:52,543
‏نمی‌فهمم چرا باید این مرد رو به صلیب بکشه

1414
01:17:52,668 --> 01:17:56,293
‏- به تو چه ربطی داره؟
‏- نه، اصلاً! پدر، پدره!‏

1415
01:17:59,959 --> 01:18:02,418
‏ای بابا، آره
‏برم صورتمو بزنم

1416
01:18:03,293 --> 01:18:06,709
‏ببین، من... نمی‌خواستم سرت داد بزنم، آنی

1417
01:18:06,834 --> 01:18:08,793
‏بیا کلاً فراموشش کنیم، جو

1418
01:18:09,334 --> 01:18:10,793
‏- باشه
‏- باشه

1419
01:18:11,959 --> 01:18:13,959
‏واقعاً دوست‌داشتنیه

1420
01:18:14,084 --> 01:18:16,293
‏- بالاخره اصلاح می‌کنی؟
‏- باز حق با توئه، آره

1421
01:18:17,084 --> 01:18:19,834
‏اصلاً یادم رفته بود. سلام!‏

1422
01:18:19,959 --> 01:18:22,459
‏قول دادم موهای کیت رو واسه امشب درست کنم

1423
01:18:22,584 --> 01:18:23,584
‏شونه‌شون کرده؟

1424
01:18:23,709 --> 01:18:27,293
‏- همیشه لبت خندونه، نه، لیدیا؟
‏- معلومه، چرا که نه؟

1425
01:18:27,418 --> 01:18:29,834
‏آره، بیا بالا موهای کیتیِ منو شونه کن

1426
01:18:29,959 --> 01:18:31,834
‏امشب شب مهمیشه خوشگلش کن

1427
01:18:31,959 --> 01:18:33,709
‏حتماً

1428
01:18:33,834 --> 01:18:36,168
‏اووه، می‌دونی چیه؟

1429
01:18:36,959 --> 01:18:38,793
‏این می‌تونه یه آهنگ بشه

1430
01:18:39,959 --> 01:18:43,709
‏♪ اوه بیا بالا و موهای کیتیِ منو شونه کن

1431
01:18:43,834 --> 01:18:46,584
‏♪ اوه بیا بالا چون اون بانوی زیبای منه ♪

1432
01:18:46,709 --> 01:18:49,709
‏اووه، واسه یه سال کلاس شبونه چطور بود؟

1433
01:18:49,834 --> 01:18:50,834
‏چی؟

1434
01:18:51,834 --> 01:18:52,834
‏سلام؟

1435
01:18:59,293 --> 01:19:00,918
‏سلام. سلام

1436
01:19:02,793 --> 01:19:06,084
‏- چی شده؟ اون کجاست؟
‏- مادرت کجاست؟

1437
01:19:06,209 --> 01:19:08,709
‏- اِم... بالا داره حاضر می‌شه
‏- جورج چی شد؟

1438
01:19:08,834 --> 01:19:12,543
‏بهش گفتم تو ماشین منتظر بمونه
‏حالا خوب به حرفم گوش کن

1439
01:19:12,668 --> 01:19:14,334
‏- نصیحت‌پذیر هستی؟
‏- آره

1440
01:19:14,459 --> 01:19:16,293
‏نیارش اینجا

1441
01:19:16,418 --> 01:19:18,793
‏- چرا؟
‏- حال کیت اصلاً خوب نیست

1442
01:19:18,918 --> 01:19:21,334
‏نمی‌تونی این قضیه رو جلوش منفجر کنی

1443
01:19:21,459 --> 01:19:24,459
‏- چی رو منفجر کنم؟
‏- خودت می‌دونی واسه چی اومده اینجا

1444
01:19:24,584 --> 01:19:27,043
‏سعی نکن ماست‌مالیش کنی
‏خون جلو چشماشو گرفته

1445
01:19:27,793 --> 01:19:30,334
‏ببرش یه جا با ماشین و تنهایی باهاش حرف بزن

1446
01:19:30,459 --> 01:19:31,709
‏مثل پیرزنا نشو

1447
01:19:31,834 --> 01:19:34,168
‏اومده اونو ببره خونه

1448
01:19:34,293 --> 01:19:38,084
‏آه. یعنی چی؟ خودت می‌دونی منظورم چیه، نه؟

1449
01:19:38,209 --> 01:19:40,209
‏حساب‌کتابتو باهاش یه جای دیگه تسویه کن

1450
01:19:40,334 --> 01:19:42,334
‏- با ماشین می‌برمش یه جا
‏- نه

1451
01:19:42,459 --> 01:19:45,209
‏- دست از حماقت برمی‌داری؟
‏- هیچکی ازش نمی‌ترسه! تمومش کن!‏

1452
01:19:57,709 --> 01:19:58,709
‏اِم...‏

1453
01:19:59,709 --> 01:20:02,543
‏این چه مسخره‌بازیه؟
‏چرا اون بیرون نشستی؟

1454
01:20:05,459 --> 01:20:07,543
‏دکتر گفت مادرت ناخوشه

1455
01:20:08,793 --> 01:20:11,459
‏خب که چی؟
‏دلش می‌خواد ببینتت، مگه نه؟

1456
01:20:11,584 --> 01:20:13,709
‏کل بعدازظهر رو منتظرت بودیم

1457
01:20:15,334 --> 01:20:18,043
‏اوه، این که کثیفه. پیرهن دیگه‌ای نیاوردی؟

1458
01:20:18,168 --> 01:20:20,834
‏- چطوره بریم ساحل، جیم؟
‏- وای، هوا برای رانندگی زیادی گرمه

1459
01:20:20,959 --> 01:20:23,334
‏چطوری رفتی ایستگاه قطار؟
‏با بالن زپلین؟

1460
01:20:23,459 --> 01:20:25,668
‏جورج، ایشون، اِم... خانم بیلیس هستن

1461
01:20:26,543 --> 01:20:27,834
‏جو... جورج!‏

1462
01:20:30,584 --> 01:20:33,209
‏- اِم... خانم بیلیس
‏- حال شما؟

1463
01:20:42,584 --> 01:20:44,543
‏شما همونایی هستید که
‏خونه‌مون رو خریدید، نه؟

1464
01:20:44,668 --> 01:20:47,209
‏درسته، قبل از اینکه بری
‏بیا ببین با خونه چیکار کردیم

1465
01:20:47,334 --> 01:20:49,334
‏من همون‌طوری که بود دوسش داشتم

1466
01:20:50,459 --> 01:20:51,918
‏خیلی رُکه، نه؟

1467
01:20:52,043 --> 01:20:55,709
‏- بعداً می‌بینمت. به خودت سخت نگیر، رفیق
‏- آره، ممنون که با ماشین رسوندیش

1468
01:20:59,209 --> 01:21:01,334
‏یه کم آب‌انگور چطوره، جورج؟

1469
01:21:01,459 --> 01:21:03,709
‏مامان مخصوص خودت درستش کرده

1470
01:21:04,584 --> 01:21:06,543
‏کیت باوفا، آب‌انگورم یادش نرفته

1471
01:21:06,668 --> 01:21:09,709
‏تو این خونه به اندازه کافی ازش خوردی

1472
01:21:11,709 --> 01:21:14,168
‏اِم... حالت چطور بوده، جورج؟

1473
01:21:15,168 --> 01:21:17,168
‏- بشین
‏- یه لحظه بهم وقت بده

1474
01:21:17,293 --> 01:21:18,293
‏فقط...‏

1475
01:21:20,584 --> 01:21:21,793
‏باورکردنی نیست

1476
01:21:22,584 --> 01:21:25,168
‏- چی؟
‏- اینکه برگشتم اینجا

1477
01:21:26,543 --> 01:21:29,709
‏ببینم، یه خرده عصبی شدی، نه؟

1478
01:21:31,084 --> 01:21:32,084
‏خب، آره

1479
01:21:32,959 --> 01:21:34,793
‏طرفای آخر روز

1480
01:21:35,459 --> 01:21:37,793
‏چی شدی، الان دیگه مدیر
‏کله‌گنده‌ای شدی، هان؟

1481
01:21:38,293 --> 01:21:41,043
‏اِم... در حد متوسط

1482
01:21:42,043 --> 01:21:43,709
‏وکالت چطوره؟

1483
01:21:44,834 --> 01:21:46,043
‏نمی‌دونم

1484
01:21:46,959 --> 01:21:49,834
‏وقتی تو بیمارستان درسش
‏رو می‌خوندم منطقی بود،‏

1485
01:21:49,959 --> 01:21:52,959
‏اما این بیرون انگار
‏چندان خبری از قانون نیست

1486
01:21:54,709 --> 01:21:57,209
‏- درختا پُرپُشت شدن، نه؟
‏- اِم...‏

1487
01:21:58,459 --> 01:21:59,584
‏اون چیه؟

1488
01:21:59,709 --> 01:22:02,959
‏آهان، دیشب باد انداختش،‏
‏می‌دونی که، واسه لری کاشته بودیمش

1489
01:22:03,084 --> 01:22:04,959
‏چرا؟ ترسیدید فراموشش کنید؟

1490
01:22:06,459 --> 01:22:09,834
‏- این چه حرفیه می‌زنی؟
‏- هی! از کی کلاه سرت می‌ذاری؟

1491
01:22:09,959 --> 01:22:10,959
‏از امروز

1492
01:22:12,168 --> 01:22:15,168
‏تصمیم گرفتم از این به بعد
‏حداقل قیافه‌م شبیه وکلا باشه

1493
01:22:16,209 --> 01:22:18,209
‏- نمی‌شناسیش؟
‏- چرا؟ از کجا...؟

1494
01:22:18,334 --> 01:22:20,334
‏مال باباته،‏
‏ازم خواست سرم بذارمش

1495
01:22:21,459 --> 01:22:22,459
‏حالش چطوره؟

1496
01:22:24,293 --> 01:22:25,584
‏کوچیک شده

1497
01:22:26,584 --> 01:22:28,668
‏- کوچیک؟
‏- آره، کوچیک

1498
01:22:29,793 --> 01:22:31,334
‏یه آدم کوچیک شده

1499
01:22:31,459 --> 01:22:34,084
‏سر آدمای هالو همین میاد،‏
‏خوب شد به موقع رفتم دیدنش

1500
01:22:34,209 --> 01:22:36,543
‏یه سال دیگه، جز بوش چیزی ازش باقی نمی‌موند

1501
01:22:36,668 --> 01:22:38,543
‏موضوع چیه؟
‏مشکل چیه؟

1502
01:22:40,584 --> 01:22:42,709
‏- مشکل؟
‏- آره

1503
01:22:42,834 --> 01:22:44,334
‏خیلی خب، مشکل اینجاست

1504
01:22:44,459 --> 01:22:47,793
‏که وقتی یه بار مردم رو هالو گیر
‏آوردی نباید سعی کنی دوباره خرشون کنی

1505
01:22:47,918 --> 01:22:49,418
‏- یعنی چی؟
‏- هنوز باهاش ازدواج نکردی، نه؟

1506
01:22:49,543 --> 01:22:51,334
‏- جورج، می‌شینی و...‏
‏- اصلاً ازدواج کردی؟

1507
01:22:51,459 --> 01:22:53,959
‏- نه، هنوز ازدواج نکردم
‏- قرار هم نیست باهاش ازدواج کنی

1508
01:22:54,084 --> 01:22:57,084
‏- چرا نباید باهاش ازدواج کنم؟
‏- چون باباش خونواده‌ت رو نابود کرد

1509
01:22:57,209 --> 01:22:58,459
‏- ببین، جورج...‏
‏- کشش نده، کریس

1510
01:22:58,584 --> 01:23:00,209
‏بهش بگو با من بیاد خونه،‏
‏بیا بحث نکنیم

1511
01:23:00,334 --> 01:23:02,293
‏- خودت می‌دونی چی می‌خوام بگم
‏- نمی‌خواد ادای صدای خدا رو دربیاری

1512
01:23:02,418 --> 01:23:06,084
‏تمام عمرت مشکلت همین بوده،‏
‏جورج، نسنجیده می‌پری وسط ماجرا

1513
01:23:06,209 --> 01:23:09,918
‏این دیگه چه جور حرف زدنه؟
‏حالا دیگه واسه خودت مردی شدی

1514
01:23:10,959 --> 01:23:12,959
‏- حالا واسه خودم مردی شدم؟
‏- آره، آره، آره

1515
01:23:13,084 --> 01:23:14,584
‏- هان؟
‏- اینجا قلدربازی درنیار

1516
01:23:14,709 --> 01:23:16,584
‏اگه حرفی واسه گفتن داری، مثل آدم متمدن بگو

1517
01:23:16,709 --> 01:23:18,209
‏به من نگو متمدن باش!‏

1518
01:23:18,334 --> 01:23:20,709
‏می‌خوای مثل یه مرد عاقل حرف بزنی یا نه؟

1519
01:23:20,834 --> 01:23:24,209
‏هی، نکن! عصبانی نشو،‏
‏حالا بگو ببینم قضیه چیه؟

1520
01:23:24,334 --> 01:23:27,793
‏هان؟ جورجی، چی شده؟
‏موقع رفتنم منو بوسیدی، ولی الان...‏

1521
01:23:27,918 --> 01:23:30,084
‏از اون موقع به بعد زندگیم زیر و رو شده!‏

1522
01:23:31,043 --> 01:23:32,959
‏وقتی رفتی نتونستم برگردم سر کار!‏

1523
01:23:33,084 --> 01:23:35,959
‏می‌خواستم برم پیش بابا تا
‏بهش بگم داری ازدواج می‌کنی

1524
01:23:36,084 --> 01:23:38,584
‏نمی‌شد بهش نگم،‏
‏اونقدر دوستت داشت

1525
01:23:38,709 --> 01:23:41,709
‏آنی، کار وحشتناکی کردیم،‏
‏هیچ‌وقت بخشیده نمی‌شیم

1526
01:23:41,834 --> 01:23:44,584
‏حتی واسه کریسمس یه کارتم براش نفرستادیم

1527
01:23:44,709 --> 01:23:47,459
‏از وقتی از جنگ برگشتم یه بارم ندیدمش

1528
01:23:47,584 --> 01:23:50,084
‏آنی، نمی‌دونی چه بلایی سر اون مرد آوردن،‏
‏نمی‌دونی چی شده

1529
01:23:50,209 --> 01:23:53,334
‏- معلومه که می‌دونم!‏
‏- عمراً بدونی! وگرنه اینجا نبودی!‏

1530
01:23:53,459 --> 01:23:55,084
‏اون روز بابا اومد سر کار

1531
01:23:55,209 --> 01:23:57,584
‏سرکارگر شیفت شب،‏
‏سرسیلندرها رو بهش نشون داد

1532
01:23:57,709 --> 01:24:01,168
‏قطعات معیوب از خط تولید بیرون می‌اومدن،‏
‏فرآیند تولید ایراد داشت

1533
01:24:01,293 --> 01:24:05,543
‏بابا مستقیم رفت سر وقت تلفن،‏
‏زنگ زد اینجا و به جو گفت فوراً بیاد

1534
01:24:05,668 --> 01:24:08,584
‏ولی صبح گذشت، خبری از جو نشد،‏
‏واسه همین بابا دوباره زنگ زد

1535
01:24:08,709 --> 01:24:11,418
‏تا اون موقع،‏
‏بیشتر از صدتا قطعه‌ی معیوب داشت

1536
01:24:11,543 --> 01:24:14,709
‏ارتش مدام جنس می‌خواست و
‏بابا هیچی واسه فرستادن نداشت،‏

1537
01:24:14,834 --> 01:24:18,459
‏واسه همین جو پشت تلفن بهش گفت،‏
‏گفت اِم، جوشکاری کنه،‏

1538
01:24:18,584 --> 01:24:20,793
‏هر جور شده تَرک‌ها رو
‏بپوشونه و بفرستتشون بره

1539
01:24:20,918 --> 01:24:23,709
‏- حرفت تموم شد؟
‏- نه! نه، حرفم تموم نشده!‏

1540
01:24:24,334 --> 01:24:25,459
‏بابا می‌ترسید

1541
01:24:25,584 --> 01:24:27,709
‏می‌خواست اگه قراره این
‏کار رو بکنه جو هم باشه،‏

1542
01:24:27,834 --> 01:24:29,584
‏ولی جو نمی‌تونه بیاد، چون مریضه

1543
01:24:29,709 --> 01:24:32,834
‏درسته؟ مریض.‏
‏یهو آنفولانزا می‌گیره، اونم یهویی

1544
01:24:32,959 --> 01:24:35,584
‏اما قول داد مسئولیتش رو قبول کنه،‏
‏می‌فهمی چی دارم می‌گم؟

1545
01:24:35,709 --> 01:24:38,209
‏پشت تلفن که نمی‌شه
‏مسئولیت چیزی رو قبول کرد

1546
01:24:38,334 --> 01:24:41,543
‏تو دادگاه همیشه می‌شه تماس تلفنی رو
‏انکار کرد، اونم دقیقاً همین کار رو کرد

1547
01:24:41,668 --> 01:24:43,418
‏دفعه‌ی اول می‌دونستن دروغگوئه،‏

1548
01:24:43,543 --> 01:24:45,584
‏ولی توی تجدیدنظر اون
‏دروغ کثیف رو باور کردن،‏

1549
01:24:45,709 --> 01:24:48,293
‏حالا هم جو واسه خودش کله‌گنده
‏شده و پدرت شده سپر بلا

1550
01:24:48,418 --> 01:24:49,959
‏حالا می‌خوای چیکار کنی؟

1551
01:24:50,084 --> 01:24:53,418
‏غذای اونو بخوری؟ توی تختش بخوابی؟ هان؟
‏جواب بده، می‌خوای چیکار کنی؟

1552
01:24:53,543 --> 01:24:56,543
‏- تو می‌خوای چیکار کنی، جورج؟
‏- اون زرنگ‌تر از منه، نمی‌تونم تماس تلفنی رو ثابت کنم

1553
01:24:56,668 --> 01:24:58,834
‏- چطور جرئت می‌کنی با این اراجیف بیای اینجا؟
‏- جورج، دادگاه...‏

1554
01:24:58,959 --> 01:25:00,418
‏دادگاه پدرت رو نمی‌شناخت!‏

1555
01:25:00,543 --> 01:25:02,418
‏ولی تو می‌شناسیش،‏
‏ته دلت می‌دونی کار جو بوده!‏

1556
01:25:02,543 --> 01:25:05,084
‏- صداتو بیار پایین یا می‌اندازمت بیرون!‏
‏- اون می‌دونه! اون می‌دونه!‏

1557
01:25:05,209 --> 01:25:07,709
‏- اینو از اینجا ببر بیرون!‏
‏- جورجی، همه‌ی حرفات رو می‌دونم، باشه؟

1558
01:25:07,834 --> 01:25:11,918
‏- بابا همه‌ی اینا رو تو دادگاه گفت
‏- دادگاه اونو نمی‌شناخت، آنی!‏

1559
01:25:12,043 --> 01:25:15,918
‏ولی جورجی، اون هر حرفی می‌زنه، باشه؟
‏می‌دونی چقدر راحت دروغ می‌گه!‏

1560
01:25:16,043 --> 01:25:18,459
‏یه چیزی ازت می‌پرسم،‏
‏وقتی جواب می‌دی تو چشمام نگاه کن

1561
01:25:18,584 --> 01:25:19,959
‏- تو چشمات نگاه می‌کنم
‏- تو پدرت رو می‌شناسی

1562
01:25:20,084 --> 01:25:21,959
‏- خوب می‌شناسمش
‏- و اون از اون رئیس‌هاست

1563
01:25:22,084 --> 01:25:23,793
‏که بذاره ۱۲۱ سرسیلندر تعمیر بشن

1564
01:25:23,918 --> 01:25:26,293
‏و بدون اینکه حتی بفهمه از
‏کارگاهش فرستاده بشن بیرون؟

1565
01:25:26,418 --> 01:25:29,709
‏- از همون جور رئیس‌هاست
‏- همون جو کلری که هیچ‌وقت از کارگاهش نمی‌رفت

1566
01:25:29,834 --> 01:25:32,209
‏بدون اینکه اول دور بزنه
‏و ببینه چراغ‌ها خاموشن

1567
01:25:32,334 --> 01:25:33,418
‏همون جو کلر

1568
01:25:33,543 --> 01:25:36,168
‏مردی که می‌دونه کارگراش چند
‏دقیقه توی دستشویی می‌مونن

1569
01:25:36,293 --> 01:25:39,334
‏- همون مرد
‏- و پدر من، اون موش ترسو

1570
01:25:39,459 --> 01:25:41,584
‏که بدون یکی همراهش حتی یه پیراهن نمی‌خرید،‏

1571
01:25:41,709 --> 01:25:43,459
‏جرئت می‌کرد به تنهایی همچین کاری بکنه؟

1572
01:25:43,584 --> 01:25:45,584
‏خودش به تنهایی، و چون یه موش ترسوئه،‏

1573
01:25:45,709 --> 01:25:48,584
‏اینم یه کار دیگه‌شه که تقصیر
‏رو بندازه گردن یکی دیگه!‏

1574
01:25:48,709 --> 01:25:50,543
‏اونقدر مرد نیست که خودش به گردن بگیره!‏

1575
01:25:50,668 --> 01:25:52,209
‏امتحانش کرد، توی دادگاه!‏

1576
01:25:52,334 --> 01:25:54,459
‏نگرفت، ولی رو احمقی مثل تو جواب می‌ده!‏

1577
01:25:54,584 --> 01:25:56,959
‏- کریس، داری به خودت دروغ می‌گی!‏
‏- این‌طوری حرف نزن!‏

1578
01:25:57,084 --> 01:25:58,084
‏بهم بگو جورج، چی شد؟

1579
01:25:58,209 --> 01:26:01,334
‏پرونده‌ی دادگاه تمام
‏این سال‌ها برات کافی بود

1580
01:26:01,459 --> 01:26:04,793
‏چرا الان دیگه کافی نیست؟ هان؟
‏چرا تمام این سال‌ها باورش داشتی؟

1581
01:26:04,918 --> 01:26:06,334
‏چون تو باورش داشتی

1582
01:26:08,209 --> 01:26:10,084
‏حقیقتش همینه، کریس

1583
01:26:10,709 --> 01:26:13,209
‏همه‌چیز رو باور کردم چون
‏فکر می‌کردم تو باورش داری

1584
01:26:13,334 --> 01:26:15,918
‏ولی امروز این رو از زبون خودش شنیدم

1585
01:26:17,209 --> 01:26:20,459
‏از زبون خودش،‏
‏با پرونده‌ی دادگاه زمین تا آسمون فرق داره

1586
01:26:20,584 --> 01:26:22,793
‏هر کسی که اونو بشناسه و پدرت رو بشناسه،‏

1587
01:26:22,918 --> 01:26:24,334
‏از زبون خودش باورش می‌کنه

1588
01:26:25,043 --> 01:26:28,209
‏بابات هر چی داشتیم رو ازمون گرفت!‏

1589
01:26:29,668 --> 01:26:31,043
‏حریفش نمی‌شم

1590
01:26:32,459 --> 01:26:35,209
‏ولی این یکی رو عمراً بذارم بقاپه

1591
01:26:35,334 --> 01:26:38,043
‏وسایلت رو جمع کن،‏
‏هر چی که دارن آلوده به خونه

1592
01:26:38,168 --> 01:26:40,959
‏تو دختری نیستی که بتونی باهاش زندگی کنی،‏
‏وسایلت رو جمع کن

1593
01:26:41,084 --> 01:26:42,918
‏آنی، تو که این حرف رو باور نمی‌کنی، نه؟

1594
01:26:43,709 --> 01:26:47,043
‏- خودت می‌دونی حقیقت نداره، مگه نه؟
‏- اون چطور بگه بهت؟ پدرشه دیگه!‏

1595
01:26:47,168 --> 01:26:48,918
‏هیچ‌وقت این چیزا به ذهنت نرسیده؟

1596
01:26:49,043 --> 01:26:51,334
‏آره، به فکرم رسید،‏
‏چون هر چیزی ممکنه به فکر آدم برسه!‏

1597
01:26:51,459 --> 01:26:53,834
‏- اون می‌دونه، آنی! خودش می‌دونه!‏
‏- وای، صدای خدا رو باش!‏

1598
01:26:53,959 --> 01:26:56,168
‏پس چرا اسمت روی شرکت نیست؟
‏اینو واسم توضیح بده

1599
01:26:56,293 --> 01:26:58,668
‏این لعنتی چه ربطی داره؟
‏حتی وقتی که مال من نیست؟

1600
01:26:58,793 --> 01:27:00,793
‏کی رو داری گول می‌زنی؟
‏وقتی بمیره به کی می‌رسه؟

1601
01:27:00,918 --> 01:27:02,334
‏- چی؟
‏- خب؟

1602
01:27:03,418 --> 01:27:05,459
‏چشمات رو باز کن
‏جفتشون رو خوب می‌شناسی

1603
01:27:05,584 --> 01:27:08,084
‏با اون محبتی که به‌هم دارن،‏
‏نباید اولین کاری باشه که می‌کنن؟

1604
01:27:08,209 --> 01:27:09,918
‏«جی. اون. کلر و پسر»‏

1605
01:27:10,043 --> 01:27:11,084
‏چی؟

1606
01:27:11,209 --> 01:27:14,959
‏نه، من تکلیفش رو روشن می‌کنم
‏می‌خوای تکلیفش مشخص شه یا می‌ترسی؟

1607
01:27:15,084 --> 01:27:17,584
‏- منظورت چیه؟
‏- بذار برم بالا با بابات حرف بزنم

1608
01:27:17,709 --> 01:27:20,418
‏تو ده دقیقه جوابت رو می‌گیری
‏از جوابش می‌ترسی؟

1609
01:27:20,543 --> 01:27:22,709
‏من از جوابش نمی‌ترسم
‏جوابش رو خوب می‌دونم

1610
01:27:22,834 --> 01:27:23,959
‏ولی حال مادرم خوب نیست

1611
01:27:24,084 --> 01:27:25,668
‏- نمی‌خوام اینجا دعوا راه بیفته
‏- بذار برم پیشش

1612
01:27:25,793 --> 01:27:28,084
‏هی، نه! قرار نیست الان
‏اینجا دعوا راه بندازی!‏

1613
01:27:28,209 --> 01:27:29,834
‏- دیگه چی می‌خوای؟
‏- یکی داره میاد

1614
01:27:29,959 --> 01:27:32,084
‏- الان هیچی نمی‌گی
‏- زود می‌ری، من به تاکسی زنگ می‌زنم

1615
01:27:32,209 --> 01:27:34,334
‏- تو با من میای
‏- حرفی از ازدواج نزنیا، هنوز بهش نگفتیم

1616
01:27:34,459 --> 01:27:36,459
‏- تو با من میای!‏
‏- فهمیدی؟ جورجی، خواهش می‌کنم نگو

1617
01:27:36,584 --> 01:27:38,293
‏قرار نیست الان اینجا بساط راه بندازی!‏

1618
01:27:38,418 --> 01:27:39,584
‏- آنی
‏- جورجی!‏

1619
01:27:40,834 --> 01:27:43,168
‏جورجی، آخی

1620
01:27:46,334 --> 01:27:48,334
‏- جورجی
‏- سلام

1621
01:27:48,459 --> 01:27:50,959
‏- آخی
‏- سلام

1622
01:27:52,168 --> 01:27:54,709
‏- سلام، کیت
‏- جورجی، آخی

1623
01:27:57,543 --> 01:27:59,834
‏پیرت کردن که

1624
01:27:59,959 --> 01:28:01,584
‏- چی؟
‏- نگاه کن، موهات سفید شده

1625
01:28:01,709 --> 01:28:02,918
‏آره، می‌دونم

1626
01:28:03,043 --> 01:28:06,543
‏وقتی داشتی می‌رفتی گفتم بهت،‏
‏دنبال مدال نباش

1627
01:28:06,668 --> 01:28:09,584
‏دنبالش نبودم، کیت
‏خیلی راحت بهم دادنش

1628
01:28:09,709 --> 01:28:11,084
‏ول کن، همه‌تون مثل همید

1629
01:28:11,668 --> 01:28:14,334
‏نیگاش کن
‏مگه نگفتی حالش خوبه؟

1630
01:28:14,459 --> 01:28:16,584
‏- مثل مرده‌ها شده
‏- حالم خوبه

1631
01:28:16,709 --> 01:28:18,793
‏دلم کباب می‌شه نگات می‌کنم

1632
01:28:19,584 --> 01:28:22,293
‏مادرت چش شده؟
‏چرا بهت غذا نمی‌ده؟

1633
01:28:22,418 --> 01:28:24,709
‏آخه اصلاً اشتها نداره

1634
01:28:24,834 --> 01:28:26,834
‏اگه خونه‌ی من غذا می‌خوره،‏
‏اشتها پیدا می‌کرد

1635
01:28:26,959 --> 01:28:28,293
‏دلم به حال شوهرت می‌سوزه

1636
01:28:28,418 --> 01:28:30,584
‏بشین، برات یه ساندویچ درست کنم

1637
01:28:30,709 --> 01:28:32,459
‏واقعاً گرسنه‌م نیست

1638
01:28:33,459 --> 01:28:38,084
‏به خدا دلم کباب می‌شه وقتی
‏می‌بینم چه بلایی سر بچه‌ها اومده

1639
01:28:38,584 --> 01:28:40,668
‏چقدر براتون جون کندیم و نقشه کشیدیم

1640
01:28:40,793 --> 01:28:42,834
‏- هوم
‏- آخرشم وضعتون از ما بهتر نشد

1641
01:28:42,959 --> 01:28:45,584
‏تو اصلاً عوض نشدی، کیت، خودت می‌دونی؟

1642
01:28:45,709 --> 01:28:48,918
‏هیچ‌کدوممون عوض نشدیم، جورجی
‏همه‌مون دوستت داریم

1643
01:28:49,043 --> 01:28:51,334
‏جو داشت از روزی می‌گفت که به دنیا اومدی

1644
01:28:51,459 --> 01:28:52,918
‏و اون روز آب قطع شده بود

1645
01:28:53,043 --> 01:28:55,293
‏مردم از یه محله اون‌طرف‌تر
‏تشت تشت آب می‌آوردن

1646
01:28:55,418 --> 01:28:58,793
‏یه غریبه اگه می‌دید،‏
‏فکر می‌کرد کل محله آتیش گرفته

1647
01:29:02,584 --> 01:29:04,209
‏چرا یه کم آب‌میوه بهش ندادی؟

1648
01:29:04,959 --> 01:29:07,793
‏- بهش تعارف کردم
‏- تعارف کردی بهش؟

1649
01:29:08,459 --> 01:29:09,459
‏بده بخوره

1650
01:29:11,168 --> 01:29:13,459
‏- حالا هم می‌شینی اینجا...‏
‏- چی؟ آها

1651
01:29:13,584 --> 01:29:16,834
‏...آب‌میوه‌ت رو می‌خوری
‏تا رنگ و روت جا بیاد

1652
01:29:16,959 --> 01:29:18,834
‏وای کیت، همین الانشم گرسنه‌م شد

1653
01:29:18,959 --> 01:29:23,293
‏آره، این زن می‌تونه مهاتما
‏گاندی رو هم بکنه بوکسور سنگین‌وزن

1654
01:29:23,418 --> 01:29:25,918
‏ببین، گور بابای رستوران

1655
01:29:26,043 --> 01:29:29,084
‏تو یخچالمون ژامبون داریم،‏
‏توت‌فرنگی یخ‌زده و آووکادو

1656
01:29:29,209 --> 01:29:30,959
‏قطار ساعت هشت و نیم راه می‌فته، اَن

1657
01:29:31,084 --> 01:29:33,334
‏- داری می‌ری؟
‏- نه مامان، جایی نمی‌ره

1658
01:29:33,459 --> 01:29:37,834
‏تازه رسیدی، یه کم به خودتون فرصت
‏بدید تا دوباره با هم اخت بشید

1659
01:29:37,959 --> 01:29:39,918
‏آره، واقعاً دیگه اصلاً ما رو نمی‌شناسی

1660
01:29:40,459 --> 01:29:41,959
‏خب، اگه نمی‌تونن بمونن، دیگه...‏

1661
01:29:42,084 --> 01:29:44,834
‏- فقط قضیه سر جورجه...‏
‏- یه لحظه صبر کن، کریس

1662
01:29:44,959 --> 01:29:48,459
‏هی، هی! اگه می‌خوای بری،‏
‏همین الان می‌رسونمت ایستگاه

1663
01:29:48,584 --> 01:29:52,084
‏ولی اگه می‌مونی،‏
‏تا وقتی اینجایی از بحث و جدل خبری نیست

1664
01:29:52,209 --> 01:29:54,334
‏خب چرا باید بحث کنه؟

1665
01:29:54,459 --> 01:29:56,918
‏ما و جورجی که با هم بحثی نداریم

1666
01:29:57,043 --> 01:30:00,709
‏چطور می‌تونیم دعوا داشته باشیم، جورجی؟
‏یه صاعقه به همه‌مون خورده

1667
01:30:00,834 --> 01:30:02,168
‏چطور می‌تونی...؟

1668
01:30:07,209 --> 01:30:09,584
‏دیدی چه بلایی سر درخت لری اومد؟

1669
01:30:09,709 --> 01:30:11,543
‏- آره
‏- تصورش رو بکن

1670
01:30:11,668 --> 01:30:14,043
‏درست نصفه‌شب، وقتی داشتم خوابش رو می‌دیدم،‏

1671
01:30:14,168 --> 01:30:15,834
‏- باد وزید و زد...‏
‏- سلام

1672
01:30:17,709 --> 01:30:18,709
‏جورجی

1673
01:30:20,668 --> 01:30:24,043
‏جورجی، جورجی، جورجی، جورجی، جورجی

1674
01:30:26,418 --> 01:30:27,668
‏سلام، خوش‌خنده

1675
01:30:30,084 --> 01:30:31,084
‏چی شدی، قد کشیدی؟

1676
01:30:32,959 --> 01:30:36,334
‏- دیگه خانومی شدم واسه خودم
‏- ببین با کلاه چیکار کرده

1677
01:30:36,459 --> 01:30:38,168
‏- خودت درستش کردی؟
‏- تو ده دقیقه

1678
01:30:38,293 --> 01:30:40,834
‏- فقط مدلش رو عوض کردم
‏- هنوزم لباسات رو خودت می‌دوزی؟

1679
01:30:40,959 --> 01:30:44,209
‏باکلاس نشده؟ فقط یه سگ تازی
‏روسی کم داره که بندازه کنار دستش

1680
01:30:44,334 --> 01:30:47,418
‏- حس می‌کنم یکی رو کله‌م نشسته
‏- نه بابا، خیلی قشنگه، کیت

1681
01:30:47,543 --> 01:30:49,918
‏نابغه‌ست، باید با این ازدواج می‌کردی
‏این یکی بلده شکمت رو سیر کنه

1682
01:30:50,043 --> 01:30:52,918
‏- بس کن، کیت
‏- شنیدم بچه‌دار شدی، درسته؟

1683
01:30:53,043 --> 01:30:55,459
‏نه، درست به گوشت نرسیده
‏سه تا بچه آورده

1684
01:30:56,459 --> 01:30:57,459
‏آها

1685
01:30:58,084 --> 01:31:00,459
‏جدی؟ سه تا؟

1686
01:31:01,584 --> 01:31:02,834
‏آره

1687
01:31:02,959 --> 01:31:04,709
‏آره، اولش یکی بود

1688
01:31:05,834 --> 01:31:07,043
‏بعد شد دو تا، سه تا

1689
01:31:08,668 --> 01:31:11,834
‏- خیلی وقته نبودی، جورجی
‏- کم‌کم دارم می‌فهمم

1690
01:31:11,959 --> 01:31:14,209
‏مشکل شما جوونا اینه که
‏زیادی فکر و خیال می‌کنین

1691
01:31:14,334 --> 01:31:15,584
‏خب ما هم فکر می‌کنیم

1692
01:31:15,709 --> 01:31:18,334
‏- آره، ولی نه همیشه
‏- فرانک رو هیچ‌وقت نبردن، نه؟

1693
01:31:19,959 --> 01:31:23,543
‏نه، اون همیشه یه سال از سن اعزام جلوتر بود

1694
01:31:23,668 --> 01:31:27,584
‏جالبه، وقتی پسرهای ۲۷ ساله رو می‌بردن،‏
‏فرانک تازه شده بود ۲۸ سالش

1695
01:31:27,709 --> 01:31:29,959
‏وقتی کردنش ۲۸ سال،‏
‏اون تازه شده بود ۲۹ سالش

1696
01:31:30,084 --> 01:31:31,918
‏واسه همین رفت سراغ طالع‌بینی

1697
01:31:32,043 --> 01:31:34,209
‏معلوم می‌شه همه‌چیز به زمان تولدت ربط داره

1698
01:31:34,334 --> 01:31:35,918
‏چی معلوم می‌شه؟

1699
01:31:36,043 --> 01:31:37,709
‏این‌قدر ادای باهوشا رو درنیار!‏

1700
01:31:39,209 --> 01:31:41,709
‏بعضی خرافات خیلی هم قشنگن!‏

1701
01:31:45,293 --> 01:31:46,709
‏طالع‌بینی لری رو تموم کرد؟

1702
01:31:46,834 --> 01:31:49,584
‏الان می‌رم ازش می‌پرسم، دارم می‌رم تو

1703
01:31:50,209 --> 01:31:51,209
‏ام...‏

1704
01:31:53,084 --> 01:31:56,418
‏دلت می‌خواد...‏
‏بیای بچه‌هام رو ببینی؟

1705
01:31:56,543 --> 01:31:57,543
‏بیا بریم

1706
01:32:00,959 --> 01:32:02,668
‏فکر نکنم بتونم، لیدیا

1707
01:32:04,418 --> 01:32:05,418
‏خیلی خب

1708
01:32:08,793 --> 01:32:09,793
‏اوه

1709
01:32:22,709 --> 01:32:24,584
‏برات آرزوی موفقیت می‌کنم، جورج

1710
01:32:24,709 --> 01:32:27,084
‏آره، ممنون
‏تو هم همین‌طور

1711
01:32:29,459 --> 01:32:31,168
‏- فرانک هم همین‌طور
‏- اوه

1712
01:32:32,043 --> 01:32:33,709
‏- فرانک
‏- آره

1713
01:32:36,209 --> 01:32:38,209
‏- خوشگل شده، نه؟
‏- آره، خیلی خوشگل

1714
01:32:38,334 --> 01:32:41,293
‏اوه، اون محشره، احمقِ نادون!‏

1715
01:32:41,418 --> 01:32:43,209
‏اینجا رو خیلی باصفا کرده

1716
01:32:43,334 --> 01:32:45,418
‏ببین به حرفم گوش ندادی، چی به سرت اومد

1717
01:32:45,543 --> 01:32:47,709
‏- ها؟
‏- بهت گفتم با اون دختره ازدواج کن

1718
01:32:47,834 --> 01:32:49,168
‏و پات رو از جنگ بکش کنار

1719
01:32:49,293 --> 01:32:52,834
‏- اون زیادی می‌خندید
‏- تو هم به اندازه کافی نمی‌خندیدی

1720
01:32:53,334 --> 01:32:55,459
‏وقتی تو داشتی از دست فاشیسم حرص می‌خوردی،‏

1721
01:32:55,584 --> 01:32:57,334
‏فرانک داشت می‌رفت توی تختش

1722
01:32:57,459 --> 01:32:59,834
‏- جنگ رو فرانک بُرد
‏- تمام نبردها رو

1723
01:32:59,959 --> 01:33:02,209
‏جورجی، وقتی سربازگیری شروع شد بهت گفتم

1724
01:33:02,334 --> 01:33:03,709
‏که عاشق اون دختری

1725
01:33:03,834 --> 01:33:07,459
‏- عشقی واقعی‌تر از این نبوده
‏- من از همه شماها باهوش‌ترم

1726
01:33:07,584 --> 01:33:11,459
‏- اون فوق‌العاده‌ست
‏- حالا دیگه باید به حرفم گوش بدی

1727
01:33:11,584 --> 01:33:13,668
‏واسه خودت اصولی داشتی

1728
01:33:13,793 --> 01:33:15,918
‏- هر سه‌تاتون پیشاهنگان عقاب بودین
‏- بله

1729
01:33:16,043 --> 01:33:19,209
‏حالا من موندم و یه درخت و این یکی

1730
01:33:19,334 --> 01:33:22,209
‏هوا که خراب می‌شه،‏
‏نمی‌تونه روی پاهاش بند بشه

1731
01:33:22,334 --> 01:33:25,834
‏اون خنگِ درازِ همسایه هم که
‏جز اندی گامپ هیچی نمی‌خونه،‏

1732
01:33:25,959 --> 01:33:28,709
‏سه تا بچه داره و قسط خونه‌ش رو هم صاف کرده

1733
01:33:28,834 --> 01:33:32,209
‏دست از فیلسوف‌بازی بردار و به فکر خودت باش

1734
01:33:32,334 --> 01:33:34,084
‏همون‌طور که جو می‌گفت،‏

1735
01:33:34,209 --> 01:33:37,334
‏برگردی اینجا کمکت می‌کنه
‏کار و بارت راه بیفته،‏

1736
01:33:37,459 --> 01:33:40,584
‏منم برات یه دختر پیدا
‏می‌کنم تا خنده بیاد رو لبات

1737
01:33:40,709 --> 01:33:43,459
‏صبر کن، جو؟
‏جو می‌خواد من بیام اینجا؟

1738
01:33:43,584 --> 01:33:47,334
‏آره، آره، ازم خواست بهت بگم،‏
‏منم فکر می‌کنم فکر خوبیه

1739
01:33:47,459 --> 01:33:48,834
‏معلومه

1740
01:33:49,334 --> 01:33:52,084
‏چرا باید وانمود کنی که از ما متنفری؟

1741
01:33:52,584 --> 01:33:54,709
‏اینم یکی دیگه از اصولته؟

1742
01:33:54,834 --> 01:33:56,668
‏اینکه باید از ما متنفر باشی؟

1743
01:33:58,084 --> 01:33:59,959
‏تو از ما متنفر نیستی، جورجی

1744
01:34:00,084 --> 01:34:02,543
‏من می‌شناسمت، نمی‌تونی منو بپیچونی

1745
01:34:02,668 --> 01:34:04,334
‏- خودم پوشکت می‌کردم
‏- هِی

1746
01:34:07,459 --> 01:34:09,834
‏اوه! دختر آقای مارسی رو یادت میاد؟

1747
01:34:09,959 --> 01:34:12,043
‏اوه! از الان تو قلابش افتادی

1748
01:34:12,168 --> 01:34:15,459
‏یه نگاه بهش بندازی، جورج،‏
‏می‌بینی اون زیباترین...‏

1749
01:34:15,584 --> 01:34:17,668
‏اون زگیل داره، جورج

1750
01:34:18,293 --> 01:34:20,543
‏اون زگیل نداره!‏

1751
01:34:21,084 --> 01:34:23,418
‏حالا دختره یه خال زیبایی
‏کوچیک روی چونه‌ش داره...‏

1752
01:34:23,543 --> 01:34:25,834
‏آره، دو تا هم رو دماغش داره

1753
01:34:26,709 --> 01:34:29,209
‏یادته باباش بازرس بازنشسته پلیس بود

1754
01:34:29,334 --> 01:34:31,209
‏گروهبانه، جورج

1755
01:34:31,334 --> 01:34:33,959
‏- اوه، مرد خیلی مهربونیه
‏- شبیه گوریله

1756
01:34:34,084 --> 01:34:35,709
‏خب، تا حالا به کسی شلیک نکرده!‏

1757
01:34:35,834 --> 01:34:38,459
‏- هی، هی
‏- به‌به! ببین کی اینجاست!‏

1758
01:34:40,084 --> 01:34:42,334
‏جورجی! اوه!‏

1759
01:34:42,459 --> 01:34:43,959
‏خوشحالم می‌بینمت!‏

1760
01:34:49,418 --> 01:34:51,168
‏- چطوری، جو؟
‏- اِی

1761
01:34:51,293 --> 01:34:52,834
‏آره، بدک نیستم

1762
01:34:52,959 --> 01:34:54,084
‏دیگه داریم پیر می‌شیم

1763
01:34:54,709 --> 01:34:57,834
‏- واسه شام با ما میای بیرون؟
‏- نه، باید برگردم نیویورک

1764
01:34:57,959 --> 01:34:59,834
‏من، اِ... برات تاکسی می‌گیرم

1765
01:34:59,959 --> 01:35:02,668
‏حیف شد نمی‌تونی بمونی، جورج

1766
01:35:02,793 --> 01:35:04,668
‏هی، خیلی هم سر و حاله

1767
01:35:04,793 --> 01:35:05,959
‏قیافه‌ش داغونه

1768
01:35:06,084 --> 01:35:08,418
‏منم همینو گفتم دیگه
‏داغون به نظر میای، جورج

1769
01:35:09,084 --> 01:35:11,543
‏من شلوار تنمه،‏
‏ولی اون با کمربند می‌زنه به جونم

1770
01:35:11,668 --> 01:35:15,043
‏من، اِ... سر راه از ایستگاه،‏
‏کارخونه‌تون رو دیدم

1771
01:35:15,168 --> 01:35:17,334
‏- شبیه جنرال موتورز شده
‏- اوووف

1772
01:35:17,459 --> 01:35:19,834
‏کاش جنرال موتورز بود، ولی نیست

1773
01:35:21,084 --> 01:35:22,293
‏خب، اِ...‏

1774
01:35:23,084 --> 01:35:25,209
‏شنیدم بالاخره رفتی دیدن بابات

1775
01:35:25,334 --> 01:35:29,459
‏آره، آره، امروز صبح
‏الان چی تولید می‌کنین؟

1776
01:35:30,334 --> 01:35:32,959
‏اوه، خب...‏
‏از هر چیزی یه خرده، می‌دونی دیگه

1777
01:35:33,084 --> 01:35:37,418
‏دیگ زودپز، خط مونتاژ ماشین لباس‌شویی

1778
01:35:37,543 --> 01:35:40,043
‏الان کارخونه‌مون قشنگ
‏راه دست شده، می‌دونی که

1779
01:35:40,668 --> 01:35:43,709
‏خب بگو ببینم، حال بابا چطور بود؟
‏روبه‌راهه؟

1780
01:35:43,834 --> 01:35:44,834
‏نه

1781
01:35:46,334 --> 01:35:47,459
‏نه، حالش خوب نیست، جو

1782
01:35:47,584 --> 01:35:50,168
‏اوه، نکنه دوباره قلبشه؟

1783
01:35:51,793 --> 01:35:53,418
‏راستش... همه‌چیزشه، جو

1784
01:35:53,543 --> 01:35:55,459
‏- روحشه
‏- روحش؟

1785
01:35:55,584 --> 01:35:57,709
‏نمی‌خوای ببینی با خونه‌تون چیکار کردن؟

1786
01:35:57,834 --> 01:35:59,334
‏- کاریش نداشته باش
‏- می‌خوام باهاش حرف بزنم

1787
01:35:59,459 --> 01:36:03,793
‏آره، تازه رسیده
‏ای بابا، رسم روزگار همینه، نه جورج؟

1788
01:36:03,918 --> 01:36:06,834
‏آدم خرده‌پا که یه اشتباه بکنه،‏
‏از دار آویزونش می‌کنن

1789
01:36:06,959 --> 01:36:09,709
‏گردن‌کلفت‌ها هم می‌شن سفیر، مگه نه؟

1790
01:36:09,834 --> 01:36:14,668
‏آخ، می‌دونی،‏
‏کاش می‌دونستم امروز قراره بری پیش پدرت

1791
01:36:14,793 --> 01:36:18,959
‏- نمی‌دونستم علاقه‌مندی
‏- آره، یه جورایی هستم

1792
01:36:19,084 --> 01:36:21,709
‏ببین جورج، خیلی دلم می‌خواد بدونه

1793
01:36:21,834 --> 01:36:23,959
‏تا جایی که به من مربوط می‌شه،‏

1794
01:36:24,084 --> 01:36:27,584
‏هر وقت بخواد پیش من براش کار هست؛
‏دلم می‌خواد اینو بدونه

1795
01:36:29,084 --> 01:36:32,334
‏چشم دیدنت رو نداره، جو
‏مگه اینو نمی‌دونی؟

1796
01:36:34,834 --> 01:36:38,459
‏خب، حدسش رو می‌زدم، ولی...‏
‏هی، اینم ممکنه عوض بشه

1797
01:36:38,584 --> 01:36:40,918
‏استیو قبلاً اصلاً این‌طوری نبود

1798
01:36:41,043 --> 01:36:42,459
‏- الان دیگه این‌طوریه
‏- آها

1799
01:36:42,584 --> 01:36:44,959
‏دلش می‌خواد تک‌تک کسایی که
‏از این جنگ سود بردن رو ببره

1800
01:36:45,084 --> 01:36:46,459
‏و بذاره سینهٔ دیوار

1801
01:36:46,584 --> 01:36:49,709
‏- گلوله‌های زیادی لازم داره
‏- بهتره هیچ گلوله‌ای گیرش نیاد

1802
01:36:49,834 --> 01:36:51,459
‏شنیدنش واقعاً غم‌انگیزه

1803
01:36:51,584 --> 01:36:54,543
‏چرا؟ انتظار داشتی چه فکری درباره‌ت بکنه؟

1804
01:36:58,668 --> 01:37:01,668
‏ناراحتم از اینکه می‌بینم اصلاً عوض نشده

1805
01:37:01,793 --> 01:37:05,209
‏توی تمام این بیست‌وپنج سالی که باهاش بودم،‏

1806
01:37:05,334 --> 01:37:08,043
‏این آدم هیچ‌وقت یاد
‏نگرفت تقصیر رو گردن بگیره

1807
01:37:08,168 --> 01:37:09,668
‏- خودت اینو می‌دونی، جورج
‏- خب، من...‏

1808
01:37:09,793 --> 01:37:11,543
‏ولی خوبم اینو می‌دونی

1809
01:37:12,418 --> 01:37:16,459
‏چون جوری اومدی تو که
‏انگار اصلاً یادت نمیاد

1810
01:37:17,043 --> 01:37:18,168
‏هان؟

1811
01:37:18,293 --> 01:37:21,584
‏مثلاً اون موقعی که توی
‏خیابون فلاد مغازه داشتیم،‏

1812
01:37:21,709 --> 01:37:25,418
‏بخاری رو سه روز تمام بی‌آب روشن گذاشت

1813
01:37:25,543 --> 01:37:28,918
‏و کم مونده بود همه‌مون رو بفرسته رو هوا

1814
01:37:29,043 --> 01:37:31,418
‏اون موقع هم زیر بار نمی‌رفت که تقصیر خودشه

1815
01:37:31,543 --> 01:37:34,668
‏واسه حفظ آبروش یه مکانیک
‏رو بیرون کردم، یادته که

1816
01:37:34,793 --> 01:37:36,959
‏- آره، ولی...‏
‏- من فقط محض اطلاع گفتم، جورج

1817
01:37:37,084 --> 01:37:41,084
‏چون این فقط یه نمونه از کلی ماجراست

1818
01:37:41,209 --> 01:37:45,959
‏یا مثلاً... اون موقعی که به فرانک پول
‏داد تا توی سهام نفت سرمایه‌گذاری کنه

1819
01:37:46,084 --> 01:37:47,084
‏اینو می‌دونستم

1820
01:37:47,209 --> 01:37:50,209
‏یادآوری این چیزا مهمه، پسرجون

1821
01:37:50,959 --> 01:37:55,709
‏منظورم فحش‌هایی بود که به فرانک داد،‏
‏فقط چون ارزش سهام اومد پایین

1822
01:37:55,834 --> 01:37:58,334
‏مگه...؟
‏مگه تقصیر فرانک بود؟

1823
01:37:58,918 --> 01:38:01,834
‏به حرف اون بود، فرانک یه کلاهبردار بود

1824
01:38:01,959 --> 01:38:04,209
‏کل کاری هم که کرد یه توصیه اشتباه بود

1825
01:38:04,334 --> 01:38:06,834
‏- این چیزا رو می‌دونم
‏- خب، پس همیشه یادت باشه

1826
01:38:08,543 --> 01:38:09,918
‏یادت بمونه، پسرم

1827
01:38:11,793 --> 01:38:15,293
‏آخه تو این دنیا یه جور آدم‌هایی پیدا می‌شن

1828
01:38:15,418 --> 01:38:19,959
‏که ترجیح می‌دن بقیه دار زده بشن،‏
‏ولی خودشون زیر بار تقصیر نرن

1829
01:38:22,209 --> 01:38:23,834
‏منظورم رو می‌فهمی، مگه نه جورج؟

1830
01:38:23,959 --> 01:38:26,293
‏تاکسی راه افتاده،‏
‏نمی‌خوای دست و روت رو بشوری؟

1831
01:38:26,418 --> 01:38:28,709
‏چرا باید بره؟
‏قطار نیمه‌شب رو سوار شو، جورج

1832
01:38:28,834 --> 01:38:30,459
‏آره، شامم پیش ما می‌مونی

1833
01:38:30,584 --> 01:38:32,168
‏هی! نظرت چیه؟
‏چرا که نه؟

1834
01:38:32,293 --> 01:38:34,459
‏شام رو کنار دریاچه می‌خوریم،‏
‏کلی بهمون خوش می‌گذره

1835
01:38:49,418 --> 01:38:50,834
‏خیلی خب

1836
01:38:50,959 --> 01:38:51,793
‏حالا شد یه حرفی!‏

1837
01:38:51,918 --> 01:38:53,834
‏یه پیراهن دارم که حسابی
‏به این کت‌شلوار میاد

1838
01:38:53,959 --> 01:38:55,793
‏سایز پونزده و نیم، مگه نه جورج؟

1839
01:38:55,918 --> 01:38:57,834
‏لیدیا هم...؟ یعنی، فرانک و لیدیا هم میان؟

1840
01:38:57,959 --> 01:38:59,918
‏اوه! برات یه دختری جور
‏می‌کنم که لیدیا پیشش مثل...‏

1841
01:39:00,043 --> 01:39:02,334
‏- نه، من دنبال قرار نیستم
‏- یکی رو می‌شناسم که خوراکته

1842
01:39:02,459 --> 01:39:04,584
‏امم... شارلوت تانر

1843
01:39:04,709 --> 01:39:08,209
‏- حتماً! بهش زنگ بزن!‏
‏- برو بالا یه پیرهن و کراوات انتخاب کن

1844
01:39:08,334 --> 01:39:11,334
‏هیچ‌جا جز اینجا احساس نکردم خونه‌ی خودمه

1845
01:39:11,459 --> 01:39:13,168
‏انقدر احساس...‏

1846
01:39:13,834 --> 01:39:16,459
‏- کیت، خیلی جوون موندی
‏- اوه!‏

1847
01:39:16,584 --> 01:39:19,459
‏اصلاً تغییری نکردی
‏یاد گذشته افتادم

1848
01:39:19,584 --> 01:39:21,709
‏تو هم، جو، به‌طرز عجیبی همون‌جوری موندی

1849
01:39:21,834 --> 01:39:24,793
‏- کل این فضا همین‌طوره
‏- بابا، من اصلاً وقت مریضی ندارم

1850
01:39:24,918 --> 01:39:27,709
‏پونزده ساله که اصلاً از پا نیفتاده

1851
01:39:29,793 --> 01:39:32,293
‏به جز اون آنفلوآنزام تو زمان جنگ

1852
01:39:34,543 --> 01:39:35,543
‏چی؟

1853
01:39:35,668 --> 01:39:39,043
‏آنفلوآنزام دیگه،‏
‏همون موقع تو جنگ که مریض شده بودم

1854
01:39:39,168 --> 01:39:41,709
‏خب، معلومه منظورم به جز همون آنفلوآنزا بود

1855
01:39:41,834 --> 01:39:44,543
‏- خب، از ذهنم پریده بود
‏- می‌دونم

1856
01:39:45,084 --> 01:39:47,334
‏- چی...؟
‏- نه، این‌طوری نگام نکن

1857
01:39:47,459 --> 01:39:49,709
‏- چی؟
‏- می‌خواست بره کارخونه

1858
01:39:49,834 --> 01:39:52,668
‏اما نمی‌تونست از جاش بلند بشه.‏
‏فکر کردم ذات‌الریه گرفته

1859
01:39:52,793 --> 01:39:56,459
‏- پس چرا گفتی هیچ‌وقت...؟
‏- گوش کن پسر، درکت می‌کنم

1860
01:39:56,584 --> 01:39:59,918
‏هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم
‏اگه اون روز می‌تونستم برم سر کار،‏

1861
01:40:00,043 --> 01:40:02,584
‏عمراً اجازه نمی‌دادم پدرت
‏به اون سرسیلندرها دست بزنه

1862
01:40:02,709 --> 01:40:04,793
‏گفت هیچ‌وقت مریض نبودی
‏آنی، نشنیدی چی گفت؟

1863
01:40:04,918 --> 01:40:07,709
‏- مگه هربار که مریض شدی یادته؟
‏- ذات‌الریه یادم می‌موند

1864
01:40:07,834 --> 01:40:11,459
‏مخصوصاً اگه درست همون روزی می‌گرفتم که
‏شریکم می‌خواست سرسیلندرها رو سرهم‌بندی کنه

1865
01:40:11,584 --> 01:40:13,834
‏- اون روز چی شد، جو؟
‏- کیت! کیت!‏

1866
01:40:13,959 --> 01:40:16,209
‏- فرانک، جورج رو دیدی؟
‏- اوه!‏

1867
01:40:17,084 --> 01:40:18,334
‏لیدیا بهم گفت

1868
01:40:19,084 --> 01:40:23,084
‏امم، خیلی خوشحالم...‏
‏ببخشید، باید معذرت بخوام

1869
01:40:23,209 --> 01:40:25,584
‏یه خبر فوق‌العاده برات دارم، کیت

1870
01:40:25,709 --> 01:40:27,293
‏طالع‌بینی لری رو تموم کردم

1871
01:40:27,418 --> 01:40:29,584
‏اوه، این برای تو هم جالبه، جورج
‏معرکه‌ست

1872
01:40:29,709 --> 01:40:31,293
‏جورج، دختره پشت خطه!‏

1873
01:40:31,418 --> 01:40:35,043
‏- طالع‌بینی لری رو تموم کرده!‏
‏- فرانک، وقت بهتری گیر نیاوردی؟

1874
01:40:35,168 --> 01:40:37,959
‏بزرگ‌ترین آدم‌های تاریخ
‏هم به ستاره‌ها باور داشتن!‏

1875
01:40:38,084 --> 01:40:39,918
‏انقدر کله‌ش رو با این اراجیف پر نکن

1876
01:40:40,043 --> 01:40:43,959
‏اینکه باور داشته باشیم قدرتی
‏فراتر از ما هست، اراجیفه؟

1877
01:40:44,084 --> 01:40:47,418
‏من طالع زندگی‌ش رو بررسی کردم.‏
‏با تو بحثی ندارم

1878
01:40:47,543 --> 01:40:51,084
‏دارم بهت می‌گم، یه جایی توی این دنیا

1879
01:40:51,209 --> 01:40:52,834
‏برادرت زنده‌ست

1880
01:40:53,918 --> 01:40:57,084
‏- چرا ممکن نباشه؟
‏- چون دیوانگیه

1881
01:40:57,209 --> 01:40:59,334
‏یه دقیقه صبر کنین
‏می‌خوام یه چیزی بگم

1882
01:40:59,459 --> 01:41:02,334
‏هر کاری دلتون می‌خواد بکنین
‏فقط بذارین حرفم رو بزنم

1883
01:41:02,459 --> 01:41:05,668
‏می‌گن بیست و پنجم نوامبر کشته شده،‏

1884
01:41:05,793 --> 01:41:08,918
‏ولی بیست و پنجم نوامبر روز خوش‌یمنش بوده

1885
01:41:09,043 --> 01:41:10,334
‏- مامان
‏- گوش کن چی می‌گه!‏

1886
01:41:10,459 --> 01:41:13,459
‏روزی بوده که بخت و اقبال بهش رو کرده بود،‏

1887
01:41:13,584 --> 01:41:16,084
‏از اون روزایی که باید توش عروسی می‌کرد

1888
01:41:16,209 --> 01:41:20,084
‏نه، می‌تونین به خیلی چیزاش بخندین،‏
‏می‌فهمم چرا می‌خندین

1889
01:41:20,209 --> 01:41:22,918
‏ولی شانس اینکه یه آدم

1890
01:41:23,043 --> 01:41:26,459
‏تو روز خوش‌یمنش نمی‌ره یک در میلیونه

1891
01:41:26,584 --> 01:41:29,418
‏یعنی این دیگه ثابت‌شده‌ست
‏کاملاً ثابت‌شده‌ست

1892
01:41:29,543 --> 01:41:30,543
‏کریس!‏

1893
01:41:30,668 --> 01:41:32,959
‏چرا ممکن نباشه؟
‏چرا ممکن نباشه، کریس؟

1894
01:41:33,084 --> 01:41:35,668
‏نمی‌فهمی داره چی می‌گه؟
‏داره بهت می‌گه برو!‏

1895
01:41:35,793 --> 01:41:38,334
‏- منتظر چی هستی؟
‏- هیچ‌کس نمی‌تونه بهش بگه بره!‏

1896
01:41:38,459 --> 01:41:40,709
‏دستت درد نکنه عزیزم، زحمت کشیدی

1897
01:41:40,834 --> 01:41:43,459
‏- فرانک، بهش می‌گی صبر کنه؟
‏- آره، حتماً

1898
01:41:43,584 --> 01:41:46,543
‏- راننده، الان میان بیرون!‏
‏- مامان، اون جایی نمی‌ره!‏

1899
01:41:46,668 --> 01:41:49,334
‏- شنیدی چی گفت، هیچ‌وقت مریض نبوده
‏- حرفم رو اشتباه متوجه شد، کریس!‏

1900
01:41:49,459 --> 01:41:52,209
‏خیلی راحت به پدرت گفت خلبان‌ها رو بکشه،‏
‏خودش هم تو رختخواب لم داد!‏

1901
01:41:52,334 --> 01:41:55,459
‏- بهتره جوابش رو بدی، جواب بده آنی!‏
‏- چمدونت رو بستم، عزیزم

1902
01:41:56,293 --> 01:41:57,084
‏چی؟

1903
01:41:58,543 --> 01:42:01,709
‏چمدونت رو بستم
‏فقط کافیه درش رو ببندی

1904
01:42:02,709 --> 01:42:03,709
‏هوم

1905
01:42:04,918 --> 01:42:08,084
‏- من هیچی رو نمی‌بندم
‏- اوه

1906
01:42:08,834 --> 01:42:13,293
‏اون ازم خواسته بیام اینجا تا
‏خودش هم نگه برو، جایی نمی‌رم

1907
01:42:13,418 --> 01:42:15,043
‏تا وقتی که کریس بهم بگه

1908
01:42:15,168 --> 01:42:17,584
‏- همین و بس، حالا برو بیرون، جورج
‏- ولی اگه اون این‌طوری فکر می‌کنه...‏

1909
01:42:17,709 --> 01:42:20,084
‏همین و بس! تا وقتی من اینجام،‏

1910
01:42:20,209 --> 01:42:23,209
‏تا قیامت هم صحبتی از پرونده یا لری نمی‌شه!‏

1911
01:42:23,334 --> 01:42:24,959
‏حالا از اینجا برو بیرون، جورج!‏

1912
01:42:28,043 --> 01:42:29,334
‏تو بهم بگو

1913
01:42:30,584 --> 01:42:31,834
‏می‌خوام از زبون خودت بشنوم

1914
01:42:38,709 --> 01:42:39,959
‏برو، جورج

1915
01:42:48,209 --> 01:42:51,418
‏- هی، جورجی، جورجی
‏- نه، نه، آنی، آنی

1916
01:42:51,543 --> 01:42:53,709
‏جورجی، خواهش می‌کنم، این‌طوری برداشت نکن!‏

1917
01:42:53,834 --> 01:42:56,293
‏منظورت چیه که چمدونش رو بستی؟
‏چطور جرئت کردی چمدونش رو ببندی؟

1918
01:42:56,418 --> 01:42:58,834
‏- با چه جرئتی چمدونش رو بستی؟
‏- جای اون اینجا نیست!‏

1919
01:42:58,959 --> 01:43:00,209
‏پس جای منم اینجا نیست؟

1920
01:43:00,334 --> 01:43:01,334
‏خدایا

1921
01:43:02,584 --> 01:43:03,959
‏اون نامزد لریه

1922
01:43:04,084 --> 01:43:07,334
‏منم برادرشم و اون مرده!‏

1923
01:43:08,834 --> 01:43:10,209
‏دارم با نامزدش ازدواج می‌کنم

1924
01:43:11,918 --> 01:43:13,459
‏- عمراً
‏- امم...‏

1925
01:43:14,543 --> 01:43:17,334
‏تو این دنیا عمراً!‏

1926
01:43:17,459 --> 01:43:19,834
‏- عقلت رو از دست دادی؟
‏- تو هیچی نباید بگی!‏

1927
01:43:19,959 --> 01:43:22,293
‏خیلی هم حرف برای گفتن دارم!‏

1928
01:43:22,418 --> 01:43:26,459
‏سه سال و نیمه که داری
‏عین یه دیوونه حرف می‌زنی!‏

1929
01:43:26,584 --> 01:43:29,293
‏هیچی!‏
‏تو هیچ حقی نداری حرف بزنی!‏

1930
01:43:29,418 --> 01:43:32,793
‏حالا من می‌گم که اون برمی‌گرده!‏

1931
01:43:32,918 --> 01:43:36,043
‏- همگی هم باید صبر کنن!‏
‏- مامان! مامان!‏

1932
01:43:36,168 --> 01:43:37,709
‏- وایسین! وایسین!‏
‏- تا کی؟ تا کی؟

1933
01:43:37,834 --> 01:43:40,209
‏تا وقتی که بیاد!‏
‏تا ابدالآباد تا وقتی که بیاد!‏

1934
01:43:40,334 --> 01:43:41,459
‏مامان، من این کار رو می‌کنم!‏

1935
01:43:42,543 --> 01:43:43,584
‏کریس،‏

1936
01:43:44,459 --> 01:43:47,584
‏من تو کل عمرم بهت نه نگفتم

1937
01:43:47,709 --> 01:43:49,459
‏حالا دارم می‌گم نه

1938
01:43:49,584 --> 01:43:51,334
‏تا این کار رو نکنم، ولش نمی‌کنی

1939
01:43:51,459 --> 01:43:53,418
‏من هیچ‌وقت ولش نمی‌کنم!‏
‏تو هم ولش نمی‌کنی!‏

1940
01:43:53,543 --> 01:43:55,084
‏من ولش کردم!‏
‏خیلی وقته که ولش...‏

1941
01:43:55,209 --> 01:43:57,459
‏- پس پدرت رو هم ول کن!‏
‏- چی؟

1942
01:43:57,584 --> 01:43:59,293
‏به‌طور کامل!‏

1943
01:44:02,209 --> 01:44:05,709
‏برادرت... زنده‌ست، عزیزم

1944
01:44:07,043 --> 01:44:09,084
‏چون اگه مرده باشه،‏

1945
01:44:09,209 --> 01:44:10,918
‏پدرت اونو کشته

1946
01:44:13,418 --> 01:44:15,168
‏حالا فهمیدی چی می‌گم؟

1947
01:44:17,584 --> 01:44:19,584
‏تا وقتی زنده‌ای،‏

1948
01:44:20,293 --> 01:44:22,918
‏اون پسر هم هنوز زنده‌ست

1949
01:44:23,043 --> 01:44:27,334
‏خدا نمی‌ذاره یه پسر به دست پدرش کشته بشه

1950
01:44:29,168 --> 01:44:30,168
‏حالا فهمیدی

1951
01:44:31,209 --> 01:44:32,209
‏مگه نه؟

1952
01:44:35,209 --> 01:44:36,209
‏حالا فهمیدی

1953
01:44:55,334 --> 01:44:57,084
‏عقلش رو از دست داده

1954
01:45:00,168 --> 01:45:01,918
‏پس کار تو بود؟

1955
01:45:02,918 --> 01:45:05,084
‏اون هیچ‌وقت با پی-۴۰ پرواز نمی‌کرد

1956
01:45:05,209 --> 01:45:07,084
‏- ولی بقیه...‏
‏- عقلش رو از دست داده

1957
01:45:07,209 --> 01:45:08,334
‏بابا...‏

1958
01:45:09,834 --> 01:45:11,418
‏کار تو بود؟

1959
01:45:11,543 --> 01:45:14,959
‏اون هیچ‌وقت با پی-۴۰ پرواز نمی‌کرد.‏
‏چت شده تو؟

1960
01:45:17,543 --> 01:45:19,209
‏پس این کارو با بقیه کردی

1961
01:45:19,334 --> 01:45:21,334
‏چت شده تو؟
‏چه مرگت شده آخه؟

1962
01:45:21,459 --> 01:45:23,709
‏- چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
‏- چت شده آخه؟

1963
01:45:23,834 --> 01:45:26,918
‏- بابا، تو ۲۱ نفر رو کشتی!‏
‏- چی، کُشتم؟

1964
01:45:27,043 --> 01:45:29,709
‏- تو کشتی‌شون. بابا، تو به قتل رسوندیشون!‏
‏- من هیچ‌کس رو نکشتم!‏

1965
01:45:29,834 --> 01:45:32,834
‏پس برام توضیح بده!‏
‏چیکار کردی؟

1966
01:45:33,418 --> 01:45:36,334
‏برام توضیح بده وگرنه تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم!‏

1967
01:45:36,459 --> 01:45:39,334
‏- ای بابا، بی‌خیال شو کریس
‏- می‌خوام بدونم چیکار کردی!‏

1968
01:45:39,459 --> 01:45:43,584
‏حالا بگو چیکار کردی؟
‏۱۲۰ تا سرسیلندرِ تَرک‌خورده داشتی!‏

1969
01:45:43,709 --> 01:45:45,918
‏- چیکار کردی؟
‏- اگه می‌خوای دارم بزنی...‏

1970
01:45:46,043 --> 01:45:47,543
‏- دارم گوش می‌دم
‏- نمی‌تونم دفاع کنم

1971
01:45:47,668 --> 01:45:50,209
‏یا خدای بزرگ، دارم گوش می‌دم!‏

1972
01:46:06,543 --> 01:46:07,709
‏تو بچه‌ای

1973
01:46:09,834 --> 01:46:11,209
‏من کاسبم

1974
01:46:12,209 --> 01:46:14,959
‏یه مرد... اهل کار و کاسبیه

1975
01:46:16,084 --> 01:46:19,834
‏اگه ۱۲۰ تاش تَرک بخوره،‏
‏کاسه کوزه‌ت جمع می‌شه

1976
01:46:21,043 --> 01:46:24,584
‏یه خط تولید داری و خط تولیدت جواب نمی‌ده،‏

1977
01:46:24,709 --> 01:46:26,209
‏کار و کاسبیت تعطیله

1978
01:46:26,793 --> 01:46:30,084
‏اگه بلد نباشی کار کنی و جنست خوب نباشه،‏

1979
01:46:30,209 --> 01:46:31,834
‏درِ کارت رو تخته می‌کنن

1980
01:46:31,959 --> 01:46:35,084
‏قراردادهات رو پاره می‌کنن!‏
‏واسه اونا چه فرقی می‌کنه آخه؟

1981
01:46:36,043 --> 01:46:39,334
‏چهل سال عمرت رو پای یه کار و کاسبی می‌ذاری

1982
01:46:39,459 --> 01:46:41,793
‏و تو پنج دقیقه ناک‌اوتت می‌کنن

1983
01:46:43,043 --> 01:46:45,209
‏چیکار می‌تونستم بکنم؟

1984
01:46:45,334 --> 01:46:49,418
‏می‌ذاشتم چهل سال زحمتم رو بالا بکشن؟
‏می‌ذاشتم زندگیم رو ازم بگیرن؟

1985
01:46:50,959 --> 01:46:54,793
‏کریس، اصلاً فکر نمی‌کردم که نصبشون کنن

1986
01:46:54,918 --> 01:46:58,168
‏به خدا قسم، فکر می‌کردم قبل اینکه
‏کسی پرواز کنه، جلوشون رو می‌گیرن

1987
01:46:58,293 --> 01:47:00,793
‏- پس چرا فرستادیشون بره؟
‏- تا بخوان بفهمن،‏

1988
01:47:00,918 --> 01:47:02,834
‏فکر می‌کردم دوباره خط
‏تولید رو راه می‌ندازم

1989
01:47:02,959 --> 01:47:05,084
‏و بهشون نشون می‌دم

1990
01:47:05,209 --> 01:47:07,959
‏به من نیاز دارن و ندید می‌گیرنش،‏
‏اما هفته‌ها گذشت

1991
01:47:08,084 --> 01:47:11,084
‏و هیچ خبری نشد،‏
‏و تازه داشتم می‌رفتم بهشون بگم

1992
01:47:11,209 --> 01:47:14,209
‏- پس چرا بهشون نگفتی؟
‏- چون دیگه خیلی دیر شده بود

1993
01:47:14,334 --> 01:47:17,918
‏توی روزنامه‌ها چاپ شده بود،‏
‏صفحه اول پر شده بود، اصلاً...‏

1994
01:47:19,459 --> 01:47:21,209
‏بیست و یک فروند سقوط کردن

1995
01:47:21,959 --> 01:47:23,209
‏دیگه خیلی دیر شده بود

1996
01:47:26,834 --> 01:47:31,084
‏کریس، با دستبند اومدن تو کارگاه.‏
‏چیکار می‌تونستم بکنم؟

1997
01:47:33,084 --> 01:47:36,084
‏نه، نه، نه. به خاطر تو این کارو کردم، کریس

1998
01:47:36,209 --> 01:47:39,334
‏یه فرصت بود و به خاطر تو ازش استفاده کردم

1999
01:47:40,543 --> 01:47:41,959
‏ببین، من ۶۱ سالمه

2000
01:47:42,084 --> 01:47:45,668
‏کی دیگه فرصت می‌کردم
‏چیزی برات دست‌وپا کنم، ها؟

2001
01:47:45,793 --> 01:47:48,418
‏توی ۶۱ سالگی،‏
‏آدم مگه فرصت دوباره‌ای گیرش میاد، نه؟

2002
01:47:48,543 --> 01:47:51,209
‏- می‌دونستی رو هوا دووم نمیارن!‏
‏- من همچین حرفی نزدم!‏

2003
01:47:51,334 --> 01:47:53,709
‏- می‌خواستی بهشون هشدار بدی که استفاده نکنن!‏
‏- معنیش این نیست که دووم نمی‌آوردن...‏

2004
01:47:53,834 --> 01:47:56,084
‏- یعنی می‌دونستی سقوط می‌کنن!‏
‏- این معنیش اون نیست!‏

2005
01:47:56,209 --> 01:47:58,584
‏- پس فکر می‌کردی سقوط می‌کنن!‏
‏- شاید می‌ترسیدم

2006
01:47:58,709 --> 01:48:01,209
‏آه! پس می‌ترسیدی!‏

2007
01:48:01,334 --> 01:48:02,584
‏شاید!‏

2008
01:48:04,834 --> 01:48:07,209
‏خدای من، تو دیگه چه جور آدمی هستی؟

2009
01:48:07,334 --> 01:48:11,334
‏جون اون بچه‌ها رو هوا به همون
‏قطعه‌ها بند بود، اینو می‌دونستی!‏

2010
01:48:11,959 --> 01:48:13,793
‏به خاطر تو، کریس

2011
01:48:13,918 --> 01:48:15,418
‏یه کار و کاسبی برای تو!‏

2012
01:48:15,543 --> 01:48:16,834
‏- واسه من؟
‏- آره

2013
01:48:20,334 --> 01:48:22,334
‏کجا...؟ کجا...؟
‏کجا تو...؟

2014
01:48:22,459 --> 01:48:25,293
‏کجا...؟ کجا...؟
‏تو اصلاً کجا زندگی می‌کنی...؟

2015
01:48:26,709 --> 01:48:28,334
‏داشتم می‌مردم!‏

2016
01:48:29,543 --> 01:48:30,959
‏هر روز!‏

2017
01:48:32,084 --> 01:48:35,334
‏داشتی بچه‌های منو می‌کشتی
‏و به خاطر من این کارو کردی؟

2018
01:48:35,459 --> 01:48:38,959
‏فکر کردی من به چه گهی فکر می‌کردم؟
‏به اون کار و کاسبیِ لعنتی؟

2019
01:48:39,084 --> 01:48:42,084
‏عقلت فقط تا همین‌جا قد می‌ده، کار و کاسبی؟

2020
01:48:42,209 --> 01:48:45,084
‏این دیگه چیه، هان؟
‏دنیا، کار و کاسبی...‏

2021
01:48:45,209 --> 01:48:47,668
‏منظور کوفتیت چیه که به
‏خاطر من این کارو کردی؟

2022
01:48:47,793 --> 01:48:49,334
‏مگه تو مملکت نداری؟

2023
01:48:51,084 --> 01:48:53,168
‏مگه تو این دنیا زندگی نمی‌کنی؟

2024
01:48:54,668 --> 01:48:56,043
‏تو اصلاً چه کوفتی هستی؟

2025
01:48:57,584 --> 01:49:00,334
‏تو حتی حیوون هم نیستی!‏

2026
01:49:01,084 --> 01:49:03,459
‏هیچ حیوونی هم‌نوعش رو نمی‌کشه!‏

2027
01:49:03,584 --> 01:49:04,834
‏تو چی هستی؟

2028
01:49:06,334 --> 01:49:07,459
‏باید باهات چیکار کنم؟

2029
01:49:07,584 --> 01:49:10,293
‏باید زبونت رو از حلقت بکشم بیرون!‏

2030
01:49:10,418 --> 01:49:12,709
‏- نه، نه، نه!‏
‏- باید چیکار کنم، ها؟

2031
01:49:12,834 --> 01:49:15,668
‏- باید چیکار کنم؟
‏- نه، نه، نه... نه، نه

2032
01:49:19,084 --> 01:49:20,293
‏آه

2033
01:49:24,043 --> 01:49:25,043
‏باشه

2034
01:49:25,834 --> 01:49:27,709
‏یا خدا

2035
01:49:34,334 --> 01:49:36,084
‏من باید چیکار کنم؟

2036
01:49:38,459 --> 01:49:40,293
‏- کریس
‏- نه

2037
01:49:41,209 --> 01:49:42,709
‏- نه
‏- کریس

2038
01:49:45,709 --> 01:49:46,709
‏کریس!‏

2039
01:50:04,084 --> 01:50:06,084
‏♪ راه بهتری به نظر می‌رسید

2040
01:50:08,543 --> 01:50:11,459
‏♪ اولین باری که شنیدم حرف می‌زنه

2041
01:50:13,459 --> 01:50:15,709
‏♪ حالا دیگه خیلی دیره

2042
01:50:17,793 --> 01:50:20,793
‏♪ که اون‌یکی گونه رو بیاری جلو

2043
01:50:22,459 --> 01:50:24,793
‏♪ شبیه حقیقت به نظر می‌رسید

2044
01:50:27,168 --> 01:50:29,334
‏♪ راه بهتری به نظر می‌رسید

2045
01:50:31,793 --> 01:50:34,084
‏♪ شبیه حقیقت به نظر می‌رسید

2046
01:50:35,959 --> 01:50:38,543
‏♪ اما امروز دیگه حقیقت نیست

2047
01:50:40,918 --> 01:50:43,459
‏♪ نمی‌دونم چی بود

2048
01:50:45,209 --> 01:50:48,209
‏♪ نمی‌دونم چه معنی‌ای می‌داد

2049
01:50:50,334 --> 01:50:52,834
‏♪ اول از عشق دم زد

2050
01:50:54,959 --> 01:50:57,084
‏♪ بعد از مرگ گفت

2051
01:50:59,584 --> 01:51:01,959
‏♪ شبیه حقیقت به نظر می‌رسید

2052
01:51:04,043 --> 01:51:06,709
‏♪ راه بهتری به نظر می‌رسید

2053
01:51:08,709 --> 01:51:11,418
‏♪ شبیه حقیقت به نظر می‌رسید

2054
01:51:12,959 --> 01:51:15,709
‏♪ اما امروز دیگه حقیقت نیست... ♪

2055
01:51:19,334 --> 01:51:21,959
‏- خبری شد؟
‏- خبری نیست

2056
01:51:23,709 --> 01:51:27,084
‏نمی‌تونی تموم شب اینجا بمونی، عزیزم
‏چرا نمی‌ری بخوابی؟

2057
01:51:27,209 --> 01:51:29,209
‏منتظر کریسم

2058
01:51:30,334 --> 01:51:32,584
‏نگران من نباش، جیم حالم کاملاً خوبه

2059
01:51:32,709 --> 01:51:35,209
‏- نزدیک ساعت دوئه
‏- خوابم نمی‌بره

2060
01:51:40,459 --> 01:51:42,834
‏- مورد اورژانسی پیش اومده بود؟
‏- اِم...‏

2061
01:51:42,959 --> 01:51:46,293
‏یکی سردرد داشت و فکر می‌کرد داره می‌میره

2062
01:51:47,209 --> 01:51:49,584
‏نصف مریض‌هام رسماً دیوونه‌ان

2063
01:51:50,418 --> 01:51:53,334
‏هیچ‌کس خبر نداره چند
‏نفر آزادانه دارن می‌گردن،‏

2064
01:51:53,459 --> 01:51:56,209
‏در حالی که همه‌شون از دم دیوونه‌ان

2065
01:51:57,459 --> 01:51:59,084
‏اَه! پول

2066
01:51:59,918 --> 01:52:03,043
‏پول، پول، پول، پول، پول، پول

2067
01:52:03,168 --> 01:52:06,959
‏انقدر... انقدر تکرارش می‌کنی
‏که دیگه هیچ معنی‌ای نمی‌ده

2068
01:52:07,084 --> 01:52:10,834
‏ها! وای، چقدر دلم می‌خواست
‏باشم و اون روز رو ببینم

2069
01:52:11,834 --> 01:52:15,209
‏خیلی بچه‌ای، جیم
‏بعضی وقتا واقعاً بچه‌ای

2070
01:52:17,834 --> 01:52:19,834
‏کیت، چی شده؟

2071
01:52:20,834 --> 01:52:21,834
‏بهت که گفتم

2072
01:52:22,709 --> 01:52:24,918
‏با جو بحثش شد

2073
01:52:25,584 --> 01:52:27,459
‏بعدشم سوار ماشین شد و گازش رو گرفت رفت

2074
01:52:27,584 --> 01:52:30,709
‏- چه جور بحثی؟
‏- یه بحث دیگه

2075
01:52:31,209 --> 01:52:33,334
‏جو...‏

2076
01:52:33,459 --> 01:52:36,043
‏همین چند لحظه پیش مثل بچه‌ها گریه می‌کرد

2077
01:52:36,834 --> 01:52:40,209
‏- سرِ اَن دعواشون شد؟
‏- نه، سرِ اَن نبود

2078
01:52:41,709 --> 01:52:43,084
‏فکرش رو بکن

2079
01:52:43,209 --> 01:52:46,459
‏از وقتی کریس رفته،‏
‏از اون اتاق بیرون نیومده

2080
01:52:47,043 --> 01:52:48,959
‏تمام شب توی اون اتاق

2081
01:52:49,084 --> 01:52:50,709
‏جو چیکار کرد؟

2082
01:52:51,834 --> 01:52:52,834
‏بهش گفت؟

2083
01:52:55,293 --> 01:52:56,584
‏چی رو بهش گفت؟

2084
01:52:58,084 --> 01:53:00,293
‏نترس، کیت

2085
01:53:01,793 --> 01:53:02,793
‏من می‌دونم

2086
01:53:04,543 --> 01:53:06,168
‏همیشه می‌دونستم

2087
01:53:06,959 --> 01:53:07,959
‏از کجا؟

2088
01:53:08,709 --> 01:53:11,418
‏خیلی وقت پیش به فکرم رسید

2089
01:53:12,168 --> 01:53:14,834
‏همیشه این حس رو داشتم که کریس هم

2090
01:53:14,959 --> 01:53:18,709
‏یه گوشه از ذهنش، تقریباً ماجرا رو می‌دونست

2091
01:53:18,834 --> 01:53:21,459
‏فکر نمی‌کردم این‌طوری بهش شوک وارد کنه

2092
01:53:21,584 --> 01:53:24,959
‏کریس اصلاً بلد نیست با
‏یه همچین چیزی کنار بیاد

2093
01:53:26,084 --> 01:53:27,334
‏آه

2094
01:53:27,459 --> 01:53:30,459
‏دروغ گفتن استعداد خاصی می‌خواد

2095
01:53:31,709 --> 01:53:33,918
‏تو داریش، منم دارمش

2096
01:53:35,543 --> 01:53:36,793
‏اما اون نه

2097
01:53:37,709 --> 01:53:39,918
‏منظورت چیه؟
‏دیگه برنمی‌گرده؟

2098
01:53:40,043 --> 01:53:41,834
‏نه بابا، برمی‌گرده

2099
01:53:43,584 --> 01:53:45,584
‏همه‌مون برمی‌گردیم، کیت

2100
01:53:47,168 --> 01:53:50,168
‏این انقلاب‌های کوچیک شخصی،‏
‏همیشه خاموش می‌شن

2101
01:53:50,293 --> 01:53:53,709
‏آدم... همیشه در نهایت سازش می‌کنه

2102
01:53:56,418 --> 01:53:59,209
‏آره، از یه جهتِ عجیب، حق با فرانکه

2103
01:54:00,834 --> 01:54:03,584
‏هر آدمی واقعاً یه ستاره داره

2104
01:54:04,834 --> 01:54:07,168
‏اونم ستاره‌ی صداقتِ خودشه

2105
01:54:09,168 --> 01:54:11,709
‏و تمام عمرت دنبالش کورمال‌کورمال می‌گردی،‏

2106
01:54:11,834 --> 01:54:14,334
‏ولی... وقتی خاموش بشه،‏

2107
01:54:15,959 --> 01:54:17,459
‏دیگه هیچ‌وقت روشن نمی‌شه

2108
01:54:20,334 --> 01:54:21,959
‏فکر نمی‌کنم خیلی دور رفته باشه

2109
01:54:22,084 --> 01:54:26,709
‏احتمالاً فقط می‌خواسته تنها باشه
‏تا خاموش شدن ستاره‌ش رو ببینه

2110
01:54:27,793 --> 01:54:29,584
‏فقط برگرده، همین

2111
01:54:30,834 --> 01:54:32,418
‏کاش برنگرده، کیت

2112
01:54:33,709 --> 01:54:37,834
‏یه سال، بی‌خیال همه‌چی شدم، من...‏
‏رفتم نیواورلئان

2113
01:54:39,334 --> 01:54:43,084
‏دو ماه تمام فقط با موز و شیر زندگی کردم

2114
01:54:43,209 --> 01:54:45,959
‏و روی یه بیماری خاص مطالعه کردم

2115
01:54:46,084 --> 01:54:48,459
‏خیلی زیبا بود

2116
01:54:51,084 --> 01:54:53,959
‏بعد اون اومد و گریه کرد

2117
01:54:55,459 --> 01:54:57,543
‏منم باهاش برگشتم خونه

2118
01:54:59,834 --> 01:55:02,584
‏حالا توی همون تاریکیِ همیشگی زندگی می‌کنم

2119
01:55:06,418 --> 01:55:09,084
‏نمی‌تونم... خودمو پیدا کنم

2120
01:55:11,918 --> 01:55:15,709
‏حتی بعضی وقتا سخته یادم بیاد
‏می‌خواستم چه جور آدمی باشم

2121
01:55:15,834 --> 01:55:16,834
‏من...‏

2122
01:55:18,043 --> 01:55:19,543
‏من شوهر خوبیم

2123
01:55:20,834 --> 01:55:23,834
‏کریس هم پسر خوبیه،‏
‏برمی‌گرده

2124
01:55:27,168 --> 01:55:29,209
‏حس می‌کنم توی پارک باشه

2125
01:55:31,209 --> 01:55:32,918
‏می‌رم دنبالش بگردم

2126
01:55:37,668 --> 01:55:41,459
‏ببرش بخوابه، جو،‏
‏برای حالش اصلاً خوب نیست

2127
01:55:48,459 --> 01:55:49,959
‏اینجا چی می‌خواد؟

2128
01:55:51,584 --> 01:55:53,168
‏رفیقش که خونه نیست

2129
01:55:54,168 --> 01:55:57,959
‏- خوشم نمیاد این‌قدر دخالت می‌کنه
‏- دیگه دیر شده، جو، اون می‌دونه

2130
01:55:59,293 --> 01:56:00,418
‏از کجا می‌دونه؟

2131
01:56:01,918 --> 01:56:03,834
‏خیلی وقت پیش حدس زده بود

2132
01:56:05,668 --> 01:56:08,084
‏- خوشم نمیاد
‏- اوه، امان از چیزایی که خوشت نمیاد!‏

2133
01:56:08,209 --> 01:56:09,834
‏آره، چیزایی که خوشم نمیاد!‏

2134
01:56:09,959 --> 01:56:12,959
‏تو این یکی دیگه نمی‌تونی
‏با قلدری پیش بری، جو

2135
01:56:13,834 --> 01:56:16,668
‏بهتره الان عاقل باشی،‏
‏این ماجرا هنوز تموم نشده

2136
01:56:18,168 --> 01:56:21,334
‏اون بالا داره چیکار می‌کنه؟
‏از اتاقش بیرون نمیاد

2137
01:56:21,459 --> 01:56:23,543
‏نمی‌دونم،‏
‏داره چیکار می‌کنه؟

2138
01:56:30,209 --> 01:56:31,459
‏بشین

2139
01:56:31,959 --> 01:56:33,668
‏عصبانی نباش

2140
01:56:33,793 --> 01:56:36,084
‏می‌خوای زندگی کنی؟
‏تکلیفتو روشن کن

2141
01:56:37,959 --> 01:56:39,459
‏اون که نمی‌دونه، نه؟

2142
01:56:40,209 --> 01:56:44,209
‏دید که کریس با عصبانیت زد بیرون،‏
‏دو دو تا چهار تا بلده، می‌فهمه

2143
01:56:45,459 --> 01:56:47,668
‏- فکر می‌کنی باید باهاش حرف بزنم؟
‏- از من نپرس، جو

2144
01:56:47,793 --> 01:56:48,959
‏پس از کی بپرسم؟

2145
01:56:50,668 --> 01:56:52,459
‏فکر نمی‌کنم بخواد کاری بکنه، مگه نه؟

2146
01:56:52,584 --> 01:56:54,709
‏- باز داری از من می‌پرسی
‏- آره، از تو می‌پرسم!‏

2147
01:56:54,834 --> 01:56:58,043
‏مگه غریبه‌م؟
‏فکر می‌کردم اینجا یه خانواده دارم

2148
01:56:58,168 --> 01:57:00,459
‏- چه بلایی سر خانواده‌م اومده؟
‏- خانواده داری

2149
01:57:00,584 --> 01:57:04,209
‏فقط دارم بهت می‌گم دیگه
‏جونی برام نمونده که فکر کنم

2150
01:57:04,334 --> 01:57:05,834
‏جون نداری؟!‏

2151
01:57:05,959 --> 01:57:08,459
‏همچین که مشکلی پیش میاد دیگه جون نداری؟!‏

2152
01:57:09,334 --> 01:57:11,918
‏داری دوباره همون کارو می‌کنی، جو

2153
01:57:12,043 --> 01:57:14,459
‏تمام عمرت، هر وقت به مشکلی می‌خوری،‏

2154
01:57:14,584 --> 01:57:16,834
‏سر من داد می‌زنی و فکر می‌کنی حل می‌شه

2155
01:57:19,918 --> 01:57:21,209
‏پس باید چیکار کنم؟

2156
01:57:22,293 --> 01:57:23,584
‏چی؟

2157
01:57:23,709 --> 01:57:25,834
‏بهم بگو، باهام حرف بزن،‏
‏چیکار کنم؟

2158
01:57:30,084 --> 01:57:32,459
‏- هی
‏- جو، داشتم این‌جوری فکر می‌کردم

2159
01:57:32,584 --> 01:57:34,709
‏- اگه برگرده...‏
‏- منظورت از «اگه» چیه؟

2160
01:57:34,834 --> 01:57:35,834
‏برمی‌گرده!‏

2161
01:57:37,584 --> 01:57:39,959
‏فکر می‌کنم اگه بشونیش

2162
01:57:40,084 --> 01:57:42,959
‏و براش توضیح بدی...‏

2163
01:57:43,084 --> 01:57:44,834
‏یعنی، باید بهش بفهمونی

2164
01:57:44,959 --> 01:57:47,584
‏که می‌دونی چه کار وحشتناکی کردی

2165
01:57:47,709 --> 01:57:51,084
‏یعنی، اگه ببینه فهمیدی چیکار کردی،‏
‏می‌فهمی چی می‌گم؟

2166
01:57:52,043 --> 01:57:53,543
‏این چه دردی رو دوا می‌کنه؟

2167
01:57:53,668 --> 01:57:57,543
‏منظورم اینه که اگه بهش بگی
‏می‌خوای تقاص کاری رو که کردی پس بدی

2168
01:57:58,293 --> 01:57:59,584
‏چطور تقاص پس بدم؟

2169
01:58:01,334 --> 01:58:05,209
‏بهش بگو... بهش بگو حاضری بری زندان

2170
01:58:09,918 --> 01:58:13,418
‏اوه! چی؟!‏
‏من حاضرم برم...؟

2171
01:58:13,543 --> 01:58:16,834
‏لازم نیست بری!‏
‏اونم همچین چیزی ازت نمی‌خواد

2172
01:58:16,959 --> 01:58:18,793
‏ولی اگه بهش بگی که می‌خوای،‏

2173
01:58:18,918 --> 01:58:22,084
‏اگه حس کنه می‌خوای تقاص پس بدی،‏
‏شاید ببخشتت

2174
01:58:23,959 --> 01:58:26,543
‏منو ببخشه؟ بابت چی؟

2175
01:58:26,668 --> 01:58:27,834
‏می‌دونی منظورم چیه

2176
01:58:27,959 --> 01:58:29,709
‏نه، نمی‌دونم منظورت چیه

2177
01:58:29,834 --> 01:58:32,959
‏تو پول می‌خواستی، منم پول درآوردم

2178
01:58:33,084 --> 01:58:36,459
‏چیو باید ببخشه؟
‏تو پول می‌خواستی، مگه نه؟

2179
01:58:36,584 --> 01:58:37,834
‏این‌جوری نمی‌خواستم!‏

2180
01:58:37,959 --> 01:58:41,168
‏منم این‌جوری نمی‌خواستم!‏
‏اصلاً چه فرقی می‌کنه تو چی می‌خواستی؟

2181
01:58:41,709 --> 01:58:43,334
‏لوس‌تون کردم، جفت‌تون رو!‏

2182
01:58:43,459 --> 01:58:46,334
‏باید وقتی ده سالش بود
‏از خونه بیرونش می‌کردم،‏

2183
01:58:46,459 --> 01:58:48,043
‏مثل وقتی که منو بیرون کردن!‏

2184
01:58:48,709 --> 01:58:50,584
‏تا خرج خودشو دربیاره!‏

2185
01:58:50,709 --> 01:58:53,709
‏اون‌وقت می‌فهمید تو این
‏دنیا پول چطور درمیاد!‏

2186
01:58:53,834 --> 01:58:55,918
‏عجب! هه! بخشیده بشم!‏

2187
01:58:57,209 --> 01:59:00,834
‏من خودم می‌تونستم با روزی یه قرون سر کنم!‏

2188
01:59:00,959 --> 01:59:02,334
‏ولی خانواده دارم، پس کار می‌کنم!‏

2189
01:59:02,459 --> 01:59:05,793
‏جو، این که واسه خانواده کردی
‏توجیهی برای کارِت نمی‌شه!‏

2190
01:59:05,918 --> 01:59:08,459
‏- باید توجیه کنه!‏
‏- برای اون چیزایی بزرگ‌تر از خانواده هم هست

2191
01:59:08,584 --> 01:59:10,543
‏- هیچی بزرگ‌تر نیست!‏
‏- برای اون هست!‏

2192
01:59:10,668 --> 01:59:12,793
‏هیچ کاری نیست که بکنه و نبخشمش،‏

2193
01:59:12,918 --> 01:59:14,043
‏چون اون پسرمه

2194
01:59:14,168 --> 01:59:16,418
‏چون من پدرشم و اون پسر منه

2195
01:59:16,543 --> 01:59:18,709
‏- دارم بهت می‌گم...‏
‏- هیچی از این بزرگ‌تر نیست!‏

2196
01:59:18,834 --> 01:59:20,709
‏این رو بهش می‌گی، فهمیدی؟

2197
01:59:20,834 --> 01:59:23,084
‏چون من پدرشم و اون پسر منه

2198
01:59:23,209 --> 01:59:25,418
‏اگه چیزی بزرگ‌تر از این هست،‏
‏یه گلوله خالی می‌کنم تو مخم

2199
01:59:25,543 --> 01:59:27,334
‏- بس کن
‏- نه، شنیدی چی گفتم

2200
01:59:28,084 --> 01:59:29,709
‏حالا می‌دونی باید بهش چی بگی

2201
01:59:35,084 --> 01:59:36,084
‏ولی اون...‏

2202
01:59:37,084 --> 01:59:39,959
‏ولی منو که... نمی‌ندازه گوشه زندان

2203
01:59:40,084 --> 01:59:41,584
‏میندازه؟
‏همچین کاری نمی‌کنه

2204
01:59:42,459 --> 01:59:45,334
‏دوستت داشت، جو،‏
‏دلشو شکوندی

2205
01:59:49,459 --> 01:59:50,834
‏ولی اینکه بندازتم زندان...‏

2206
01:59:53,834 --> 01:59:55,584
‏- نمی‌دونم
‏- آه

2207
01:59:56,418 --> 01:59:59,459
‏کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‏که ما اصلاً نمی‌شناسیمش

2208
01:59:59,584 --> 02:00:03,668
‏می‌گن تو جنگ چه آدمکشی بوده،‏
‏اینجا که همیشه از موش می‌ترسید

2209
02:00:04,584 --> 02:00:05,834
‏نمی‌دونم

2210
02:00:06,918 --> 02:00:08,459
‏نمی‌دونم چیکار می‌کنه

2211
02:00:11,043 --> 02:00:12,418
‏لعنت بهش

2212
02:00:13,709 --> 02:00:17,959
‏اگه لری زنده بود، این‌طوری رفتار نمی‌کرد

2213
02:00:18,709 --> 02:00:21,209
‏اون می‌فهمید دنیا چطور ساخته شده

2214
02:00:21,334 --> 02:00:22,834
‏به حرفم گوش می‌داد

2215
02:00:22,959 --> 02:00:25,834
‏برای اون، دنیا قد همین قطعه زمین بود

2216
02:00:25,959 --> 02:00:27,918
‏تهش می‌رسید به حریم ساختمون

2217
02:00:28,043 --> 02:00:31,209
‏این یکی... هه!‏
‏همه‌چی عذابش می‌ده

2218
02:00:31,793 --> 02:00:34,459
‏یه معامله می‌کنی،‏
‏دوزار گرون‌تر حساب می‌کنی،‏

2219
02:00:34,584 --> 02:00:36,293
‏موهاش از حرص می‌ریزه!‏

2220
02:00:37,043 --> 02:00:38,834
‏پول سرش نمی‌شه

2221
02:00:40,959 --> 02:00:43,959
‏خیلی راحت بوده،‏
‏خیلی راحت به دست اومده

2222
02:00:50,709 --> 02:00:51,709
‏آه

2223
02:00:54,834 --> 02:00:55,834
‏آره والا

2224
02:00:58,834 --> 02:00:59,834
‏لری

2225
02:01:03,043 --> 02:01:05,168
‏چه پسری رو از دست دادیم

2226
02:01:07,584 --> 02:01:08,584
‏لری

2227
02:01:12,334 --> 02:01:13,334
‏لری

2228
02:01:23,459 --> 02:01:25,084
‏من باید چیکار کنم، کیت؟

2229
02:01:26,709 --> 02:01:28,834
‏هان؟ باید چیکار کنم؟

2230
02:01:28,959 --> 02:01:30,293
‏جو

2231
02:01:30,418 --> 02:01:31,584
‏- جو، خواهش می‌کنم
‏- چی؟

2232
02:01:31,709 --> 02:01:34,709
‏بی‌خیال، حالت خوب می‌شه،‏
‏هیچ اتفاقی نمی‌افته

2233
02:01:34,834 --> 02:01:37,293
‏همه‌ش به خاطر تو بود، کیت، به خاطر جفت‌تون

2234
02:01:37,418 --> 02:01:40,293
‏- تموم عمر فقط واسه این زندگی کردم
‏- می‌دونم، عزیزم

2235
02:01:40,418 --> 02:01:42,209
‏می‌دونم، می‌دونم

2236
02:01:42,334 --> 02:01:43,334
‏من می‌دونم

2237
02:01:46,918 --> 02:01:49,709
‏چرا بیدار موندی؟
‏وقتی اومد بهت خبر می‌دم

2238
02:02:03,668 --> 02:02:05,959
‏شام هم که نخوردی، نه؟

2239
02:02:06,084 --> 02:02:08,043
‏- چرا براش یه چیزی درست نمی‌کنی؟
‏- حتماً

2240
02:02:08,168 --> 02:02:09,918
‏دست نگه دار، کیت، حالم خوبه

2241
02:02:15,209 --> 02:02:17,459
‏یه چیزی هست که می‌خوام بهت بگم

2242
02:02:20,834 --> 02:02:22,959
‏نمی‌خوام در این مورد کاری بکنم

2243
02:02:23,084 --> 02:02:24,584
‏دختر خوبیه، دیدی؟ اون...‏

2244
02:02:24,709 --> 02:02:26,793
‏کاری به کار جو ندارم،‏

2245
02:02:27,418 --> 02:02:29,709
‏ولی تو باید یه کاری واسم بکنی

2246
02:02:33,293 --> 02:02:35,918
‏کاری کردی کریس پیش من احساس گناه کنه

2247
02:02:36,043 --> 02:02:38,084
‏چه می‌خواستی و چه نه،‏

2248
02:02:38,209 --> 02:02:40,793
‏جلوی چشم من زمین‌گیرش کردی

2249
02:02:43,043 --> 02:02:46,084
‏دلم می‌خواد بهش بگی که لری مرده و اینکه

2250
02:02:46,209 --> 02:02:47,584
‏خودتم اینو می‌دونی

2251
02:02:48,584 --> 02:02:49,834
‏حرفم رو می‌فهمی؟

2252
02:02:51,209 --> 02:02:55,168
‏من تنها از اینجا نمی‌رم
‏اون‌طوری هیچ زندگی‌ای برام نمی‌مونه، من...‏

2253
02:02:56,209 --> 02:02:58,459
‏می‌خوام آزادش کنی

2254
02:02:59,293 --> 02:03:01,834
‏اون‌وقت بهت قول می‌دم همه‌چی تموم بشه،‏

2255
02:03:01,959 --> 02:03:04,168
‏ما هم می‌ذاریم می‌ریم و...‏

2256
02:03:05,334 --> 02:03:06,459
‏فقط همین

2257
02:03:11,543 --> 02:03:12,543
‏هی

2258
02:03:14,834 --> 02:03:16,959
‏این کار رو می‌کنی، نه؟
‏بهش... بهش می‌گی

2259
02:03:20,918 --> 02:03:24,084
‏می‌دونم چی ازت می‌خوام، کیت
‏تو دوتا پسر داشتی

2260
02:03:24,209 --> 02:03:26,293
‏ولی الان فقط یکی داری

2261
02:03:27,459 --> 02:03:29,418
‏بهش می‌گی، مگه نه؟

2262
02:03:30,209 --> 02:03:33,459
‏باید یه‌جوری بهش بگی که بفهمه جدی می‌گی

2263
02:03:37,209 --> 02:03:38,209
‏عزیزم،‏

2264
02:03:40,209 --> 02:03:42,418
‏اگه اون پسر مرده بود،‏

2265
02:03:43,459 --> 02:03:46,543
‏واسه اینکه کریس بفهمه
‏به حرف‌های من بند نبود

2266
02:03:47,459 --> 02:03:51,918
‏شبی که بیاد توی تختت، قلبش خشک می‌شه،‏

2267
02:03:52,459 --> 02:03:55,418
‏چون هم اون می‌دونه و هم تو،‏

2268
02:03:56,168 --> 02:04:00,543
‏که تا روز مرگش منتظر برادرش می‌مونه

2269
02:04:02,709 --> 02:04:05,459
‏نه عزیزم، از این خبرا نیست

2270
02:04:07,209 --> 02:04:11,084
‏صبح از اینجا می‌ری، تنهای‌تنها هم می‌ری

2271
02:04:12,209 --> 02:04:13,668
‏زندگی تو همینه

2272
02:04:14,668 --> 02:04:17,043
‏زندگی تنهای تو همینه

2273
02:04:26,543 --> 02:04:27,543
‏لری مرده، کیت!‏

2274
02:04:27,668 --> 02:04:31,293
‏- با من حرف نزن!‏
‏- گفتم که مرده، من می‌دونم

2275
02:04:32,293 --> 02:04:34,918
‏بیست‌وپنج نوامبر نزدیک سواحل چین سقوط کرد

2276
02:04:35,043 --> 02:04:36,834
‏موتورش عیب پیدا نکرد، ولی اون مرد

2277
02:04:38,084 --> 02:04:39,084
‏من می‌دونم

2278
02:04:40,334 --> 02:04:41,584
‏چطوری مرد؟

2279
02:04:42,293 --> 02:04:43,918
‏داری بهم دروغ می‌گی

2280
02:04:44,043 --> 02:04:45,918
‏اگه می‌دونی، پس چطوری مرد؟

2281
02:04:46,043 --> 02:04:48,084
‏من دوسش داشتم
‏می‌دونی که دوسش داشتم

2282
02:04:48,209 --> 02:04:51,584
‏اگه مطمئن نبودم، سراغ کس دیگه‌ای می‌رفتم؟
‏همین برات بسه!‏

2283
02:04:51,709 --> 02:04:54,834
‏- چی واسه من بسه؟ داری چی می‌گی؟
‏- داری مچ دستم رو می‌شکونی!‏

2284
02:04:54,959 --> 02:04:57,334
‏- داری چی می‌گی؟
‏- جو، برو توی خونه

2285
02:04:57,959 --> 02:05:00,209
‏- واسه چی آخه...؟
‏- خواهش می‌کنم! برو

2286
02:05:10,334 --> 02:05:12,668
‏ولی هر وقت اومد بهم خبر می‌دی، نه؟

2287
02:05:20,209 --> 02:05:22,043
‏- اون چیه؟
‏- اول باید یه چیزی رو بفهمی،‏

2288
02:05:22,168 --> 02:05:25,334
‏وقتی اومدم اینجا،‏
‏اصلاً روحمم خبر نداشت که جو...‏

2289
02:05:26,459 --> 02:05:28,959
‏من نه با اون مشکلی داشتم نه با تو

2290
02:05:29,084 --> 02:05:31,209
‏اومده بودم ازدواج کنم
‏امیدوار بودم...‏

2291
02:05:32,709 --> 02:05:33,709
‏واسه همین...‏

2292
02:05:34,834 --> 02:05:38,459
‏واسه همین، اینو نیاوردم که عذابت بدم، کیت

2293
02:05:39,334 --> 02:05:42,418
‏فکر می‌کردم اینو فقط زمانی بهت نشون می‌دم

2294
02:05:42,543 --> 02:05:45,959
‏که راه دیگه‌ای واسه مشخص شدن
‏تکلیف لری... توی ذهنت نباشه

2295
02:05:47,584 --> 02:05:48,584
‏لری؟

2296
02:05:51,209 --> 02:05:53,293
‏درست قبل از اینکه... اینو برام نوشت...‏

2297
02:05:57,709 --> 02:05:59,459
‏نمی‌خوام عذابت بدم، کیت

2298
02:05:59,584 --> 02:06:02,168
‏خودت داری مجبورم می‌کنی
‏حالا فقط یادت باشه...‏

2299
02:06:03,543 --> 02:06:04,543
‏یادت باشه

2300
02:06:23,668 --> 02:06:24,668
‏نه!‏

2301
02:06:29,793 --> 02:06:33,293
‏خیلی احساس تنهایی کردم، کیت
‏نمی‌تونم دوباره تنهایی از اینجا برم

2302
02:06:33,418 --> 02:06:35,918
‏- وای خدای من، نه!‏
‏- خودت مجبورم کردی نشونت بدم

2303
02:06:36,043 --> 02:06:38,834
‏صد بار بهت گفتم ولی
‏نمی‌خواستی حرفم رو باور کنی

2304
02:06:38,959 --> 02:06:41,168
‏چرا باورم نمی‌کردی؟
‏آخ، کیتِ عزیزم

2305
02:06:41,709 --> 02:06:43,168
‏کیت، خواهش می‌کنم

2306
02:06:43,918 --> 02:06:45,209
‏کیت، خیلی متأسفم

2307
02:06:45,959 --> 02:06:47,459
‏خیلی متأسفم

2308
02:06:48,334 --> 02:06:49,543
‏چی شده؟

2309
02:06:53,793 --> 02:06:55,959
‏کجا بودی؟ هان؟

2310
02:06:56,084 --> 02:06:58,334
‏سرتاسرت عرق کرده. کجا بودی؟

2311
02:06:59,209 --> 02:07:01,168
‏یه خرده با ماشین چرخیدم

2312
02:07:02,084 --> 02:07:03,584
‏فکر کردم رفتی

2313
02:07:04,459 --> 02:07:06,584
‏کجا برم؟
‏جایی رو ندارم که برم

2314
02:07:07,709 --> 02:07:08,918
‏بابا کجاست؟

2315
02:07:09,709 --> 02:07:12,709
‏اون، خب...‏
‏رفته داخل دراز کشیده

2316
02:07:15,459 --> 02:07:18,459
‏جفتتون بشینید
‏حرفی که باید بزنم رو می‌زنم

2317
02:07:19,334 --> 02:07:21,459
‏صدای ماشین رو نشنیدم

2318
02:07:21,584 --> 02:07:25,959
‏- گذاشتمش توی گاراژ
‏- جیم رفته بیرون دنبالت بگرده

2319
02:07:26,084 --> 02:07:27,418
‏دارم می‌رم

2320
02:07:29,959 --> 02:07:34,209
‏توی کلیولند چندتا شرکت هست،‏
‏فکر کنم بتونم یه جا پیدا کنم، یعنی...‏

2321
02:07:36,084 --> 02:07:37,709
‏می‌خوام واسه همیشه برم

2322
02:07:38,834 --> 02:07:41,459
‏می‌دونم چه فکری می‌کنی، آنی، درسته

2323
02:07:41,584 --> 02:07:43,209
‏من یه ترسوام

2324
02:07:44,209 --> 02:07:48,668
‏توی این خونه از من یه ترسو
‏ساختن چون به بابام شک کردم

2325
02:07:48,793 --> 02:07:50,668
‏و هیچ کاری نکردم

2326
02:07:52,334 --> 02:07:54,709
‏اگه اون شبی که برگشتم
‏این چیزا رو می‌دونستم،‏

2327
02:07:54,834 --> 02:07:57,709
‏تا الان دیگه توی دفتر دادستان بود

2328
02:07:58,959 --> 02:08:00,543
‏خودم می‌بردمش اونجا

2329
02:08:02,668 --> 02:08:05,418
‏حالا اگه بهش نگاه کنم،‏
‏تنها کاری که ازم برمیاد گریه کردنه

2330
02:08:05,543 --> 02:08:07,668
‏داری چی می‌گی؟
‏مگه کار دیگه‌ای هم می‌تونی بکنی؟

2331
02:08:08,918 --> 02:08:10,209
‏می‌تونم بندازمش زندان

2332
02:08:11,834 --> 02:08:15,084
‏اگه هنوز آدم بودم، می‌تونستم بندازمش زندان

2333
02:08:15,209 --> 02:08:18,084
‏ولی حالا منم مثل بقیه شدم

2334
02:08:18,709 --> 02:08:21,418
‏الان منم واقع‌بین شدم،‏
‏شما منو واقع‌بین کردید

2335
02:08:21,543 --> 02:08:24,959
‏- ولی باید باشی
‏- گربه‌های توی اون کوچه هم واقع‌بینن!‏

2336
02:08:26,168 --> 02:08:29,584
‏اون بی‌شرفایی که موقع جنگیدنمون
‏در رفتن هم واقع‌بین بودن!‏

2337
02:08:29,709 --> 02:08:31,918
‏فقط اونایی که کشته شدن واقع‌بین نبودن!‏

2338
02:08:32,043 --> 02:08:35,418
‏ولی حالا منم واقع‌بین شدم،‏
‏و تُف می‌اندازم به خودم!‏

2339
02:08:39,959 --> 02:08:42,043
‏دارم می‌رم، همین الان می‌رم

2340
02:08:42,168 --> 02:08:43,959
‏- نه، منم باهات میام
‏- نه، اَن

2341
02:08:44,084 --> 02:08:47,168
‏کریس، ازت نمی‌خوام کاری
‏به کار جو داشته باشی

2342
02:08:47,293 --> 02:08:49,834
‏- چرا، می‌خوای، می‌خوای
‏- نه، قسم می‌خورم هرگز نخوام

2343
02:08:49,959 --> 02:08:51,793
‏توی دلت همیشه می‌خوای

2344
02:08:53,418 --> 02:08:55,793
‏- پس کاری رو بکن که لازمه
‏- چه کاری؟

2345
02:08:56,543 --> 02:08:58,584
‏هان؟ اصلاً چه کاری می‌شه کرد؟

2346
02:08:58,709 --> 02:09:00,834
‏تمام شب دنبال دلیلی گشتم تا عذابش بدم

2347
02:09:00,959 --> 02:09:02,959
‏- دلیل هست، دلیل هست
‏- چی؟

2348
02:09:03,084 --> 02:09:06,084
‏اگه بندازمش پشت میله‌ها،‏
‏مرده‌ها زنده می‌شن؟

2349
02:09:07,584 --> 02:09:09,084
‏پس واسه چی این کارو بکنم؟

2350
02:09:09,209 --> 02:09:12,168
‏اونجا اگه کسی مثل سگ رفتار می‌کرد،‏
‏بهش شلیک می‌کردیم!‏

2351
02:09:12,293 --> 02:09:16,209
‏ولی اونجا شرف واقعی بود،‏
‏داشتی از یه چیزی محافظت می‌کردی

2352
02:09:16,334 --> 02:09:19,668
‏ولی اینجا؟ اینجا سرزمین سگ‌های گنده‌ست!‏

2353
02:09:19,793 --> 02:09:22,459
‏اینجا عاشق کسی نمی‌شن، می‌خورنش!‏

2354
02:09:23,293 --> 02:09:24,793
‏اصل و اصول اینه

2355
02:09:25,709 --> 02:09:27,084
‏تنها اصل زندگی ما همینه

2356
02:09:27,209 --> 02:09:30,168
‏این دفعه فقط برحسب اتفاق
‏چند نفری کشته شدن، همین و بس

2357
02:09:30,293 --> 02:09:32,293
‏دنیا همینه دیگه

2358
02:09:34,084 --> 02:09:37,293
‏چطور عقده‌مو سر اون خالی کنم؟
‏چه منطقی داره؟

2359
02:09:39,209 --> 02:09:40,334
‏اینجا باغ‌وحشه

2360
02:09:41,834 --> 02:09:44,168
‏- یه باغ‌وحش
‏- می‌دونی باید چیکار کنه، بهش بگو

2361
02:09:44,293 --> 02:09:45,959
‏- ولش کن
‏- ولش نمی‌کنم!‏

2362
02:09:46,084 --> 02:09:48,584
‏بهش بگو باید چیکار کنه!‏
‏وگرنه خودم می‌گم

2363
02:09:51,959 --> 02:09:52,959
‏هی

2364
02:09:53,793 --> 02:09:54,793
‏گوش کن

2365
02:09:56,459 --> 02:09:57,543
‏نه، نه، هی

2366
02:09:57,668 --> 02:10:00,293
‏چت شده تو؟
‏می‌خوام باهات حرف بزنم

2367
02:10:00,418 --> 02:10:02,209
‏من حرفی با تو ندارم

2368
02:10:04,209 --> 02:10:05,584
‏می‌خوام...‏

2369
02:10:06,334 --> 02:10:08,459
‏هی، بیا اینجا

2370
02:10:08,584 --> 02:10:09,834
‏می‌خوام باهات حرف بزنم

2371
02:10:09,959 --> 02:10:12,793
‏دست نزن!‏
‏اگه این کارو بکنی بهت صدمه می‌زنم

2372
02:10:12,918 --> 02:10:14,793
‏هیچ حرفی نمونده

2373
02:10:15,709 --> 02:10:17,168
‏پس زود بگو

2374
02:10:22,709 --> 02:10:23,709
‏خیلی خب

2375
02:10:27,709 --> 02:10:29,668
‏دقیقاً مشکل چیه؟

2376
02:10:31,543 --> 02:10:32,709
‏چی شده؟

2377
02:10:34,418 --> 02:10:38,209
‏پول زیادی داری؟
‏این داره اذیتت می‌کنه؟

2378
02:10:40,834 --> 02:10:42,334
‏آره، اذیتم می‌کنه

2379
02:10:44,834 --> 02:10:46,584
‏اگه نمی‌تونی بهش عادت کنی،‏

2380
02:10:47,584 --> 02:10:49,334
‏پس بندازش دور

2381
02:10:50,418 --> 02:10:51,709
‏شنیدی چی گفتم؟

2382
02:10:51,834 --> 02:10:55,334
‏تک‌تک سنتاش رو بردار و...‏
‏بده به خیریه

2383
02:10:56,084 --> 02:10:57,459
‏بریزش توی فاضلاب

2384
02:10:58,709 --> 02:11:01,418
‏این‌طوری حل می‌شه؟
‏توی فاضلاب، همون‌جا

2385
02:11:03,168 --> 02:11:05,334
‏فکر می‌کنی دارم شوخی می‌کنم

2386
02:11:06,168 --> 02:11:07,459
‏نچ

2387
02:11:07,584 --> 02:11:09,293
‏دارم بهت می‌گم چیکار کنی

2388
02:11:10,334 --> 02:11:13,043
‏اگه کثیفه، خب آتیشش بزن

2389
02:11:13,668 --> 02:11:15,959
‏این پولِ توئه، پول من نیست

2390
02:11:18,168 --> 02:11:19,459
‏من یه مرده‌ام

2391
02:11:20,959 --> 02:11:23,209
‏من یه پیرمرد مرده‌ام

2392
02:11:23,834 --> 02:11:25,584
‏هیچ‌چی مال من نیست

2393
02:11:29,959 --> 02:11:30,959
‏هی

2394
02:11:35,334 --> 02:11:38,168
‏کوتاه بیا، باهام حرف بزن، هان؟ کوتاه بیا

2395
02:11:41,168 --> 02:11:42,584
‏می‌خوای چیکار کنی؟

2396
02:11:45,168 --> 02:11:47,043
‏مهم این نیست که من چی می‌خوام بکنم

2397
02:11:48,584 --> 02:11:50,543
‏مهم اینه که خودت چی می‌خوای بکنی

2398
02:11:53,543 --> 02:11:55,334
‏باید بخوام چیکار کنم؟

2399
02:12:00,543 --> 02:12:01,543
‏آهان

2400
02:12:04,543 --> 02:12:05,543
‏زندان

2401
02:12:08,584 --> 02:12:10,584
‏می‌خوای برم زندان؟

2402
02:12:14,209 --> 02:12:15,209
‏خیلی خب

2403
02:12:18,834 --> 02:12:22,043
‏اگه می‌خوای برم، همین رو بگو

2404
02:12:25,668 --> 02:12:27,584
‏جای من اونجاست؟

2405
02:12:29,793 --> 02:12:30,959
‏پس بهم بگو

2406
02:12:36,209 --> 02:12:38,959
‏چی شده؟
‏چرا نمی‌تونی بهم بگی؟

2407
02:12:39,709 --> 02:12:42,293
‏هر حرف دیگه‌ای رو بهم می‌زنی،‏
‏این رو هم بگو

2408
02:12:46,543 --> 02:12:49,834
‏بهت می‌گم چرا نمی‌تونی بگی

2409
02:12:51,709 --> 02:12:55,584
‏چون خودت می‌دونی که جای من اونجا نیست

2410
02:12:57,584 --> 02:12:59,209
‏چون خودت می‌دونی

2411
02:13:05,668 --> 02:13:09,584
‏منظورم اینه که کی...؟
‏کی تو اون جنگ مفت کار کرد؟ هان؟

2412
02:13:10,293 --> 02:13:13,293
‏هروقت اونا مفت کار کردن،‏
‏منم مفت کار می‌کنم

2413
02:13:13,918 --> 02:13:16,668
‏فکر می‌کنی قبل از اینکه پولشون رو بگیرن،‏

2414
02:13:16,793 --> 02:13:20,293
‏حتی یه تفنگ یا کامیون
‏از دیترویت فرستادن بیرون؟

2415
02:13:21,334 --> 02:13:23,209
‏این پاک حساب می‌شه؟ پیف!‏

2416
02:13:25,709 --> 02:13:28,043
‏همه‌ش دلاره و سنت

2417
02:13:28,543 --> 02:13:30,584
‏سکه و پول خرد

2418
02:13:32,043 --> 02:13:33,918
‏جنگ و صلح

2419
02:13:38,084 --> 02:13:39,709
‏سکه و پول خرد

2420
02:13:41,834 --> 02:13:43,084
‏چی پاکه؟

2421
02:13:45,418 --> 02:13:48,918
‏اگه من برم،‏
‏نصف این مملکت خراب‌شده هم باید برن

2422
02:13:49,543 --> 02:13:51,793
‏آره، واسه همینه که نمی‌تونی بهم بگی

2423
02:13:53,668 --> 02:13:55,668
‏آره، دقیقاً واسه همینه

2424
02:13:56,209 --> 02:13:58,709
‏پس چرا من آدم بده‌ام؟

2425
02:13:58,834 --> 02:14:03,043
‏می‌دونم از بیشترِ مردا بدتر نیستی، ولی...‏

2426
02:14:05,209 --> 02:14:07,584
‏...فکر می‌کردم تو بهتری

2427
02:14:10,459 --> 02:14:12,459
‏هیچ‌وقت بهت به چشم یه مرد نگاه نکردم

2428
02:14:12,584 --> 02:14:15,959
‏تو رو... پدرم می‌دیدم

2429
02:14:18,084 --> 02:14:20,959
‏و نمی‌تونم این‌طوری بهت نگاه کنم، من...‏

2430
02:14:23,209 --> 02:14:25,584
‏- نمی‌تونم به خودم نگاه کنم
‏- کوتاه بیا

2431
02:14:27,959 --> 02:14:30,793
‏- وای، نه، اونو بده به من!‏
‏- نه، قراره بخوندش

2432
02:14:32,459 --> 02:14:33,668
‏لری

2433
02:14:34,334 --> 02:14:36,293
‏- همون روزی که مُرد، برام نوشتش
‏- لری؟

2434
02:14:36,418 --> 02:14:38,584
‏کریس، اون مال تو نیست. جو، از اینجا برو

2435
02:14:38,709 --> 02:14:41,584
‏- نه، یه چیزی درباره لری گفت
‏- جو، برو تو خیابون، فقط برو تو خیابون

2436
02:14:41,709 --> 02:14:44,293
‏کریس، نکن، بهش نگو

2437
02:14:50,959 --> 02:14:53,668
‏سه سال و نیم فقط حرف زدن

2438
02:14:57,293 --> 02:14:58,334
‏فقط حرف

2439
02:15:01,209 --> 02:15:03,709
‏حالا بگو باید چیکار کنی

2440
02:15:03,834 --> 02:15:06,709
‏این‌طوری مُرد، چی؟

2441
02:15:08,418 --> 02:15:10,209
‏حالا بهم بگو جات کجاست

2442
02:15:12,918 --> 02:15:13,918
‏چی؟

2443
02:15:15,168 --> 02:15:17,459
‏- کریس...‏
‏- چی؟

2444
02:15:17,959 --> 02:15:20,959
‏تو این دنیا آدم نمی‌تونه عیسی مسیح باشه!‏

2445
02:15:21,084 --> 02:15:24,584
‏نه، نه، نه
‏من دنیا رو خوب می‌شناسم، من...‏

2446
02:15:25,668 --> 02:15:27,834
‏همه‌ی این داستانای مزخرف رو می‌دونم

2447
02:15:28,834 --> 02:15:30,209
‏حالا به این گوش بده

2448
02:15:30,334 --> 02:15:34,334
‏و بهم بگو که یه مرد باید چطور آدمی باشه

2449
02:15:43,543 --> 02:15:45,459
‏«اَن عزیزم...»‏

2450
02:15:45,584 --> 02:15:47,459
‏داری...؟
‏داری گوش می‌دی؟

2451
02:15:48,209 --> 02:15:49,209
‏چی؟

2452
02:15:50,709 --> 02:15:53,959
‏این رو همون روزی نوشته که مُرد!‏

2453
02:15:54,709 --> 02:15:56,668
‏پس گوش کن! گریه نکن!‏

2454
02:15:57,334 --> 02:16:00,334
‏- گوش بده!‏
‏- باشه، باشه

2455
02:16:12,293 --> 02:16:13,834
‏«اَن عزیزم...‏

2456
02:16:16,209 --> 02:16:18,668
‏...نوشتنِ احساسی که دارم غیرممکنه،‏

2457
02:16:18,793 --> 02:16:20,793
‏ولی باید یه چیزی رو بهت بگم

2458
02:16:23,084 --> 02:16:26,043
‏دیروز با پرواز یه دسته
‏روزنامه از آمریکا رسید،‏

2459
02:16:26,168 --> 02:16:29,584
‏و ماجرای محکوم شدن
‏بابا و پدرت رو توش خوندم

2460
02:16:33,043 --> 02:16:34,834
‏نمی‌تونم احساسم رو به زبون بیارم

2461
02:16:36,418 --> 02:16:40,668
‏نمی‌تونم بگم چه حسی دارم،‏
‏دیگه تحمل زنده موندن رو ندارم»‏

2462
02:16:43,459 --> 02:16:46,084
‏«دیشب بیست دقیقه دور پایگاه چرخیدم

2463
02:16:46,209 --> 02:16:48,209
‏تا بالاخره تونستم فرود بیام

2464
02:16:50,209 --> 02:16:51,918
‏چطور تونست همچین کاری بکنه؟

2465
02:16:54,334 --> 02:16:56,668
‏هر روز سه چهار نفر برنمی‌گردن،‏

2466
02:16:56,793 --> 02:17:00,209
‏و اون اون‌عقب نشسته و داره کاسبی می‌کنه

2467
02:17:04,293 --> 02:17:06,793
‏نمی‌دونم چطور بهت بگم چه حالی دارم

2468
02:17:08,084 --> 02:17:09,834
‏نمی‌تونم توی روی هیچ‌کس نگاه کنم

2469
02:17:12,543 --> 02:17:16,459
‏تا چند دقیقه دیگه می‌رم به یه مأموریت

2470
02:17:18,543 --> 02:17:21,209
‏احتمالاً گزارش می‌دن که مفقودالاثر شدم

2471
02:17:23,959 --> 02:17:27,293
‏اگه این‌طور شد،‏
‏می‌خوام بدونی که نباید منتظرم بمونی

2472
02:17:28,709 --> 02:17:29,709
‏بهت می‌گم اَن...‏

2473
02:17:31,709 --> 02:17:34,084
‏...اگه الان اینجا دستم
‏بهش می‌رسید، می‌کشتمش»‏

2474
02:18:06,168 --> 02:18:08,043
‏حالا بنداز گردن دنیا

2475
02:18:52,709 --> 02:18:54,543
‏معنی اون نامه رو فهمیدی؟

2476
02:19:04,209 --> 02:19:05,209
‏آره، من...‏

2477
02:19:07,709 --> 02:19:09,793
‏فکر کنم فهمیدم

2478
02:19:15,168 --> 02:19:18,834
‏ماشین رو بیار، کتم رو بپوشم

2479
02:19:19,959 --> 02:19:21,668
‏چرا داری می‌ری؟

2480
02:19:21,793 --> 02:19:24,584
‏بخواب،‏
‏چرا داری می‌ری؟

2481
02:19:25,584 --> 02:19:27,084
‏نه، نه

2482
02:19:27,668 --> 02:19:28,709
‏من...‏

2483
02:19:28,834 --> 02:19:30,959
‏نمی‌تونم اینجا بخوابم، نه

2484
02:19:33,043 --> 02:19:34,793
‏اگه برم حالم بهتر می‌شه

2485
02:19:34,918 --> 02:19:36,459
‏خیلی نادونی

2486
02:19:36,584 --> 02:19:39,459
‏لری پسرِ تو هم بود، مگه نه؟

2487
02:19:39,584 --> 02:19:43,084
‏می‌دونی هیچ‌وقت ازت
‏نمی‌خواست همچین کاری بکنی

2488
02:19:50,043 --> 02:19:51,043
‏پس... این چیه،‏

2489
02:19:52,043 --> 02:19:54,668
‏اگه منظورش این نیست که این کار رو بکنم؟

2490
02:20:02,709 --> 02:20:04,584
‏آره، اون پسرم بود

2491
02:20:08,543 --> 02:20:10,834
‏ولی فکر کنم از نظر اون...‏

2492
02:20:12,834 --> 02:20:14,918
‏...همه‌شون پسرای من بودن

2493
02:20:18,418 --> 02:20:20,418
‏و گمونم واقعاً بودن

2494
02:20:23,418 --> 02:20:25,334
‏گمونم بودن

2495
02:20:34,418 --> 02:20:37,334
‏الان... الان میام پایین

2496
02:21:15,168 --> 02:21:16,334
‏نمی‌ذارم ببریش

2497
02:21:16,459 --> 02:21:18,334
‏می‌برمش

2498
02:21:18,459 --> 02:21:19,584
‏تصمیم با خودته

2499
02:21:19,709 --> 02:21:22,293
‏اگه بهش بگی بمون،‏
‏می‌مونه. حالا برو بهش بگو

2500
02:21:22,418 --> 02:21:23,793
‏دیگه کسی جلودارش نیست

2501
02:21:23,918 --> 02:21:25,293
‏تو جلوش رو می‌گیری

2502
02:21:26,209 --> 02:21:30,084
‏فکر می‌کنی چقدر تو زندان دوام میاره؟
‏می‌خوای بکشیش؟

2503
02:21:30,209 --> 02:21:33,834
‏- فکر می‌کردم این رو خوندی
‏- جنگ تموم شده

2504
02:21:33,959 --> 02:21:36,209
‏نشنیدی؟ تموم شده

2505
02:21:37,959 --> 02:21:41,793
‏پس لری برات چی بود؟
‏یه سنگ که افتاد تو آب؟

2506
02:21:43,293 --> 02:21:44,334
‏چی؟

2507
02:21:46,168 --> 02:21:48,334
‏فقط پشیمون بودنش کافی نیست

2508
02:21:50,168 --> 02:21:53,709
‏لری خودکشی نکرد که تو
‏و بابا فقط پشیمون بشید

2509
02:21:54,209 --> 02:21:56,084
‏دیگه مگه چطور باید باشیم؟

2510
02:21:56,959 --> 02:21:59,334
‏می‌تونید آدمای بهتری باشید!‏

2511
02:22:01,168 --> 02:22:02,709
‏یه بار برای همیشه بفهمید

2512
02:22:02,834 --> 02:22:05,918
‏که یه دنیایی از آدما اون بیرون هست

2513
02:22:06,043 --> 02:22:08,334
‏و شما در قبالش مسئولید

2514
02:22:09,209 --> 02:22:10,793
‏و تا وقتی این رو نفهمید،‏

2515
02:22:11,709 --> 02:22:15,459
‏پسرتون رو حروم کردید، چون واسه همین مُرد!‏

2516
02:22:44,334 --> 02:22:46,084
‏- نه، نه، نه، نه
‏- جو!‏

2517
02:22:46,209 --> 02:22:47,959
‏بابا، بابا، بابا، بابا، بابا، بابا!‏

2518
02:22:48,084 --> 02:22:49,543
‏جو!‏

2519
02:22:49,668 --> 02:22:51,959
‏جو! جو!‏

2520
02:22:52,084 --> 02:22:54,334
‏مامان، اصلاً نمی‌خواستم این‌طور...!‏

2521
02:22:54,459 --> 02:22:55,459
‏هیچی نگو

2522
02:22:57,584 --> 02:22:58,584
‏چیزی نگو، عزیزم

2523
02:22:59,418 --> 02:23:02,043
‏گردن خودت ننداز

2524
02:23:02,168 --> 02:23:03,543
‏دیگه فراموش کن

2525
02:23:04,334 --> 02:23:05,418
‏زندگی کن

2526
02:23:05,543 --> 02:23:06,959
‏هیس

2527
02:23:11,543 --> 02:23:12,959
‏هیس

2528
02:23:18,459 --> 02:23:20,209
‏آروم باش، آروم

2529
02:23:20,233 --> 02:23:30,233
<font color="#f93208">ما را در تلگرام دنبال کنید</font>
<font color="#fafafa">@Sermoviechannel</font>

