﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000




2
00:00:13,837 --> 00:00:20,837




3
00:00:26,589 --> 00:00:30,673
‫معلومه خودش می‌تونه
‫از رو تختش بلند بشه

4
00:00:30,698 --> 00:00:33,141
‫دوتا پای سالم داره، غیر از اینه؟

5
00:00:33,488 --> 00:00:35,869
‫ببین، اولش که اومدی اینجا،

6
00:00:35,894 --> 00:00:40,672
‫من حرفی از معلولیت زدم؟

7
00:00:40,697 --> 00:00:42,233
‫گفتم رو به موته؟

8
00:00:42,258 --> 00:00:44,337
‫بیا. نه

9
00:00:44,362 --> 00:00:46,334
‫گفتم فلجه؟

10
00:00:46,359 --> 00:00:48,061
‫اصلاً و ابداً

11
00:00:48,062 --> 00:00:51,551
‫- زوال عقل با اجسام لویی داره. همین
‫- متوجهم. بله

12
00:00:51,576 --> 00:00:53,228
‫البته، حرکاتش عینهو…

13
00:00:53,253 --> 00:00:57,253
‫عروسک‌های بادیِ جلوی پمپ‌بنزین‌هاست،

14
00:00:57,278 --> 00:01:03,264
‫ولی وظیفه‌ی ما اینه که کاری کنیم
‫به اون پیرمرد ۸۷ ساله سخت نگذره

15
00:01:03,289 --> 00:01:05,025
‫همین و بس

16
00:01:05,942 --> 00:01:06,954
‫خدای من

17
00:01:06,979 --> 00:01:09,483
‫هی، وایسا ببینم. با توام. هی!

18
00:01:11,222 --> 00:01:15,263
‫نگو سرش داد زدی!

19
00:01:16,841 --> 00:01:21,016
‫باید با مهربونی و لطافت باهاش برخورد کنی

20
00:01:22,988 --> 00:01:26,859
‫بیا، هنوز پنج دقیقه از شیفتم مونده و…

21
00:01:26,884 --> 00:01:30,733
‫باید به اون خون‌گیر پیر و عبوس سر بزنم

22
00:01:30,758 --> 00:01:34,393
‫البته امروز یه درخشش خاصی توی چشماش می‌بینم

23
00:01:34,632 --> 00:01:36,234
‫یه برق واقعی

24
00:01:39,932 --> 00:01:42,069
‫بیا، تعارف نکن. یکی بردار

25
00:01:42,070 --> 00:01:44,674
‫- من…
‫- واسه توئه. لبکوخنه (شیرینی آلمانی)

26
00:01:44,976 --> 00:01:49,477
‫صفر تا صدش کار خودم بود.
‫دستور پخت خانوادگیه.

27
00:01:50,827 --> 00:01:53,034
‫یالا، بشین، از خودت پذیرایی کن

28
00:01:53,226 --> 00:01:56,641
‫می‌دونی، رازش ملاسه

29
00:01:56,665 --> 00:01:57,935
‫هر چی تیره‌تر باشه، بهتره

30
00:01:57,936 --> 00:02:01,742
‫از شیره‌ی درخته

31
00:02:02,521 --> 00:02:04,673
‫تعارف نکن، بخور

32
00:02:05,116 --> 00:02:07,922
‫بخور.
‫یه ایتالیایی که اینقدر لاغرمُردنی نمیشه

33
00:02:17,040 --> 00:02:18,943
‫وایسا ببینم، یعنی داری میگی…

34
00:02:18,944 --> 00:02:23,986
‫نشانگرهای زیستی سنش رو
‫از ۸۷ به ۸۹ سال رسوندن؟

35
00:02:23,987 --> 00:02:26,742
‫آزمایش خون تأییدش کرده.
‫خودم هم باورم نمیشد

36
00:02:26,767 --> 00:02:28,780
‫از این بهتر نمیشه

37
00:02:28,805 --> 00:02:31,844
‫امشب شمع روشن می‌کنم که به ۹۰ برسه

38
00:02:31,869 --> 00:02:34,174
‫خدا از دهنت بشنوه

39
00:02:35,544 --> 00:02:45,544
« ترجمه از آیــدا و امیر فرحناک »
<font color="#00ffff">‫.:: FarahSub & Ayda.NDR ::.‫</font>

40
00:03:30,954 --> 00:03:32,992
‫یکم آب می‌ریزم روی سرت، بیا

41
00:04:13,520 --> 00:04:14,623
‫خیلی‌خب

42
00:04:26,798 --> 00:04:29,290
‫یک، دو، سه

43
00:04:31,241 --> 00:04:34,314
‫باشه، فکر کنم بس باشه.
‫خوبه. ردیفه

44
00:04:40,995 --> 00:04:42,931
‫می‌خوام بلندت کنم، خب؟

45
00:04:42,932 --> 00:04:44,701
‫پشتت رو می‌شورم

46
00:04:46,940 --> 00:04:48,475
‫از اینجا شروع می‌کنم

47
00:04:49,875 --> 00:04:52,069
‫خوبه، داری از دست‌هات کمک می‌گیری

48
00:04:52,684 --> 00:04:55,757
‫با شمارش من: یک، دو، سه

49
00:04:56,191 --> 00:04:58,829
‫آفرین

50
00:05:07,347 --> 00:05:09,084
‫حواسم بهت هست

51
00:05:49,999 --> 00:05:52,604
‫ببخشید. ترسوندمت؟

52
00:05:53,038 --> 00:05:55,176
‫شرمنده. انگاری ترسوندمت

53
00:05:58,649 --> 00:06:02,122
‫کارمون تمومه. چیزی نمونده.
‫بذار بخوابونمت

54
00:06:03,560 --> 00:06:04,929
‫دراز بکش

55
00:06:05,430 --> 00:06:06,665
‫آفرین

56
00:06:09,537 --> 00:06:10,974
‫حواسم بهت هست

57
00:06:13,245 --> 00:06:14,949
‫زود برمی‌گردم، خب؟

58
00:06:34,875 --> 00:06:44,875
‫‫در تلگرام:
‫FarahSub & @AydaNaderisubt@

59
00:08:34,083 --> 00:08:37,487
‫« برام از نقاشی
‫شام آخرِ لئوناردو داوینچی بگو »

60
00:08:40,076 --> 00:08:41,376
‫« بارگذاری تصویر »

61
00:08:47,547 --> 00:08:49,147
‫« ۱۳ شخصِ توی نقاشی کی‌ها هستن؟ »

62
00:08:59,859 --> 00:09:02,759
‫« نفر ۱۳ »
‫« یهودا اسخریوطی - مطرود »

63
00:09:05,170 --> 00:09:09,778
‫« از شام آخر تا تابو شماردنِ ۱۳ »

64
00:09:10,320 --> 00:09:12,220
‫« …که نشانگر نحس بودن مهمان ۱۳اُم است »

65
00:09:12,371 --> 00:09:13,571
‫« …که پذیرایی از ۱۳ مهمان… »

66
00:09:15,747 --> 00:09:19,301
‫« گل آفتاب‌گردون چه ربطی به عدد ۱۳ داره؟ »

67
00:09:22,344 --> 00:09:23,744
‫« ارتباط اون‌ها از طریق توالی فیبوناچیه »

68
00:09:23,769 --> 00:09:25,584
‫« آفتابگردان در واقع مجموعه‌ای مرکب
‫از گل‌هاست که اغلب شامل ۱۳ گل زرد… »

69
00:10:39,983 --> 00:10:42,286
‫دلقک‌ها دوباره دارن سر زبون‌ها میفتن

70
00:10:42,311 --> 00:10:43,456
‫چرا؟

71
00:10:43,481 --> 00:10:45,431
‫چون دنیا بهمون نیاز داره

72
00:10:45,456 --> 00:10:47,992
‫دنیا نیاز داره که خودش رو به سخره بگیره

73
00:10:48,017 --> 00:10:50,067
‫ما بهش جامه‌ی عمل می‌پوشونیم

74
00:10:50,092 --> 00:10:52,578
‫درسته که اخیراً اسم‌مون بد در رفته

75
00:10:52,603 --> 00:10:55,943
‫جان وین گیسی
‫یکی دو جا کار دست‌مون داد و…

76
00:10:55,944 --> 00:10:59,693
‫کله‌گنده‌های هالیوودیِ ژانر وحشت
‫نهایت استفاده رو ازش بردن،

77
00:10:59,717 --> 00:11:03,174
‫ولی اونایی که اسم دلقک رو لکه‌دار کردن،
‫هیچی ازش نمی‌دونن

78
00:11:03,199 --> 00:11:07,676
‫هیچی از دلقک‌بازی و
‫این هنر باستانی نمی‌دونن

79
00:11:07,701 --> 00:11:10,715
‫اگه هم بخوایم درِ ظرف‌های گریم رو ببندیم و…

80
00:11:10,739 --> 00:11:12,679
‫اونا رو کنار بذاریم…

81
00:11:12,704 --> 00:11:17,570
‫یه چیز حیاتی با ما می‌میره که
‫هیچی جاش رو پر نمی‌کنه

82
00:11:17,595 --> 00:11:18,831
‫عاشقشم

83
00:11:19,491 --> 00:11:21,437
‫واسه همینه که…

84
00:11:23,298 --> 00:11:26,005
‫مدرسه‌ی دلقک‌ها ضروریه

85
00:11:26,705 --> 00:11:29,878
‫لذتش توی رسم و رسوم و…

86
00:11:30,279 --> 00:11:31,682
‫یادگیریشه

87
00:11:44,831 --> 00:11:47,280
‫اونایی که سروقت نمیان،
‫اینجا جایی ندارن

88
00:11:47,313 --> 00:11:50,185
‫کلاس رأس ساعت ۱۰ شب شروع میشه

89
00:11:50,445 --> 00:11:51,915
‫واسه کسی استثنا قائل نمی‌شیم

90
00:11:56,382 --> 00:11:59,088
‫دسته‌گل. بامزه بود، ولی نه

91
00:12:05,083 --> 00:12:08,155
‫می‌تونی بری بیرون
‫واسه کارگاه بعدی ثبت‌نام کنی

92
00:12:25,815 --> 00:12:27,240
‫خیلی‌خب، بوزو
‫(بوزوی دلقک، معروف‌ترین دلقک دنیا)

93
00:12:27,265 --> 00:12:30,373
‫اگه اینم یکی از تردستی‌هاته،
‫اصلاً خنده‌دار نیست

94
00:12:39,517 --> 00:12:44,785
‫دلقک‌ها بامزه نیستن، کسکش‌ها!

95
00:14:11,793 --> 00:14:13,195
‫آقای ناس؟

96
00:14:27,078 --> 00:14:29,583
‫آقای ناس؟

97
00:14:29,608 --> 00:14:30,743
‫می‌تونم…

98
00:14:31,520 --> 00:14:33,314
‫می‌تونم شما رو ببرم روی…

99
00:14:57,476 --> 00:14:58,876
‫« کارت مرگ »

100
00:15:21,587 --> 00:15:25,191
‫اوه! چه عطر خوبی داره

101
00:15:25,216 --> 00:15:28,284
‫می‌دونم نباید خوشم بیاد. اثرش آنیه

102
00:15:28,309 --> 00:15:31,227
‫ولی وای که چقدر عاشقشم

103
00:15:31,228 --> 00:15:33,573
‫یه فنجون برات بریزم؟
‫زحمتی نیست

104
00:15:33,598 --> 00:15:36,167
‫نه. نه، ممنون. من میرم خونه.
‫باید استراحت کنم

105
00:15:36,192 --> 00:15:37,925
‫نه، این قهوه‌ی بدون کافئینه

106
00:15:37,950 --> 00:15:39,319
‫روم رو زمین ننداز

107
00:15:39,343 --> 00:15:41,681
‫«روزت رو خوب شروع کن»

108
00:15:44,951 --> 00:15:46,754
‫کانستنس

109
00:15:47,248 --> 00:15:50,254
‫می‌دونم قبلاً این حرف رو زدم،
‫ولی دیشب…

110
00:15:51,276 --> 00:15:53,213
‫مایعی که بالا آورد…

111
00:15:53,238 --> 00:15:55,575
‫سیاه و لزج بود

112
00:15:57,275 --> 00:16:00,704
‫خب، مگه نمیگی بالا آورد؟

113
00:16:00,729 --> 00:16:02,665
‫آره. خب…

114
00:16:02,690 --> 00:16:04,853
‫مشکل از معده‌شه

115
00:16:05,062 --> 00:16:09,703
‫ببین، اگه تو هم یه حرفه‌ی شغلی
‫مثل آقای ناس داشتی،

116
00:16:09,704 --> 00:16:13,315
‫استرس روزمره هم جزئی از کارت میشه

117
00:16:13,340 --> 00:16:17,287
‫اون زخم معده هیچوقت کاملاً خوب نشده،

118
00:16:17,419 --> 00:16:20,903
‫واسه همین همیشه یه مقدار خونِ خشک‌شده
‫توی جداره‌های معده‌اش هست و…

119
00:16:20,927 --> 00:16:23,731
‫نه، کانستنس،
‫خودم با زخم معده آشنام

120
00:16:23,732 --> 00:16:26,537
‫این فرق داشت

121
00:16:27,094 --> 00:16:28,529
‫تیره‌تر بود

122
00:16:28,623 --> 00:16:29,925
‫خب، چقدر تیره؟

123
00:16:30,269 --> 00:16:31,571
‫مثل نفت خام

124
00:16:34,086 --> 00:16:37,427
‫بیخیال، بنی،
‫اینقدر پیازداغش رو زیاد نکن

125
00:16:37,452 --> 00:16:38,594
‫قهوه‌ات رو بخور

126
00:16:38,629 --> 00:16:41,034
‫بیا بریم بشینیم. بیا اینجا

127
00:16:41,696 --> 00:16:45,150
‫هر چی نگرانی داری بگو

128
00:16:45,175 --> 00:16:47,713
‫بشین. تعریف کن

129
00:16:51,726 --> 00:16:53,229
‫می‌دونی، بنی

130
00:16:54,284 --> 00:16:55,721
‫باید اعتراف کنم…

131
00:16:56,698 --> 00:16:59,603
‫تو سیر تا پیاز زندگیت رو
‫برام تعریف کردی

132
00:16:59,604 --> 00:17:02,809
‫خب، با توجه به اون تیترهای فاجعه‌بار و
‫اتفاقاتی که برات افتاده،

133
00:17:02,810 --> 00:17:06,293
‫ولی چرا هیچ‌وقت
‫داستان زندگی من رو نپرسیدی؟

134
00:17:06,318 --> 00:17:08,626
‫دوست نداری بدونی…

135
00:17:08,924 --> 00:17:13,465
‫چی شد که پام به
‫کار توی آسایشگاه باز شد؟

136
00:17:14,000 --> 00:17:15,602
‫خب، بذار برات تعریف کنم

137
00:17:20,001 --> 00:17:21,303
‫جونم برات بگه که…

138
00:17:23,551 --> 00:17:28,837
‫قضیه برمی‌گرده به بعد از این که
‫همسرم با خدمتکارمون بهم خیانت کرد

139
00:17:28,862 --> 00:17:33,114
‫بچه‌هام اونقدری بزرگ شده بودن که
‫دیگه پوشک نمی‌پوشیدن

140
00:17:33,138 --> 00:17:36,778
‫واسه همین به خودم گفتم:
‫«کانستنس…

141
00:17:38,615 --> 00:17:42,489
‫مثل خوک توی گِل‌ولای دست‌وپا نزن

142
00:17:43,459 --> 00:17:46,564
‫بزن بیرون و یه خدمتی به بقیه بکن»

143
00:17:49,099 --> 00:17:51,264
‫بخور تا سرد نشده، عزیزم

144
00:17:51,289 --> 00:17:53,327
‫یه چیزی تو مایه‌های «دایجستیف»ـه
‫(نوشیدنی الکلی برای هضم غذا)

145
00:17:54,264 --> 00:17:59,908
‫خلاصه صاف رفتم
‫بیمارستان مموریال توی بل ریو

146
00:18:00,258 --> 00:18:04,333
‫اولش داوطلبانه پرستار شدم و
‫بعدش کاشف به عمل اومد که…

147
00:18:04,900 --> 00:18:08,889
‫توی پخش کردنِ آبنبات‌های عصایی هم خوبم

148
00:18:08,914 --> 00:18:14,045
‫تقریباً به خوبی فرو کردنِ تب‌سنج،
‫ولی اون رو بعداً برات تعریف می‌کنم

149
00:18:14,253 --> 00:18:16,962
‫دکترهایی که زیرنظرشون کار می‌کردم…

150
00:18:16,987 --> 00:18:19,928
‫اونا هم همون چیزی رو دیدن که
‫تو دیشب دیدی،

151
00:18:19,953 --> 00:18:21,388
‫ولی اونا همیشه می‌دیدن

152
00:18:21,413 --> 00:18:24,616
‫بانکدارها و وکیل‌هایی که…

153
00:18:24,640 --> 00:18:27,722
‫محتوای معده‌شون رو بالا میاوردن

154
00:18:27,964 --> 00:18:30,303
‫بهش می‌گفتن «تفاله‌ی قهوه»

155
00:18:32,122 --> 00:18:37,508
‫البته که ما آقای ناس رو
‫تحت درمانِ داروهای ضد اسیدی گذاشتیم

156
00:18:37,540 --> 00:18:42,684
‫ولی بعد از یه مدت،
‫باید پریلوسک رو قطع می‌کردیم

157
00:18:42,709 --> 00:18:47,308
‫فقط واسه این که یکم هوا عوض شه،
‫می‌دونی که چی میگم؟

158
00:18:47,333 --> 00:18:51,135
‫خیلی گاز داشت، خیلی!

159
00:18:51,160 --> 00:18:55,401
‫من هم حالم از بوی بد به‌هم می‌خوره.
‫مثل تخم‌مرغ گندیده

160
00:18:55,402 --> 00:18:58,141
‫درسته، درسته

161
00:18:59,019 --> 00:19:00,990
‫بوی گوگرد میده

162
00:19:01,015 --> 00:19:03,319
‫خب، به هر حال…

163
00:19:03,987 --> 00:19:08,328
‫همه‌ی اون داروها رو قطع کردیم و…

164
00:19:08,462 --> 00:19:10,232
‫نتایج اومد

165
00:19:10,990 --> 00:19:14,396
‫واقعاً عذر می‌خوام،
‫باید زودتر این رو بهت می‌گفتم،

166
00:19:14,421 --> 00:19:16,935
‫ولی گوش کن ببین چیکار می‌خوام بکنم

167
00:19:17,346 --> 00:19:21,856
‫امشب قبل از شروع شیفتت،
‫شربت معده میدم بهش

168
00:19:23,012 --> 00:19:24,782
‫پس اون برجستگی‌های روی سرش چی؟

169
00:19:24,807 --> 00:19:25,946
‫وای!

170
00:19:25,971 --> 00:19:28,549
‫بالاخره سن و سالی ازش گذشته

171
00:19:28,574 --> 00:19:33,717
‫جمجمه‌ی ماقبل تاریخیش
‫مدام در حال جابه‌جاییه

172
00:19:34,681 --> 00:19:37,486
‫مثل گسل سان آندریاس
‫مدام جابه‌جا میشه و می‌زنه بیرون

173
00:19:44,961 --> 00:19:49,195
«زندگی یعنی درد»

174
00:19:53,485 --> 00:19:55,036
‫بودا این رو گفته بود

175
00:19:56,712 --> 00:19:58,782
‫خب...

176
00:19:59,389 --> 00:20:03,297
‫آره، حقیقت امر اینه که...

177
00:20:04,719 --> 00:20:07,191
‫اون زمان، من یه انگیزه‌ای داشتم

178
00:20:08,766 --> 00:20:14,349
‫می‌خواستم اصول مراقبت و
‫دستورات پزشکی رو یاد بگیرم

179
00:20:15,300 --> 00:20:17,071
‫فقط به یه دلیل!

180
00:20:21,937 --> 00:20:23,343
‫به‌خاطر بچه‌هام

181
00:20:25,789 --> 00:20:30,331
‫به قول معروف، من مادری بودم که
‫از نظر عاطفی هوای بچه‌هام رو نداشتم

182
00:20:30,408 --> 00:20:31,610
‫آره

183
00:20:35,538 --> 00:20:37,476
‫و با خودم فکر می‌کردم...

184
00:20:40,421 --> 00:20:41,899
‫اگه بتونم...

185
00:20:43,760 --> 00:20:45,556
‫ازشون مراقبت کنم،

186
00:20:46,243 --> 00:20:47,813
‫کمک‌شون کنم...

187
00:20:48,529 --> 00:20:49,798
‫نـ...

188
00:20:50,860 --> 00:20:53,065
‫نجات‌شون بدم...

189
00:20:55,660 --> 00:20:58,566
‫این‌طوری می‌تونم براشون جبران کنم

190
00:21:02,356 --> 00:21:04,063
‫آره، اما...

191
00:21:04,691 --> 00:21:07,129
‫مادر هم بالاخره تا یه جایی تاب‌وتوان داره

192
00:21:11,509 --> 00:21:14,080
‫واقعاً متأسفم

193
00:21:14,888 --> 00:21:17,726
‫فکر کردم گفتید بچه‌هاتون...

194
00:21:19,203 --> 00:21:20,772
‫سر و مر گنده‌ان

195
00:21:30,196 --> 00:21:31,331
‫نگاهش کن

196
00:21:32,102 --> 00:21:34,039
‫قهوه‌ی بدون کافئینت رو تا آخر خوردی

197
00:21:34,320 --> 00:21:35,790
‫پسر خوب

198
00:21:42,340 --> 00:21:44,311
‫برو یکم استراحت کن

199
00:21:44,909 --> 00:21:46,846
‫راستی...

200
00:21:48,291 --> 00:21:49,995
‫اون خدمتکاره چی شد؟

201
00:21:51,077 --> 00:21:53,849
‫- جان؟
‫- خدمتکاره...

202
00:21:54,467 --> 00:21:56,838
‫همونی که با همسرتون رابطه داشت

203
00:21:57,347 --> 00:22:00,955
‫خب، در این حد بگم...

204
00:22:00,980 --> 00:22:03,733
‫گلوله‌ای که رفت وسط حدقه‌ی چشمش،

205
00:22:03,758 --> 00:22:07,164
‫بالاخره چشمش رو روی اشتباهاتش باز کرد

206
00:22:07,828 --> 00:22:10,633
‫خب دیگه، مراقبت کن، عزیزم

207
00:22:27,469 --> 00:22:34,283
‫موضوع اینه که این بیمار جدیدم
شرایط غیرعادی‌ای داره

208
00:22:34,308 --> 00:22:37,681
‫آقای ناس؟ که‌ این‌طور. خب...

209
00:22:37,706 --> 00:22:39,643
‫چی به نظرت غیرعادی میاد؟

210
00:22:40,322 --> 00:22:43,461
‫ممکنه یه چیزهایی
از پرستار قبلی‌شون شنیده باشید

211
00:22:44,297 --> 00:22:47,336
‫می‌دونید، فکر کنم بهترین راه‌حل همین باشه

212
00:22:47,361 --> 00:22:49,253
‫بهتره اطلاعاتش رو فاش نکنم و...

213
00:22:49,278 --> 00:22:53,553
‫مستقیم با کسی حرف بزنم که
‫آقای ناس رو بشناسه

214
00:22:53,578 --> 00:22:55,215
‫باشه. بذار چک کنم

215
00:22:56,584 --> 00:22:58,054
‫یه لحظه

216
00:22:58,989 --> 00:23:01,428
‫خیلی‌خب، ایشون بودن

217
00:23:01,994 --> 00:23:04,642
‫- خب...
‫- اصراری نیست حضوری ببینم‌شون

218
00:23:04,667 --> 00:23:05,903
‫خب...

219
00:23:07,388 --> 00:23:09,994
‫اگه بخوای هم نمی‌تونی، بنجامین

220
00:23:10,750 --> 00:23:13,655
‫نمی‌تونی چون همکارمون، روزالین مایرز،

221
00:23:13,680 --> 00:23:16,352
‫که قبل از تو برای آقای ناس کار می‌کرده...

222
00:23:17,180 --> 00:23:19,150
‫چون...

223
00:23:20,091 --> 00:23:22,161
‫خانم مایرز خودکشی کرده

224
00:23:50,202 --> 00:23:52,610
‫« پاستا بلونز جشن تولد پنی »

225
00:23:52,635 --> 00:23:54,710
‫♪ تولدم مبارک ♪

226
00:23:54,735 --> 00:23:59,286
‫♪ - تولدت مبارک ♪
‫♪ - صورت دوست‌دخترم ماکارونی‌ای شده ♪

227
00:23:59,710 --> 00:24:02,783
‫- یعنی این‌قدر بده، عزیزم؟
‫- نه، نه. اون‌قدرها بد نیست. صبر کن

228
00:24:03,719 --> 00:24:06,289
‫تولدت مبارک!

229
00:24:08,632 --> 00:24:11,885
‫« خبر فوری »
‫« قتل عام در مدرسه‌ی دلقک‌ها »

230
00:24:12,258 --> 00:24:14,260
‫« اخبار نیمه‌شب »

231
00:24:14,343 --> 00:24:17,555
‫« کشتاری خونین با ۱۳ قربانی
در مدرسه‌ی دلقک‌های لس‌آنجلس »

232
00:24:21,016 --> 00:24:22,576
‫« ۱۳ قربانی: وحشت و خون »

233
00:24:22,601 --> 00:24:24,275
‫« شایع شده کار تویستیِ دلقکه »

234
00:24:31,745 --> 00:24:34,717
‫این حمله ساعت ۱۰:۱۳ شب آغاز شده،

235
00:24:34,742 --> 00:24:37,345
‫زمانی که قاتل وارد سالن تمرین میشه و...

236
00:24:37,370 --> 00:24:39,482
‫با چندتا تردستی،
‫این فاجعه رو رقم می‌زنه

237
00:24:39,507 --> 00:24:42,389
‫خیال‌تون راحت باشه،
این ضارب دلقک‌نما

238
00:24:42,414 --> 00:24:45,657
‫توی شهر فرشتگان جایی واسه قایم‌شدن نداره
‫(شهر فرشتگان: لس‌آنجلس)

239
00:24:45,682 --> 00:24:49,020
‫همکلاسی‌ها، خانواده‌ها و
‫مردم کالیفرنیای جنوبی

240
00:24:49,045 --> 00:24:50,457
‫به این زودی یاد و خاطره‌ی...

241
00:24:50,482 --> 00:24:52,926
‫این ۱۳ هنرپیشه‌ی متعهدی که
‫امروز به طرز فاجعه‌باری جان باختند رو

242
00:24:52,951 --> 00:24:54,454
فراموش نخواهند کرد

243
00:24:54,479 --> 00:24:56,525
‫شایعاتی در فضای مجازی پخش شده که
‫شمار قربانیان...

244
00:24:56,550 --> 00:24:58,843
‫با عدد روی کارت تاروتی که
‫در صحنه‌ی جرم پیدا شده، یکیه

245
00:24:58,978 --> 00:25:00,882
‫آیا این عدد معنای خاصی داره؟

246
00:25:04,122 --> 00:25:06,960
‫فعلاً فقط همین‌ها رو می‌دونیم.
‫ممنونم که تشریف آوردید

247
00:25:13,202 --> 00:25:14,641
‫بیا، عزیزم

248
00:25:17,199 --> 00:25:18,368
‫بیا

249
00:25:18,969 --> 00:25:23,543
‫بیا آسمونِ شب رو تماشا کن، آلبالوی من

250
00:25:23,544 --> 00:25:25,048
‫ماه چقدر بزرگ شده، مامان!

251
00:25:25,049 --> 00:25:28,054
‫یعنی تمام این سه سال اونجا بودم؟

252
00:25:29,323 --> 00:25:30,459
‫نه

253
00:25:31,216 --> 00:25:34,723
‫نه ادلید، تو نرفته بودی ماه

254
00:25:34,748 --> 00:25:36,927
‫رفته بودی یه جای خیلی دورتر،

255
00:25:37,079 --> 00:25:41,255
‫«زمان، طولانی‌ترین فاصله‌ی بین دو نقطه‌ست»

256
00:25:41,355 --> 00:25:42,959
‫به قول جناب ویلیامز

257
00:25:42,984 --> 00:25:45,506
‫منظورم تنسی ویلیامزه.
‫اهل مطالعه‌هاش می‌شناسن

258
00:25:47,202 --> 00:25:50,411
‫ولی می‌خوام بدونی تمام این مدتی که نبودی

259
00:25:50,673 --> 00:25:54,694
‫من همیشه توی فکرت بودم، عزیزدلم

260
00:25:56,989 --> 00:26:02,600
چه هدیه‌ای از این بزرگ‌تر که
‫دوباره به این دنیای خاکی برگشتی

261
00:26:03,636 --> 00:26:07,544
‫چقدر خوب که برگشتی، مگه نه؟

262
00:26:07,806 --> 00:26:09,456
‫چقدر خوب که برگشتی

263
00:26:11,562 --> 00:26:15,504
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫یه خواب کوتاه زیرِ خاکی،

264
00:26:16,109 --> 00:26:20,016
‫این‌قدر پوست یه خانم جَوون رو شاداب بکنه

265
00:26:20,964 --> 00:26:22,835
‫بیا، کلوچه بخور

266
00:26:23,231 --> 00:26:28,049
‫یکی برای غم، دو تا برای شادی،
‫سه‌تا برای عروسی، چهارتا برای تولد...

267
00:26:28,074 --> 00:26:30,846
بعدش هم یه دختر خوشگل وارد میشه

268
00:26:38,108 --> 00:26:43,352
‫می‌دونی ادی،
‫از بین تمام بچه‌هایی که زیر دستم بودن

269
00:26:43,471 --> 00:26:47,669
‫تو همیشه متوجه چیزهایی می‌شدی که
‫بقيه نمی‌فهمیدن

270
00:26:47,864 --> 00:26:49,817
‫دختر حساس من

271
00:26:49,818 --> 00:26:53,552
‫این ماه واقعاً بزرگ و قویه

272
00:26:53,577 --> 00:26:56,138
‫انگار داره من رو می‌کشونه بالا پیش خودش

273
00:26:56,163 --> 00:26:59,988
‫- آره، بالا و بالاتر، به سوی یه روز جدید
‫- آره

274
00:27:01,844 --> 00:27:03,862
‫من همیشه از کریسمس متنفر بودم

275
00:27:03,887 --> 00:27:07,345
‫شادی‌های اجباری،
‫صلح روی زمین؟

276
00:27:07,497 --> 00:27:09,264
‫برو بابا

277
00:27:09,289 --> 00:27:10,868
‫اعلام جنگ با کریسمس!

278
00:27:11,661 --> 00:27:16,487
‫این سیاره‌ی خراب‌شده تا وقتی که
‫خبری از یک نظم و تغییر بنیادین نباشه،

279
00:27:16,512 --> 00:27:19,485
‫روی آرامش رو به خودش نمی‌بینه

280
00:27:19,650 --> 00:27:22,101
‫ولی اون روز داره فرا می‌رسه، حسش می‌کنم

281
00:27:22,149 --> 00:27:25,621
‫حتی اون ماه کاملِ
‫بالا سرمون هم حسش می‌کنه

282
00:27:27,906 --> 00:27:31,725
‫مگه این مناسبتی که
‫امشب داریم جشن می‌گیریم...

283
00:27:31,868 --> 00:27:35,275
‫که درست سیزده روز
‫بعد از ولادت عیسی مسیحه،

284
00:27:35,300 --> 00:27:37,773
‫از خود کریسمس بهتر نیست؟

285
00:27:38,360 --> 00:27:39,796
‫بفرمایید

286
00:27:42,356 --> 00:27:43,712
‫چه خبرها، داداش؟

287
00:27:43,737 --> 00:27:44,839
‫سلام

288
00:27:48,234 --> 00:27:50,238
‫- فقط همین؟
‫- آره

289
00:27:52,404 --> 00:27:54,192
‫سلام کیت‌کت

290
00:27:55,615 --> 00:27:57,052
‫هی، انوار

291
00:27:57,687 --> 00:28:00,033
‫به‌به! آقای خوش‌شانس

292
00:28:00,058 --> 00:28:02,145
‫شاید زندگی ما هم از این‌رو به اون‌رو شد

293
00:28:02,170 --> 00:28:03,439
‫آره، ممکنه

294
00:28:03,464 --> 00:28:05,534
‫اگه برنده بشم کجا می‌فرستیم؟

295
00:28:05,535 --> 00:28:07,271
‫کابو سن لوکاس

296
00:28:07,272 --> 00:28:08,474
‫ایول

297
00:28:14,553 --> 00:28:17,659
‫وای! حرفم رو پس می‌گیرم.
‫جزایر ترکس و کایکوس!

298
00:28:35,311 --> 00:28:36,539
‫یا خدا

299
00:28:36,564 --> 00:28:39,206
‫- کیت‌کت، نه!
‫- گربه‌ی بد! ببخشید، داداش

300
00:28:39,231 --> 00:28:41,702
‫یه لحظه ترسید. خوبی؟

301
00:28:41,976 --> 00:28:44,198
‫آره. فقط باید...

302
00:28:45,348 --> 00:28:47,371
‫داداش، برنده شدی ها

303
00:28:49,409 --> 00:28:52,716
‫من که تو فکر یه کریسمس سیاه و تاریکم...

304
00:28:52,974 --> 00:28:54,181
‫بس کن

305
00:28:54,206 --> 00:28:58,186
‫حواست باشه این درخت کاج رو
‫نندازی روی دختر نازنینم!

306
00:28:58,211 --> 00:29:02,788
‫مادر مگه چند بار فرصت می‌کنه
‫جگرگوشه‌هاش رو دور هم جمع کنه؟

307
00:29:03,986 --> 00:29:06,657
‫این جشن‌مشن‌ها واسه آدمای اُمله!

308
00:29:07,377 --> 00:29:08,762
‫من که این چیزها به تخمم نیست

309
00:29:08,763 --> 00:29:10,101
‫اعلام جنگ با کریسمس!

310
00:29:12,002 --> 00:29:14,093
‫هوی نکبت! نردبون رو مثل آدم نگه دار

311
00:29:30,973 --> 00:29:32,641
‫خودت بیا نگه‌ش دار، مرتیکه‌ی شق‌درد!

312
00:29:32,676 --> 00:29:34,412
‫مُردنت دردناک‌تره،

313
00:29:34,413 --> 00:29:37,152
‫یا این که شریکت توی کُس بلند کردن یکی مثل زک برافه؟
‫(یکی از شخصیت‌های سریال اسکراب‌پوش‌ها)

314
00:29:37,153 --> 00:29:38,621
‫برو جقت رو بزن

315
00:29:39,289 --> 00:29:41,026
‫بچه خونگی!

316
00:29:45,668 --> 00:29:47,205
‫خیلی خوشگله!

317
00:29:57,046 --> 00:29:58,352
‫زیبارو!

318
00:30:08,556 --> 00:30:10,026
‫دنبالم بیاید

319
00:30:10,051 --> 00:30:11,320
‫اول شما

320
00:30:12,344 --> 00:30:22,344
« ترجمه از آیــدا و امیر فرحناک »
<font color="#00ffff">‫.:: FarahSub & Ayda.NDR ::.‫</font>

321
00:30:27,124 --> 00:30:37,124




322
00:30:41,653 --> 00:30:43,657
‫واقعاً هم زیباست!

323
00:30:44,705 --> 00:30:54,705




