﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,084




2
00:00:15,067 --> 00:00:17,105
‫تنها چیزی که از کریسمس
‫می‌خوام این دوتا دندون جلوییمه

3
00:00:19,043 --> 00:00:22,149
‫یعنی قراره تا آخر شب با این شوخی‌های
‫مسخره کریسمسیش سرمون رو ببره؟

4
00:00:22,249 --> 00:00:23,920
‫از نظرم بهتره مراقبِ حرف زدنت باشی، خب؟

5
00:00:24,154 --> 00:00:27,662
‫- قُلک دشنام!
‫- ادلید صرفاً داره از حال و هوای تعطیلات لذت می‌بره

6
00:00:28,096 --> 00:00:29,098
‫خب...

7
00:00:30,603 --> 00:00:34,645
‫قصد نداری مهمون ویژه‌ت رو

8
00:00:34,745 --> 00:00:37,552
‫بهمون معرفی کنی؟

9
00:00:37,618 --> 00:00:42,830
‫وینتر، عزیزم.
‫عجب اسم برازنده‌ای؛ سرد مثل خودت
(وینتر به معنای زمستان است)

10
00:00:43,063 --> 00:00:44,132
‫چرا

11
00:00:44,199 --> 00:00:46,705
‫وقتِ رونماییِ باشکوه‌مونه

12
00:00:47,005 --> 00:00:52,049




13
00:00:52,652 --> 00:00:54,288
‫به محض این‌که ببینیش می‌فهمی کیه

14
00:01:07,619 --> 00:01:09,188
‫ای جان!

15
00:01:09,690 --> 00:01:13,365
‫همون لبخندِ گلاسگویی بناگوش شکافته شده

16
00:01:15,102 --> 00:01:17,340
‫با اون گُل جذاب‌ش

17
00:01:17,607 --> 00:01:18,543
‫ممنونم

18
00:01:18,876 --> 00:01:21,182
‫واقعاً ببخشید که مزاحمِ دورهمی خانوادگی‌تون شدم

19
00:01:21,751 --> 00:01:24,122
‫نه، نه، نه خانم شورت.
‫این‌طوری نگید!

20
00:01:24,423 --> 00:01:29,100
‫ذهن‌تون رو با این افکارِ بیهوده درگیر نکنید

21
00:01:30,704 --> 00:01:36,150
‫قراره که بزودی شما هم یکی از اون سیزده بانوی برجسته باشید

22
00:01:36,216 --> 00:01:39,456
‫که همه‌شون به اندازهٔ شما افسانه‌ای هستن

23
00:01:40,158 --> 00:01:43,164
‫- الیزابت بودی دیگه درسته؟
‫- بله

24
00:01:43,933 --> 00:01:45,704
‫خانمِ الیزابت شورت

25
00:01:45,704 --> 00:01:47,040
‫همون شورتِ بی‌پول

26
00:01:54,356 --> 00:01:56,796
‫یه درختِ کریسمسِ سیاه

27
00:01:56,796 --> 00:01:58,533
‫چقدر ترسناکه!

28
00:01:58,600 --> 00:02:00,303
‫درخت کریسمس نیست عزیزم

29
00:02:00,370 --> 00:02:04,914
‫نمادی برای گرامی‌داشتِ شب «راوناخت»ـه

30
00:02:05,816 --> 00:02:07,218
‫راوناخت؟

31
00:02:07,486 --> 00:02:09,557
‫بت‌پرستان آلمانی حقایقی رو
‫می‌دونستن که مردمِ امروز فراموش کردن

32
00:02:09,558 --> 00:02:11,394
‫این شب‌ها تاریک‌ترین شب‌های سال هستن،

33
00:02:11,963 --> 00:02:14,635
‫اون‌ها بهش می‌گفتن «شب‌های دودآلود»

34
00:02:14,635 --> 00:02:18,077
‫زمانی که مرز بینِ روشنایی و تاریکی
‫به ضعیف‌ترین حدِ خودش می‌رسه

35
00:02:18,243 --> 00:02:19,782
‫زمانی که مردگان از گورهاشون بیرون میان

36
00:02:20,448 --> 00:02:23,255
‫و شیاطین آزادانه از دروازه‌های جهنم عبور می‌کنن

37
00:02:23,321 --> 00:02:26,361
‫حالا هم نوبت ما شده عزیزم

38
00:02:26,863 --> 00:02:28,167
‫پس خوب حواست رو جمع کن

39
00:02:28,233 --> 00:02:31,707
‫امشب، سیزدهمین شب،

40
00:02:32,877 --> 00:02:35,550
‫پس از تولدِ عیسی مسیحه،

41
00:02:36,217 --> 00:02:38,055
‫ببخشید، اما اینجا کجاست؟

42
00:02:38,522 --> 00:02:40,728
‫ما الان تو خونه‌ی آقای ناس هستیم

43
00:02:41,597 --> 00:02:43,132
‫باشکوهه، مگه نه؟

44
00:02:45,438 --> 00:02:49,548
‫اون یه نابغه‌ست.
‫مطمئنم حسابی شیفه‌ت میشه

45
00:02:49,615 --> 00:02:52,555
‫می‌تونم بپرسم من رو از کجا می‌شناسید؟

46
00:02:54,859 --> 00:02:58,801
‫خب عزیزم تلاشت برای معروف شدن نتیجه‌بخش بود

47
00:02:59,703 --> 00:03:02,677
‫- اسمت توی کُل روزنامه‌ها پخش شده بود
‫- واقعاً؟

48
00:03:02,777 --> 00:03:06,853
‫ظاهراً اطلاع نداری که چرا اینجایی

49
00:03:07,420 --> 00:03:08,991
‫چطوری سر از اینجا در آوردی...

50
00:03:10,026 --> 00:03:11,295
‫همین‌طوره

51
00:03:11,763 --> 00:03:15,238
‫من اصلاً نمی‌دونم کی هستم،

52
00:03:15,673 --> 00:03:17,811
‫و باید کجا باشم

53
00:03:18,913 --> 00:03:20,618
‫احساس می‌کنم الان‌هاست که غش کنم

54
00:03:20,885 --> 00:03:25,128
‫به‌خاطر اینه که سفر طولانی‌ای در پیش داشتی

55
00:03:26,363 --> 00:03:30,773
‫بیا به این گونه‌های تیکه‌تیکه‌شده‌ت

56
00:03:32,276 --> 00:03:34,514
‫یه‌ذره رنگ و رو بدیم

57
00:03:43,969 --> 00:03:46,074
‫برای این دختر غذا بیارید

58
00:03:46,843 --> 00:03:49,415
‫فکر کنم یکم از ژامبونِ کریسمس باقی مونده باشه

59
00:03:50,952 --> 00:03:52,421
‫می‌رم برشش بزنم

60
00:03:56,695 --> 00:04:05,035
‫« ترجمه از آیــدا و امیر فرحناک »
‫<font color="#00ffff">.:: FarahSub & Ayda.NDR ::.</font>

61
00:05:10,831 --> 00:05:13,036
‫چه ژامبونِ عجیب‌غریبی

62
00:05:13,036 --> 00:05:15,074
‫این یه ژامبون خاص

63
00:05:15,074 --> 00:05:17,212
‫برای آدم‌های خاصه

64
00:05:51,757 --> 00:05:53,360
‫نوش جان

65
00:06:07,626 --> 00:06:09,228
‫خودم هم نمی‌دونستم این‌قدر گشنمه

66
00:06:09,295 --> 00:06:13,973
‫خانم شورت خواهش می‌کنم،
‫با خیالِ راحت نوشِ جان کنید

67
00:06:14,507 --> 00:06:20,320
‫بچه‌ها، اطلاع دارید که ما الان
‫کنارِ یک اسطورهٔ واقعی نشستیم؟

68
00:06:20,554 --> 00:06:24,664
‫خانم شورت، اجازه می‌دید کمک‌تون کنم
‫یک سری از اتفاقات گذشته رو به یاد بیارید؟

69
00:06:24,731 --> 00:06:26,736
‫خب، روزی روزگاری،

70
00:06:26,869 --> 00:06:30,276
‫در نهمین روز از ژانویه سال ۱۹۴۷

71
00:06:30,343 --> 00:06:35,756
‫شما اتاقی که در هالیوود اجاره کرده بودید رو ترک کردید

72
00:06:36,189 --> 00:06:39,798
‫شهرت واقعی شما از روز پانزدهم شروع شد،

73
00:06:39,931 --> 00:06:42,972
‫وقتی که جسدتون رو در یک زمین متروکه پیدا کردن

74
00:06:44,307 --> 00:06:48,217
‫یک آدم شرور اغواگر شما رو
‫از وسط دو نیم کرده بود...

75
00:06:48,517 --> 00:06:51,023
‫و دوباره باقی‌مانده‌ها رو هم از وسط دو نیم کرد

76
00:06:51,090 --> 00:06:54,597
‫و این لبخند معروف رو

77
00:06:54,799 --> 00:06:56,969
‫سیزدهم ژانویه

78
00:06:58,572 --> 00:07:01,948
‫روی صورتت حک کرد

79
00:07:02,014 --> 00:07:05,321
‫بدجوری کلید کرده روی عدد سیزده‌ها، نه؟

80
00:07:25,701 --> 00:07:28,440
‫جو، این هیولاها مالِ کی‌ان؟

81
00:07:28,507 --> 00:07:29,710
‫مالِ پانسیون سگ‌‌ها

82
00:07:47,048 --> 00:07:48,452
‫بگو چی‌ها یادت میاد

83
00:07:48,886 --> 00:07:50,758
‫تعریف کن چی شد که اومدی اینجا

84
00:07:50,957 --> 00:07:52,294
‫باز زد توی فازِ رهبر فرقه

85
00:07:52,361 --> 00:07:54,866
‫اجازه بدید حرف بزنه

86
00:07:54,999 --> 00:07:57,807
‫یادم میاد بهم وعده‌ی معروف شدن داده بودن،

87
00:07:57,906 --> 00:08:01,247
‫بعد سر از خونه‌ی یه غریبه درآوردم

88
00:08:01,547 --> 00:08:03,118
‫و یهو دیدم که

89
00:08:04,689 --> 00:08:06,258
‫توی یه اتاقِ خیلی ترسناکم

90
00:08:07,026 --> 00:08:10,736
‫بوی اتر رو خوب یادم میاد،
‫اون بوی تلخ و زننده‌ش رو،

91
00:08:11,270 --> 00:08:14,109
‫اره‌ها، انبرهای جراحی...

92
00:08:14,276 --> 00:08:16,281
‫برای خارج کردن بچه‌های ناخواسته

93
00:08:16,315 --> 00:08:17,851
‫«عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»
‫(شعار معروف دونالد ترامپ؛ کنایه از بازگشت آمریکا به عصرِ سقط‌جنین‌های غیرقانونی و شکنجه‌آور)

94
00:08:17,951 --> 00:08:22,061
‫ابزارهای شکنجه که زیر نور چراغ گازی برق می‌زدن

95
00:08:22,762 --> 00:08:28,676
‫بعد یادم میاد اولین بریدگی رو اینجا روی صورتم ایجاد کرد

96
00:08:30,079 --> 00:08:33,252
‫فکر می‌کرد حسش نمی‌کنم، اما می‌کردم

97
00:08:34,656 --> 00:08:39,365
‫با خودم می‌گفتم: جیغ بزن و فرار کن

98
00:08:41,070 --> 00:08:42,707
‫اما نمی‌تونستم

99
00:08:43,374 --> 00:08:45,079
‫خشکم زده بود

100
00:08:47,651 --> 00:08:49,723
‫- و بعدش؟
‫- بیهوش شدی

101
00:08:51,359 --> 00:08:53,264
‫- انگار که اصلاً وجود نداری
‫- انگار کلونوپین به خوردم داده بودن

102
00:08:53,364 --> 00:08:56,338
‫برو سراغ بخش‌ جالبش، حوصلم سر رفت

103
00:08:57,941 --> 00:09:00,748
‫بعد یهو بیدار شدم و دیدم زنده‌ام

104
00:09:02,986 --> 00:09:07,830
‫وسط یه قبرستون بودم و دور تا دورم رو مه گرفته بود

105
00:09:07,897 --> 00:09:09,969
‫دقیقاً همون اتفاقی که برای ما افتاد

106
00:09:10,435 --> 00:09:12,675
‫اوج گرفتیم و به جلو رانده شدیم

107
00:09:12,742 --> 00:09:14,278
‫به سرنوشتی که برامون مقدر شده بازگشتیم

108
00:09:14,345 --> 00:09:15,447
‫تولدِ دوباره!

109
00:09:15,915 --> 00:09:18,922
‫- درود!
‫- رفتم و رسیدم به کلبه‌ی یه زن

110
00:09:20,392 --> 00:09:24,468
‫ولی همه‌شون با دیدن صورتم جیغ کشیدن

111
00:09:25,370 --> 00:09:28,309
‫از این بلای وحشتناکی که به سرم آورده بودن

112
00:09:29,111 --> 00:09:34,958
‫بعد یادمه که رفتم سراغ صندوق پستیم توی لَرچمِنت ویلج

113
00:09:35,258 --> 00:09:37,764
‫داخلش یه بسته مرموز بود،

114
00:09:37,898 --> 00:09:40,705
‫حاوی یه ماسک و بلیط اتوبوس

115
00:09:40,838 --> 00:09:43,110
‫خانمِ لنگدن، از طرف شما بود؟

116
00:09:43,176 --> 00:09:45,683
‫محبتِ غریبه‌ها...

117
00:09:45,750 --> 00:09:47,185
‫همیشه به دادِ آدم می‌رسه

118
00:09:47,285 --> 00:09:51,962
‫اون بلیط من رو به اینجا آورد،
‫جلوی خونه‌ی شما

119
00:09:52,932 --> 00:09:54,235
‫نیویورک، نیویورک

120
00:09:54,302 --> 00:09:56,774
‫اگه اینجا بتونی به موفقیت برسی،
‫هرجایی می‌تونی

121
00:09:56,841 --> 00:09:58,611
‫خب، امیدوار بودم همین‌طور بشه

122
00:09:59,012 --> 00:10:01,852
‫با خودم گفتم بالاخره اومدن دنبالم!

123
00:10:02,854 --> 00:10:07,765
‫«عکس پرسنلی‌م رو دیدن
‫و می‌خوان من رو به یه ستاره تبدیل کنن»

124
00:10:07,898 --> 00:10:10,437
‫و چه ستاره درخشانی خواهی شد...

125
00:10:11,907 --> 00:10:13,812
‫در چنین شبِ بی‌نظیری

126
00:10:15,849 --> 00:10:19,057
‫الکسا، آهنگِ «رؤیاهای عشق» رو پخش کن

127
00:10:22,565 --> 00:10:24,804
‫الکسا قطعش کن

128
00:10:37,331 --> 00:10:39,571
‫به شرکت‌تون گفتم امشب نیازی نیست بیای

129
00:10:40,605 --> 00:10:43,680
‫امشب رو بهت مرخصی دادم

130
00:10:43,746 --> 00:10:45,115
‫بگو ببینم چه مرگته؟

131
00:10:45,316 --> 00:10:47,087
‫مگه خنگی؟

132
00:10:47,286 --> 00:10:50,996
‫من که خبر نداشتم. ببینید،
من فقط می‌تونم قوانینی رو رعایت کنم که صراحتاً بهم گفته شده

133
00:10:52,164 --> 00:10:55,439
‫مثلاً این‌که توی خونه یه بیمار سالمند
‫نباید سیگار یا ویپ کشید

134
00:10:55,505 --> 00:10:59,414
‫حالا مهمونی گرفتن که دیگه بماند

135
00:10:59,689 --> 00:11:01,928
‫مهمونی؟

136
00:11:01,953 --> 00:11:03,652
‫چی؟ کدوم مهمونی؟

137
00:11:03,677 --> 00:11:06,096
‫چندتا از دوستان و اعضای خانواده

138
00:11:06,121 --> 00:11:09,077
‫سر راه‌شون به مراسم بعدی،
‫یه سری هم به ما زدن

139
00:11:09,102 --> 00:11:11,016
‫فقط همین. خبری از مهمونی نیست

140
00:11:11,041 --> 00:11:12,243
‫همین

141
00:11:22,934 --> 00:11:24,642
‫آقای لمبروسکو،

142
00:11:24,667 --> 00:11:29,356
‫قصد نداشتم مثل مته‌ی دندون‌پزشکی
‫بیفتم به جون‌تون

143
00:11:30,416 --> 00:11:34,301
‫ولی باید درک کنید که
‫وقتی دخترِ کوچولو و نازنینم اینجاست،

144
00:11:34,326 --> 00:11:38,026
‫یکم زیادی حساس میشم

145
00:11:38,051 --> 00:11:39,743
‫باشه، به‌خاطر همون میگم

146
00:11:39,768 --> 00:11:42,608
‫این دود سیگاری که می‌کشی،
‫اصلاً براش خوب نیست

147
00:11:45,818 --> 00:11:47,322
‫کاملاً حق با شماست

148
00:11:47,923 --> 00:11:52,232
‫خدای من،
‫خیلی چیزها توی چنته داری، مگه نه؟

149
00:11:53,034 --> 00:11:54,722
‫ولی مسئله اینه که…

150
00:11:54,805 --> 00:11:59,826
‫خب، درست وقتی سر رسیدید که
‫بیشتر از همیشه آسیب‌پذیر بودم

151
00:11:59,851 --> 00:12:04,293
‫وقتی که همه‌ی جوجه‌پرنده‌هام
‫بعد از مهاجرت‌های طولانی خودشون…

152
00:12:04,560 --> 00:12:07,666
‫برگشتن به آشیونه

153
00:12:10,543 --> 00:12:15,480
‫چرا به دورهمی کوچیک‌مون ملحق نمی‌شید؟
‫اصرار دارم

154
00:12:15,505 --> 00:12:19,174
‫اشتباه کردم دعوت‌تون نکردم. بیاید

155
00:12:21,880 --> 00:12:24,146
‫- خواهشاً. اصرار دارم. لطفاً
‫- نه… نباید بخورم

156
00:12:24,171 --> 00:12:27,054
‫چرا که نه، چرا که نه!

157
00:12:27,078 --> 00:12:28,122
‫نباید از دستش بدید

158
00:12:28,146 --> 00:12:30,260
‫حتماً باید امتحانش کنید

159
00:12:30,284 --> 00:12:32,767
‫بیاید. بفرمایید

160
00:12:32,791 --> 00:12:34,035
‫یکم از این حال در میاید

161
00:12:34,059 --> 00:12:36,775
‫توی تعطیلات همه یکم…

162
00:12:36,799 --> 00:12:39,856
‫خسته و عصبی‌ایم، مگه نه؟

163
00:12:42,860 --> 00:12:43,940
‫مگه…

164
00:12:44,283 --> 00:12:46,989
‫لوئیجی لینگوئینی…

165
00:12:48,625 --> 00:12:50,841
‫چی می‌خواستی بهم بگی؟

166
00:12:50,865 --> 00:12:54,756
‫نمی‌خوام عقاید خودم رو
‫تحمیل کنم، کانستنس. شنیدی؟

167
00:12:54,781 --> 00:12:58,524
‫اینا یافته‌ها و نتایج علمیه،
‫حاصل دست‌رنج آدمایی مثل من و تو

168
00:12:58,548 --> 00:13:01,664
‫همه آزمایش می‌کنیم تا
‫بفهمیم چطور باید بهتر از…

169
00:13:01,688 --> 00:13:05,388
‫عزیزان‌مون مراقبت کنیم و بعدش از
‫نتایج آزمایشات همدیگه استفاده می‌کنیم

170
00:13:06,298 --> 00:13:09,462
‫من… باید بیشتر در مورد…

171
00:13:09,487 --> 00:13:11,152
‫بیمارمون بدونم

172
00:13:11,177 --> 00:13:13,825
‫البته. معلومه که باید بدونی

173
00:13:13,849 --> 00:13:16,497
‫من هم در مورد آقای ناس عزیزمون…

174
00:13:16,521 --> 00:13:20,793
‫یه سری توصیه و پیشنهاد داشتم

175
00:13:21,099 --> 00:13:25,870
‫درسته ایشون خیلی اهل صحبت کردن نیست،
‫ولی حتماً متوجه شدی که…

176
00:13:25,895 --> 00:13:27,048
‫بخورش

177
00:13:27,073 --> 00:13:31,656
‫پلک زدنش،
‫یا باز و بسته شدن پره‌های بینیش

178
00:13:31,656 --> 00:13:37,335
‫بالا و پایین رفتن سیب گلوش
‫با هر جرعه از احساساتی که قورت میده

179
00:13:38,504 --> 00:13:42,289
‫شاید ۹۰ سالش باشه،
‫ولی هنوز کارش با این زندگی…

180
00:13:42,313 --> 00:13:43,884
‫تموم نشده

181
00:13:44,041 --> 00:13:45,143
‫۹۰؟

182
00:13:46,222 --> 00:13:47,960
‫مگه تازه ۸۷ سالش نشد؟

183
00:13:48,293 --> 00:13:53,214
‫خب، پایبندیت به پرونده‌ی پزشکی ستودنیه،

184
00:13:53,371 --> 00:13:56,199
‫ولی بذار این بحث رو
‫موکول کنیم به یه وقت دیگه

185
00:13:56,224 --> 00:13:57,556
‫یالا، همه‌ش رو برو بالا

186
00:13:57,580 --> 00:14:00,363
‫نظرت چیه امشب رو
‫همین‌جا پیش ما بمونی؟

187
00:14:00,387 --> 00:14:01,924
‫ترتیب همه‌چی رو دادیم

188
00:14:02,191 --> 00:14:05,910
‫کانستنس، خوشحالم که جفت‌مون…

189
00:14:05,934 --> 00:14:07,402
‫ارزش…

190
00:14:08,319 --> 00:14:09,513
‫خودشه

191
00:14:09,707 --> 00:14:12,065
‫حالا بذار یه چیزی رو آویزه‌ی گوشت کنم

192
00:14:12,581 --> 00:14:14,762
‫زمان روبه جلو حرکت می‌کنه و…

193
00:14:14,786 --> 00:14:19,673
‫این که باهاش چیکار کنی،
‫کاملاً به خودت بستگی داره

194
00:14:19,697 --> 00:14:22,847
‫آدمای زیادی بودن که
‫یه زندگیِ حداقلی داشتن

195
00:14:22,871 --> 00:14:28,175
‫تو هم همچین آدمی هستی؟
‫معمولی مثل یه کَره‌ی گیاهی؟

196
00:14:28,200 --> 00:14:29,241
‫نه

197
00:14:29,266 --> 00:14:32,860
‫یه حسی بهم میگه که
‫پتانسیل بیشتری داری

198
00:14:33,187 --> 00:14:34,289
‫و…

199
00:14:36,635 --> 00:14:41,739
‫وقتی بعد از همه‌ی این ماجراها بیدار شدی،

200
00:14:41,764 --> 00:14:44,637
‫بفهمی واقعاً کی هستی

201
00:14:47,393 --> 00:14:48,976
‫حالا بخواب

202
00:14:54,575 --> 00:14:56,881
‫- شرّش رو کم کنم؟
‫- نه

203
00:14:57,315 --> 00:14:59,619
‫نه، با این یکی کاری نداشته باش.
‫بذار همین‌جا باشه

204
00:15:00,923 --> 00:15:02,470
‫یکم بخوابه حالش جا میاد

205
00:15:02,894 --> 00:15:06,335
‫بیدار که بشه،
‫اسم خودش هم فراموش می‌کنه

206
00:15:07,604 --> 00:15:10,644
‫حالا می‌دونی که باید چیکار کنی؟

207
00:15:11,944 --> 00:15:13,681
‫ولی باید مراقب باشی

208
00:15:16,558 --> 00:15:21,269
‫قول بده که مراقبی

209
00:15:22,806 --> 00:15:23,941
‫قول میدم

210
00:15:58,719 --> 00:16:02,086
‫من هم همراه دارم، خانم لنگدن؟

211
00:16:02,402 --> 00:16:06,276
‫هنوز با هیچ مردی توی
‫نیویورک سیتی آشنا نشدم و…

212
00:16:06,412 --> 00:16:09,675
‫باید مراقب آبرو و حیثیتم باشم

213
00:16:09,700 --> 00:16:10,983
‫خانم شورت

214
00:16:11,008 --> 00:16:17,297
‫محاله که یه خانم جوان رو
بفرستم پیش یه مشت آدم ناجور

215
00:16:17,322 --> 00:16:18,792
‫بازم مشروب بریز

216
00:16:25,646 --> 00:16:29,219
‫نه، متأسفم، خانم لنگدن،
‫ولی امکان نداره

217
00:16:29,244 --> 00:16:30,456
‫یه خانم هیچوقت مشروب نمی‌خوره

218
00:16:31,794 --> 00:16:35,044
‫فقط یه جرعه از اگ‌ناگم رو امتحان کن

219
00:16:35,068 --> 00:16:39,611
‫یالا. یکم که بخوری،
‫به دلپذیرترین شکل ممکنه یخت باز میشه

220
00:16:40,091 --> 00:16:41,227
‫برو بالا

221
00:16:45,926 --> 00:16:48,512
‫این پانچ حسابی داغت می‌کنه

222
00:16:48,537 --> 00:16:50,504
‫خب، قبل از این که
‫یه سر تا مِی‌خونه‌ی مخفی بریم،

223
00:16:50,529 --> 00:16:53,004
‫به مشروب نیاز داری

224
00:16:54,078 --> 00:16:58,096
‫مِی‌خونه‌های مخفی رو یادته دیگه؟
‫(در زمان ممنوعیت الکل)

225
00:16:58,120 --> 00:16:59,656
‫مگه نه، خانم شورت؟

226
00:16:59,689 --> 00:17:02,129
‫میشه بپرسم مِی‌خونه‌ی مخفی کجاست؟

227
00:17:02,154 --> 00:17:03,374
‫داغ‌ترین کلوب نیویورک

228
00:17:03,398 --> 00:17:04,811
‫اسمش کلوب جهنمه

229
00:17:04,835 --> 00:17:06,415
‫روی گوشیت برچسب می‌زنن،

230
00:17:06,439 --> 00:17:09,228
‫چنگک می‌کنن توی کونت و
‫روی سرت کلاه می‌کشن

231
00:17:09,253 --> 00:17:11,548
‫هر چی بخوای توش پیدا میشه،
‫از شیر مرغ بگیر، تا جون آدمیزاد

232
00:17:11,716 --> 00:17:13,726
‫ادی از اینجا به بعد
‫تو رو همراهی می‌کنه

233
00:17:13,989 --> 00:17:15,726
‫شما واسه مهمونی نمیاید؟

234
00:17:16,427 --> 00:17:18,599
‫مهمونی واسه جوون‌هاست

235
00:17:19,434 --> 00:17:23,510
‫یه زمانی تاب تحمل
‫این‌جور جشن‌ها رو داشتم، ولی…

236
00:17:25,077 --> 00:17:30,588
‫این روزها خماری بعدش
‫خیلی دیر از دلم میره

237
00:17:40,653 --> 00:17:42,993
‫بچه‌ها، بیاید یه بوس به مامان‌تون بدید

238
00:17:43,655 --> 00:17:45,970
‫- اوه…
‫- دوستت دارم

239
00:17:45,994 --> 00:17:48,465
‫دختر قشنگ و نازنینم

240
00:17:55,908 --> 00:17:58,113
‫تو برو کار خودت رو بکن

241
00:17:58,689 --> 00:18:02,557
‫آینده برامون خواب‌های بزرگی دیده

242
00:18:03,901 --> 00:18:05,604
‫می‌تونی روم حساب کنی، مادر

243
00:18:08,410 --> 00:18:10,415
‫همیشه می‌تونستم

244
00:18:11,517 --> 00:18:13,722
‫همیشه عزیز دردونه‌ی من بودی

245
00:18:19,636 --> 00:18:22,357
‫باید یه سری چیزها رو قربانی کنیم

246
00:18:40,792 --> 00:18:43,932
‫پس می‌خوای بگی
‫متوجه یه سری احساسات مثل…

247
00:18:44,225 --> 00:18:46,028
‫عشق و محبت نمی‌شیم؟

248
00:18:47,513 --> 00:18:49,110
‫این یه عصر جدیده؟

249
00:18:49,135 --> 00:18:51,207
‫گذشته همه‌ش کسشعره

250
00:18:51,622 --> 00:18:53,872
‫همدلی ابزاریه واسه معامله

251
00:18:54,513 --> 00:18:56,393
‫عشق میشه همون چیزی که همیشه بوده

252
00:18:56,418 --> 00:18:59,212
‫قبل از این که اون مسیحی‌های قلابی و
‫دو‌آتیشه، اون رو توی مشت‌شون بگیرن

253
00:18:59,434 --> 00:19:00,770
‫یه‌جور بده‌بستون

254
00:19:01,696 --> 00:19:04,003
‫من وینتر رو دوست دارم،
‫چون رو حرفم حرف نمی‌زنه

255
00:19:04,503 --> 00:19:08,487
‫وینتر هم من رو دوست داره،
‫چون توی هر کسشعری حق با منه

256
00:19:09,849 --> 00:19:12,255
‫دنیایی رو تصور کن که
‫این‌جوری اداره بشه

257
00:19:12,801 --> 00:19:15,327
‫دنیایی که توش قدرتمندها و
‫افراد مصمم حکومت می‌کنن؟

258
00:19:16,617 --> 00:19:18,317
‫دنیایی که توش
‫هر چی نیاز داشتی برداری و…

259
00:19:18,342 --> 00:19:19,840
‫هر کی که نخواستی رو بکشی؟

260
00:19:21,669 --> 00:19:25,150
‫- باهاش کنار میام
‫- تو که خودت لباس لاستیکی پوشیدی

261
00:19:25,750 --> 00:19:27,832
‫فقط چون نمی‌تونم به‌خاطر…

262
00:19:27,856 --> 00:19:29,726
‫به‌هم ریختن قربانی‌ها
‫حین مراسم بکشمت،

263
00:19:30,796 --> 00:19:33,268
‫دلیل نمیشه بعدش نتونم دخلت رو بیارم

264
00:19:33,735 --> 00:19:36,775
‫خشونت هرگز راه‌حل مناسبی نیست

265
00:19:54,148 --> 00:19:55,384
‫می‌دونی کجایی؟

266
00:19:55,585 --> 00:19:57,304
‫کلوب جهنم، خنگ خدا

267
00:19:57,824 --> 00:19:59,508
‫کسی هم توش می‌رقصه؟

268
00:20:00,262 --> 00:20:02,266
‫الان زیر اپولین هستی

269
00:20:03,938 --> 00:20:05,909
‫می‌دونی یعنی چی دیگه؟

270
00:20:13,403 --> 00:20:15,508
‫اینجا دروازه‌ی جهنمه

271
00:20:16,546 --> 00:20:26,546
« ترجمه از آیــدا و امیر فرحناک »
<font color="#00ffff">‫.:: FarahSub & Ayda.NDR ::.‫</font>

272
00:20:26,889 --> 00:20:36,889




273
00:20:36,957 --> 00:20:46,957




274
00:20:47,222 --> 00:20:52,222
‫‫در تلگرام:
‫FarahSub & @AydaNaderisubt@

