﻿1
00:00:00,321 --> 00:00:02,363
‫و داداش…
‫[ آنچه گذشت… ]

2
00:00:02,503 --> 00:00:05,171
‫همه‌مون درگیر یه ماجرا هستیم

3
00:00:08,134 --> 00:00:10,219
‫کم‌کم داره به نظر می‌رسه
‫نقطه‌ی مشترک تویی

4
00:00:12,263 --> 00:00:14,472
‫ولت‌استریم یه خریدار بالقوه داره

5
00:00:14,473 --> 00:00:16,266
‫واسیلی آندرنوف

6
00:00:16,267 --> 00:00:17,642
‫‏۴ سال گذشته رو صرف این کرده
‫که بین اوکراین و روسیه

7
00:00:17,643 --> 00:00:18,768
‫صلح رو برقرار کنه

8
00:00:18,769 --> 00:00:22,773
‫آدم‌هایی فراتر از کرملین هستن
‫که می‌خوان ساکتم کنن

9
00:00:23,858 --> 00:00:25,650
‫اون پهپاد بخشی
‫از محموله‌ی سلاحی بود

10
00:00:25,651 --> 00:00:28,529
‫که برای یه متحد فرستاده شده بود
‫و به نحوی به دست تروریست‌ها افتاد

11
00:00:29,697 --> 00:00:31,698
‫در دورانی که افراد شرور با خیال راحت

12
00:00:31,699 --> 00:00:33,032
‫به روزنامه‌نگارها حمله می‌کنن…

13
00:00:34,618 --> 00:00:36,828
‫بیشتر از هر زمان دیگه‌ای
‫به مبارزان حقیقت نیاز داریم

14
00:00:39,582 --> 00:00:41,374
‫می‌دونم کی دستور کشتن
‫من و کیتی رو داده

15
00:00:41,375 --> 00:00:43,502
‫یه نفر توی سازمان به اسم آلیور گری

16
00:00:44,336 --> 00:00:46,504
‫- حمله‌ی بعدی کِی اتفاق می‌افته؟
‫- نمی‌دونم

17
00:00:46,505 --> 00:00:48,298
‫ولی گری قطعاً می‌دونه

18
00:00:48,299 --> 00:00:50,049
‫گری برام مهم نیست.
‫داری طفره می‌ری

19
00:00:50,050 --> 00:00:51,384
‫باید برات مهم باشه

20
00:00:51,385 --> 00:00:53,137
‫چون تو قطعاً برای اون مهمی

21
00:00:53,888 --> 00:00:56,014
‫قضیه‌ی اودسا کار براتواست

22
00:00:56,015 --> 00:00:57,182
‫یه نفر به اسم «سرهنگ»

23
00:00:57,183 --> 00:00:59,058
‫کوکلووُد

24
00:00:59,059 --> 00:01:00,059
‫یعنی «عروسک‌گردان»

25
00:01:00,060 --> 00:01:01,770
‫اسمش ایوان ژارکوف‌ـه

26
00:01:01,771 --> 00:01:04,939
‫نمی‌دونی چرا ژارکوف می‌خواد
‫من درگیر قضیه بشم؟

27
00:01:04,940 --> 00:01:06,691
‫- روحمم خبر نداره
‫- حمله‌ی دوم

28
00:01:06,692 --> 00:01:08,693
‫حمله با تک‌تیرانداز و یه یورش زمینی

29
00:01:08,694 --> 00:01:10,028
‫من می‌رم سراغ تونل‌ها

30
00:01:10,029 --> 00:01:12,071
‫به این تک‌تیراندازهای قلابی نشون می‌دم
‫که این کار چه فوت‌وفن‌هایی داره

31
00:01:12,072 --> 00:01:13,531
‫ایسِی. به نظرت اون کانتینر

32
00:01:13,532 --> 00:01:14,991
‫با بقیه فرق داره؟

33
00:01:14,992 --> 00:01:16,292
‫سه

34
00:01:16,911 --> 00:01:18,211
‫دو

35
00:01:18,662 --> 00:01:19,962
‫یک

36
00:01:20,664 --> 00:01:21,706
‫تیم امنیتی!

37
00:01:21,707 --> 00:01:23,249
‫رئیس‌جمهور دروزدوف!

38
00:01:23,250 --> 00:01:24,542
‫نور شلیک‌ها نشون می‌ده

39
00:01:24,543 --> 00:01:25,960
‫- تیراندازها روی کشتی باری آبی هستن
‫- دارم میام پیشت!

40
00:01:25,961 --> 00:01:29,047
‫مأمور ایسی لو رفته

41
00:01:29,048 --> 00:01:30,924
‫از اول هدف رسیدن به تو بود

42
00:01:30,925 --> 00:01:33,593
‫جیمز ریس شریف

43
00:01:33,594 --> 00:01:34,928
‫می‌دونم واقعاً چطور آدمی هستی!

44
00:01:34,929 --> 00:01:36,889
‫یه محافظ نیستی

45
00:01:37,431 --> 00:01:39,266
‫یه قاتلی…

46
00:01:40,351 --> 00:01:41,651
‫دقیقاً مثل من

47
00:01:43,938 --> 00:01:45,564
‫سلام، میشکا

48
00:01:47,809 --> 00:01:54,809
‫سی‌نما تقدیم می‌کند
‫www.30nama.com

49
00:01:54,810 --> 00:01:59,810
‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما
‫CinamaSub@

50
00:02:00,204 --> 00:02:05,204
‫♪ Trigger - Mississippi Twilight ♪

51
00:02:38,600 --> 00:02:40,843
‫« فـهـرسـت کـشـتـار »

52
00:02:51,327 --> 00:02:55,956
‫[ اوکراین، اودسا ]
‫[ پایگاه هوایی محرمانه ]

53
00:02:55,957 --> 00:03:00,957
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

54
00:03:06,823 --> 00:03:09,765
‫[ هر گلوله‌ای سرنوشت خودش رو دارد ]

55
00:03:10,691 --> 00:03:12,108
‫مهم چیزی نیست
‫که از توی دوربین تفنگ می‌بینی،

56
00:03:12,109 --> 00:03:13,902
‫مهم محاسبه کردن باده

57
00:03:13,903 --> 00:03:15,237
‫اعتماد صددرصدی

58
00:03:17,698 --> 00:03:21,660
‫«آرامش یه تک‌تیرانداز
‫در پذیرفتن مسیر گلوله‌ست»

59
00:03:22,995 --> 00:03:24,872
‫هر گلوله‌ای سرنوشت خودش رو داره

60
00:03:54,061 --> 00:03:57,945
‫[ پایگاه نیروی هوایی اندروز ]
‫[ واشینگتن دی سی ]

61
00:04:08,999 --> 00:04:10,299
‫حالت احترام با سلاح

62
00:04:31,230 --> 00:04:32,530
‫عقب‌گرد

63
00:04:44,576 --> 00:04:46,286
‫- خیلی‌خب
‫- جونی؟

64
00:04:51,250 --> 00:04:52,550
‫جونی…

65
00:04:53,043 --> 00:04:54,461
‫متأسفم

66
00:04:56,547 --> 00:04:58,215
‫می‌خواستم اینا رو بهت برگردونم

67
00:05:15,482 --> 00:05:17,234
‫تو بابام رو می‌شناختی؟

68
00:05:21,196 --> 00:05:23,197
‫آره، سم

69
00:05:23,198 --> 00:05:24,950
‫مرد خیلی فوق‌العاده‌ای بود

70
00:05:26,702 --> 00:05:28,579
‫و شما خیلی براش خاص بودید

71
00:05:31,957 --> 00:05:33,584
‫همه‌تون

72
00:05:38,172 --> 00:05:39,472
‫جیمز؟

73
00:05:40,507 --> 00:05:42,676
‫ممنون که برگردوندیش پیش‌مون

74
00:05:48,098 --> 00:05:50,017
‫کسایی که مسئول
‫این کار بودن رو پیدا می‌کنم

75
00:05:51,185 --> 00:05:52,895
‫و همه‌شون رو پیدا می‌کنم

76
00:05:59,860 --> 00:06:01,611
‫خیلی‌خب. بریم

77
00:06:01,612 --> 00:06:02,912
‫بیایید بریم

78
00:06:11,213 --> 00:06:13,145
‫[ پایگاه مشترک نیروی هوایی اندروز ]

79
00:06:13,146 --> 00:06:14,499
‫با هم معامله کردیم،

80
00:06:14,500 --> 00:06:16,793
‫و تو قطعاً سهم خودت رو انجام دادی

81
00:06:16,794 --> 00:06:18,094
‫پس اسمت رو پس می‌گیری

82
00:06:19,129 --> 00:06:22,508
‫و از نظر دولت آمریکا
‫یه مرد آزاد هستی

83
00:06:23,801 --> 00:06:25,260
‫آزاد، ها؟

84
00:06:27,054 --> 00:06:30,139
‫النواز رو برامون گیر انداختی،
‫رئیس‌جمهور گرایمز

85
00:06:30,140 --> 00:06:31,934
‫و جون خیلی‌های دیگه رو
‫توی اودسا نجات دادی

86
00:06:32,935 --> 00:06:34,519
‫علاوه بر عفو و عمل جراحی،

87
00:06:34,520 --> 00:06:36,396
‫اگه دلت بخواد می‌تونی
‫بیایی پیش ما کار کنی

88
00:06:37,147 --> 00:06:38,940
‫بیا باهام کار کن

89
00:06:38,941 --> 00:06:42,152
‫تو کاری که بلدی رو انجام می‌دی،
‫سیاست و کاغذبازی‌ها هم با من

90
00:06:42,945 --> 00:06:45,321
‫این کار رو بلدی.
‫ذاتاً این‌کاره‌ای

91
00:06:45,322 --> 00:06:46,949
‫آره، ممنون، ویک

92
00:06:47,950 --> 00:06:50,118
‫اما فکر کنم به نفع هر دو تامونه

93
00:06:50,119 --> 00:06:52,454
‫که من وابسته نباشم

94
00:06:54,957 --> 00:06:56,457
‫یادت باشه،

95
00:06:56,458 --> 00:06:58,836
‫اگه زیر چتر حمایتی من نباشی
‫نمی‌تونم ازت محافظت کنم

96
00:06:59,837 --> 00:07:01,504
‫به پیشنهادم فکر کن

97
00:07:01,505 --> 00:07:02,805
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

98
00:07:04,383 --> 00:07:06,843
‫تا اون موقع، یه‌کم استراحت کن

99
00:07:06,844 --> 00:07:08,970
‫برای جلسه‌ی جمع‌بندی خبرت می‌کنم

100
00:07:08,971 --> 00:07:10,305
‫ممنون، قربان

101
00:07:14,101 --> 00:07:19,101
‫♪ Death Row - Chris Stapleton ♪

102
00:08:01,148 --> 00:08:03,482
‫- ویسکی فور برنچز؟
‫- آره

103
00:08:15,829 --> 00:08:17,496
‫«به یاد کسایی که قبل از ما بودن،

104
00:08:17,497 --> 00:08:19,665
‫به سلامتی کسایی که در کنار ما هستن،

105
00:08:19,666 --> 00:08:21,126
‫و به افتخار کسایی که توی
‫دنیای بعدی می‌بینیم‌شون»

106
00:08:22,127 --> 00:08:23,427
‫برد کاونر

107
00:08:24,379 --> 00:08:26,381
‫به یاد فردی و برد

108
00:08:27,382 --> 00:08:28,842
‫به یاد همه‌ی پسرها

109
00:08:30,636 --> 00:08:32,136
‫به یاد همه‌ی پسرها

110
00:08:37,893 --> 00:08:41,688
‫خب بررسی‌ها نتیجه داد؟

111
00:08:43,065 --> 00:08:46,318
‫این‌که فردی از چیزی که فکر می‌کردیم
‫تیرانداز بهتری بود

112
00:08:48,403 --> 00:08:52,323
‫ساعت ۱۱:۵۸ فردی با تک‌تیراندازهای
‫کانتینر حمل بار درگیر می‌شه

113
00:08:52,324 --> 00:08:56,744
‫چچنی رو می‌کشه، و بعدش
‫تک‌تیرانداز ناشناس خود فردی رو می‌کشه

114
00:08:56,745 --> 00:08:58,330
‫و غیبش می‌زنه

115
00:08:59,831 --> 00:09:01,667
‫‏۳ دقیقه دیر رسیدم

116
00:09:10,801 --> 00:09:13,594
‫- چیه؟
‫- یه چیزی با عقل جور درنمیاد

117
00:09:13,595 --> 00:09:15,346
‫‏۲ تا تک‌تیرانداز هست

118
00:09:15,347 --> 00:09:17,390
‫ولی فقط یه رئیس‌جمهور کشته می‌شه

119
00:09:17,391 --> 00:09:19,850
‫خب از فاصله‌ی ۳ کیلومتری شلیک کردن،
‫شاید یکی‌شون تیرش خطا رفته

120
00:09:21,270 --> 00:09:22,896
‫آره

121
00:09:23,981 --> 00:09:25,731
‫هر دو با هم شلیک کردن

122
00:09:25,732 --> 00:09:27,733
‫به سمت رئیس‌جمهور روسیه
‫و اصلاً به سمت گرایمز

123
00:09:27,734 --> 00:09:29,034
‫یا رئیس‌جمهور اوکراین شلیک نکردن

124
00:09:29,736 --> 00:09:30,903
‫نگاه کن

125
00:09:30,904 --> 00:09:32,530
‫یه تیر به دروزدوف می‌خوره،

126
00:09:32,531 --> 00:09:34,323
‫اون یکی می‌خوره به پرده‌ی پشت سرش

127
00:09:34,324 --> 00:09:36,034
‫دو شلیک، یک هدف

128
00:09:38,662 --> 00:09:42,039
‫کشتن دروزدوف هدف اصلی‌شون بوده،

129
00:09:42,040 --> 00:09:44,667
‫و سرهنگ دو تا تک‌تیرانداز رو
‫توی یه موقعیت مستقر کرده

130
00:09:44,668 --> 00:09:46,919
‫و سوری‌هایی
‫که توی تونل پیدا کردم…

131
00:09:46,920 --> 00:09:49,130
‫می‌خواستن یه هتل روسی رو
‫منفجر کنن

132
00:09:49,131 --> 00:09:51,299
‫قضیه‌ی اودسا یه حمله‌ی
‫تروریستی نبوده

133
00:09:51,300 --> 00:09:53,134
‫یه کودتاست

134
00:09:53,135 --> 00:09:56,137
‫داداش، چیزی به این بزرگی…

135
00:09:56,138 --> 00:09:58,682
‫سرهنگ باید عناصر دیگه‌ای هم
‫داشته باشه

136
00:10:00,350 --> 00:10:01,935
‫آلیور گری؟

137
00:10:02,477 --> 00:10:05,397
‫احتمالاً، و به لطف مأمور شیر…

138
00:10:06,440 --> 00:10:08,733
‫مأمور گرگوری ایسی

139
00:10:08,734 --> 00:10:10,527
‫اون کسیه که موقعیت فردی رو
‫به دشمن نشون داده

140
00:10:11,611 --> 00:10:13,822
‫مثل این‌که با براتوا در ارتباطه

141
00:10:16,116 --> 00:10:18,200
‫اونا رو که پیدا کنیم
‫تک‌تیرانداز رو گیر میاریم

142
00:10:18,201 --> 00:10:20,829
‫انتقام فردی رو می‌گیریم،
‫و به تعقیب گری ادامه می‌دیم

143
00:10:22,080 --> 00:10:25,082
‫ببین، ریف، ممنون که بهم جا دادی
‫تا خودم رو جمع‌وجور کنم،

144
00:10:25,083 --> 00:10:27,711
‫- اما این مبارزه‌ی تو نیست
‫- گوش کن، ریس

145
00:10:28,462 --> 00:10:30,755
‫وقتی دسته‌ی آلفا…

146
00:10:30,756 --> 00:10:32,507
‫و خانواده‌ت رو از دست دادی…

147
00:10:34,134 --> 00:10:37,928
‫اگه من ازت فاصله نمی‌گرفتم
‫هیچ‌وقت مجبور نمی‌شدی به بن تکیه کنی

148
00:10:49,024 --> 00:10:50,232
‫بن

149
00:10:50,233 --> 00:10:52,152
‫اون یه درس عبرته

150
00:10:56,448 --> 00:10:59,076
‫هیچ‌کس توی این زندگی بی‌زخم نمی‌مونه

151
00:11:03,789 --> 00:11:05,123
‫اما توی این قضیه تنها نیستی

152
00:11:06,124 --> 00:11:08,292
‫من از قبل وارد این مأموریت شدم

153
00:11:08,293 --> 00:11:10,921
‫به دلایلی سرهنگ من رو هم
‫وارد ماجرا کرد

154
00:11:12,506 --> 00:11:14,633
‫هر دو تامون می‌دونیم
‫قضیه خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست

155
00:11:15,634 --> 00:11:17,219
‫یه لایه‌ی دیگه هم هست،
‫به غیر از ماجرای فردی

156
00:11:18,095 --> 00:11:20,763
‫پس تصمیم بگیری هر کاری بکنی…

157
00:11:20,764 --> 00:11:22,682
‫منم پایه‌ام

158
00:11:32,442 --> 00:11:33,742
‫خیلی‌خب

159
00:11:40,909 --> 00:11:42,209
‫پس بیا دست به کار بشیم

160
00:11:43,870 --> 00:11:46,288
‫- این ثبت محدوده‌ی تیراندازی فردیه؟
‫- آره

161
00:11:50,043 --> 00:11:51,343
‫‏۳ امتیاز هم این‌جا

162
00:11:56,591 --> 00:11:59,009
‫جیمز ریس و مأمور اِسترین
‫خودشون گفتن

163
00:11:59,010 --> 00:12:00,310
‫من این‌جا در امان نیستم

164
00:12:00,637 --> 00:12:03,848
‫طبیعیه، وقتی چنین مقاله‌ی
‫جنجالی‌ای منتشر بشه

165
00:12:05,392 --> 00:12:06,976
‫ولت‌استریم این حمله رو

166
00:12:06,977 --> 00:12:09,271
‫می‌اندازه گردن دولت اوکراین

167
00:12:09,438 --> 00:12:13,275
‫تک‌تیراندازها از تفنگ‌های آمریکایی استفاده کردن
‫که مقصدشون جبهه‌ی اوکراین بوده

168
00:12:15,026 --> 00:12:15,753
‫یانا

169
00:12:15,777 --> 00:12:17,279
‫برای همین ولت‌استریم رو خریدیم

170
00:12:17,612 --> 00:12:19,364
‫تا حقیقت رو با دنیا در میون بذاریم

171
00:12:21,450 --> 00:12:23,410
‫هیئت روسیه که رفته

172
00:12:25,620 --> 00:12:29,291
‫مسکو داره یه کاروان زرهی می‌فرسته
‫تا من رو به خونه برگردونن

173
00:12:30,542 --> 00:12:31,769
‫خونه؟

174
00:12:31,793 --> 00:12:33,093
‫مسکو؟

175
00:12:34,629 --> 00:12:36,298
‫می‌فهمی داری چی می‌گی؟

176
00:12:36,423 --> 00:12:37,965
‫ترجیح می‌دی برگردم
‫به واشینگتن دی سی؟

177
00:12:37,966 --> 00:12:39,633
‫کنار مقر سیا یه دفتر باز کنم؟

178
00:12:39,634 --> 00:12:41,803
‫البته اگه تا حالا توی دفترهامون
‫شنود کار نذاشته باشن

179
00:12:42,387 --> 00:12:45,182
‫قول دادی برای اوکراین بجنگی

180
00:12:45,765 --> 00:12:49,227
‫قول دادم بجنگم و این نبرد رو
‫به پایان برسونم

181
00:12:49,436 --> 00:12:52,314
‫و با رفتن به مسکو می‌تونم
‫از به پایان رسیدنش مطمئن بشم

182
00:12:55,025 --> 00:12:56,325
‫گوش کن

183
00:12:56,526 --> 00:12:59,362
‫اگه دوست داری بمونی
‫و از این‌جا هماهنگی‌ها رو انجام بدی،

184
00:13:00,614 --> 00:13:02,365
‫من ازت حمایت می‌کنم

185
00:13:05,827 --> 00:13:07,913
‫اما من فردا می‌رم به مسکو

186
00:13:24,221 --> 00:13:26,232
‫اتهامات جدید و جنجالی در رابطه

187
00:13:26,233 --> 00:13:28,140
‫با ترور رئیس‌جمهور روسیه دروزدوف…

188
00:13:28,141 --> 00:13:30,309
‫آیا سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا
‫در این قضیه دست داشتن؟

189
00:13:30,310 --> 00:13:32,978
‫یه توطئه‌ی مخفی به اسم
‫«کسترل» وجود داره…

190
00:13:32,979 --> 00:13:34,271
‫یه مقاله‌ی جدید

191
00:13:34,272 --> 00:13:37,483
‫از کیتی بورنک روزنامه‌نگار ولت‌استریم
‫به تازگی منتشر شده

192
00:13:37,484 --> 00:13:40,945
‫و ممکنه جنجالی‌ترین مقاله‌ش باشه

193
00:13:40,946 --> 00:13:43,280
‫آیا عناصری از سازمان سیا

194
00:13:43,281 --> 00:13:45,574
‫و وزارت دفاع اوکراین توطئه کردن

195
00:13:45,575 --> 00:13:46,992
‫- آره
‫- تا سلاح‌های آمریکایی رو…

196
00:13:46,993 --> 00:13:49,788
‫- آره
‫- …در اختیار تروریست‌های اودسا قرار بدن؟

197
00:13:52,541 --> 00:13:55,752
‫آره. باشه، داداش،
‫به زودی می‌بینمت

198
00:13:56,753 --> 00:13:58,255
‫خوبه. بیدار شدی

199
00:13:59,881 --> 00:14:01,883
‫نظرت در مورد دیدن
‫یه دوست قدیمی چیه؟

200
00:14:13,645 --> 00:14:15,272
‫در رو روم قفل کرده، داداش

201
00:14:18,525 --> 00:14:19,943
‫یا خدا

202
00:14:24,030 --> 00:14:26,073
‫- ریس هستم
‫- می‌شناسمت

203
00:14:26,074 --> 00:14:27,374
‫جف اوتاکتی هستم

204
00:14:28,785 --> 00:14:30,085
‫حالش چطوره؟

205
00:14:30,912 --> 00:14:32,580
‫خوشحاله که برگشته خونه

206
00:14:32,581 --> 00:14:34,416
‫به صداش نمیاد خوشحال باشه

207
00:14:35,208 --> 00:14:37,376
‫وقتی اون مقاله منتشر شد
‫بخیه‌هاش باز شدن

208
00:14:37,377 --> 00:14:39,504
‫و من رو فرستاد ادویل بگیرم

209
00:14:40,797 --> 00:14:42,256
‫و در رو قفل کرد

210
00:14:42,257 --> 00:14:45,551
‫می‌دونم دیگه توی ولت‌استریم
‫کار نمی‌کنی، جوردن،

211
00:14:45,552 --> 00:14:48,972
‫اما هنوزم یه نفر داستان‌ها رو تأیید می‌کنه،
‫و قطعاً من نبودم

212
00:14:51,516 --> 00:14:54,268
‫پرستار لازم ندارم!

213
00:14:54,269 --> 00:14:57,104
‫خیلی‌خب، ازت می‌خوام فوراً
‫اون داستان رو پس بگیری

214
00:14:57,105 --> 00:15:00,609
‫خب یه کاریش بکن و وقتی
‫انجامش دادی باهام تماس بگیر

215
00:15:02,944 --> 00:15:05,321
‫کیتی، منم ریس

216
00:15:25,953 --> 00:15:29,104
‫[ تولد لوسی ]

217
00:15:29,105 --> 00:15:33,005
‫[ ریف، بهترین بازیکن ]

218
00:15:33,006 --> 00:15:35,808
‫[ سفر آلاسکا ]

219
00:15:35,809 --> 00:15:38,813
‫[ کودکی و اوایل زندگی ریس ]

220
00:15:38,814 --> 00:15:41,940
‫- هنوز روی کتاب کار می‌کنی، ها؟
‫- آره، ازش خبر داری؟

221
00:15:41,941 --> 00:15:44,568
‫آره. شنیدم هارتلی‌ها اعتراض داشتن

222
00:15:44,569 --> 00:15:47,071
‫هارتلی‌ها الان مشکلم نیستن

223
00:15:47,072 --> 00:15:49,239
‫مشکلم اون مقاله‌ست

224
00:15:49,240 --> 00:15:51,075
‫هنوز تکمیل نشده بود

225
00:15:51,076 --> 00:15:53,369
‫فقط یه فرضیه بود
‫که من و ریف مطرحش کردیم

226
00:15:53,370 --> 00:15:57,039
‫منابع مستند نداشت
‫و تأیید نشده بود

227
00:15:57,040 --> 00:16:00,125
‫خب به جز شما دو نفر
‫کی از اون داستان خبر داشت؟

228
00:16:00,126 --> 00:16:01,877
‫آندرنوف اون قضیه رو برام گفت

229
00:16:01,878 --> 00:16:03,712
‫- آندرنوف؟
‫- آره، متقاعد شده بود

230
00:16:03,713 --> 00:16:07,800
‫که یه گروه مخفی از جنگ اوکراین
‫برای رسیدن به هدفی بزرگ‌تر استفاده می‌کنن

231
00:16:07,801 --> 00:16:10,637
‫همون روزی که توی بروکسل بهمون
‫حمله شد اون قضیه رو بهم گفت

232
00:16:11,971 --> 00:16:14,723
‫با استفاده از پهپادی
‫که به شرکت ریف مرتبط بوده

233
00:16:14,724 --> 00:16:17,226
‫- آره
‫- و حالا تصمیم گرفته

234
00:16:17,227 --> 00:16:19,478
‫داستان تموم‌نشده‌ت رو منتشر کنه،

235
00:16:19,479 --> 00:16:21,523
‫و آمریکا و اوکراین رو
‫مقصر نشون بده

236
00:16:24,859 --> 00:16:27,737
‫هیچ تصادفی توی میدون نبرد
‫وجود نداره، نه؟

237
00:16:31,324 --> 00:16:32,624
‫چیه؟

238
00:16:36,413 --> 00:16:38,288
‫این مدت که با آندرنوف همکاری می‌کردی

239
00:16:38,289 --> 00:16:40,624
‫هیچ‌وقت به اسم ایوان ژارکوف
‫اشاره نکرد؟

240
00:16:40,625 --> 00:16:42,668
‫یه مرد روسه که با اسم
‫سرهنگ شناخته می‌شه

241
00:16:42,669 --> 00:16:44,294
‫کیه؟

242
00:16:44,295 --> 00:16:47,506
‫از قدیمی‌های براتواست.
‫ملی‌گرای روسه

243
00:16:47,507 --> 00:16:48,882
‫آلیور گری چی؟

244
00:16:48,883 --> 00:16:51,344
‫آره، همون آشغالیه که
‫دستور داد من رو بکشن

245
00:16:51,345 --> 00:16:53,887
‫هیچ‌وقت آندرنوف و آلیور گری رو
‫کنار همدیگه ندیدی؟

246
00:16:56,182 --> 00:16:57,482
‫نه

247
00:16:59,602 --> 00:17:01,187
‫خیلی‌خب

248
00:17:02,272 --> 00:17:06,568
‫خیلی سطحی که نگاه کنیم ماجرای اودسا
‫شبیه یه حمله‌ی دیگه از القاعده علیه نظم جهانیه

249
00:17:09,237 --> 00:17:11,822
‫ولی من معتقدم یه کودتا بوده،

250
00:17:11,823 --> 00:17:14,379
‫با هدف تقویت دوباره‌ی
‫تلاش‌های جنگی روسیه

251
00:17:14,380 --> 00:17:18,662
‫تا ژارکوف و پیروانش بتونن قدرت رو
‫دست بگیرن و اوکراین رو نابود کنن

252
00:17:18,663 --> 00:17:20,895
‫برای انجام دادن اون کار

253
00:17:20,896 --> 00:17:23,376
‫به چیزی بیشتر از گری و براتوا نیاز داره

254
00:17:25,462 --> 00:17:27,755
‫به یه نفر نیاز داره
‫که بتونه اون رو به قدرت برسونه

255
00:17:27,756 --> 00:17:29,590
‫کسی که بتونه اون رو روی کار بیاره

256
00:17:29,591 --> 00:17:32,801
‫کسی که با غرب دوست باشه

257
00:17:32,802 --> 00:17:34,261
‫بهش فکر کنید

258
00:17:34,262 --> 00:17:37,474
‫دروزدوف کشته می‌شه،
‫آندرنوف مقاله‌ی تو رو منتشر می‌کنه

259
00:17:38,057 --> 00:17:39,786
‫برای به حاشیه کشوندن آمریکا

260
00:17:39,787 --> 00:17:42,228
‫چه راهی بهتر از پخش
‫اطلاعات نادرست وجود داره؟

261
00:17:43,480 --> 00:17:45,106
‫ما رو مقصر نشون داده…

262
00:17:46,566 --> 00:17:48,485
‫برای تروری که خودشون
‫برنامه‌ریزیش کردن

263
00:17:51,488 --> 00:17:53,697
‫و همین‌الان شایعاتی وجود داره

264
00:17:53,698 --> 00:17:57,534
‫که آندرنوف در صدر
‫فهرست نامزدها بوده

265
00:17:57,535 --> 00:17:58,912
‫لعنتی

266
00:17:59,871 --> 00:18:01,285
‫اگه واقعاً همین‌طور باشه،

267
00:18:01,286 --> 00:18:06,211
‫پس آندرنوف دنبال کشف توطئه‌ی
‫کسترل نبوده، بخشی ازش بوده

268
00:18:10,006 --> 00:18:13,550
‫اگه بتونم براتون مدرک جور کنم
‫که آندرنوف توی اون قضیه دست داشته،

269
00:18:13,551 --> 00:18:15,136
‫چی می‌شه؟

270
00:18:16,137 --> 00:18:19,139
‫معمولاً از جواب این سوال
‫خوشت نمیاد، کیتی

271
00:18:19,140 --> 00:18:21,391
‫مردم عوض می‌شن

272
00:18:21,392 --> 00:18:24,895
‫اگه این فرضیه درست باشه،
‫باید پای سازمان رو به قضیه باز کنیم

273
00:18:24,896 --> 00:18:26,897
‫یه مدرک محکم برام گیر بیار

274
00:18:26,898 --> 00:18:28,733
‫مدرکی که باعث بشه
‫سازمان حرف‌مون رو جدی بگیره

275
00:18:29,776 --> 00:18:33,278
‫اطلاعات یا آدمی که بتونه
‫مستقیماً آندرنوف رو

276
00:18:33,279 --> 00:18:35,281
‫به گری یا ژارکوف مرتبط کنه

277
00:18:39,577 --> 00:18:40,786
‫جمله‌ی اول رو تغییر بده

278
00:18:40,787 --> 00:18:44,206
‫یه کنفرانس مطبوعاتیه،
‫عقب‌نشینی نظامی که نیست

279
00:18:44,207 --> 00:18:46,149
‫[ کیتی بورنک: باید حرف بزنیم.
‫لطفاً باهام تماس بگیر ]

280
00:18:46,150 --> 00:18:47,417
‫خیلی‌خب. یه لحظه بهم فرصت بده

281
00:18:47,418 --> 00:18:48,718
‫- بله، خانم
‫- الان میام

282
00:18:51,756 --> 00:18:53,966
‫یانا، خوشحالم که تماس گرفتی.
‫نگران بودم

283
00:18:53,967 --> 00:18:57,177
‫سلام. بقیه‌ی پیام‌هات رو هم
‫می‌دیدم، فقط…

284
00:18:57,178 --> 00:18:59,805
‫اوضاع یه‌کم پیچیده‌ست

285
00:18:59,806 --> 00:19:01,807
‫- تو کجایی؟
‫- در حال بهبودی‌ام

286
00:19:01,808 --> 00:19:05,185
‫حالم خوبه، اما گوش کن،
‫توی یه کاری به کمکت نیاز دارم

287
00:19:05,186 --> 00:19:07,896
‫الان عکس‌های توطئه‌گرهای اصلی

288
00:19:07,897 --> 00:19:10,148
‫دخیل در ترور دروزدوف رو
‫برات ایمیل کردم

289
00:19:10,149 --> 00:19:12,234
‫ازت می‌خوام بهم بگی تا حالا

290
00:19:12,235 --> 00:19:14,278
‫هیچ‌کدوم‌شون رو
‫کنار آندرنوف دیدی یا نه

291
00:19:14,279 --> 00:19:15,905
‫کنار واسیلی؟

292
00:19:19,534 --> 00:19:20,742
‫عـه…

293
00:19:20,743 --> 00:19:23,453
‫خیلی‌خب، اون ژارکوف‌ـه

294
00:19:23,454 --> 00:19:26,123
‫خیلی با براتوا ارتباط داره، اما…

295
00:19:26,124 --> 00:19:27,833
‫کنار واسیلی دیدمش یا نه؟

296
00:19:27,834 --> 00:19:30,252
‫معلومه که نه.
‫امکان نداره. نه

297
00:19:30,253 --> 00:19:31,671
‫نه

298
00:19:33,006 --> 00:19:34,423
‫این کیه؟

299
00:19:34,424 --> 00:19:37,302
‫یه افسر امنیتی فاسد روسه،
‫اسمش گرگوری ایسی‌ـه

300
00:19:38,678 --> 00:19:40,096
‫نه. نه

301
00:19:41,180 --> 00:19:43,807
‫بعدی مأمور سازمانه.
‫اسمش آلیور گری‌ـه

302
00:19:43,808 --> 00:19:45,643
‫نه

303
00:19:50,231 --> 00:19:53,066
‫- این آخری کیه؟
‫- اون هم گری‌ـه

304
00:19:53,067 --> 00:19:56,028
‫ظاهرش رو توی اروپا تغییر داده

305
00:19:56,029 --> 00:19:58,322
‫اون یه تصویر بازسازی‌شده
‫از طرف سازمانه

306
00:19:58,323 --> 00:20:01,241
‫یه نفر رو دیدم که شبیهش بود

307
00:20:01,242 --> 00:20:03,119
‫کجا؟

308
00:20:04,120 --> 00:20:06,873
‫توی اودسا

309
00:20:08,416 --> 00:20:13,254
‫توی سوئیت واسیلی،
‫دقیقاً بعد از ترور دروزدوف

310
00:20:14,255 --> 00:20:16,840
‫یه عکاس از روزنامه‌ی «مسکو دنونیک»

311
00:20:16,841 --> 00:20:18,842
‫اون آلیور گری‌ـه

312
00:20:20,511 --> 00:20:23,472
‫- نفوذی ژارکوف توی سیا
‫- پاول یگوروف

313
00:20:23,473 --> 00:20:25,223
‫اسمش این بود

314
00:20:25,224 --> 00:20:28,560
‫بذار وارد درگاه رسانه‌ای بشم

315
00:20:28,561 --> 00:20:32,148
‫می‌خوام ببینم کی
‫مجوزش رو تأیید کرده

316
00:20:37,185 --> 00:20:38,158
‫[ فهرست ورود و خروج بازدیدکنندگان ]

317
00:20:39,656 --> 00:20:42,241
‫پاول یگوروف

318
00:20:45,119 --> 00:20:46,746
‫پیداش کردی؟ چیزی دیدی؟

319
00:20:49,707 --> 00:20:51,583
‫مسکو دنونیک نبوده

320
00:20:51,584 --> 00:20:53,794
‫ما بودیم

321
00:20:53,795 --> 00:20:55,212
‫ولت‌استریم

322
00:20:55,213 --> 00:20:56,513
‫واسیلی…

323
00:20:56,514 --> 00:20:58,290
‫[ مجوز از دفتر واسیلی آندرنوف ]

324
00:20:58,291 --> 00:21:00,592
‫واسیلی تأییدش کرده

325
00:21:00,593 --> 00:21:02,886
‫خیلی‌خب، یانا، ازت می‌خوام

326
00:21:02,887 --> 00:21:04,680
‫هر چقدر می‌تونی
‫برام مدرک جمع کنی

327
00:21:04,681 --> 00:21:06,932
‫مدارکی که نشون بدن آندرنوف
‫با گری کار می‌کرده…

328
00:21:06,933 --> 00:21:09,434
‫مدارک رو به مقامات تحویل می‌دم…

329
00:21:09,435 --> 00:21:11,561
‫و بعدش باید بری

330
00:21:11,562 --> 00:21:14,649
‫نه. نه، اگه این حقیقت
‫داشته باشه، من…

331
00:21:15,650 --> 00:21:17,652
‫نمی‌تونم برم. باید کمک کنم

332
00:21:19,028 --> 00:21:20,655
‫باید بمونم

333
00:21:22,688 --> 00:21:24,486
‫[ اودسا ]

334
00:21:24,487 --> 00:21:26,201
‫پس الان سوال اینه

335
00:21:26,202 --> 00:21:29,079
‫که اصلاً احتمال صلح
‫وجود داشته یا نه

336
00:21:29,080 --> 00:21:32,165
‫و من خودم به عنوان کسی
‫که به صورت خستگی‌ناپذیر تلاش کردم

337
00:21:32,166 --> 00:21:34,626
‫رابط بین دو کشور باشم…

338
00:21:34,627 --> 00:21:36,461
‫دیگه پاسخی برای این سوال ندارم

339
00:21:43,177 --> 00:21:45,262
‫با این عملیات موافقت کردم
‫چون شما ۴ نفر

340
00:21:45,263 --> 00:21:47,347
‫علیه آندرنوف، گری و توطئه‌ی کسترل

341
00:21:47,348 --> 00:21:49,683
‫مدرک جمع کردید

342
00:21:49,684 --> 00:21:51,810
‫شما عضو سازمان و ارتش نیستید

343
00:21:51,811 --> 00:21:53,895
‫می‌تونیم کلاً ارتباط
‫با شما رو انکار کنیم

344
00:21:53,896 --> 00:21:57,524
‫به لطف منبع اطلاعاتی‌مون خانم تومنکو
‫می‌دونیم آندرنوف

345
00:21:57,525 --> 00:22:00,235
‫امروز به شهر خرسون که
‫تحت کنترل روسیه‌ست می‌ره

346
00:22:00,236 --> 00:22:02,529
‫باید قبل از این‌که وارد قلمرو
‫تحت کنترل روسیه بشه

347
00:22:02,530 --> 00:22:04,406
‫بهش حمله کنید

348
00:22:04,407 --> 00:22:05,949
‫با بالگرد وارد می‌شید

349
00:22:05,950 --> 00:22:08,702
‫فقط یه بالگرد، برای این‌که رد کمتری
‫از خودتون به جا بذارید

350
00:22:08,703 --> 00:22:11,621
‫اوتاکتی، می‌خوام با مسلسل اِم۲۴۰
‫هوامون رو داشته باشی

351
00:22:11,622 --> 00:22:13,790
‫من و مو و ریف هم
‫زمینی وارد عمل می‌شیم

352
00:22:13,791 --> 00:22:16,131
‫خانم تومنکو با تلفن همراهش

353
00:22:16,132 --> 00:22:19,046
‫موقعیت خودش و آندرنوف
‫توی کاروان رو مشخص می‌کنه

354
00:22:19,047 --> 00:22:21,880
‫می‌خوام برگردم به مسکو

355
00:22:21,881 --> 00:22:23,967
‫تا کمک کنم یه راه‌حل پیدا بشه

356
00:22:23,968 --> 00:22:26,720
‫اما اگه روسیه نتونه از طریق دیپلماسی
‫امنیتش رو تأمین کنه،

357
00:22:26,721 --> 00:22:29,890
‫نیازش به راه‌های جایگزین رو درک می‌کنم

358
00:22:29,891 --> 00:22:31,975
‫لطفاً قبل از رفتن
‫به یه سوال دیگه پاسخ بدید

359
00:22:49,481 --> 00:22:51,686
‫[ داریم راه می‌افتیم ]

360
00:22:54,457 --> 00:22:56,458
‫کاری که اجازه دارید انجام بدید

361
00:22:56,459 --> 00:22:59,669
‫اینه که کاروان رو قبل
‫از رسیدن به خرسون از بین ببرید

362
00:22:59,670 --> 00:23:01,755
‫کاری که اجازه ندارید انجام بدید

363
00:23:01,756 --> 00:23:05,134
‫اینه که با ارتش روسیه درگیر بشید
‫و جنگ جهانی سوم رو شروع کنید

364
00:23:07,136 --> 00:23:10,556
‫پس اگه کسی تردیدی داره
‫الان وقتشه مطرحش کنه

365
00:23:16,229 --> 00:23:17,529
‫خوبه

366
00:23:19,065 --> 00:23:20,982
‫یه عملیات دستگیری یا کشتنه

367
00:23:20,983 --> 00:23:24,861
‫اگه دستگیرش کنید و وادارش کنید
‫به همه‌چیز اعتراف کنه

368
00:23:24,862 --> 00:23:26,530
‫همه‌چیز عوض می‌شه

369
00:23:26,531 --> 00:23:28,365
‫دستگیر کردنش اولویت اوله

370
00:23:29,645 --> 00:23:33,896
‫[ شرق اوکراین ]
‫[ ‏۱۰ کیلومتر مانده به خرسون ]

371
00:23:57,019 --> 00:23:59,021
‫‏۳۰ ثانیه!

372
00:23:59,522 --> 00:24:01,314
‫‏۳۰ ثانیه!

373
00:24:01,315 --> 00:24:02,900
‫- ‏۳۰ ثانیه!
‫- ‏۳۰ ثانیه!

374
00:24:13,953 --> 00:24:16,038
‫‏۲۰ دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم
‫به فرودگاه خرسون

375
00:24:16,747 --> 00:24:19,876
‫اسکورت هوایی در انتظاره

376
00:24:28,926 --> 00:24:31,387
‫مطمئنیم مسکو ازت استقبال می‌کنه؟

377
00:24:33,347 --> 00:24:35,391
‫هر کشوری به یه رهبر نیاز داره

378
00:24:36,684 --> 00:24:38,728
‫حتی اگه فرزند ناخلف باشه

379
00:24:47,445 --> 00:24:49,042
‫منبع اطلاعاتی توی خودروی سومه

380
00:24:49,043 --> 00:24:51,156
‫- تکرار می‌کنم، خودی توی خودروی سومه
‫- دریافت شد

381
00:24:51,157 --> 00:24:52,992
‫توی خودروی سوم خودی هست

382
00:24:53,826 --> 00:24:55,126
‫گشت نیروهای اوکراینه؟

383
00:24:55,411 --> 00:24:56,913
‫الان می‌پرسم ببینم قضیه چیه

384
00:24:57,872 --> 00:24:59,289
‫عملیات رهگیری خودرو

385
00:24:59,290 --> 00:25:00,373
‫آغاز شد

386
00:25:00,374 --> 00:25:01,958
‫بزن. مقاومت هدف رو تضعیف کن

387
00:25:01,959 --> 00:25:03,502
‫با خودروی اول درگیر می‌شم

388
00:25:07,256 --> 00:25:08,556
‫گاز بده!

389
00:25:08,591 --> 00:25:09,891
‫یالا!

390
00:25:09,926 --> 00:25:12,261
‫وسیله‌ی نقلیه‌ی زرهی‌ان.
‫متوقف نمی‌شن!

391
00:25:13,095 --> 00:25:14,972
‫نیروهای واکنش سریع رو خبر کنید!

392
00:25:15,097 --> 00:25:17,225
‫داره دور می‌زنه

393
00:25:18,935 --> 00:25:20,603
‫آماده باشید، بچه‌ها

394
00:25:20,895 --> 00:25:22,897
‫یه بالگرد ناشناس با کاروان درگیر شده

395
00:25:27,276 --> 00:25:29,027
‫به نیروهای واکنش سریع نیاز داریم!

396
00:25:29,028 --> 00:25:30,696
‫محض رضای خدا!
‫تندتر برو، یوری! تندتر!

397
00:25:31,614 --> 00:25:32,914
‫محکم بشین، یانا!

398
00:25:35,117 --> 00:25:36,493
‫راکت‌ها آماده‌ان

399
00:25:36,494 --> 00:25:37,995
‫بزن

400
00:25:46,921 --> 00:25:48,221
‫اون‌جا بپیچ!
‫از جاده‌ی اصلی خارج شو!

401
00:26:02,937 --> 00:26:05,647
‫همین مسیر رو ادامه بده.
‫اون‌طرف درخت‌ها پیداشون می‌کنیم

402
00:26:05,648 --> 00:26:06,948
‫دریافت شد

403
00:26:08,401 --> 00:26:11,111
‫به کاروان حمله شده!
‫به فرودگاه نمی‌رسیم!

404
00:26:11,112 --> 00:26:12,412
‫موقعیت رو ردیابی کنید

405
00:26:12,655 --> 00:26:14,156
‫دریافت شد.
‫موقعیت مکانی‌تون رو داریم

406
00:26:14,407 --> 00:26:16,867
‫نقطه‌ی تخلیه: ۲٫۴ کیلومتری شمال‌غربی

407
00:26:19,453 --> 00:26:21,913
‫منبع اطلاعاتی می‌گه دارن
‫به سمت اون کارخونه می‌رن

408
00:26:21,914 --> 00:26:23,331
‫نیروهای واکنش سریع روسیه
‫دارن میان

409
00:26:23,332 --> 00:26:27,086
‫مراقب باشید، اون کارخونه
‫آغاز یه منطقه‌ی عملیاتی فعاله

410
00:26:30,631 --> 00:26:32,842
‫نیروهای واکنش سریع دارن میان.
‫‏۹ دقیقه باهاتون فاصله دارن

411
00:26:33,050 --> 00:26:34,350
‫پناه بگیرید

412
00:26:44,979 --> 00:26:45,914
‫اون‌جا!

413
00:26:45,938 --> 00:26:47,238
‫اون‌جا پناه بگیر!

414
00:26:51,736 --> 00:26:53,112
‫یالا، یالا، تندتر!

415
00:27:03,080 --> 00:27:05,249
‫اون ماشین‌هایی که
‫توی راه هستن رو بزن

416
00:27:17,261 --> 00:27:19,096
‫تا وقتی نیروهای واکنش سریع برسن
‫همین‌جا پناه می‌گیریم!

417
00:27:19,472 --> 00:27:21,307
‫یوری، چطور پیدامون کردن؟

418
00:27:22,683 --> 00:27:23,940
‫[ نیروهای واکنش سریع
‫‏۸ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن ]

419
00:27:24,101 --> 00:27:26,144
‫نیروهای واکنش سریع روسیه
‫‏۸ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

420
00:27:26,145 --> 00:27:27,687
‫بذارمون روی زمین

421
00:27:27,688 --> 00:27:29,982
‫قبل از این که نیروهای روسیه برسن
‫باید اون رو بگیریم

422
00:27:39,784 --> 00:27:42,328
‫یانا، تو توی ارتش رفیق داری

423
00:27:42,578 --> 00:27:44,372
‫ببین قضیه چیه.
‫اوکراینی‌ان یا آمریکایی؟

424
00:27:54,423 --> 00:27:57,258
‫نیروهای واکنش سریع روسیه
‫‏۷ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

425
00:27:57,259 --> 00:27:58,886
‫ما از بالا مراقب همه‌چیز هستیم

426
00:28:14,568 --> 00:28:16,320
‫دودزا! دارن میان داخل!

427
00:28:19,782 --> 00:28:21,116
‫رئیس، باید بریم

428
00:28:21,117 --> 00:28:22,417
‫بمونید سر جاهاتون!

429
00:28:25,079 --> 00:28:26,705
‫یانا، تماس گرفتی؟

430
00:28:27,289 --> 00:28:28,666
‫نه… آنتن نمی‌ده

431
00:28:39,260 --> 00:28:42,012
‫یه نقطه‌ی خروج
‫داخل کارخونه پیدا کردیم

432
00:28:42,555 --> 00:28:44,013
‫یه انبارِ بدون سقف

433
00:28:45,599 --> 00:28:48,978
‫‏۴۰۰ متر جنوب‌غربی مکانی
‫که الان هستید

434
00:28:50,312 --> 00:28:51,612
‫شلیک نکنید

435
00:28:51,647 --> 00:28:53,399
‫بذارید بهمون نزدیک بشن

436
00:29:13,544 --> 00:29:14,844
‫رئیس…

437
00:29:15,463 --> 00:29:16,763
‫دختره نیستش

438
00:29:21,677 --> 00:29:23,596
‫اون کسیه که موقعیت
‫مکانی‌مون رو لو داده

439
00:29:25,514 --> 00:29:26,814
‫پیداش کنید

440
00:29:28,392 --> 00:29:29,692
‫و بُکُشیدش

441
00:29:30,436 --> 00:29:32,855
‫و آمریکایی‌هایی که باهاش
‫کار می‌کنن رو هم بکشید

442
00:29:33,606 --> 00:29:34,906
‫چشم، قربان

443
00:29:44,116 --> 00:29:45,950
‫آندرنوف رو می‌بینم

444
00:29:45,951 --> 00:29:47,251
‫می‌رم به سمت هدف

445
00:29:49,205 --> 00:29:51,165
‫نیروهای واکنش سریع روسیه
‫‏۵ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

446
00:29:52,666 --> 00:29:56,085
‫اگه نیروهای واکنش سریع رسیدن
‫منتظر من نمونید

447
00:30:00,382 --> 00:30:02,301
‫نیروی خودی توی فضای بازه.
‫حرکت کنید

448
00:30:12,978 --> 00:30:14,278
‫‏۴ نفر سمت راستن

449
00:30:14,813 --> 00:30:16,113
‫دارن نزدیک می‌شن

450
00:30:16,190 --> 00:30:17,490
‫من می‌رم جلو

451
00:30:27,785 --> 00:30:30,120
‫داریم دور خودمون می‌چرخیم.
‫برای خارج کردن‌تون آماده‌ایم

452
00:30:57,064 --> 00:30:59,023
‫- خوبی؟
‫- آره

453
00:30:59,024 --> 00:31:00,108
‫چند نفر رو گذاشت همین‌جا؟

454
00:31:00,109 --> 00:31:02,485
‫‏۴، شاید هم ۵

455
00:31:02,486 --> 00:31:03,861
‫یانا رو پیدا کردم

456
00:31:03,862 --> 00:31:05,655
‫همه‌ی تهدیدهای این منطقه
‫خنثی شدن

457
00:31:05,656 --> 00:31:07,240
‫می‌ریم به سمت بالگرد

458
00:31:07,241 --> 00:31:09,158
‫نیروهای واکنش سریع روسیه
‫‏۳ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

459
00:31:09,159 --> 00:31:10,869
‫ریس، باید از این‌جا بریم

460
00:31:13,872 --> 00:31:15,832
‫نذارید کسی از راهرو رد بشه.
‫ما توی موقعیتیم

461
00:31:34,977 --> 00:31:38,522
‫منبع اطلاعاتی‌مون می‌گه قراره
‫توی یه انبار بدون سقف آندرنوف رو خارج کنن

462
00:32:04,006 --> 00:32:06,383
‫یه چیز بزرگ داره به این سمت میاد.
‫یه‌جور نیروی پشتیبانی هواییه

463
00:32:07,009 --> 00:32:09,677
‫هی، یه یالگرد رزمی روسیه.
‫دیگه وقت نداریم

464
00:32:09,678 --> 00:32:11,971
‫خلبان می‌گه باید به پایگاه برگردیم.
‫مو و یانا این‌جا هستن

465
00:32:11,972 --> 00:32:13,272
‫شما کجا هستید؟

466
00:32:14,141 --> 00:32:16,309
‫بالگرد رو همین‌جا نگه دارید

467
00:32:20,481 --> 00:32:21,857
‫عقب‌نشینی کرد، قربان؟

468
00:32:22,483 --> 00:32:23,710
‫نه

469
00:32:23,734 --> 00:32:25,034
‫نه، میاد

470
00:32:25,235 --> 00:32:26,820
‫تفنگت رو به سمت در نشونه بگیر

471
00:32:58,769 --> 00:33:01,270
‫آندرنوف رو گرفتم،
‫اما بدجور زخمی شده

472
00:33:01,271 --> 00:33:02,571
‫دارم بهش کمک می‌کنم

473
00:33:03,524 --> 00:33:06,109
‫الان می‌خوای نجاتم بدی؟

474
00:33:08,112 --> 00:33:10,113
‫نیروهای واکنش سریع روسیه رسیدن

475
00:33:10,114 --> 00:33:11,989
‫رادار نشون می‌ده ۲ تا جنگنده
‫دارن نزدیک می‌شن

476
00:33:11,990 --> 00:33:14,784
‫به زودی این‌جا اوضاع
‫به هم می‌ریزه. باید بریم

477
00:33:14,785 --> 00:33:16,411
‫اونا رو همین‌جا ول نمی‌کنیم

478
00:33:16,412 --> 00:33:17,495
‫بهمون دستور دادن

479
00:33:17,496 --> 00:33:19,790
‫نباید با نیروهای واکنش سریع روسیه
‫درگیر بشیم

480
00:33:21,291 --> 00:33:23,626
‫اسم‌هاشون رو می‌خوام

481
00:33:23,627 --> 00:33:24,836
‫تک‌تیرانداز دوم

482
00:33:24,837 --> 00:33:26,547
‫همونی که فردی اِسترین رو کشت.
‫اسمش رو بگو

483
00:33:27,339 --> 00:33:28,639
‫بگو!

484
00:33:36,265 --> 00:33:39,101
‫قرار نبود فردی روی
‫اون پشت‌بوم باشه

485
00:33:40,769 --> 00:33:42,438
‫قرار بود من اون‌جا باشم؟

486
00:33:43,105 --> 00:33:44,405
‫چرا؟

487
00:33:45,274 --> 00:33:47,650
‫چرا می‌خواستی من توی اودسا باشم؟

488
00:33:47,651 --> 00:33:48,951
‫چرا؟

489
00:33:50,988 --> 00:33:52,823
‫قضیه در مورد تو نبود

490
00:33:54,658 --> 00:33:58,537
‫در مورد تام ریس بود و جنایت‌هایی
‫که علیه روسیه مرتکب شده بود

491
00:33:59,204 --> 00:34:00,504
‫چی گفتی؟

492
00:34:01,039 --> 00:34:02,623
‫اول پدرهامون…

493
00:34:02,624 --> 00:34:06,503
‫حالا من و تو

494
00:34:07,921 --> 00:34:10,591
‫پدرم چه ربطی به این قضیه داره؟

495
00:34:17,014 --> 00:34:18,598
‫بهم بگو!

496
00:34:20,100 --> 00:34:21,476
‫چرا اون؟

497
00:34:21,477 --> 00:34:23,395
‫پدرم رو از کجا می‌شناسی؟

498
00:34:27,024 --> 00:34:28,442
‫اون صدا رو می‌شنوی، ریس؟

499
00:34:29,276 --> 00:34:30,736
‫نیروهام دارن میان

500
00:34:31,737 --> 00:34:33,654
‫به پدرت سلام برسون

501
00:34:33,655 --> 00:34:35,199
‫من قراره برم خونه

502
00:35:11,193 --> 00:35:12,653
‫ریس، تکون بخور!

503
00:35:16,782 --> 00:35:18,082
‫لعنتی!

504
00:35:25,040 --> 00:35:26,666
‫من به سمت‌شون شلیک می‌کنم

505
00:35:26,667 --> 00:35:28,042
‫تو برو به سمت محل خروج

506
00:35:28,043 --> 00:35:30,420
‫حرفشم نزن. تنهات نمی‌ذارم

507
00:35:50,440 --> 00:35:52,275
‫یه نفر جنگنده‌ها رو خبر کرده

508
00:35:52,276 --> 00:35:53,610
‫مال خودمونن؟

509
00:35:54,236 --> 00:35:56,362
‫نیروی هوایی اوکراینه،
‫و تعداد بیشتری دارن میان

510
00:35:56,363 --> 00:35:57,572
‫باید از اون‌جا خارج‌تون کنیم

511
00:35:57,573 --> 00:35:59,283
‫توی محل خروج می‌بینیم‌تون،
‫‏۲ دقیقه با این‌جا فاصله داره

512
00:36:21,597 --> 00:36:22,931
‫آندرنوف؟

513
00:36:29,563 --> 00:36:30,980
‫چاره‌ای برامون نذاشت

514
00:36:30,981 --> 00:36:33,317
‫اگه نیاز بشه، یانا حاضره
‫به عنوان شاهد شهادت بده

515
00:36:43,368 --> 00:36:44,870
‫هیچ‌وقت این‌جا نیومدید

516
00:36:46,079 --> 00:36:47,748
‫آندرنوف یانا رو دزدیده بود

517
00:36:48,832 --> 00:36:51,418
‫ولی شانس آوردیم نیروهای اوکراینی
‫سر رسیدن و نجاتش دادن

518
00:36:54,588 --> 00:36:55,964
‫کار تو بود؟

519
00:36:59,509 --> 00:37:00,969
‫بزنید بریم

520
00:37:04,431 --> 00:37:06,016
‫من دیگه این‌جا ازتون جدا می‌شم

521
00:37:07,768 --> 00:37:09,311
‫خوشحال شدم دوباره دیدمت، رفیق

522
00:37:10,604 --> 00:37:11,812
‫مراقب خودت باش، خب؟

523
00:37:11,813 --> 00:37:14,024
‫تو هم همین‌طور، ریف.
‫تو هم همین‌طور

524
00:37:15,984 --> 00:37:17,569
‫- امیدوارم دوباره ببینمت
‫- همچنین

525
00:37:21,198 --> 00:37:25,868
‫از طرف مردی که دولت آمریکا
‫تروریست معرفیش کرده به یه نفر دیگه مثل خودش،

526
00:37:25,869 --> 00:37:27,537
‫باعث افتخارم بود

527
00:37:28,538 --> 00:37:31,667
‫افتخار نصیب من شد، داداش.
‫جدی می‌گم

528
00:37:33,418 --> 00:37:34,835
‫قدم بعدیت چیه؟

529
00:37:34,836 --> 00:37:37,798
‫قدم بعدی؟ خب لندری
‫اسم و آبروم رو نابود کرد

530
00:37:39,174 --> 00:37:41,051
‫می‌خوام هر دو رو درست کنم…

531
00:37:42,052 --> 00:37:43,595
‫البته بعد از یه‌کم استراحت

532
00:37:44,888 --> 00:37:46,639
‫تمام زندگیت برای آزادی جنگیدی

533
00:37:46,640 --> 00:37:49,225
‫امیدوارم بتونی ازش لذت ببری

534
00:37:49,226 --> 00:37:50,685
‫فقط برای یه مدت

535
00:38:34,873 --> 00:38:37,873
‫ارائـ ــ.ـه از سـ ـایـ.ـت سـ ـی‌نـ.ـمـ ـا

536
00:38:38,786 --> 00:38:42,238
‫[ لانگلی ]
‫[ یک ماه بعد ]

537
00:38:42,239 --> 00:38:46,782
‫گری، ژارکوف و تک‌تیرانداز دوم
‫هنوز اون بیرون هستن

538
00:38:46,783 --> 00:38:50,953
‫با وجود مرگ آندرنوف، به نظر می‌رسه
‫تنش‌های سیاسی دارن فروکش می‌کنن

539
00:38:50,954 --> 00:38:52,621
‫خبری از اقدام تلافی‌جویانه نیست

540
00:38:52,622 --> 00:38:56,125
‫ژارکوف و براتوا تصمیم گرفتن
‫از آندرنوف فاصله بگیرن

541
00:38:56,126 --> 00:38:58,128
‫به جای این‌که اعتراف کنن
‫نتونستن ازش محافظت کنن

542
00:38:59,129 --> 00:39:00,504
‫این چیه؟

543
00:39:00,505 --> 00:39:02,709
‫نشونه‌ای از قدردانی‌مونه

544
00:39:03,133 --> 00:39:05,510
‫پاداش تاج‌وتخت بریتانیا برای النوازه

545
00:39:06,094 --> 00:39:08,638
‫بعد از حمله به بازار کریسمس
‫خبر پاداش رو اعلام کردن

546
00:39:14,061 --> 00:39:16,480
‫سازمان اجازه نداره پاداش رو بگیره…

547
00:39:17,522 --> 00:39:20,567
‫اما چون در اصل تو یه غیرنظامی هستی،
‫اسم رو تو ثبت کردم

548
00:39:21,651 --> 00:39:24,279
‫حدوداً ۴ میلیون دلاره

549
00:39:25,072 --> 00:39:27,741
‫می‌دونم هیچی نمی‌تونه چیزی
‫که از دست دادی رو جبران کنه، ریس

550
00:39:28,784 --> 00:39:30,534
‫هیچی

551
00:39:30,535 --> 00:39:33,038
‫اما با این پول می‌تونی
‫به زندگی عادی برگردی

552
00:39:34,790 --> 00:39:38,375
‫همچنین رئیس‌جمهور ازم خواست
‫مراتب قدردانی صمیمانه‌ش رو ابراز کنم

553
00:39:38,376 --> 00:39:40,669
‫یه دکتر برات آماده کرده

554
00:39:40,670 --> 00:39:45,509
‫می‌خواد اون تومور رو درمان کنی
‫و برگردی برای سازمان کار کنی

555
00:39:46,134 --> 00:39:48,470
‫بیشتر به پیشنهادم فکر کردی؟

556
00:39:49,930 --> 00:39:52,389
‫دیدم این کار چه بلایی
‫سر آدم‌ها میاره

557
00:39:53,809 --> 00:39:57,436
‫آدم‌های خوبی که راه‌شون رو
‫گم می‌کنن

558
00:39:57,437 --> 00:40:00,774
‫اون آدم‌هایی که مد نظرت هستن
‫مثل تو نیستن

559
00:40:02,192 --> 00:40:03,693
‫وقت داری

560
00:40:04,277 --> 00:40:06,279
‫سازمان جایی نمی‌ره

561
00:40:07,280 --> 00:40:09,406
‫تا اون موقع، به نظرم حقته

562
00:40:09,407 --> 00:40:11,243
‫جواب سوال‌هایی که داری رو بگیری

563
00:40:13,453 --> 00:40:14,788
‫اون جواب‌ها…

564
00:40:16,414 --> 00:40:17,999
‫آخر اون راهرو هستن

565
00:40:19,000 --> 00:40:20,794
‫اتاق اِس‌بی-۰۳

566
00:40:50,615 --> 00:40:52,908
‫جیمز ریس

567
00:40:52,909 --> 00:40:54,118
‫اندی دنرب هستم

568
00:40:54,119 --> 00:40:56,620
‫- قربان، از همون جلسه‌ی توجیهی اودسا
‫- آره

569
00:40:56,621 --> 00:40:58,874
‫خوشحالم که حضوری می‌بینمت.
‫بیا داخل، بشین

570
00:41:03,211 --> 00:41:07,423
‫سابقه‌ی پدرت توی سازمان رو
‫که می‌دونی

571
00:41:07,424 --> 00:41:09,717
‫آره. بعد از جنگ ویتنام
‫به سازمان ملحق شده

572
00:41:09,718 --> 00:41:11,219
‫و تا زمان تشخیص بیماری مادرم
‫برای سازمان کار کرده

573
00:41:14,264 --> 00:41:17,309
‫گزارش آخرین عملیات رو خوندم

574
00:41:17,851 --> 00:41:20,311
‫وقتی آندرنوف شروع کرد
‫به صحبت کردن در مورد پدرت

575
00:41:20,312 --> 00:41:23,105
‫فوراً دنبال هر ارتباطی

576
00:41:23,106 --> 00:41:25,692
‫بین تام ریس و توطئه‌گرها گشتم

577
00:41:27,110 --> 00:41:31,740
‫یه ارتباط ارزشمند با دوست قدیمی‌مون
‫آلیور گری پیدا کردم

578
00:41:32,407 --> 00:41:33,824
‫آلیور گری رو می‌شناسی؟

579
00:41:33,825 --> 00:41:35,618
‫آره. هیچ‌وقت به اون حیله‌گر
‫اعتماد نداشتم

580
00:41:35,619 --> 00:41:39,705
‫چندین سال پیش به‌خاطر رفتار بدش
‫بهش اعتراض کردم

581
00:41:39,706 --> 00:41:42,209
‫و بهم گفتن توی کاری که
‫بهم مربوط نیست دخالت نکنم

582
00:41:44,252 --> 00:41:45,836
‫از صداقتت ممنونم

583
00:41:45,837 --> 00:41:47,254
‫آره، خب می‌خوان چیکار کنن؟

584
00:41:47,255 --> 00:41:48,964
‫می‌خوان بذارنم توی یه دفتر کوچیک

585
00:41:48,965 --> 00:41:50,550
‫و یه عالمه کاغذبازی بهم بدن؟

586
00:41:52,260 --> 00:41:53,560
‫خب…

587
00:41:54,429 --> 00:41:56,513
‫آلیور گری…

588
00:41:56,514 --> 00:41:58,432
‫پدرم رو می‌شناخته؟

589
00:41:58,433 --> 00:41:59,733
‫عـه…

590
00:42:01,144 --> 00:42:02,728
‫دقیقاً نه

591
00:42:04,105 --> 00:42:06,565
‫گری فعالیت‌های دیجیتالیش رو
‫خیلی خوب مخفی نگه می‌داشت،

592
00:42:06,566 --> 00:42:08,526
‫اما بالاخره رمزش رو فهمیدم

593
00:42:11,112 --> 00:42:12,900
‫دهه‌ی ۱۹۹۰،

594
00:42:12,901 --> 00:42:16,492
‫آلیور چندین بار گزارش‌های اطلاعاتی
‫درخواست کرده بود

595
00:42:16,493 --> 00:42:19,536
‫در مورد تام ریس.
‫همه‌شون هم مربوط

596
00:42:19,537 --> 00:42:22,249
‫به یه عملیات مشخص
‫در جنگ ویتنام بودن

597
00:42:23,124 --> 00:42:24,792
‫سال ۱۹۷۲ یگان مک‌وی-ساگ

598
00:42:24,793 --> 00:42:27,586
‫خطوط تدارکاتی کمونیست‌ها
‫در مسیر هو شی مین رو قطع می‌کرده

599
00:42:27,587 --> 00:42:28,837
‫به یه گروه برخوردن

600
00:42:28,838 --> 00:42:31,465
‫از مستشارهای روس
‫که با ویت‌کنگ کار می‌کردن

601
00:42:31,466 --> 00:42:33,342
‫و ۲ تاشون رو کشتن

602
00:42:33,343 --> 00:42:35,971
‫یکی‌شون ویکتور ژارکوف بوده

603
00:42:37,347 --> 00:42:39,266
‫برادر سرهنگ

604
00:42:42,686 --> 00:42:46,188
‫پدر من برادر سرهنگ رو
‫توی ویتنام کشته؟

605
00:42:46,189 --> 00:42:49,401
‫آره، اما این‌طور نبوده که ویکتور
‫فقط برادر سرهنگ بوده باشه

606
00:42:50,360 --> 00:42:52,778
‫بیشتر تحقیق کردم و منبعی داخل
‫سرویس امنیت فدرال روسیه پیدا کردم

607
00:42:52,779 --> 00:42:56,032
‫که تأیید کرد ویکتور
‫پدر واسیلی آندرنوف بوده

608
00:42:58,034 --> 00:43:01,996
‫این قضیه از اول یه نقشه‌ی
‫بلندمدت بوده، جیمز

609
00:43:01,997 --> 00:43:06,417
‫کودتای سرهنگ برای این بوده
‫که برادرزاده‌ش رو به قدرت برسونه

610
00:43:06,418 --> 00:43:09,337
‫و اگه اهل شرط‌بندی بودم،
‫می‌گفتم ژارکوف‌ها می‌خواستن تو اون‌جا باشی…

611
00:43:10,380 --> 00:43:12,214
‫پسر تام ریس…

612
00:43:12,215 --> 00:43:14,509
‫تا شاهد دوباره
‫به قدرت رسیدن‌شون باشی

613
00:43:15,510 --> 00:43:18,847
‫آدم‌های زیادی نمی‌تونن
‫بهتر از براتوا انتقام بگیرن

614
00:43:20,223 --> 00:43:22,641
‫البته تو رو باید فاکتور بگیریم

615
00:43:22,642 --> 00:43:24,811
‫این…

616
00:43:26,855 --> 00:43:28,879
‫تمام اطلاعاتیه که دارم

617
00:43:28,880 --> 00:43:32,777
‫در مورد ارتباط بین گری،
‫ژارکوف و پدرت

618
00:43:40,952 --> 00:43:42,252
‫ممنون، اندی

619
00:43:43,621 --> 00:43:44,921
‫ممنون

620
00:43:46,041 --> 00:43:47,500
‫کارت عالی بوده

621
00:43:53,340 --> 00:43:55,425
‫یه چیز دیگه رو هم باید بدونی، جیمز

622
00:44:04,142 --> 00:44:06,394
‫پدرت هیچ‌وقت سازمان رو ترک نکرد

623
00:44:12,275 --> 00:44:16,028
‫روزی که تام ریس توی
‫بوئنوس آیرس مُرد،

624
00:44:16,029 --> 00:44:17,329
‫برای یه مأموریت به اون‌جا رفته بود

625
00:44:19,199 --> 00:44:22,577
‫سال ۱۹۹۷، ۲۸ اکتبر

626
00:44:23,953 --> 00:44:26,331
‫می‌تونی ستاره‌ش رو روی
‫دیوار طبقه‌ی بالا ببینی

627
00:44:27,707 --> 00:44:29,917
‫همراه با ستاره‌ی فردی اِسترین

628
00:44:50,190 --> 00:44:52,390
‫[ به افتخار مأموران
‫سازمان اطلاعات مرکزی

629
00:44:52,391 --> 00:44:54,647
‫که جانشان را در راه میهن‌شان فدا کردند ]

630
00:45:02,867 --> 00:45:04,327
‫نرو

631
00:45:06,121 --> 00:45:07,831
‫از اتفاقی که داره براش می‌افته می‌ترسی

632
00:45:08,873 --> 00:45:10,417
‫منم همین‌طور

633
00:45:13,878 --> 00:45:16,047
‫گم شدن توی ترس خیلی ساده‌ست

634
00:45:17,298 --> 00:45:19,634
‫وقتی من گم شدم و می‌ترسیدم…

635
00:45:20,802 --> 00:45:22,178
‫و دنبال مسیر درست می‌گشتم…

636
00:45:23,263 --> 00:45:25,640
‫فهمیدم همیشه یه جایی هست
‫که می‌تونی بهش نگاه کنی

637
00:45:28,184 --> 00:45:30,394
‫اون ستاره‌هایی که اون بالا هستن

638
00:45:30,395 --> 00:45:33,605
‫بالای سر اولین شکارچی‌ها هم بودن

639
00:45:33,606 --> 00:45:35,984
‫شکارچی‌هایی که برای تأمین
‫معاش خانواده‌شون می‌رفتن شکار

640
00:45:37,861 --> 00:45:40,738
‫و بالای سر تمام جنگجوهایی
‫که توی تمام جنگ‌ها جنگیدن

641
00:45:42,198 --> 00:45:43,740
‫از جمله جنگی که من توش جنگیدم

642
00:45:46,161 --> 00:45:48,412
‫و وقتی یه جنگجو
‫توی میدون نبرد می‌میره،

643
00:45:48,413 --> 00:45:50,290
‫می‌ره اون‌جا

644
00:45:51,291 --> 00:45:52,591
‫تبدیل به یه ستاره می‌شه

645
00:45:54,169 --> 00:45:56,671
‫و راه رو به بقیه‌مون نشون می‌ده

646
00:45:58,173 --> 00:45:59,674
‫ژارکوف

647
00:46:18,485 --> 00:46:20,194
‫ریس، این‌جا چیکار می‌کنی؟

648
00:46:20,195 --> 00:46:21,905
‫می‌شه بیام داخل؟

649
00:46:45,762 --> 00:46:47,430
‫حروم‌زاده

650
00:46:48,473 --> 00:46:50,098
‫مطمئنی همونه؟

651
00:46:50,099 --> 00:46:51,777
‫ساعت ساب‌مارینر مدل ۱۹۶۰

652
00:46:51,778 --> 00:46:54,603
‫خراش‌هایی که روشون هستن هم یکی‌ان

653
00:46:54,604 --> 00:46:56,397
‫آره، همون ساعته

654
00:46:57,148 --> 00:46:59,566
‫گری چطور پدرت رو می‌شناخته؟

655
00:46:59,567 --> 00:47:01,568
‫توی سازمان با هم آشنا شدن

656
00:47:01,569 --> 00:47:04,404
‫به دستور سرهنگ
‫پدرم رو زیر نظر داشته

657
00:47:04,405 --> 00:47:06,699
‫تحرکات و مأموریت‌هاش رو

658
00:47:10,912 --> 00:47:13,540
‫فقط یه راه وجود داره که ساعت پدرم
‫دستش افتاده باشه

659
00:47:20,630 --> 00:47:22,215
‫لحظه‌ی آخر بالای سرش بوده

660
00:47:24,467 --> 00:47:28,095
‫ریس…

661
00:47:28,096 --> 00:47:30,098
‫می‌تونم در مورد یه چیزی
‫باهات صادق باشم؟

662
00:47:32,225 --> 00:47:33,768
‫خیلی قیافه‌ت داغونه

663
00:47:35,645 --> 00:47:37,897
‫خب لرزش دست‌هات داره بدتر می‌شه

664
00:47:39,607 --> 00:47:40,942
‫سردردهات هم بدتر شدن؟

665
00:47:42,193 --> 00:47:43,777
‫حالم خوبه

666
00:47:43,778 --> 00:47:46,114
‫امسال چند بار این حرف رو
‫به خودت زدی؟

667
00:47:47,073 --> 00:47:48,825
‫حالت خوب نیست

668
00:47:49,701 --> 00:47:51,001
‫داری می‌میری

669
00:47:52,495 --> 00:47:54,080
‫و کارهای ناتمام داری

670
00:47:57,000 --> 00:47:59,126
‫گوش کن، هیچ‌کس بیشتر از من

671
00:47:59,127 --> 00:48:01,086
‫دلش نمی‌خواد حساب گری رو
‫برسی، اما…

672
00:48:01,087 --> 00:48:03,840
‫می‌دونه تنها کاری که باید بکنه
‫اینه که صبر کنه تا تو بمیری

673
00:48:05,717 --> 00:48:07,467
‫ریف بهم گفت که…

674
00:48:07,468 --> 00:48:09,012
‫قبول نکردی جراحی کنی

675
00:48:10,847 --> 00:48:12,974
‫بی‌خیال، ریس

676
00:48:25,737 --> 00:48:28,740
‫اولین نشونه‌های تومور
‫‏۶ ماه قبل از…

677
00:48:31,034 --> 00:48:32,452
‫آخرین مأموریتم ظاهر شدن

678
00:48:34,454 --> 00:48:35,830
‫و نگفتم…

679
00:48:37,874 --> 00:48:39,500
‫به هیچ‌کس نگفتم

680
00:48:40,918 --> 00:48:42,920
‫حتی به همسرم هم نگفتم

681
00:48:46,341 --> 00:48:48,967
‫مادرم دچار زوال عقل زودرس
‫شد، پس…

682
00:48:52,305 --> 00:48:53,805
‫وقتی فراموشی‌هام شروع شدن

683
00:48:53,806 --> 00:48:56,643
‫و چیزها رو قاطی می‌کردم،
‫فکر کردم منم مثل مادرم هستم

684
00:48:57,894 --> 00:48:59,311
‫پس پنهانش کردم

685
00:48:59,312 --> 00:49:01,147
‫به جای این‌که درمانش کنم، من…

686
00:49:02,690 --> 00:49:03,940
‫اصلاً بروز ندادم،

687
00:49:03,941 --> 00:49:06,235
‫از خانواده و افرادم پنهانش کردم و…

688
00:49:09,656 --> 00:49:11,407
‫می‌خواستم برای آخرین بار
‫به مأموریت برم

689
00:49:12,992 --> 00:49:14,827
‫و بعدش با سرنوشتم مواجه بشم

690
00:49:24,379 --> 00:49:25,755
‫بعدش…

691
00:49:31,803 --> 00:49:33,304
‫هیچ‌وقت به اون بخش نرسیدم

692
00:49:37,975 --> 00:49:39,602
‫و می‌دونم. خب…

693
00:49:45,775 --> 00:49:47,609
‫خاطرات

694
00:49:47,610 --> 00:49:50,655
‫دیدم چه اتفاقی می‌افته وقتی آدم‌ها
‫خاطرات‌شون رو فراموش می‌کنن

695
00:49:52,782 --> 00:49:54,533
‫خاطراتت از آدم‌هایی
‫که دوست‌شون داری

696
00:49:54,534 --> 00:49:56,244
‫باعث می‌شن…

697
00:49:57,954 --> 00:49:59,455
‫هدف و انگیزه داشته باشی

698
00:50:03,209 --> 00:50:04,669
‫کیتی، نمی‌تونم تحملش کنم

699
00:50:06,504 --> 00:50:07,880
‫مجبور نیستی

700
00:50:10,466 --> 00:50:13,969
‫یکی از دوست‌هات یه کتاب نوشته

701
00:50:13,970 --> 00:50:15,762
‫در مورد تمام زندگیت

702
00:50:17,140 --> 00:50:19,183
‫و تمام آدم‌های مهم زندگیت

703
00:50:21,728 --> 00:50:23,438
‫تمومش کردم

704
00:50:26,691 --> 00:50:28,860
‫اما به ناشر تحویلش نمی‌دم

705
00:50:31,446 --> 00:50:32,738
‫برای توئه

706
00:50:32,739 --> 00:50:36,743
‫برای زمانی که نیازش داری،
‫اصلاً اگه نیازش داشته باشی
‫[ جیمز ریس معتقد راستین ما ]

707
00:50:38,286 --> 00:50:39,662
‫حرفه‌ته

708
00:50:40,288 --> 00:50:41,588
‫نه

709
00:50:42,832 --> 00:50:45,251
‫این کتاب فقط یه حواس‌پرتی بود

710
00:50:46,461 --> 00:50:49,296
‫واشینگتن دی سی فقط
‫یه حواس‌پرتی بود

711
00:50:49,297 --> 00:50:51,716
‫به یانا گفتم یه مأموریت جدید می‌خوام

712
00:50:52,925 --> 00:50:54,510
‫می‌خوام برگردم جنگ رو پوشش بدم

713
00:50:56,387 --> 00:50:58,305
‫برگردی به میدون جنگ

714
00:50:59,724 --> 00:51:01,934
‫نمی‌دونم، خب یه نفر باید
‫اون داستان‌ها رو تعریف کنه، نه؟

715
00:51:03,019 --> 00:51:04,144
‫معلومه که آره

716
00:51:04,145 --> 00:51:05,730
‫آره، کاری کنه مردم گوش بدن

717
00:51:08,316 --> 00:51:10,193
‫هی، می‌شه یه‌کم
‫از مقدمه‌ش رو برات بخونم؟

718
00:51:11,736 --> 00:51:13,403
‫به نظرم شنیدنش برات خوبه

719
00:51:13,404 --> 00:51:14,704
‫باشه؟

720
00:51:18,451 --> 00:51:21,954
‫«داستان واقعی جیمز ریس چیست؟

721
00:51:22,538 --> 00:51:25,208
‫داستان شما از ریس نه،
‫بلکه داستان خود او

722
00:51:26,334 --> 00:51:29,419
‫شما ممکن است جیمز ریس را
‫به عنوان یک تهدید ببینید،

723
00:51:29,420 --> 00:51:32,785
‫یا پیامد کاری که با بهترین
‫جنگجویان‌مان می‌کنیم،

724
00:51:32,786 --> 00:51:35,509
‫زمانی که آن‌ها را آموزش می‌دهیم،

725
00:51:35,510 --> 00:51:39,805
‫مهارت‌های لازم را به آن‌ها می‌دهیم
‫تا کارهای غیرممکن را انجام دهند

726
00:51:39,806 --> 00:51:44,267
‫و سپس مانند مهره‌هایی
‫در بازی‌های ثروتمندان، افراد بانفوذ،

727
00:51:44,268 --> 00:51:46,896
‫و صاحب قدرت آن‌ها را دور می‌اندازیم…

728
00:51:48,314 --> 00:51:51,691
‫اما حقیقت این است که جیمز ریس

729
00:51:51,692 --> 00:51:55,071
‫اول و مهم‌تر از همه‌چیز یک پدر…

730
00:51:56,531 --> 00:51:57,865
‫شوهر…

731
00:51:59,408 --> 00:52:00,827
‫و یک فرزند است

732
00:52:03,746 --> 00:52:06,665
‫خانواده‌ش انگیزه‌ی زندگی‌اش بودند
‫پیش از آن‌که همسر و دخترش

733
00:52:06,666 --> 00:52:08,501
‫به شکل بی‌رحمانه‌ای
‫ازش گرفته شوند

734
00:52:11,420 --> 00:52:14,339
‫مانند همه‌ی ما،
‫ریس با غریزه‌ی عشق ورزیدن و خندیدن،

735
00:52:14,340 --> 00:52:17,509
‫و محافظت از انسان‌هایی
‫که برایش مهم هستند…

736
00:52:19,595 --> 00:52:21,556
‫متولد شد

737
00:52:22,887 --> 00:52:25,923
‫[ صندوق ساموئل اِسترین ]
‫[ ۳٫۸‏ میلیون دلار از طرف اهداکننده‌ی ناشناس ]

738
00:52:27,395 --> 00:52:29,563
‫احترامی که قائل بود

739
00:52:29,564 --> 00:52:31,314
‫برای آزادی ما،

740
00:52:31,315 --> 00:52:33,608
‫برای این سرزمین و مردم،

741
00:52:33,609 --> 00:52:35,652
‫باعث شد خانواده‌ش
‫به مدت سه نسل

742
00:52:35,653 --> 00:52:37,780
‫به این کشور خدمت کنند

743
00:52:39,574 --> 00:52:42,617
‫برای ریس، قهرمان بودن

744
00:52:42,618 --> 00:52:45,161
‫و جنگجو بودن یک شغل نیست،

745
00:52:45,162 --> 00:52:46,462
‫یک رسالت است

746
00:52:47,123 --> 00:52:50,167
‫رسالتی که بارها و بارها
‫به آن عمل کرد

747
00:52:51,419 --> 00:52:55,431
‫حقیقت در مورد جیمز ریس این است…

748
00:52:55,882 --> 00:52:57,758
‫که این تنها آرمان اوست

749
00:53:00,219 --> 00:53:01,553
‫و به همین خاطر…

750
00:53:01,554 --> 00:53:03,293
‫همه‌ی ما زندگی بهتر و امن‌تری داریم

751
00:53:05,182 --> 00:53:07,540
‫چون جیمز ریس…

752
00:53:07,541 --> 00:53:10,313
‫معتقد واقعی ماست»

753
00:53:17,722 --> 00:53:22,379
‫[ جیمز ریس معتقد واقعی ماست ]

754
00:53:35,129 --> 00:53:40,129
‫♪ Evil Ways - Blues Saraceno ♪

755
00:53:49,977 --> 00:53:51,277
‫تیرانداز آماده!

756
00:53:52,281 --> 00:53:55,184
‫[ روسیه، سنت پترزبورگ ]

757
00:54:04,696 --> 00:54:07,579
‫[ به خونه خوش اومدی، آلیور.
‫برای مأموریت بعدیت آماده‌ای؟ ]

758
00:54:25,107 --> 00:54:27,013
‫برای شروع آماده‌ای؟

759
00:54:27,014 --> 00:54:28,314
‫جیمز؟

760
00:54:29,809 --> 00:54:31,434
‫آماده‌ام

761
00:54:32,134 --> 00:54:37,134
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

762
00:54:37,135 --> 00:54:42,135
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫officialcinama@

763
00:54:42,136 --> 00:54:57,136
‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال
‫www.30nama.com

